Warrior - Third Season

Warrior - Third Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Warrior S03E09 All of Death Is a Going Home 720p HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Warrior S03E09 All of Death Is a Going Home 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Warrior S03E09 720p WEB H264-DiMEPiECE
Warrior S03E09 WEBRip x264-XEN0N
Warrior S03E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
Warrior S03E09 XviD-AFG
Warrior S03E09 WEB XviD-RMX
Warrior S03E09 WEB x264-PHOENiX
Warrior S03E09 All of Death Is a Going Home 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Warrior S03E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Ali99
🔲⫸ Cardinal علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2023-08-10
ډاونلوډونه: 44
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫شاو؟

‫معلومـه چه خبره؟

‫شاو؟

‫تو لابد یکی از جنده‌های نلی هستی

‫پس برای انتقام اومدی، آره؟

‫شروع کن دیگه

‫ماشالا دخترجون

‫تو این همه راه رو اومدی

‫حیفـه به همین زودی جا بزنی

‫بیل

‫صبح به‌خیر، خانم

‫چی شده؟

‫یکی اومده ببیندت

‫پسرها، برید بالا

‫صبح به‌خیر، بیل

‫گندش بزنن

‫آره

‫آقای اوهارا

‫جناب شهردار

‫گمونم می‌دونی چرا اومدم اینجا

‫الان از بیمارستانی که رئیس اتوود

‫توس بستری شده برمی‌گردم

‫به ادعای اون، تو بهش حمله کردی

‫همچین حرفی زده؟

‫با سیم فَکِش رو بستن. ‫اصلاً چیزی نگفت.

‫ولی اظهارات کتبیش دال بر این موردن

‫واقعیت ماجرا این نیست

‫طبق ادعای همکارهای سابقت

‫رئیس اتوود موقع کار مست بوده و

‫از یه طبقه پله افتاده پایین

‫ادعاشون رو رد می‌کنی؟

‫من…

‫خب… بهش می‌خورد اهل همچین کاری باشه

‫چون من یه رئیس‌پلیس جدید می‌خوام

‫منتها تو انگار وضعیت جالبی نداری

‫پس، بگو ببینم، ‫آمادگیش رو داری؟

‫متأسفانه فوراً جوابت رو لازم دارم

‫بله، قربان

‫درخدمتم

‫بسیار خوب

‫از امروز کارت رو شروع می‌کنی، ‫رئــیــس اوهارا

‫ممنون، قربان

‫اتوود چی پس، قربان؟

‫اگه از پس دیپورت چند صدتا چینی برمیایم،

‫حتماً می‌تونیم شَرِّ ‫یه پروتستان نیویورکی رو هم کم می‌کنیم

‫سلام

‫شرمنده که این‌جوری آوردیمت اینجا

‫جای امن دیگه‌ای به‌نظرم نمیومد

‫ماجرا چیه؟ چی شده؟

‫من بیرون منتظرم

‫به چیزی دست نزن

‫این اسکناس‌های جدیدمونـه

‫لبه‌هاش باظرافت کار شده

‫تر و تمیزه، ولی…

‫کار من نیست

‫افراد یانگ جون دارن پیشرفت می‌کنن

‫قابل‌قبولـه، منتها درجه‌یک نیست

‫ولی فاصله‌ی زیادی هم باهاش نداره

‫واقعاً به‌نظرت یانگ جون میاد سراغم؟

‫دلم نمی‌خواد به جواب سؤالت برسم

‫باید همراهم بیای

‫آره

‫ولی نمیای

‫دلم می‌خواد بیام

‫پس بهتره زودتر تصمیمت رو بگیری

‫درود بر رئیس جدید!

‫تبریک میگم، رئیس

‫دمت گرم!

‫خیلی‌خب دیگه، بسه

‫برگردید سر کارهاتون، کون‌کِش‌های گشاد

‫تبریک میگم، بیل

‫زودتر از اینها باید رئیس می‌شدی

‫ممنون، لی

‫ابله‌ها!

