لومړۍ 200 کرښې.
مامان، بابا، پدربزرگ
این دوست دخترمه
سلام
سلام و خوش آمدی
دستهای همو گرفتن
بهم یه خبر میدادی
اگه می دونستم دوست دخترتو میاری یه چیزی درست میکردم
میخواستم غافلگیرتون کنم بیشتر حال میداد
باشه جالب بود
بفرما بشین
بفرما بفرما
مامان، اینو برا خانواده گرفت
ممنون
انگار مچ دستت آسیب دیده
موقع کار پاره وقت وقتی چیزی بر میداشتم اینجوری شد
اونم مثل با من یه جا پاره وقت میکنه
یه جا منظورت مرکز تدارکاته؟
اون که کار آسونی نیست
پس تو باید یونا باشی
اسم منو از کجا می دونین؟
پس خودتی
همیشه دلم میخواست ببینمت
پدر، کوکی هایی که دوست سو جه درست می کنه رو یادته؟
آهان ، تو اونهارو درست میکردی؟
می دونین ، سلیقه خوبی داره
چرا تو جواب میدی وقتی اون خودش درست کرده؟
من عاشق پختن کلوچه ام
منم خیلی خوشم اومد
منم همینطور
ممنونم ازتون
فقط من نخوردم؟
فعلا ولش کن
شماها شام خوردین؟ ما خوردیم
نه - بله -
خوردیم
چرا الکی میگی میدونم که نخوردین
معلومه خیلی به حرفِ یو نایی دیدم داره بهت نگاه میکنه
نمیشد به روی خودتون نیارین؟
باید ممنون باشه
که نمیخواد یه وعده از غذاتو حذف کنی
حتما الان معذبی
الان یه چیز خوشمزه برات درست میکنم یه کم صبر کن
اجازه بدین کمکتون کنم
تو چرا ، تو اینجا مهمونی
راست میگه شما مهمونی بشین الان حاضر می کنم
تو که مهمون نیستی دنبالم بیا
!مامان
لطفا بشین
چرا بین این همه وکیل منو انتخاب کردی؟
چون می خوام برنده شم
من امروز یه جلسه خانوادگی میذارم
ممنون میشم بیای
چیکار داره؟
چیه؟
به تو مربوط نیست
بهتره بری
بگو چه مدارکی لازمه
من پرونده تو رو قبول نمی کنم
تا حالا دیدی من حتی یه بارم پا پس بکشم؟
تو اصلا عوض نشدی
آدمها عوض نمی شن
-با من شام میخوری؟ - نه
باشه
چی شدی؟
- لطفا این هدیه رو بسته بندی کنید - باشه
حدس می زنم برا یه مرد جوون باشه
مشتریته؟
برا مردیه که ازش ممنونم
دوست پسر گرفتی؟ یا فقط دارین تیک میزنین؟
نه ، چرا همچین فکری کردی؟
حس ششم
حس ششمت خراب شده
باشه - باشه -
قشنگ بسته بندی کن - باشه -
الان حالت خوبه؟
آره ، خوب شدم
با ماشین خودت اومدی؟
میخوای برات راننده صدا کنم؟
آره
صبر کن
الو؟
آقای لی
من تو راهم ، کارت تموم شده؟
خب.. ببخشید الان کار دارم
آهان باشه
پس کی کارت تموم میشه؟ خیلی طول نمیکشه
باید برنامه ام رو بررسی کنم
بعداً بهت زنگ میزنم
باشه
آقا، ببخشید، میشه به جاش ببریم بوکاک-دونگ ؟
چی ، آخه تقریباً رسیدیم
میدونم
تقصیر منه که بدون قرار اومدم اینجا
باشه متوجه شدم
ازش خواستم بیاد پارکینگ زیر زمین
اما انگار هنوز نرسیده
ماشینت کجاس؟
اینجا
اون موقعی چت شد؟
این یه جور اختلال پانیکه شش ماه پیش گرفتمش
هرچند جدی نیست
سوئیچ بده من
فکر کنم یکی اینجاست
چی؟
- تو ماشین بمون -چیزی دیدی؟
آره ، برو تو ماشین
فک کنم شوهرم یکی رو فرستاده
