Away from All Suns

Away from All Suns (Fort von allen Sonnen)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Away from All Suns 2013 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-10
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫‫داری کل آپارتمانم رو غرق آب می‌کنی.‬‬

‫‫چه خبره؟ به لوله‌کش زنگ بزن، احمق.‬‬

‫‫از سقف شما آب میاد پایین یا چی؟ - دقیقاً.‬‬

‫‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده. هیچ‌کس از توالت استفاده نمی‌کنه.‬‬

‫‫روز بخیر. کسی خونه هست؟‬‬

‫‫توی آپارتمان ما الان یه اجرای تئاتر برگزار میشه.‬‬

‫‫و از سقف همسایه‌ها داره آب می‌چکه.‬‬

‫‫بهم گفتن باید به شما مراجعه کنم...‬‬

‫‫برای اون باید به لوله‌کش زنگ بزنی.‬‬

‫‫فقط آب رو قطع کنید... - نمی‌دونم شیرش کجاست.‬‬

‫‫من این آپارتمان رو خوب بلد نیستم.‬‬

‫‫من امتحان کردم، نشد.‬‬

‫‫تقصیر من چیه؟‬‬

AA

AA AA

AA AA

AA AA AA

AA AA AA AA AA

AA AA

AA

AA

‫‫این از چوبه.‬‬

‫‫ولی انقدر ظریف ساخته شده،‬‬

‫‫که اولش فکر کردم فلزیه.‬‬

‫‫ولی این چوبه!‬‬

‫‫این‌ها اصل هستند.‬‬

‫‫و ببینید چطور باز می‌شد.‬‬

‫‫این لولاهای افقی رو می‌بینید؟‬‬

‫‫پنجره این‌طوری باز می‌شد.‬‬

‫‫در این خانه همه‌چیز دست‌نخورده و اصلیه‬‬

‫‫من سعی کردم هیچ‌چیزی رو تغییر ندم.‬‬

‫‫این در دهه ۳۰ ساخته شده.‬‬

‫‫این کریستاله، نه فقط شیشه معمولی.‬‬

‫‫یک خانه کانستراکتیویستی. شما پنجره‌ها رو دیدید.‬‬

‫‫این کانستراکتیویسم با عناصر باروکه.‬‬

‫‫درباره این مکان چی می‌تونم بگم؟‬‬

‫‫اینجا شبیه داخل یه سفینه فضایی قدیمیه.‬‬

‫‫من یه شعر درباره‌اش نوشتم،‬‬

‫‫درباره این‌که چطور توی نارکومفین مثل داخل یک سفینه فضایی زندگی می‌کردند.‬‬

‫‫اسم کاپیتانش «کپک» بود.‬‬

‫‫این بخش‌های سبز رنگ اونجا، کپک هستن.‬‬

‫‫بین ما یه افسانه درباره این کپک وجود داشت،‬‬

‫‫که می‌ره توی مغز آدم‌های اینجا.‬‬

‫‫و بعد اون‌ها از همه‌چیز انقدر خوششون میاد که میگن: واو!‬‬

‫‫در سال ۱۹۱۷...‬‬

‫‫...انقلاب اکتبر‬‬

‫‫حکومت بورژوازی را روبید و از بین برد.‬‬

‫‫AEBLAERA نمایشگاه جریان‌های نوین در هنر‬‬

‫‫AH AEBAC BAKYA PCA نمایشگاه جریان‌های نوین در هنر‬‬

TAT

TATP

TAT.IH

TATPH

‫‫لطفاً در رو باز کنید.‬‬

‫‫شما کی هستید؟ معمار.‬‬

‫‫یه گروه فیلم‌برداری هم همراهمونه. من از قبل خبر دادم.‬‬

‫‫سرکارگر خبر داره؟ - بله.‬‬

‫‫بفرمایید تو.‬‬

‫‫اینجا زادگاه منه.‬‬

‫‫من اونجا به دنیا اومدم. و هنوز هم توی همون خونه زندگی می‌کنم.‬‬

‫‫اون برج رو اونجا می‌بینید؟‬‬

‫‫من اونجا زندگی می‌کنم.‬‬

‫‫برای همین نسبت به همه‌چیز در اینجا احساس تعلق زیادی دارم.‬‬

‫‫در طرح اصلی نیکولایف‬‬

‫‫اینجا هنوز یک سیستم تهویه وجود داشت،‬‬

‫‫که قرار بود هوا رو به کابین‌های خواب هدایت کنه.‬‬

