لومړۍ 200 کرښې.
حلب، سوریه
مامور ریتر.
سیا امروز برامون چی داره؟
ناوسربان.
خورشید داره غروب میکنه. باید دست بکار بشیم.
گروگان یه مامور عملیاتی سیاست
فکر میکنیم اون توسط نیروی دولت سوریه
در ساختمونی همین نزدیکی نگه داری میشه.
اسم رمزش رندیه. ما از جنوب نزدیک میشیم.
باید انتظار زیر نظر داشتنمون رو اینجا و اینجا داشته باشیم.
با چقدر نیروی سوری قراره روبرو بشیم؟
اطلاعاتی ندارم.
خب، صحبت خوبی بود.
کمدینی؟ منظورت همینه؟ - نه، نه، نه.
فقط یکم پر ادعاعه.
نه، درست نیست. من پر ادعام.
آره، اون... خفن تره.
آره.
حرکت کنین.
مترجمین: مرتضی کاویان پور، مهرسان، ساناز حاجی ابراهیمی
بدون افسوس
سه، دو، یک.
امنه!
هویت گروگان تایید شد.
خودشه.
حرکت کنین.
این دیگه چه کوفتیه، ریتر؟ - هواتو دارم، مرد.
اینا ارتشی سابق روسیه ن.
تو گفتی ارتش سوریه، نه روسیه.
من اینجا روسی نمیبینم.
خیلی خب، منتظر چی ایم؟ بزنین بریم.
بریم.
آر پی جی!
- برگردین! - پناه بگیرین!
گریر!
یه نفر افتاده پایین. باید خارجش کنیم
اولویت امنیت گروگانه.
قرارمون محل خروجه، بریم
دووم بیار!
راسل هم تیمیمون مرده!
ببرینش سمت محل خروج!
دود زا!
شرکت های نظامی خصوصین، گیرنده روسی.
ریتر دروغ گفت.
این خونه ی امن نیست.
اینجا انبار مهمات روسیه ست.
نه بابا، باشه.
پناه بگیر.
باهام بیا
هواتو دارم.
ریتر، جریان روسا رو توضیح بده!
اونا فقط کنترات چی نبودن. ارتش روسیه بودن.
تو خبرداشتی، مگه نه؟
هدف رو تایید کنید.
عقاب شیش. بله، هدف تایید شد.
نیاز به یه حمله هوایی تو شبکه
نوامبر پاپا شیش هفت پنج دو نه صفر داریم.
من باید توجیه میشدم
روس ها یکی از افرادم رو کشتن.
خب، کار همینه، عزیزم.
آره، چرت نگو.
بکش عقب.اطاعت کن، ناوبان یکم.
- الان. - داری چیکار میکنی؟
باریکلا پسر!
واشنگتن دی سی سه ماه بعد
میخوای یه چیز عاشقونه بشنوی؟
آره؟ چیه؟
این بچه تو نیست.
ای سنگ دل.
گوش کن، همین جا روی همین کاناپه میشینی.
بی رحم.
دیوانه ای.
نه، همه چیز خوبه.
میرم برات یه چیزی بیارم.
باشه.
یکم آب میخوای؟
یکم آبمیوه میخوام.
باشه، یخ چای بیار
باشه، این بهتره.
با یکم شکر.
ردیفه.
آره، بهش نیاز دارن، اما ماهم باید بفهمیم
که چرا اونا انقدر زیاد ادا دارن.
ما باید، مثل، به این معلم ها
تو مدارس دولتی کمک کنیم.
- سلام. - عزیزم، الان میخواستم
اینو برات بیارم. پم -نه، نه، مشکلی نیست.
خواهر ایستون داشت با پر حرفیش مغزم رو میخورد،
پس اینجا امن تره.
آره، همینه.
گیرت آورد، نه؟
پم بهمون گفت برای خودت یه شغل عالیو جدید
پیدا کردی، درسته؟
خب، نه، بهش کار پیشنهاد شده.
هنوز قبولش نکرده.
یه کار، محافظ شخصیه
ساعت کاریش خوبه، حقوقش خوبه.
اوهوم
خب، بازنشست شدن از ارتش، قدم بزرگیه.