شوهرت به خاطر درخواست طلاق این کارو می کنه
...الان به یکی احتیاج دارم
که بتونم بهش اعتماد کنم
اینطور نیست که بخوام بیایم پیش تو
سعی نمیکنم دوباره برگردم پیشت
با این احساس شرمندگی که دارم
...ولی
خیلی سخته
من نمی خوام بچه هامو از دست بدم
به من اعتماد داری؟
تو رو می شناسم
تو به من و هیچ کس دیگه ای خیانت نمی کنی
به به بولگوگی
دارم از گشنگی میمیرم
شما دوتا واقعا با هم قرار میذارین؟
بخاطر همین آوردمش خونه دیگه
پس چرا به من دروغ گفتی؟
چند برا ازت پرسیدم
چطوری وقتی کار ندارم با یه دختر قرار بذارم
بعدشم اگه میگفتم دعوام میکردی
واسه چی ، من اینجوری نیستم
قرار بود بعد از اینکه کار مناسبی پیدا کردم اونو با خودم بیارم
میخوام باهاش ازدواج کنم
- نظرت در مورد یو نا چیه؟ - خودت میدونی که
اوه، واقعا؟
خوب با بزرگترا کنار میاد
اما من نمی تونم به تو اعتماد کنم
خوب اهل کجایی؟
- من اهل سوسانم - چی؟
منم اهل اونجام
تازه یکی از هم ولایتی هامو پیدا کردم
راست میگین پدر
پدر و مادرت هنوز اونجا زندگی می کنن؟
بله ، برادر کوچکترم سربازه
با سوجه تو محل آشنا شدین؟
با تو گیم نت با هم آشنا شدیم
گیم نت؟
خدای من
شما دوتا معلومه خیلی با هم خوش میگذرونین
آره فکر کنم
وقتی یه جور سرگرمی داشته باشین حسابی با هم بهتون خوش میگذره
درسته
چی اینقدر حالبه؟
بیا شام بخور باید گرسنه باشی
- برو بخور - من اومدم
ایشون دوست دختر سوجه هستن
- چی؟ - برادر بزرگتر سو جه است
سلام
سلام
سلام هیونگ
برو دستاتو بشور بیا بخور
الان دارن شام میخورن ، بیا بخور
بفرما
من تو رو می شناسم
تو به من و هیچ کس دیگه ای خیانت نمی کنی
سلام هیونگ
میدونی تو خونه چی شده؟
چی شده؟
سوجه دوباره دردسر درست کرده؟
پاشو بیا
نمی تونم توضیح بدم باید خودت بیای ببینی
الان نمیتونم بیام خسته ام و تازه رسیدم خونه
سو جه دوست دخترشو آورده خونه میگه میخواد باهاش عروسی کنه
چی؟
عوضی حالا دیگه میخواد کلاهبرداری کنه؟
باید تو خونه من جلسه بذاریم
سو جه رو بردار بیار اینجا
الکی میگه مگه نه؟
چرا نمیای بیرون شام بخوری؟
من باید برم ، خدا حافظ
بیا بخور دیگه حتما من باید بیام ببرمت؟
من غذا نمی خورم
مامان چی باعث شده فکر کنی من راحتم با اونها غذا بخورم؟
خوبه مردی
قرار آشنائیت چطور شد؟
خودت چی فکر میکنی؟
خب برو سراغ یکی دیگه
خودم میدونم چیکار کنم
کجا میری؟
خوب خوردی
خوشمزه بود
مادرت واقعا آشپز خوبیه
ازش میخوام برات کیمچی بذاره
نگی یه وقت
پدربزرگ، بابا من شب خونه هیون جه می مونم
چرا به این دیری داری میری اونجا؟
یون جه داره میره خونه هیون جه
سو جه
بفرما بلند نشو
من دارم میرم خونه هیون جه تو هم بعداً بیا اونجا
چرا؟
میخوایم سه تا برادر با هم خلوت کنیم
راحت باشین ، با اجاره
No comments yet. Be the first to leave one.