‫‫آخه اون‌ها خیلی کوچیک بودن.‬‬

‫‫و ظاهراً هوا کافی نبود.‬‬

‫‫امروز دیگه بهش نیاز نداریم. کابین‌های ما بزرگ هستن.‬‬

‫‫تغییراتی در داخل برج ایجاد شده،‬‬

‫‫اما در اصل مثل سابقه‌اش هست.‬‬

‫‫اینجا باید یه فضای دیگه ایجاد می‌کردیم،‬‬

‫‫چون باید آسانسور کار می‌گذاشتیم.‬‬

‫‫یه ساختمان هشت‌طبقه بدون آسانسور،‬‬

‫‫امروز دیگه اصلاً امکان نداره.‬‬

‫‫همراه من بیایید.‬‬

‫‫اون فقط جوراب پاشه. این‌طوری که نمیشه.‬‬

‫‫این سمت حیاطه.‬‬

‫‫و این سمت نما است. طرح اولیه این شکلی بود.‬‬

‫‫اینجا به خوبی مشخصه که پنجره‌ها همه با هم فرق دارن.‬‬

‫‫و این هم چاپخونه است.‬‬

‫‫لیسیتزکی یک ساختمان کانستراکتیویستی‬‬

‫‫بسیار جالب طراحی کرد.‬‬

‫‫همه این‌ها به هم مربوط بودن.‬‬

‫‫افرادی که اونجا کار می‌کردند، همین‌جا زندگی می‌کردند.‬‬

‫‫و اینجا چی دارن می‌سازن؟‬‬

‫‫اینجا دارن خانه‌ای می‌سازن،‬‬

‫‫که هرگز نباید ساخته می‌شد.‬‬

‫‫اگر همسر شهردار سابق‬‬

‫‫وارد این پروژه نشده بود‬‬

‫‫متأسفانه این یک امر عادی در مسکو بود،‬‬

‫‫در دوران شهرداری لوژکوف.‬‬

‫‫این آپارتمان متعلق به خانواده منه.‬‬

‫‫من می‌خوام اینجا زندگی کنم.‬‬

‫‫بعد یکی میاد‬‬

‫‫و میگه این خونه مزاحمشه، باید خراب بشه.‬‬

‫‫چطور خرابش می‌کنند؟‬‬

‫‫بهش آسیب می‌زنن تا در نهایت خراب بشه.‬‬

‫‫پس این ساختمان جدید،‬‬

‫‫جنایتی در حق خانه ماست.‬‬

‫‫این هم یه آهنگ جدید دیگه.‬‬

‫‫این موسیقی رو از کجا میاری؟‬‬

‫‫خودم می‌سازم. - از ماتحتت...‬‬

‫‫این شکلات شماست؟ می‌تونم بردارم؟‬‬

‫‫یکی‌شون می‌درخشید...‬‬

‫‫...و اون یکی...‬‬

‫‫...می‌ترسید.‬‬

‫‫دوست دارم اینجا یک کمون واقعی داشته باشیم.‬‬

‫‫جایی که همه با هم اینجا زندگی کنند.‬‬

‫‫و همه روی یک هدف مشترک کار کنند.‬‬

‫‫همه از این یونیفرم‌ها بپوشند.‬‬

‫‫OBe همه چنین یونیفرم‌هایی بپوشند.‬‬

OBeR

‫‫اما در حال حاضر‬‬

‫‫اما در حال حاضر OBeR اون‌ها بیشتر فقط هوادار هستند.‬‬

ROXY

ROX

‫‫سلام، داشا ۶.‬‬

‫‫سلام، دوناتاس ۱۸.‬‬

‫‫چطوری، داشا ۶؟‬‬

‫‫عالی.‬‬

‫‫"عالی، دوناتاس ۱۸.‬‬

‫‫چرا باید این‌طوری بگم؟‬‬

‫‫چون باحاله...‬‬

‫‫آخه ما داریم توی یه سفینه فضایی قدیمی زندگی می‌کنیم.‬‬

‫‫ما یک کاپیتان کپک داریم‬‬

‫‫اینجا ربات‌های «آیایایکا» و «اویویویکا» هم زندگی می‌کنند.‬‬

‫‫و بعد داشا ۶ و دوناتاس ۱۸ رو هم داریم.‬‬

‫‫و همین‌طور ایلیا ۲۳ و ناتاشا ۲۳.‬‬

‫‫اون‌ها یک خانواده هستن.‬‬

‫‫من و یولیا در حال حاضر توی نارکومفین نیستیم.‬‬

‫‫فهمیدم.‬‬

‫‫چه بد. - آره، واقعاً بد شد.‬‬

‫‫سالن‌ها. تالارها. اتاق‌های خواب خصوصی. اتاق‌های پذیرایی...‬‬

‫‫...همه‌چیز روبیده و ناپدید شده است.‬‬

‫‫غذاخوری‬‬

‫‫آشپزخانه بزرگ شماره ۴‬‬

‫‫این خانه اشتراکی برای جوانانی ساخته شده بود،‬‬

‫‫که هیچ چیزی نداشتند.‬‬

