لومړۍ 200 کرښې.
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس مي باشد استفاده از اين زيرنويس توسط رسانه هاي داخلي پيگرد قانوني دارد ديگر رسانه ها ميتوانند بدون حذف نام مترجم و رسانه از ادامه انتشار زيرنويس ها حمايت کنند
... همونطور که ميدونيد ، ما يک شرکت کننده داريم
که به طور کامل بهش آگاهي ... داده شده ، يک بزرگسال
که باعث ميشه در حالي که اون سوژه هاي جوانتَرِ مارو تحت نظارت داره پوشش قانوني داشته باشيم
... در مورد مامورِ عملياتيِ ديگهمون
اون بيشتر به عنوان جايگزين گزينهي اول در صورت بروز مشکل ، عمل ميکنه
کسي که ميتونه در موقعيت اضطراري تماس بگيره
ـ "جنت" اون يکي مامور بود ؟ ـ بله
ـ پس الان فقط من تنهام ؟ ـ بله و کاري هست که نياز داريم انجام بدي
ليا" يه چيزي ميدونه"
منو سرزنش کن ، محض رضاي خدا
من دليل اينم که ما اينجاييم
مشکلي نيست "نورا" ، واقعاً
... اگر اين يکي رو دور بندازم
يکي ديگه خود به خود ظاهر ميشه
"ليا"
ليا" مشکوک شده"
ـ اين يعني همه چي تموم شد ؟ ـ نه
اون يه چيزي فهميده
سوالهاي زيادي داره ميپرسه
ليا" ، به من نگاه کن ، وايسا"
ـ فقط بذار برم ـ غرق ميشي
"ليا"
ـ در مورد "ليا" چي کار کنم ؟ ـ به هر قيمتي شده نذار چيزي بفهمه
Miks. ir رسانه اينترنتي ميکس « Bahador. Kazemian : ترجمه شده توسط » « Bahador_1470@Yahoo. Com »
سلام
بيدار شدي
تقريباً بيدارم ، من کم کم بيدار ميشم
ببخشيد ، شبيه يه جور خميازهي عجيب و غريبِ "چوباکا" بود
هي ، تو خوبي ؟
من واقعاً خوبم
اشکالي نداره اگر نباشي ، ميدوني
اگر يه کمي شک داري درک ميکنم
واي خدا ، بس کن ، اوه خداي من
بس کن ، بس کن ، بس کن ، بس کن ، بس کن
خب ، تو الان حالت وقوع گردباد به خودت گرفتي حالتي که آدم موقع وقوع گرباد بايد به خودش] [بگيره ، تقريباً به شکلي که "شلبي" الان نشسته
... پس من برعکس قضيه رو در نظر ميگيرم
که تو کاملاً خوب نيستي
متاسفم
... گمون کنم فقط
هنوز آماده نيستم... که در موردش صحبت کنم
... و نه به اين دليل که من
چون ازش خوشم اومد
شلبي" ، مشکلي نيست"
... اه
پس من داشتم فکر ميکردم که ما ... احتمالاً بايد داستانمون رو يکي کنيم
در مورد اينکه که ديشب کجا بوديم
... نه اينکه سراَفکنده باشم
چون نـيـستم
هر چي ميخواي بگي منم همون رو ميگم
پروردگارا ، تو الان فراتر از آروم هستي
... اگر صادقانه بگم ، اين يه کم
کمي ناراحت کنندهست
چرا ، چون معمولاً من مثل وحشيها ميمونم ؟
آره ، گمون کنم امروز خودم نيستم
بيا ، بيا يه کم از اينها بچينيم و برگرديم
فکر کنم ما تنها اميد اونها براي يه کم آذوقه هستيم
"من مطمئن نيستم که "مارتا ... چقدر هيجان زده خواهد بود
... که از سوتينِ کِيکيش
