The Essex Serpent

The Essex Serpent

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Essex Serpent Season01 All Episodes WEBRip x264-ION10
The Essex Serpent Season01 All Episodes 720p WEB Xvid-RMX
The Essex Serpent Season01 All Episodes 720p WEB x265-MiNX
The Essex Serpent Season01 All Episodes 2160p WEB H265-GLHF
The Essex Serpent Season01 All Episodes 720p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent Season01 All Episodes 1080p WEB H264-CAKES
The Essex Serpent Season01 All Episodes 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
The Essex Serpent Season01 All Episodes The 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC PSA
The Essex Serpent Season01 All Episodes 720p ATVP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Essex Serpent Season01 All Episodes 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
د لخوا تبصره Prolator
█⫸ پرولیتور | DigiMoviez.com

تګونه

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2022-06-10
ډاونلوډونه: 53
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫زیرنویس از پرولیتور

‫منو ببخش

‫منو ببخش که با ساموئل داوست ‫دست به گناه زدم

‫مار (شیطان) بود که منو وسوسه کرد

‫این راز بین خودمون می‌مونه، نائومی

‫صبح بخیر، دکتر

‫حال بیمار چطوره؟ ‫چیزی هست که لازم باشه بدونم؟

‫فقط کاری که میگه انجام بدید

‫خانم سیبورن ‫به محضی که تونستم اومدم

‫«وقتی که رفتم مرا به یاد داشته باش»

‫«زمانی که دور از تو، به سرزمین سکوت رفته‌ام»

‫«زمانی که دیگر قادر نخواهی بود» ‫«مرا در آغوش بگیری»

‫قربان، می‌تونم معاینه‌تون کنم؟

‫بیماری داره پیشرفت می‌کنه

‫اما اگر بلافاصله جراحی کنم ‫عمل بسیار ساده‌ای می‌تونه باشه

‫می‌خوام همونطوری که به ‫این دنیا اومدم، از این دنیا برم

‫بدون زخم و جراحت

‫اگر جراحی نکنم، می‌میره

‫گلوشون بسته شده

‫با رضایت شما، می‌تونم ‫به ایشون آرام‌بخش قوی بدم

‫که چی... بدون رضایتش عملش کنید؟

‫متاسفم

‫میشه پیشت بمونم؟

‫معلومه که می‌تونی

‫کورا، باید استراحت کنی

‫داری می‌لرزی

‫فرنکی

‫پدرت فوت کرد

‫ناراحتی؟

‫ولی گریه نمی‌کنی

‫متاسفم، فرنکی

‫کورای عزیزم، خیلی متاسفم

‫اگر کاری از دستم بر میاد ‫حتما بهم اطلاع بدید

‫حتما. ممنونم، چارلز

‫- دکتر گرت، ممنونم که تشریف آوردید ‫- متاسفم که دست خالی اومدم

‫باید بریم

‫براتون یه کالسکه می‌گیرم

‫من نمی‌خوام با کالسکه برم

‫می‌خوای پیاده بریم؟

‫دوست دارم با قطار زیر زمینی برم

‫می‌خوایید من ببرمش خونه؟

‫بیا

‫من دوست دارم یه ‫پیاده‌رویِ طولانی داشته باشم

‫شما همراه من میایید؟

‫البته

‫می‌دونستی، داریم مسیر ‫رودخانه رو دنبال می‌کنیم

‫درست زیر پای ماست

‫قبلا مارماهی‌ها این همه مصافت رو ‫از دریای سارگاسو به بالای رودخانه می‌اومدن

‫برای تخم‌ریزی اینجا میومدن

‫حالا بجای گل و لای و نیزار، ‫فقط آهن و سیمان هست

‫آهن و سیمان هم هیچ ایرادی نداره

‫چیه؟

‫تاریخ طبیعی رشتۀ مورد علاقۀ منه، ‫دکتر گرت

‫گوش کن، صدای رودخانه رو می‌تونی بشنوی

‫شوهرم همیشه واسم جواهرات می‌خرید

‫کاش اجازه می‌دادید عملش کنم

‫اینکه بدن یک موجود زنده رو بشکافید ‫چه حسی داره؟

‫نه، کنجکاوم. فقط همین

‫هیجان انگیزه

‫ترسناکه

‫هر عمل جراحی، به شانس بستگی داره

‫مثل نمایش بند بازیه، خانم سیبورن

‫بنظر خیلی جذاب میاد ‫دوست دارم بیشتر در موردش بدونم

‫حالت چطوره؟

‫عجیب

‫دیدن دوستای مایکل...

