A Place to Call Home

A Place to Call Home

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

A Place To Call Home S04 1080p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-MZABI
A Place To Call Home S04 720p AMZN WEB-DL DD2 0 H 264-MZABI
د لخوا تبصره 9B0DY
زیرنویس فارسی تمامی قسمت‌های فصل چهارم

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
په خپور شو: 2023-06-29
ډاونلوډونه: 21
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫"مکانی به نام خانه"

‫یکی طالبه کتابته؟

‫میخوان برم سیدنی باهاشون ملاقات کنم.

‫یه بوس بده.

‫گفتم نه!

‫کسی به من نه نمیگه.

‫از این قضیه قسر در نمیره.

‫فاحشه صدات میکنن و دوران کاری ‫برادرت خراب میشه.

‫جرجی از منه؟

‫معلومه از توـه! ‫پسر کوچولوی ماست!

‫بچه ما زنده نموند.

‫نتونستم بهش بگم.

‫لیوی، صبرکن! صبرکن!

‫بزار توضیح بدم. ‫چی رو توضیح بدی؟؟

‫این چیه؟

‫یه کم دلم رفته.

‫میریم ماجراجویی، نه؟

‫پسرم کجاست؟

‫ازدواج ظاهری گفتنش سادست.

‫همیشه زندگی کردنش ساده نیست.

‫امیدوارم مطمئن باشی

‫اون انتظار نداره تو عاشقش باشی.

‫نه، رنه!

‫عشقم! من اینجام.

‫چرا اینجایی؟

‫ادای احترامی بکنم.

‫دروغگو!

‫واقعیت اینه، برای داشتن یک دوران کاری موفقیت آمیز

‫به شخصی در کنارم نیاز دارم.

‫هرچیزی که بین ما بود جرج، ‫مرد متاهلی هستی.

‫چیز دیگه ای اهمیت نداره. ‫من به همون اندازه در دسترس نیستم.

‫با هم خواهیم بود، سارا.

‫بهت قول میدم.

‫اوه

‫"به سارا نوردمن، وصیت میکنم

‫تامین مالی فرزند متولد نشده مان را انجام می دهم."

‫خودت رو مقصر ندون.

‫از توان‌بخش من استفاده کرده بود، دکتر.

‫اما نمیدونستی.

‫ترکیب شده با ....

‫اوه، دعایی برای روح جاوانش.

‫در آرامش بخواب، لس.

‫آمین

‫آمین

‫اوه، آقای نوردمن، یه مصیبت وحشتناک.

‫بچه های بیچاره.

‫اونطوری معلم دوست داشتنیشون رو از دست میدن.

‫و خانوادش در انتظار تابوتش هستن.

‫برای خودکشی کردن خیلی جوون بود.

‫و بعد استفاده ....

‫اگر ترکیب تو نبود،

‫از چیز دیگه ای استفاده میکرد.

‫تعدادی از مشتریام، سفارششون رو کنسل کردن.

‫چیزمیزای تو مشکلی ندارن.

‫کاملا مشخصه، باشه؟

‫مطمئنی بدون من از پسش برمیای؟

‫فقط تا دوشنبه‌ست.

‫موفق باشی.

‫مرگ خیلی بدیه.

‫سخته از فکرت بیرونش کنی.

‫اینجا! اینجا! عجله کنید!

‫عجله کنید! اینجاست!

‫باشه

‫آنا!

‫هنوز داری روی کتاب کوچکت کار میکنی.

‫چه کیفی میده.

‫چه کمکی از ما ساخته‌ست.

‫باید یک سری چیزها گفته بشه

‫بهتره در غیاب پدرت گفته بشه.

‫موقع دورهمی خوبه؟

‫اوه، رجینا، ما واقعا ... ‫نه، اسرار دارم.

‫نیاز نیست لباس بپوشی.

‫"بله" شنیدم؟

‫خب، به نظر اون شنید.

‫نه، درست میگه

‫باید چیزهایی گفته بشه.

‫حدود ساعت 3 بیام دنبالت، درسته.

‫اوه، پیاده میام خونه.

‫ممنون روی.

‫میلی فرستاده شد؟

‫بله

‫فرستاده خدایی.

‫مراقب همه بودن کار سختیه.

‫حال خودت چه طوره؟

‫خب، سعی میکنم گریه نکنم، ‫فقط

‫بیشتر من کمک دست اون بودم.

‫و بچه ها؟

‫خب، میگن که بچه ها مقاوم هستند.

‫اره

‫فقط نگران یکی هستم.

‫اما کاروالت.

‫معمولا همیشه جنب و جوش داره، اما اون ...

‫شاید یه پرستار ...

‫ببینم چیکار میتونم بکنم.

‫و اگر خودت به کمک نیاز داری ...

‫میدونم میلی بدبخت بود

‫اون و گوردن، نامزدش، ‫یک جور ....

‫اما ...

‫باید میدیدم.

‫وقت کلاسه.

‫بله، خدا به دادم برسه.

‫اجازه نده برن رو اعصابت.