‫‫می‌تونید تصور کنید، آدم‌هایی به اینجا اومدن که هیچ‌چیز نداشتند.‬‬

‫‫هیچ‌چیز به جز لباس‌هاشون.‬‬

‫‫در بخش خواب می‌خوابیدند.‬‬

‫‫در بخش شستشو همه‌چیز برای بهداشت شخصی وجود داشت.‬‬

‫‫در این بخش بزرگ آموزشی، یک غذاخوری بود.‬‬

‫‫اونجا فضاهای کار انفرادی بود‬‬

‫‫و اتاق‌هایی برای کارهای گروهی.‬‬

‫‫اونجا اداره پست و خشک‌شویی هم بود.‬‬

‫‫kopnyc همه‌چیز اونجا وجود داشت.‬‬

‫‫چطور قراره رنگ مشکی هم با این ست بشه؟‬‬

‫‫این قراره سفید بشه، مگه نه؟‬‬

‫‫و ستون‌ها مشکی؟ - بله.‬‬

‫‫و درها هم مشکی؟‬‬

‫‫اینجا از چیزی که الان هست هم بدتر خواهد شد.‬‬

‫‫بیایید این رو توی جلسه مستأجرها مطرح کنیم!‬‬

‫‫جلسه مستأجرها خودِ ماییم.‬‬

‫‫کدام آدم عاقلی،‬‬

‫‫به خانه‌ای نقل مکان می‌کنه که کلاهبردارها تصاحبش کردن؟‬‬

‫‫جایی که آپارتمان‌های مخروبه رو به عنوان جای قابل سکونت اجاره میدن،‬‬

‫‫جایی که برق و آب رو می‌دزدند‬‬

‫‫اون‌ها بابت هیچ‌چیز پولی نمیدن!‬‬

‫‫کسانی که الان اینجا زندگی می‌کنند، هیچ ربطی به هنر ندارند.‬‬

‫‫اون‌ها اصلاً متوجه چیزی نمیشن.‬‬

‫‫اون‌ها هر از گاهی، در حالی که کاملاً مست هستن،‬‬

‫‫از من سیگار یا چیزهای دیگه می‌خوان.‬‬

‫‫احمق‌هایی که فکر می‌کنند هنرمندند.‬‬

‫‫من اسمی از کسی نمی‌برم‬‬

‫‫اتفاقاتی که اینجا میفته وحشتناکه، مخصوصاً شب‌ها.‬‬

‫‫اون‌ها برای بقیه پشیزی ارزش قائل نیستن.‬‬

‫‫ساعت ۴ صبح، داد و فریاد، موسیقی.‬‬

‫‫اما چه موسیقی‌ای! این موسیقی نیست، آشغاله.‬‬

‫‫حالا هر کسی‬‬

‫‫باید سوگند یاد کنه. هر کسی که اینجا می‌مونه.‬‬

‫‫این برای ما جایگزین امضاهاست.‬‬

‫‫و به این معنیه که شما با همه‌چیز موافقید،‬‬

‫‫هر اتفاقی که قرار باشه اینجا بیفته.‬‬

‫‫اگر چیزی رو دوست ندارید،‬‬

‫‫باز هم باید دوام بیارید و نباید اینجا رو ترک کنید.‬‬

‫‫حالا چیزی رو که می‌گم تکرار کنید.‬‬

‫‫خنده نداره، همه‌چیز کاملاً جدیه.‬‬

‫‫حداقل برای کسانی که این یونیفرم رو پوشیدند.‬‬

‫‫این فکر رو که اینجا یک فرقه‌ست، از سرتون بیرون کنید.‬‬

‫‫این فکر رو رها کنید،‬‬

‫‫که اینجا داره تبلیغات خاصی انجام میشه.‬‬

‫‫ما در زمانه عجیبی زندگی می‌کنیم...‬‬

‫‫بعد از من تکرار کنید.‬‬

‫‫من‬‬

‫‫کنار می‌گذارم‬‬

‫‫نام خود را‬‬

‫‫و سوگند یاد می‌کنم،‬‬

‫‫که به صورت مشترک اقدام کنیم.‬‬

‫‫در «صبحگاه زمان مفید»‬‬

‫‫من از تمام نام‌ها دست می‌کشم.‬‬

‫‫همین الان انسانی در اینجا پدیدار می‌شود.‬‬

‫‫همین الان.‬‬

‫‫چه چیزی شما را به حرکت وامی‌دارد؟ از چه می‌لرزید؟‬‬

‫‫به شما، مردم آینده، می‌خواهم بگویم که چطور زندگی می‌کنم.‬‬

‫‫همه ما کمی در آینده هستیم.‬‬

‫‫این ما را می‌ترساند.‬‬

‫‫این زمین... - بله، بله، یک ساخت‌وساز غیرقانونی.‬‬

‫‫اینجا نوشته شده که خانه شما یک اثر تاریخی است. - بله.‬‬

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left