‫با دکتر گرت رفتم پیاده‌روی

‫کلی صحبت کردیم

‫بنظرت کار اشتباهی بود؟

‫نه

‫کورا، تو الان آزادی که ‫دوستان جدید پیدا کنی، بگردی

‫خیلی وقته از دنیا فاصله داشتیم

‫اینو واسه شما نگه داشتم ‫گفتم شاید خوشت بیاد

‫میرم یه سر به فرنکی بزنم

‫گریسی!

‫گریسی!

‫گریسی!

‫«شما اونقدر به کار من علاقه نشون دادید...»

‫«که با خودم گفتم، شاید دوست داشته باشید» ‫«شاهد جراحیِ من در دانشکده پزشکی باشید؟»

‫بیمار توسط اسب لگد شده

‫- خانم ‫- عذر می‌خواییم

‫- طاقت دیدن اینهمه خون رو دارید؟ ‫- به همراه شکستگی از چند قسمت...

‫در ناحیۀ درشت نی...

‫- پزشک جراح لوک گرت هستند ‫- آره

‫سکوت! سکوت!

‫لوک گرت این جراحی رو انجام خواهند داد ‫و دستیار ایشون جورج اسپنسر هستن

‫آره!

‫رفیق خودمه!

‫زود باشین دیگه

‫خدای من

‫- ترجیح میدم توی خیابان اینقد خونریزی کنم که بمیرم ‫- چاقوی جراحی

‫من نمی‌بینم

‫رسیدیم. اتاق‌های من طبقه بالاست

‫فکر می‌کنم تا حالا ‫پایین رودخانه نیومدید؟

‫خیلی خوشحالم که اینجا هستم، دکتر گرت

‫دکتر اسپنسر، شما همیشه دستیار هستید؟

‫خب، البته منم جراحی می‌کنم

‫ناخنی که برگشته باشه ‫یا سنگ مثانه

‫جراحی مثانه رو خیلی خوب انجام میدم

‫اما آقای گرت حرفه‌ای هستن، خانم سیبورن

‫خواهش می‌کنم صدام کنید کورا

‫لوک

‫خب لوک، امیدوارید در آینده ‫روی کدوم عضو جراحی کنی؟

‫قلب

‫چطور؟

‫خب، چالش اصلی اینه که ‫وقتی قفسه سینه رو شکافتم...