‫بجنبید.

‫بجنبید، بریم، عجله کنید، عجله کنید.

‫سلام.

‫تو اما هستی، درسته؟

‫من خانم نوردمن هستم.

‫کمک میکنم تا معلم جدید تا دوشنبه بیاد.

‫برام سواله میشه بهم بگی

‫کلاسم کجاست؟

‫لطفا

‫خب، حالت چه طوره؟

‫مطمئن شو یه دسته گل بفرستی.

‫اهمیت داره که خانواده دختره بدونن

‫که دیگران قضاوت نمیکنن.

‫انجام شده.

‫اوه، ممنون

‫پلیس مطمئنه خودکشی بوده؟

‫ظاهرا اختلافی با نامزدش داشته.

‫تو مالایا تو نیروی هوایی هست.

‫چه طور انجامش داده؟

‫سم موش با توان‌بخش.

‫معلم همکارش پیداش کرده.

‫وحشتناکه.

‫اگر به مشکلات خودمون نگاه کنیم.

‫طاقت نیاوردن، تحت فشار.

‫اونا از طرف اولیوا رسیدن، با کارتی.

‫"قضاوت شدیدی از من نکنید"

‫اون و جیمز صحبت کرددن؟

‫بالاخره، همین صبحی ملاقات داشتن.

‫منم بعدش باهاش دیدار دارم، ‫کارولین هم با اولیویا.

‫تبصره نزارید.

‫چه طور چیزی که جامعه اینقدر محکوم میکنه، ‫اینقدر احساس خوبی داره؟

‫چونکه جامعه کوچک خاکستری داره

‫و از هر رنگی دوری میکنه.

‫به این میگن جواب هنرمندانه.

‫این جواب مرد عاشقه.

‫باید لباس بپوشم.

‫شش، شش، چیزی نیست.

‫بفرما

‫خیلی خب

‫خیلی خب

‫اوه، برام آرزوی موفقیت کن.

‫یادت باشه ... ‫تو و من و جرجی، لندن.

‫یه زندگی کاملا جدید

‫یادت باشه

‫لوید.

‫اوه، چه اهمیتی داره بقیه چه فکری میکنن؟

‫گاهی اوقات، وقتی چیزایی ما رو ناراحت میکنه، ‫خوبه اونا رو بنویسی.

‫پس، بقیه روز رو میخوام

‫شما درباره احساستان درباره اتفاقی ‫که برای خانم دیویس افتاد بنویسید.

‫آو!

‫نیاز نیست اون رو بلند بخونید، ‫یا به کسی نشون بدین.

‫فقط برای شما و ... منه.

‫و اگر بخواهید، منم نمیبینم.

‫پس یک ساعت و نیم وقت دارید.

‫آروم

‫آو!

‫بس کن، لری!

‫گمونم تو باید عقب بمونی.

‫عقب چی، خانم؟

‫من، آه، اینجا منتظر میمونم.

‫اگر میتونستم بوست میکردم.

‫موفق باشی.

‫امیدی نیست؟

‫نه

‫هنوز ازتون خوشم میاد، خانم. ‫حتی اگر اینجا نگه‎م دارید.

‫دو دقیقه دیگه

‫میپذیرم که تو منو

‫به عنوان نامادی بدکار قبول کنی.

‫اما منو و پدرت برای دوران کاری اون ازدواج کردیم.

‫ازت میخوام به این دلیل به پیوند ما احترام بزاری.

‫برای احساسی که دارم، ‫نمیتونی منو مقصر بدونی.

‫لطفا، آتش بس.

‫به خاطر پدرت. ‫نه تو؟

‫من؟ ‫نه

‫فقط میخوام کمکی برای باری که

‫آدم بد اخلاقی همیشه بر دوشش میندازه، باشم.

‫با این تصور که همه چیز درباره اونه.

‫هی، هی ... ‫همون طوری که گفتم، صحبت صاف و پوست کنده.

‫برای تاییدت، چاپلوسی نمیکنم آنا.

‫به وقتش میاد یا نمیاد

‫نمیاد

‫به هرحال، فقط درخواست آتش بس دارم.

‫و اگر آتش بس نکنم؟

‫لطفا ... مجبورم نکن برم سراغ پدرت.

‫فکر میکنی امتنا کردنت رو به چه چشمی می‌بینه؟

‫گمونم بهش به عنوان رفتار ‫یه بچه بدخلق می‌بینه

‫بریم آنا.

‫میتونست بدون کشوندن ما به اینجا، اینا رو بگه.

‫بعضی چیزها باید خونه یکی گفته بشه.

‫و این الان خونه منه.

‫خودتون برید بیرون.

‫و رمان کوچک من منتشر میشه.

‫ممنون پرسیدی.

‫چرا الان؟ ‫منظورت چیه؟

‫اون مدتی رفتار منو دیده،

‫اما چرا الان؟

‫یه چیزی باعث شده دیوار دفاعی برای خودش بسازه.

‫بریم

More Farsi Persian subtitles for A Place to Call Home

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left