‫پس همراهش میری؟

‫نمی‌دونم

‫ولی به فکر رفتنی

‫اگه همراهش بری،

‫انجمن‌های چینی دنبال تو هم میفتن

‫اگر هم بمونم، اوضاع بی‌ریخت میشه

‫هاپ وی دیگه جای من نیست

‫هیچ‌وقت هم نبود

‫ولی دروغـه اگه بهت بگم ‫اون بیرون دنیا قشنگ‌تره

‫واسه من که قشنگ‌تر نبود

‫شاید وقتشـه خودت متوجه بشی

‫لی یانگ

‫اینها اینجا چیکار می‌کنن؟

‫از من حفاظت می‌کنن

‫دربرابر من؟

‫لازمـه تنهایی… باهات صحبت کنم

‫حتماً شوخیت گرفته

‫شاید بهتره بعداً صحبت کنیم،

‫وقتی که خشمت فروکِش کنه

‫به خیالت بلایی سرت میام؟

‫نمی‌دونم

‫جسدش رو گذاشته بودن جلوی در خونه‌ام

‫اوه، لای

‫لای

‫به لطفِ ۷۲۵ هزار تُن فولاد و بتُن

‫کل این مسیر تا جنگل‌های اورگن

‫قراره رنگ و بوی ‫صنعت ساخت‌وساز آمریکا رو به خودش بگیره

‫منظره‌ی محشریـه، مگه نه؟

‫چرا که نه

‫مخالفی؟

‫نه…

‫واسه همین بهتره شروع به ‫استخدام کارگر کنی

‫تا عقب نیفتی

‫چی داری میگی؟

‫حالا که باکلی شهردار شده،

‫یکی از همین روزها این عَمَله‌ها رو ‫با کشتی برمی‌گردونن چین

‫حتی شهردار هم نمی‌تونه ‫فولاد رو ارزون کنه

‫تا وقتی قیمت مواد اولیه پایین نیاد،

‫نمی‌تونم کارگر آمریکایی استخدام کنم

‫راهی نداری

‫باکلی استخدام کارگر چینی رو ممنوع می‌کنه

‫کی کلید ساختمون شهرداری رو ‫تو دست باکلی گذاشت؟

‫ما

‫یه‌سری ملاحظات صورت می‌گیره

‫گفتم که، ‫شهردار درستکار به درد من نمی‌خوره

‫وایسا ببینم

‫آقای استریکلند، ‫تو به من وعده‌ی شغل دادی

‫من بهت قول شراکت دادم

‫قضیه بزرگتر از یه محل احداثـه

‫توی مسیر خط‌آهنِ من ‫کنار تمام ایستگاه‌ها شهرک درست میشه،

‫این هم یعنی فرصت‌های جدید ‫برای ایرلندی‌هایی که تو وکیل‌مدافع‌شونی

‫دارم از ثروت موندگار و واقعی حرف می‌زنم،

‫نه سگ‌دوهای کمرشکنی که

‫رُسِ تک‌تک اجنبی‌های که پاشون

‫به سواحل آمریکا باز میشه رو می‌کِشه

‫تو بهم قول دادی

‫خشمت رو صرف آدم اشتباهی می‌کنی

‫یکی مثل تو نباید ‫توی یه مِیخونه زندگی کنه

‫و به‌خاطر تأمین معاش ‫یه مشت قدرنشناسِ مَست کَلاشی کنه

‫من تو رو پولدارترین ایرلندیِ سان فرانسیسکو می‌کنم

‫اون‌وقت ریش و قیچی دست خودتـه؛

‫می‌تونی توی صنعت سرمایه‌گذاری کنی

‫یا هر چند تا دائم‌الخمر که ‫وجدانت میگه رو استخدام کنی

‫ایرلندی‌ها الان شغل لازم دارن

‫چینی‌ها دو برابر اونها کار می‌کنن، ‫دستمزدشون هم نصفـه

‫من هم مثل خودت دلم می‌خواد ‫شر چینی‌ها کم بشه،

‫ولی باور کن تا وقتی اینجا هستن

‫باهاشون پول به جیب می‌زنم

‫حالا هم اگه به قدر کافی ‫سنگ ایرلندی‌ها رو به سینه زدی،

‫بیا بریم یه مشروب بزنیم و

‫درمورد آینده‌ات صحبت کنیم

‫من بهت اعتماد کردم

‫ولی تو بهم کیر زدی

‫اگه واقعاً همچین نظری داری،

‫پس تصوراتم راجع‌بهت از پایه غلط بوده

‫چند روزه وضعش اینـه

‫چطور ممکنه هیچ کاری از دستت برنیاد؟!

‫سَم وارد خونِش شده

‫می‌تونم چند تا محلول تنتور آماده کنم

‫تا بیشتر از این عذاب نکِشه

‫گمشو بیرون

‫طرف راست میگه

‫کاری از دستش برنمیاد

‫خوب میشی

‫فقط باید استراحت کنی

‫قراره تاابد استراحت کنم

‫این‌جوری حرف نزن

‫بدتر از اینهاش هم حریفت نشدن

‫منو ببین

‫به من نگاه کن

‫وقتشـه

‫نذار عاقبتم بشه ‫یه پیرمرد غرغرو که

‫جلوی بقیه می‌شاشه تو خودش

‫می‌خوای چیکار کنم؟

‫کاری که وقتی رئیس انجمن شدی باید می‌کردی

‫گوه توش

‫من کل عمرم رو جنگیدم

‫یه چیزی رو ساختم

‫توی محله‌ی چینی‌ها ‫از من قدرتمندتر نبود

‫می‌خوام اونجوری ازم یاد کنن، ‫نه این‌طوری

‫تو به خواسته‌ات رسیدی

‫حالا شرافتم رو بهم بده

‫من به خواسته‌ام رسیدم؟

‫تنها خواسته‌ی من… ‫احترامِ تو بود

‫پس به‌دستش بیار

‫تو رهبر هاپ وی‌ای

‫در شأن مقامت عمل کن

‫چیه؟

‫دوستت دارم، پدر

‫پسرم

‫پسر…

‫عزیزم

‫باورم نمیشه این همه آدم اومدن

‫چی بگم؟

‫آخه کی می‌تونه به صدای من نــه بگه؟

‫البته دوست‌هایی هم که بتونن ‫کل کلوپ رو رزرو کنن، نعمتن

‫امشب فقط خودمم و خودت

‫کاش هر شب این‌طوری بود

‫- وای ‫- شرمنده

‫نه، عیبی نداره. .ولی یه نوشیدنی جدید می‌خوام

‫جایی نری‌ها

‫مگه می‌تونم؟

‫۱۰ دقیقه‌ی دیگه اجرا دارم

‫سلام

‫تو بچه‌خوشگل‌ترین چینی‌ای هستی که

‫تا حالا دیدم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left