‫بتونیم بیمار رو زنده نگه داریم

‫فقط به یه بیمار مناسب نیاز داریم

‫تو یه هیولایی

‫هیئت مدیره بیمارستان با شما موافقن ‫دلیلش رو نمی‌دونم

‫همه‌مون می‌تونیم در مورد ایده‌های جدید ‫تردید کنیم

‫- نه. من طرفدار پیشرفتم ‫- مارتا جامعه‌گراست

‫یه جامعه‌گرا و یک طبیعت‌گرا؟

‫- چطور مگه؟ ‫- هیچی، خیلی هم دلپذیره

‫دلپذیر؟

‫جراحی قلب هم دلپذیره؟

‫بیشتر یه کار تفریحیه

‫خب اگر از کار کردن ما هم استقبال میشد ‫شاید ما هم کار تفریحی داشتیم

‫خب، شاید از ما هم استقبال نشده بود

‫همه‌مون باید دنبال چیزی بریم ‫که دوست دارم

‫کاملا موافقم

‫چی شده؟

‫هیچی

‫گفتی رفته مالدون

‫پس الان باید مالدون باشه؟

‫مگه اینکه یه چیزی رو بهم ‫نگفته باشی

‫نه

‫اگه با اون پسره‌س، بهم بگو

‫نه نیست

‫پس به زودی باید برسه خونه

‫خانم سیبورن، تشریف دارن؟

‫بله، بفرمایید

‫ممنونم

‫کورا؟

‫لوک

‫سلام، انتظار دیدنتون رو نداشتم

‫براتون یه چیزی آوردم

‫وای، چه زیباست

‫- چی هست؟ ‫- یه برش از قلب انسان

‫از اتاق عمل؟

‫نه، نه، از سردخانه گرفتم ‫از اجسادی که برای تحقیق هستن

‫این عجیب‌ترین هدیه‌ایه که تا حالا گرفتم

‫ممنون

‫با خودم می‎برمش به اسکس ‫فردا حرکت می‌کنیم

‫- اسکس؟ ‫- بله، شهر کولچستر

‫یه موجود دریایی کشف شده

‫در موردش خونده بودم

‫یکم تحقیقات کردم

‫- به موجودات افسانه‌ای علاقه داری؟ ‫- افسانه‌ای نه، واقعی

‫فکر می‌کنم این مار می‌تونه ‫یه جور سوسمار دریایی باشه

‫همونطور که داروین در کتاب «خاستگاه گونه‌ها» ‫گفته، ممکنه گونه‌هایی باشن...

‫که بخاطر نزاع‌های معمول بین گونه‌ها ‫از بقیه فاصله گرفته باشن

‫- منظورم اینه، مطمئنا، شما هم... ‫- نه

‫- برخورد نکردی؟ ‫- کورا، نه

‫- چیه؟ ‫- نرو

‫به اسکس نرو

‫فکر می‌کردم باید دنبال چیزی که ‫دوست دارم برم

‫بله، البته

‫اما از نظر پزشکی، ‫تو در مرحلۀ سوگواری هستی

‫- کورا ‫- الان که اون مرده، می‌تونم هر کاری دلم می‌خواد بکنم

‫اخبار اسکس! ‫آخرین اخبار. مار غول‌پیکر برگشته

‫ببین، خیلی هم بد نیست

‫اینجا جادوگر آتیش می‌زنن

‫اخبار اسکس

‫آخرین اخبار

‫مار غول‌پیکر برگشته

‫در مورد این مار چی می‌تونی بهم بگی؟

‫بگو چی نمی‌تونم بگم، خانم ‫یه نگاه به این کارت پستال بنداز؟

‫نه، ممنون

‫- تو هم دنبال اون مار می‌گردی؟ ‫- خودت دیدیش؟

‫آره، کمر خمیدۀ بزرگ، با دوتا بال

‫- مار که بال نداره ‫- این یکی داره

‫عکسی ازش دارید؟

‫خب، تعدادی از دام‌ها خورده شدن ‫و اخیرا هم مشاهده شده

‫- کجا؟ ‫آلدوینتر. دهکده‌ای که خارج از بلک‌واتره

‫آلدوینتر. ممنونم

‫ممنون

‫اخبار اسکس!

‫مشکلی نداری که من برم قدم بزنم؟ ‫شاید یه چیزی هم واسه تو پیدا کردم

‫خیلی دیر نکن

‫لعنتی

‫- لعنت بهت! ‫- دست نگه دار

‫بذار کمکت کنم

‫باشه بیا

‫گیر کرده

‫بلند شو! یالا!

‫بیا. کمربند منو بگیر

‫حواست به گردنش باشه ‫گردنش رو مواظب باش

‫حالا

‫بیا

‫ممنون

‫- من باید برم ‫- کدوم سمت میری؟

‫آلدوینتر

‫داستان‌ها رو شنیدی ‫می‌خوای بری یه نگاهی بندازی

‫چیزی برای دیدن نیست. برو خونه

‫قربانیِ ما رو بپذیر

‫و خواهرم رو به خونه بیار

‫اینو از ما بپذیر ‫و گریسی رو به خونه برگردون

‫گریسی رو به خونه برگردون

More Farsi Persian subtitles for The Essex Serpent

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left