لومړۍ 200 کرښې.
شاو؟
معلومـه چه خبره؟
شاو؟
تو لابد یکی از جندههای نلی هستی
پس برای انتقام اومدی، آره؟
شروع کن دیگه
ماشالا دخترجون
تو این همه راه رو اومدی
حیفـه به همین زودی جا بزنی
بیل
صبح بهخیر، خانم
چی شده؟
یکی اومده ببیندت
پسرها، برید بالا
صبح بهخیر، بیل
گندش بزنن
آره
آقای اوهارا
جناب شهردار
گمونم میدونی چرا اومدم اینجا
الان از بیمارستانی که رئیس اتوود
توس بستری شده برمیگردم
به ادعای اون، تو بهش حمله کردی
همچین حرفی زده؟
با سیم فَکِش رو بستن. اصلاً چیزی نگفت.
ولی اظهارات کتبیش دال بر این موردن
واقعیت ماجرا این نیست
طبق ادعای همکارهای سابقت
رئیس اتوود موقع کار مست بوده و
از یه طبقه پله افتاده پایین
ادعاشون رو رد میکنی؟
من…
خب… بهش میخورد اهل همچین کاری باشه
چون من یه رئیسپلیس جدید میخوام
منتها تو انگار وضعیت جالبی نداری
پس، بگو ببینم، آمادگیش رو داری؟
متأسفانه فوراً جوابت رو لازم دارم
بله، قربان
درخدمتم
بسیار خوب
از امروز کارت رو شروع میکنی، رئــیــس اوهارا
ممنون، قربان
اتوود چی پس، قربان؟
اگه از پس دیپورت چند صدتا چینی برمیایم،
حتماً میتونیم شَرِّ یه پروتستان نیویورکی رو هم کم میکنیم
سلام
شرمنده که اینجوری آوردیمت اینجا
جای امن دیگهای بهنظرم نمیومد
ماجرا چیه؟ چی شده؟
من بیرون منتظرم
به چیزی دست نزن
این اسکناسهای جدیدمونـه
لبههاش باظرافت کار شده
تر و تمیزه، ولی…
کار من نیست
افراد یانگ جون دارن پیشرفت میکنن
قابلقبولـه، منتها درجهیک نیست
ولی فاصلهی زیادی هم باهاش نداره
واقعاً بهنظرت یانگ جون میاد سراغم؟
دلم نمیخواد به جواب سؤالت برسم
باید همراهم بیای
آره
ولی نمیای
دلم میخواد بیام
پس بهتره زودتر تصمیمت رو بگیری
درود بر رئیس جدید!
تبریک میگم، رئیس
دمت گرم!
خیلیخب دیگه، بسه
برگردید سر کارهاتون، کونکِشهای گشاد
تبریک میگم، بیل
زودتر از اینها باید رئیس میشدی
ممنون، لی
ابلهها!
پس همراهش میری؟
نمیدونم
ولی به فکر رفتنی
اگه همراهش بری،
انجمنهای چینی دنبال تو هم میفتن
اگر هم بمونم، اوضاع بیریخت میشه
هاپ وی دیگه جای من نیست
هیچوقت هم نبود
ولی دروغـه اگه بهت بگم اون بیرون دنیا قشنگتره
واسه من که قشنگتر نبود
شاید وقتشـه خودت متوجه بشی
لی یانگ
اینها اینجا چیکار میکنن؟
از من حفاظت میکنن
دربرابر من؟
لازمـه تنهایی… باهات صحبت کنم
حتماً شوخیت گرفته
شاید بهتره بعداً صحبت کنیم،
وقتی که خشمت فروکِش کنه
به خیالت بلایی سرت میام؟
نمیدونم
جسدش رو گذاشته بودن جلوی در خونهام
اوه، لای
لای
به لطفِ ۷۲۵ هزار تُن فولاد و بتُن
کل این مسیر تا جنگلهای اورگن
قراره رنگ و بوی صنعت ساختوساز آمریکا رو به خودش بگیره
منظرهی محشریـه، مگه نه؟
چرا که نه
مخالفی؟
نه…
واسه همین بهتره شروع به استخدام کارگر کنی
تا عقب نیفتی
چی داری میگی؟
حالا که باکلی شهردار شده،
یکی از همین روزها این عَمَلهها رو با کشتی برمیگردونن چین
