How I Met Your Father

How I Met Your Father

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

How I Met Your Father S01E01 1080p WEB H264-CAKES
How I Met Your Father S01E01 Pilot 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-NOSiViD
How I Met Your Father S01E01 720p WEB x265-MiNX
How I Met Your Father S01E01 480p x264-mSD
د لخوا تبصره Prolator
█⫸ پرولیتور، علی | DigiMoviez.com

تګونه

web
720p
720
x265
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2022-01-18
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫- خونه، با پسرم تماس بگیر ‫- چراغ‌ها روشن شد

‫سال 2050ست ‫چطوریه که این هنوز درست کار نمیکنه؟

‫با پسرم تماس بگیر!

‫نور این چراغ‌های لعنتی هم کم کن

‫سلام، مامان

‫سلام عزیزم

‫- اوه چقد خسته بنظر میایی ‫- باشه ممنون زنگ زدی

‫- سرت شلوغه؟ ‫- راستش نه. تازه درسام رو خوندم

‫خوبه، چون می‌خوام...

‫داستان اینکه چطور با پدرت آشنا ‫شدم رو واست بگم

‫می‌دونم چطور با بابا آشنا شدی

‫آه، داستان کلی رو میدونی

‫اما الان وقتشه که واست ‫داستان بدون سانسورش رو بگم

‫چند تا لیوان از اون شراب ‫زدی به بدن؟

‫اونقدری که جاهای سکسی‌ داستان ‫رو از قلم نندازم

‫- Untranslated Line -

‫خدای من، شروع شد باز

‫خب، مثل خیلی از داستان‌های عشقی ‫توی سال 2022

‫این یکی هم از یه قرار اپلیکشن «تیندر» شروع شد ‫

‫ببخشید

‫راستش از اونجا شروع شد ‫که سر یه قرار تیندر دیر کرده بودم

‫نزنی بهم، نزنی بهم

‫- آه، سوفی ‫- بله

‫- سلام، جسی هستم ‫اینم بهترین دوستم سیده

‫زیاد بهش توجه نکن ‫فقط قراره تا جایی برسونمش

‫اوه، ازم بپرس کجا میخوام برم

‫- Untranslated Line -

‫زود باش بپرس ازم! ‫کجا میخوای بری، سید؟

‫امشب قراره از دوست دخترم خواستگاری کنم

‫وای دوست دختر! ‫بزودی دیگه نمیتونم بهش بگم دوست دختر!

‫قراره بشم نامزدم!

‫نامزد! نامزد! نامزد!

‫- سوفی عزیزم یه لطفی کن ‫منو با سیم این شارژر خفه کن. باشه؟

‫اوه راستی میشه ازش استفاده کنم

‫چون گوشیم گرسنشه ‫همش میگه...

‫مامانی بهم غذا بده!

‫خب، واسم کل داستان رو بگو ‫دختره کیه؟

‫خب، اسمش هاناست

‫رزیدنت جراحی توی لس آنجلسه

‫واسه همین دورا دور با هم در ارتباط هستیم

‫منم اینجا بار خودم، پَمبرتون رو اداره میکنم

‫آفرین به تو که ‫قاب یه جراح رو زدی

‫چطوری میخوای ازش خواستگاری کنی؟

‫خب اون فکر میکنه امشب ‫قرار بریم کنسرت بیانسه

‫ولی در اصل، من همه دوستام رو ‫توی بار خودم جمع کردم که سورپرایزش کنیم

‫فکر نمیکنی یه کم تو ذوقش بخوره ‫که نمیخوایید واقعا برید کنسرت بیانسه؟

‫منم همش دارم همینو میگم ‫تو ذوقش میخوره

‫یه عمر با من بودن ‫بهتر از کنسرت بیانسه‌ست

‫حتما

‫خب، تو چکار میکنی، سوفی؟

‫توی این بار رزوود که میخوای بری چه خبره؟

‫خب

‫میدونم شاید یکم دیوونگی بنظر بیاد

‫ولی فکر میکنم مرد رویاهام رو پیدا کردم

‫و میخوام باقی عمرم ‫رو باهاش باشم

‫آره

‫تنها مشکل اینه که از توی تیندر پیداش کردم ‫و تا حالا حضوری ندیدمش

‫اوه، چقد شبیه فیلم «شما یه نامه دارید»