به عنوان توپ مرگ حيوانات استفاده ميکني
لعنت
در اون مورد هيچ خطر خاصي وجود نداره
هدفگيري من هيچ تعريفي نداره
بذار من امتحان کنم
يا خدا
"اه لعنت ، "مارتا
عيسي ، چيزيت شده ؟
چي شده ؟ بقيه کجان ؟
... من... نميتونم
من نميتونم اونو حمل کنم
چي ؟
"با ارزش ترين بازيکني "مارتا
واقعاً با ارزش ترين بازيکن
جداً
اين بايد همون حسي باشه که زنان غارنشين وقتي مردهاشون با گوشت ميومدن خونه داشتن
يعني من الان در حال حاضر واقعاً جذبِت شدم
خيلي خب
... خب ، چطوره که تو خودت رو کنترل کني
و براي اين به من کمک کني ؟
باشه. صبر کن ، از اينجا بهتر ميتوني بگيري
گرفتم
ـ گرفتي ؟ ـ آره ، گرفتمش
ـ خيلي خب (ـ توي کُشتيش (کارت خيلي خوب بود
کارت خوب بود
نميتونستم نگم
مطمئني که اوضاعت خوبه ؟
باشه
لعنت
براي چه مدت خواب بودم ؟
مدتي ميشه
بقيه کجان ؟
دور نيستن ، فکر نکنم
... من يه جور خاطره مبهم دارم که
... انگار که عقلم رو از دست داده بودم
و بعد دويدم داخل آب و سعي داشتم که پيداش کنم
اوه ، و بعدش "بنزو" بهم دادن بنزوديازپينها : نوعي داروي آرامبخش] [که ديازپام از همين خانواده است
کاملاً دقيقـه
تو گيرِ مراقبت کردن از من افتادي ؟
من داوطلب شدم
اميدوارم کارِ شرم آوري انجام نداده باشم
مثلاً آب دهنم راه نيافته باشه يا نگوزيده باشم
بعد از خوابيدن در جايي بعد از ... مستي خيلي مواقع بهم گفتن
که وقتي تحت تاثيرِ اينجور چيزها هستم يه جورايي آدم کثيفياَم
خيلي خانم بودي
... تو... ام
به يه پياده روي محيطي رفتي
چي ؟
شوخي ميکني
من تو جنگل پيدات کردم که يه خَزِه رو نوازش ميکردي
واي
برگردوندمت
... اه
ممنون
جدّي ، ممنونم
آب داريم ؟ من واقعاً تشنه ام
اوه
به استراحت ادامه بده
ـ من ميرم ميارم ـ ممنون
تو درست ميگفتي
ميگه چيزي يادش نمياد
خبر خوبيه
، گرچن" بايد خبردار بشه" اين خبر خيالِش رو راحت ميکنه
اوه صبر کن
هنوز حرفاش تموم نشده
نميدونم که حرفش رو باور ميکنم يا نه ؟
سوالات مايهي حيات علوم هستن
... وقتي به دانشگاه ميرسيد
... چه در اين دانشگاهِ خوب باشه يا جاي ديگه
لطفاً جوري که فکر کنيد همهي جوابهارو ميدونيد به راحتي وارد رشتههاي علوم نشيد
عملِ به وجود اومدن و داشتنِ سوالِه که کار مارو به پيش ميبره
بنابراين تحريک کننده ترين سوالات که امروزه در علوم ما باهاشون روبرو هستيم ، چه سوالاتي هستن ؟
چه چيزي مارو شبها به دليلِ روياپردازي و معماپردازي بيدار نگه ميداره ؟
آفرينش عالم ؟
مثلاً اينکه انفجار بزرگ بود يا چيز ديگهاي ؟ نظريهاي که ميگه جهان بر اثر] [انفجاري بزرگ شکل گرفته است
بله ، اين يکي از سوالهاي بزرگه
شما که جلويي ؟
منشاءِ زندگي روي زمين
... منظورم اينه که نظريه هايي وجود داره