حتی شهردار هم نمیتونه فولاد رو ارزون کنه
تا وقتی قیمت مواد اولیه پایین نیاد،
نمیتونم کارگر آمریکایی استخدام کنم
راهی نداری
باکلی استخدام کارگر چینی رو ممنوع میکنه
کی کلید ساختمون شهرداری رو تو دست باکلی گذاشت؟
ما
یهسری ملاحظات صورت میگیره
گفتم که، شهردار درستکار به درد من نمیخوره
وایسا ببینم
آقای استریکلند، تو به من وعدهی شغل دادی
من بهت قول شراکت دادم
قضیه بزرگتر از یه محل احداثـه
توی مسیر خطآهنِ من کنار تمام ایستگاهها شهرک درست میشه،
این هم یعنی فرصتهای جدید برای ایرلندیهایی که تو وکیلمدافعشونی
دارم از ثروت موندگار و واقعی حرف میزنم،
نه سگدوهای کمرشکنی که
رُسِ تکتک اجنبیهای که پاشون
به سواحل آمریکا باز میشه رو میکِشه
تو بهم قول دادی
خشمت رو صرف آدم اشتباهی میکنی
یکی مثل تو نباید توی یه مِیخونه زندگی کنه
و بهخاطر تأمین معاش یه مشت قدرنشناسِ مَست کَلاشی کنه
من تو رو پولدارترین ایرلندیِ سان فرانسیسکو میکنم
اونوقت ریش و قیچی دست خودتـه؛
میتونی توی صنعت سرمایهگذاری کنی
یا هر چند تا دائمالخمر که وجدانت میگه رو استخدام کنی
ایرلندیها الان شغل لازم دارن
چینیها دو برابر اونها کار میکنن، دستمزدشون هم نصفـه
من هم مثل خودت دلم میخواد شر چینیها کم بشه،
ولی باور کن تا وقتی اینجا هستن
باهاشون پول به جیب میزنم
حالا هم اگه به قدر کافی سنگ ایرلندیها رو به سینه زدی،
بیا بریم یه مشروب بزنیم و
درمورد آیندهات صحبت کنیم
من بهت اعتماد کردم
ولی تو بهم کیر زدی
اگه واقعاً همچین نظری داری،
پس تصوراتم راجعبهت از پایه غلط بوده
چند روزه وضعش اینـه
چطور ممکنه هیچ کاری از دستت برنیاد؟!
سَم وارد خونِش شده
میتونم چند تا محلول تنتور آماده کنم
تا بیشتر از این عذاب نکِشه
گمشو بیرون
طرف راست میگه
کاری از دستش برنمیاد
خوب میشی
فقط باید استراحت کنی
قراره تاابد استراحت کنم
اینجوری حرف نزن
بدتر از اینهاش هم حریفت نشدن
منو ببین
به من نگاه کن
وقتشـه
نذار عاقبتم بشه یه پیرمرد غرغرو که
جلوی بقیه میشاشه تو خودش
میخوای چیکار کنم؟
کاری که وقتی رئیس انجمن شدی باید میکردی
گوه توش
من کل عمرم رو جنگیدم
یه چیزی رو ساختم
توی محلهی چینیها از من قدرتمندتر نبود
میخوام اونجوری ازم یاد کنن، نه اینطوری
تو به خواستهات رسیدی
حالا شرافتم رو بهم بده
من به خواستهام رسیدم؟
تنها خواستهی من… احترامِ تو بود
پس بهدستش بیار
تو رهبر هاپ ویای
در شأن مقامت عمل کن
چیه؟
دوستت دارم، پدر
پسرم
پسر…
عزیزم
باورم نمیشه این همه آدم اومدن
چی بگم؟
آخه کی میتونه به صدای من نــه بگه؟
البته دوستهایی هم که بتونن کل کلوپ رو رزرو کنن، نعمتن
امشب فقط خودمم و خودت
کاش هر شب اینطوری بود
- وای - شرمنده
نه، عیبی نداره. .ولی یه نوشیدنی جدید میخوام
جایی نریها
مگه میتونم؟
۱۰ دقیقهی دیگه اجرا دارم
سلام
تو بچهخوشگلترین چینیای هستی که
تا حالا دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.