‫- بیشتر به «شما زیادی توقعات بیجا از این قرار دارید» میخوره

‫آره میدونم بنظر چطور میاد

‫ولی منم یه دختر خل و چِل نیستم

‫که فکر کنه تا یه بچه پولدار اسکل ‫بهش پیام داد و گفت سلام

‫دیگه عشق واقعی رو پیدا کرده

‫آخرین قراری که توی تیندر داشتم ‫بدترین قرار عمرم بود

‫پسره 20 دقیقه دیر اومد سر قرار

‫سوفی؟ ببخشید دیر کردم

‫مشکلی نیست

‫مترو تاخیر داشت؟

‫نه راستش. من...

‫قبل از این سر یه قرار دیگه بودم و...

‫فقط همینو بگم که خوب پیش رفت

‫یعنی...

‫خیلی خیلی خوب پیش رفت

‫یعنی، همین الان سکس کردم

‫- اینو بهت گفت؟ ‫- آخه چرا بهت گفت؟

‫تازه این بدترین قسمتش نبود

‫با خودش فکر کرده بود که اینکه به من بگه ‫الان سکس کرده خیلی هم جذابه

‫فکر میکرد من میخدم و لبخند میزنم و میگم...

‫وای چه خفن ‫چون گناهه که یه زن توی این شهر...

‫از یه مرد انتظاری داشته باشه

‫حتی اگه انتظارت یه جو احترام باشه

‫که پسره توی روت نگه ‫که همین الان با یکی دیگه سکس کرده

‫مردم چه مرگشون شده!؟

‫و درست همونجا، جلوی همون بار...

‫تصمیم گرفتم اکانت تیندرم رو دیلیت کنم

‫ولی وقتی رفتم که اکانتم رو غیر فعال کنم...

‫دیدم با ایان مچ شدم

‫توی با ایان مچ شدی؟ ‫با ایان مچ شده

‫آره

‫با یه خوش بش ساده شروع شد ‫سوالایی برای آشنایی و از اینجور چیزا

‫مثل اولین آدم معروفی که روش کراش داشتی کی بود؟

‫تیا ماری. تو چی؟

‫باز لایتیر ‫

‫یه فضانورد پلاستیکی...

‫چه عجیب غریب!

‫- Untranslated Line -

‫و بعدش جدی شروع کردیم ‫به شناخت همدیگه

‫چه نوع عکاسی انجام میدی؟

‫در حال حاضر، ‫از مراسماتی مثل جشن تولد،...

‫مراسم نامزدی و اینجورچیزا عکاسی میکنم ‫که پول اجاره خونه دربیاد

‫ولی قلباً عاشق عکاسی خیابانی هستم

‫عکاسی خیابانی میشه همون ‫قایمکی از غریبه‌ها عکس گرفتن،...

‫بعدش هم پا به فرار گذاشتن ‫قبل اینکه با مشت بزنن تو صورتت، آره؟

‫کاملا درسته

‫- تو چکار میکنی؟ ‫- میدونم شاید فکر کنی این شغل رو از خودم درآوردم...

‫ولی من زیست شناس دریایی هستم

‫صد درصد از خودت درآوردی

‫و یه دفعه دیدیم تمام روز رو ‫داشتیم مسیج بازی می‌کردیم

‫همینطور تمام شب

‫- اولین بوس؟ ‫- میبل گری هوند، کلاس هفتم

‫- آشپزی میکنی؟ ‫- یکی از تفریحات مورد علاقمه

‫- Untranslated Line -

‫تمام روز رو داشتم بهت فکر میکردم

‫خدای من ایان ‫با دختره یه قرار بذار دیگه!

