لومړۍ 200 کرښې.
هی
!هی
.ببخشید. ببخشید
.ببخشید. اشکالی نداره
.قصد ندارم آزارت بدم
...چی میخوای؟ فکر کردم تو
.چی؟ نمیدونم
!کمک! کمک
!کمک! کمک
!وایستا
چی؟ چی؟
.اشکالی نداره. بیا اینجا
.اشکالی نداره... آروم باش. همه چی درست میشه
چی اون تو بود؟
.یه دقیقه بهم وقت بده تا بفهمم قضیه چیه
!چرا از اون اتاق میترسیدی؟ گفتم یه دقیقه بهم فرصت بده
چند نفر این توایم؟
.گوش کن... نمیتونیم همینجوری اینجا ورجه وورجه کنیم
چرا نه؟
تله داره. منظورت از "تله" چیه؟
...تلههای مرگبار. به اتاق اون پایین نگاه کردم
.و یه چیزی نزدیک بود سرمو ببره
!یا خدا! یا خدا، یا خدا
حالت خوبه؟
آقای...؟
!وُرث
.نگران نباش
.سرم خورد
.بذار یه نگاهی بهش بندازم. اشکالی نداره
.من دکترم. بد به نظر نمیاد
داری چه غلطی میکنی؟
هی پیرمرد، چیزی که گفتم رو شنیدی؟
.حسگرهای حرکتی توی دیوارها جاسازی شدن
.دیدنشون سخته
...!وای خدا... وای خدا وای خدا
.یه لحظه صبر کن
.بیاین همه یه دقیقه آروم باشیم
کسی یادشه چطور سر از اینجا درآورد؟
!پیروگی
.داشتم شام میخوردم... پیروگی... پنیر و سیبزمینی
...خامه ترشم تموم شده بود، رفتم سمت یخچال و بعد
.نمیدونم
تو... لیوِن؟
...من
.من فقط رفتم خوابیدم
تو چی؟
.من فقط اینجا از خواب بیدار شدم
.نصفه شب
.مثل شیلی میمونه... همیشه نصفه شب میان سراغ آدم
کیا؟
.فقط دولت میتونست یه همچین چیز زشتی بسازه
کار دولت نیست. پس چیه؟
.نمیدونم
.موجودات فضایی
.لطفاً... همین الانم به اندازه کافی وحشتزدهایم
.فعلاً موجودات فضایی رو بذاریم کنار و روی چیزی که میدونیم تمرکز کنیم
مامانم حتماً دیوونه میشه. رِنِس؟
.من فقط اونجا نیستم. اونا حسابی بهم میریزن
تو چی فکر میکنی، رِنِس؟
.همینجوری نشستن هیچ فایدهای نداره
.من مستقیم میرم تا برسم به آخرش
.باشه. منم تقریباً موافقم
نباید اینجا منتظر بمونیم؟ برای چی؟
.که ببینیم کسی میاد یا نه. هیچکس نمیاد
.ببین... اگه یه راه ورود اینجا هست، پس باید یه راه خروج هم باشه
.با استفاده از اون روش میتونیم از تلهها دوری کنیم
هالووی، درسته؟ تو چی فکر میکنی؟
برای یه راه خروج؟
باشه. تو چی؟
.نمیتونه به این سادگی باشه. به این سادگی نخواهد بود
.اطرافتو نگاه کن
.خوب و دقیق نگاه کن
.یه حسی بهم میگه داره بهمون نگاه میکنه
.من فقط میخوام بیدار شم
.لیوِن
.ما میتونیم این کارو بکنیم. فقط باید آروم باشیم
.و مثل یه تیم با هم کار کنیم
.کلی آدم بیرون دنبال ما میگردن
من یه پلیسم، باشه؟
.تو پلیسی؟ آره
.من از اینجا بیرونت میارم. قول میدم
.تو باید تو این کار همراهم باشی
.باشه
.باشه
.شروعش کن
.بیخطر
.اون یکی صداش نزدیکتر بود
.مکانیکیه... انگار با فواصل منظم میاد
.شاید سیستم تهویه باشه
.هیچ دریچه تهویهای نیست. واقعاً که. دارم میپزم
چیه؟
.شماره سریال؟ شماره اتاقها
.اونا تو هر اتاق فرق دارن
.اوه عالیه. فقط ۵۶۶ میلیون و ۴۰۰ هزار اتاق اینجا هست
...بهتره نباشه. ما سه روز بدون غذا
.و آب داریم قبل از اینکه اونقدر ضعیف بشیم که از پا بیفتیم
باید بهمون غذا بدن... مگه نه؟
هالووی...؟
.ما گرما، استرس، فعالیت بدنی داریم، یعنی کمآبی بدن
.سردرد، سرگیجه، عدم جهتیابی
فرایندهای ذهنی آدم به هم میریزه. بدن کمکم
.شروع میکنه به از بین بردن بافتهای خودش
.بمکیش
.نمیذاره آب دهن خشک بشه
.چی؟ هوا اون تو انگار خشکه
.تله؟ حسگر شیمیایی مولکولی