گفتی کی زایمان میکنی؟
- 17ام ماه بعدی. - 17ام ماه بعدی.
پسر، تولد بچه اولمونو یادمه
خدایا، اگه فکر کردی جنگ شبا بیدارت نگهمیداره
صبر کن ببینی اون دلقک وقتی گرسنه بشه چکار میکنه
پسره حرصتو در میاره
دختره.
دختر. حالا تو دردسر افتادی.
شارلوت، کارولینای شمالی
یکم از اینا میخوای؟ - تموم شد؟
عزیزم، میشه کمک کنی آشغالا رو بذاری دم در، لطفا؟
- آره. - آره، حتما.
بابا، گفتی توئیستر بازی میکنی!
باشه، باشه، یه لحظه بهم وقت بده.
این شبو یادته؟
آره، اون پیراهن و کفشارو یادمه.
من موهاتو یادمه.
آتلانتا، جورجیا
تو راهم. فقط گیر کردم تو...
خدایا، مرد، زودباش!
از کجا داری میای؟
ام
با بروبکس رفته بودیم هپی
یه شب پسرونه دیگه با تکاورای دریایی؟
عزیزم، لطفا، شروع نکن.
چی...؟
عزیزم؟ الو؟
الو؟
چی شد؟
دخترم چطوره؟
بارداره
باید امتحانش کنی.
راستش، دارم با دخترمون صحبت میکنم.
آها، ببخشید.
خب خوبی، عزیزم؟
بابا صبر نداره که برسی اینجا
تموم اتاقت رو انتخاب کردیم.
آره، صبر کن. چی گفتی؟
اون میگه میخواد دختر باباش بشه.
- خدایا، شک دارم اینطور باشه. - آره.
دو به یکیم
میدونی چیه؟ من تسلیمم.
میدونم من تعدادم کمتره.
آخ
حالا، میدونی...
...وقتی که جورابم رو میپوشی چقدر منو هیجان زده میکنه، نه؟
اوهوم - اوهوم
و می پوشیشون.
جان، نه، من واقعا امشب نیاز دارم بخوابم.
نه، میدونم، تو... میتونی بخوابی.
- نه. - زود تمومش میکنم
- سریع تموم میشه. قول میدم. - نه.
بس کن.
- دوست دارم. - منم دوست دارم.
خدافظی
و کل شب اون پایین آهنگ گوش نده
قول میدم.
من آماده ام.
پم.
پم.
عزیزم؟
پم.
نه.
نه. نه.
چیزی که میدونیم اینه که سه تا مجرم مردن
و ناوبان یکم کلی تو شرایط بحرانیه،
احتمال زنده موندنش کمه
همچنین همسرش کشته شده
کلی سومین عضو از واحد عملیات ویژس
که تو 24 ساعت گذشته بهش حمله شده.
اف بی آی امکان دسترسی به حراست رو برای اعضای باقی مونده تیم و خانواده هاشون
فراهم کرده و بازداشت حمایتی گذاشته.
باید از این حقیقت هوشیار باشیم که
این تکاورا خلافای مختلفی میکردن
مواد، سلاح، اطلاعات.
و حواستون باشه، ما داریم
تموم سناریو های احتمالی رو در نظر میگیریم.
- بله. - ریتر!
منظورت اونجا از
هر سناریو ی احتمالی چی بود؟
افراد من فاسد نبودن و خودتم میدونی
اصل داستان چیه؟
و چرت تحویلم نده، ریتر.
امروز روزش نیست.
ما داریم بررسیش میکنیم.
چطوریه هر دو باری که دنیای من به فنا میره،
تو وسطش وایسادی؟
خوش شانسیه، فکر کنم.
یه دکتر لازم دارم!
کد آبی!
- ضربانش رو چک کن. - فشار خونش داره افت میکنه.
- ماساژ قلبی رو شروع کن. - گرفتم.
بچه؟
میدونی کی پشتشه؟
نمیدونم.
حرفه ای ها.
اونا حرفه ای بودن.
اونی که تو اتاق خوابم پیدا کردن...
من نکشتمش.
وقتی رسیدم اونجا قبلش مرده بود.
یکی فرار کرد.
No comments yet. Be the first to leave one.