‫منم دقیقا همینو فکر میکردم

‫خب، اصلا قرار هست که دعوتم کنی ‫همدیگه رو حضوری ببینیم؟

‫از خدامه

‫ولی تا دو هفته آینده برای کار استرالیا هستم

‫واسه همین قرار گذاشتیم که وقتی ‫برگشت همدیگه رو ببینیم

‫و این شد که کارمون به امشب رسید

‫و اینم از آخرین قرار اول من

‫وای، چه داستان عاشقانه‌ای

‫آره، مگه نه؟

‫- نظر آقای ضدحال چیه؟ ‫- هی

‫ببین من حس خیلی خوبی ‫به این یارو ایان دارم

‫نه، نه در توانم نیست

‫نه، راستش اینه که شانس اینکه این آدم...

‫عشق اول و آخر تو باشه از کم هم کمتره

‫منظور اینه، شانس اینکه به من ‫امتیاز پنج ستاره بدی...

‫اونم بعد این نتیجه‌گیریِ وقیحانه‌ای که کردم ‫بیشتره

‫درضمن، گوشیت یادت نره

‫آه ممنون

‫خواستگاریت مبارک

‫ممنون

‫- Untranslated Line -

‫- چیه؟ ‫- تو ازش خوشت اومد

‫نخیر

‫- چرا ‫- نخیر!

‫- نخیر ‫- چرا (خوشم) اومد. ای لعنتی

‫ایان؟

‫سوفی!

‫سلام

‫سلام

‫و اینطور شد که بهتری اولین قراری ‫که تو عمرم داشتم، شروع شد

‫قراری که اونقد خوبه ‫که حتی گوشیت رو چک نمیکنی

‫- وای ‫- آره میدونم

‫میدونی باید هفته آینده بریم ‫این فیلم جدیده رو ببینیم

‫که خواکین فینکس نقش امیلیا ارهارت رو بازی کرده

‫و اینجا بود که اتفاق افتاد

‫چی؟

‫خب،...

‫سوفی، راستش...

‫من دارم به استرالیا نقل مکان میکنم

‫تو که تازه از اونجا اومدی

‫میدونم

‫قرار بود فقط یه سفر تحقیقاتی باشه

‫ولی درست قبل اینکه برگردم ‫بهم پیشنهاد یه کار تمام وقت...

‫توی تیمی دادن که به مرجان‌های دریاییِ ‫در حال انقراض برای تولید مثل کمک میکنه

‫نمیتونستی...

‫فقط یه شمع روشن کنی و ‫یه آهنگ راک ملایم بذاری؟

‫میخوام بگم، این روش که همیشه روی من جواب میده

‫کی میری؟

‫امشب

‫امشب

‫فقط اومدم نیویورک که وسایلم رو جمع کنم ‫و خونه‌م رو اجاره بدم

‫میدونم که باید اینو زودتر بهت میگفتم

‫فقط میترسیدم که سر قرار نیایی

‫و...

‫باید میدیدمت، سوفی

‫و درنتیجه...

‫تصمیم گرفتیم که رابطۀ دورا دور...

‫ایدۀ چندان خوبی نیست

‫بعد چند هفته مسیج بازی...

‫و یه قرار اول فوق العاده...

‫خداحافظ، سوفی

‫خداحافظ، ایان

‫یجورایی دلم میخواد الان ببوسمت

‫یجورایی منم دلم میخواد

‫فکر میکنم بهتر باشه اینکارو نکنیم

‫شاید یه روزی

‫آره، یه روزی

‫قلبم شکسته بود

‫ولی حداقل میتونستم برگردم خونه ‫پیش بهترین دوستم

‫خاله والنتینا!

‫تازه از هفتۀ مد توی ‫لندن برگشته بود

‫خیلی خوشحالم که برگشتی خونه

‫خیلی دلم واست تنگ شده بود

‫وقت واسه «دلم تنگ شدن‌ها» نداریم ‫بگو ببینم

‫قرارت با ایان چطور بود؟ قدش بلنده؟

‫- آره ‫- شنونده خوبی بود؟

‫آره

‫چشماش به مهربونیِ عکسش بود؟

‫آره

‫چرا بپر بپر نمیکنی پس؟

‫چون داره برای همیشه میره استرالیا

‫سوفی، خیلی متاسفم

‫باهاش با این وجود سکس کردی؟

‫- Untranslated Line -

‫حداقل، هنوز تو رو دارم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left