.چرا پوتین فعالش نکرد؟ پوتین زنده نیست
.سولفید هیدروژنی که از پوست ترشح میشه رو تشخیص میده
چطور اینقدر در مورد حسگرها میدونی، رنس؟
."وِرن"، نه "وِرنس"
.فرانسویه
...باشه... فرانسوی هستی. من دارم میپرسم
."رنس"
.متخصص حسگر... سنش هم میخوره
.باورم نمیشه
این یارو "ورن"ه. چی؟
.اون "ورن"ه... "پرنده آتیکا"
.از شش تا زندان بزرگ فرار کرده
هفت تا. شوخی میکنی، درسته؟
.تو میتونی ما رو نجات بدی. شاید
یه استاد فرار؟
.آره، هری لعنتی هودینی
.تنها دلیلی که اینقدر کشوندمتون اینه که به پوتیناتون نیاز دارم
.اگه حواستون رو جمع نکنید، همین الان غیب میشم
.دیگه حرف زدن بسه
.دیگه حدس زدن بسه
.اصلا به چیزی غیر از چیزی که جلوی روتونه، فکر نکنید
.چالش واقعی اینه
.باید خودتون رو از دست خودتون نجات بدید
!لعنتی
!اونو بیارید بیرون
...!اوه، خدای من
پس، الکتروشیمیایی بود یا هر چی، درسته؟
.و اون ازش غافل شد... "ورن". عالیه
.این فوقالعادهست
.باشه
.وقتشه دوباره به این مکان یه نگاهی بندازیم
.من بارها و بارها اینو بالا و پایین کردم
چرا باید آدمای بیگناه رو بندازن اینجا؟
داریم مجازات میشیم؟
.من هیچ کاری نکردم که سزاوار این باشم
!همه اونارو فراموش کنید
.از اینجا نمیشه تصویر کلی رو دید، پس تلاش نکنید
.حواستون رو جمع کنید... ساده بگیرید
.فقط... به چیزی که جلوی روتونه نگاه کنید
.همین چیزی بود که اون گفت
.از خودمون شروع کنیم... یه استاد فرار داریم و یه پلیس
.حتماً باید دلیلی برای این باشه
.شما دکتری، هالووی
این بهت یه کارکرد، یه دلیل میده، درسته؟
نه... فقط باعث میشه که بگم:
"چرا من، و نه یکی از ۱۰ میلیون دکتر دیگه اون بیرون؟"
لیون، تو چی هستی؟
.هیچی
.فقط میرم مدرسه
با دوستام وقت میگذرونم. دیگه چی؟
.هیچ چیز دیگه ای نیست
.پدر و مادرم این آدما هستن که باهاشون زندگی میکنم... من حوصله سر بَرم
.فکر کنم باید سؤالات بزرگ رو بپرسیم
"اون" چی میخواد؟ "اون" به چی فکر میکنه؟
.یکی از بین رفت، چهار تا دیگه
چرا به ما نمیگی هدفت چیه، وُرث؟
.من خودم هم اغلب به این فکر کردم
.من فقط یه آدمم
.تو یه ساختمون اداری کار میکنم، کارهای اداری انجام میدم
من دقیقاً پر از
.شوق زندگی نبودم قبل از اینکه بیام اینجا؛ زندگی کلاً آشغاله
.اوه، من این طرز فکر رو تحمل ندارم
.چون حق با اونه
هدف تو چیه، کوئنتین؟
.بچه ها... سه تاشون
.من هنوز با خودم کنار نیومدم
.من به هر قیمتی که شده از اینجا میرم بیرون
.قدرت من از اونجا میاد
.شما هم، هر جا که پیدا میکنید، مال خودتون رو پیدا کنید
به خاطر خدا، وُرث. برای چی زندگی میکنی؟
زن یا دوستدختر داری یا چیزی؟
.نه... یه مجموعه خیلی خوب از فیلمهای پورن دارم
.خوبه، خوبه
.منم کسی رو ندارم ولی تسلیم نمیشم
!من عصبانیام
.اومدن تو خونههامون... همهچیمون رو ازمون گرفتن
...حلقههامو بردن، بردن
.اوه... آمتیست من
.میخوام بدونم کی مسئولشه
.لیون، عینکت
.بهشون احتیاج نداری
.برای خوندنه
جواهراتشو ازش گرفتن ولی حتماً
.اینارو بهت دادن
اگه هیچی تصادفی نیست، اینا چرا اینجان؟
لیون، تو تو مدرسه چیکار میکنی؟
.ریاضیات
.معنیشون چی میتونه باشه؟ هیس
۱۴۹...؟
.اعداد اول
.باورم نمیشه قبلاً ندیده بودم
چی رو ببینی؟
مثل اینکه اگه هر کدوم از این اعداد اول باشن
.اون وقت اتاق تلهست. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.