"به عنوان مثال نظريه تَرَشّحاتِ ابتداييِه "ميلر
اما ما هنوز به طور قطعي نميدونيم
بله ، هنوز هم يه معماست
کس ديگهاي نبود ؟
يکي از شما نادونهايِ دوست داشتني که فکر ميکنن رديف عقب مثلِ لباسِ نامرئي ميمونه چطور ؟
خيلي خب
آقايي که بي دليل کاپشن گرم پوشيده چطور ؟
... اوه ، گمون کنم
اگر من ابر بودم ، چه نوع ابري بودم ؟
... ميدونم که اين
... من يه جورايي بيشتر شخصي جواب دادم امّا
... ببينيد ، من ميخوام به رشته علوم زيست محيطي برم
... و خب ، من يه جورايي
... من فقط
من زياد به ابرها فکر ميکنم
و تصميمت رو گرفتي ؟
چه نوع ابري هستي ؟
... فکر ميکنم به سمتِ ابرِ "نيمبواستراتوس" گرايش دارم
... چون تمايل دارم در پايين قرار بگيرم
... و ميتونم تاريک بشم
و خيلي بارندِگي دارم
گريه نه ، من... منظورم گريه نيست
منظورم فقط... عرق کردن بود
... مطمئناً پاسخي خارج از چارچوب بود
امّا شخصي سازيِ علم هميشه عاليه
حالا ، بيايد درباره برنامه تکاليف صحبت کنيم
انتظار ميره هر هفته يک پاسخ يک صفحه اي در موردِ مطالب خوانده شدهي اون هفته بنويسيد
ما به طور دوره اي آزمون خواهيم داشت اما هيچوقت بدون اطلاع قبلي نه
امتحانهايِ ناگهاني حيله اي هستن که ... اَساتيدِ تنبل از اون استفاده ميکنن
تا با دانشآموزهاشون "مچتون رو گرفتم" بازي کنن
... به نظر ميرسه ما در يه مسير حرکت ميکنيم
با سرعتِ يکسان
گمون کنم
مگر اينکه يکي از ما بايسته و تظاهر ... کنه که بند کفشهاش رو داره ميبنده
... پس... خب... اونوقت... ممکنه که ما
محکوم به گفتگو با همديگه باشيم
کفشِ هيچ کدومِمون بند نداره
پس محکوم شديم
پس تو ميخواي وارد رشته علوم بشي ؟
نميدونم
من يه جورايي کلاسهام رو به طور تصادفي انتخاب کردم
واو
... پس تو دفترچهي کلاسهارو باز کردي و اينجوري کردي
يه جورايي
هنوز نميدونم چي ميخوام بخونم
اوه
... اوه ، خب ، ترمِ تابستاني برايِ اين کار خوبه
"براي "پيدا کردنِ خود
اين دليليِه که تو اينجايي ؟
اوه ، برعکس در واقع
من پاييز در اينجا دانشجويِ سالِ اوّلي خواهم بود
والدينم فکر ميکردن که اين کار من رو در کُليّتِ زمينهيِ "دوست پيدا کردن" جلو ميندازه
از کُتِت خوشم مياد
ممنون ، آره ، من... بد نيست
... ـ ميتونم بپرسم ـ بله ؟
... اگر زياد عرق ميکني
پس چرا در وسطِ تابستان يه پالتويِ پشميِ ملوانيِه فرانسوي پوشيدم ؟
چيزيه که من در اون بهترين احساس رو دارم
گمون کنم که براي کنترل کردنِ اضطرابِ روزِ اوّل پوشيدمِش
پس در واقع اين حتي کت هم نيست
در اصل پتويِ وزنه داره نوعي پتو که با وزنه هاي خاص سنگين ميشود و سنگينيِ] [اضافهيِ آن باعث کاهشِ استرس در هنگام خواب ميشود
يه پتويِ وزنه داره بسيار شيک
No comments yet. Be the first to leave one.