Persona

Persona (Åžahsiyet)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Sahsiyet S02E08 WEB-DL
د لخوا تبصره ClubMovies

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2024-02-14
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫چطوری؟

‫چطور باشم؟

‫تلفنی هم برات توضیح دادم

‫دوا در بیمارستان بستری هست

‫فاطوش هم که....

‫اصلا نمیتونم به زبون بیارم

‫ببخشید جلوی خودم رو میگرفتم که گریه نکنم ‫تو رو که دیدم...

‫نتونستم به کسی بگم ‫ چطوری بگم آخه؟

‫من اینجام ‫من هستم

‫چه خوبه که هستی

‫مگه میشه نیام؟

‫وقتی صدات رو شنیدم ‫ خیلی خوشحال شدم

‫خیلی خوشحال شدم که بهبود پیدا کردی

‫بهبود پیدا کردم چیشد؟

‫همه چیو به یاد آوردم ‫ همه چی خراب شد

‫من چیکار کردم نورا؟

‫میدونی چیکار کردی؟

‫تو بزرگترین هدیه ی دنیا رو به من دادی

‫همینجا

‫به یاد بیار

‫من متوجه هیچی نبودم

‫مثل این ماهیها بودم

‫فکر میکردم زندگی فقط همینه ‫ همین آکواریوم

‫من به لطف تو فهمیدم

‫در بیرون یه اقیانوس بزرگ بوده

‫تو چشمای منو باز کردی ‫میفهمی؟ تو این کار رو کردی

‫حتى...

‫یه چیز دیگه بهت بگم

‫این همه وقته دارم از پلیس فرار میکنم

‫ولی به لطفت برای اولین باره تو زندگیم، آزاد هستم

‫الان بگو ببینم ‫اول کدومشون؟

‫کی؟ چی کدومشون؟

‫اول کدومشون رو میکشیم؟

‫شخصیت

‫ما به این گفتیم که

‫یا همگی با هم تو دردسر میوفتین

‫یا تو میری جای غریب و غیبت میزنه

‫حتی همه فکر میکنن مردی

‫برادرهات هم ،اینجا نه کارشون به دادگاه میکشه

‫نه به زندون میوفتن نه اتفاق دیگه ای میافته

‫این پسر من هم فداکار هست

‫گفت بخاطر برادرهام جای غریب که هیچ

‫به ته جهنم هم میرم

‫آدمی که یه زمانی این حرف رو زده

‫بعد از سالها بخاطر ترک کشور و خانواده اش پشیمون شده؟

‫نه

‫مگه میشه؟

‫نکنه برای انتقام گرفتن نیومدی

‫گفتی من بخاطر اینا 30 سالم نابود شد ‫برم اینا رو مجازات کنم؟

‫از اون سر دنیا اومدی تا خون برادرت پایمال نشه

‫اینجا قاتل برادر شدی

‫کادر

‫منو هم میکشی پسرم؟

‫من چطور میتونم همچین کاری کنم؟

‫مخصوصا با شما

‫چه بدونم پسرم؟ ‫شاید بخاطر چیزی عصبی شدی

‫لقب کادر

‫تو این کتاب گفتم که ‫من کادر رو نمیشناسم

‫شاید هم بخاطر این حرفم عصبی شدی

‫نه عصبی نشدم

‫در ضمن شما به غیر از این چی میتونستین بگین؟

‫آره خب ‫تو یه الف بچه بودی

‫میگفتم من کادر رو از زندون بیرون آوردم ‫پیداش کردم و تربیت کردم؟

‫میگفتم من اون لیست جنایت رو بهش دادم؟

‫مجبور شدم این حرفها رو بزنم ‫ وگرنه مگه میشه اینطوری بگم؟

‫مگه میگفتم آدمهایی مثل کادر میگن برای وطن ‫تلاش میکنم ولی بزرگترین خائنهای وطن هستن؟

‫اگه مجبور نمیشدم میگفتم ‫ برای یه قرون آدم میکشه؟

‫نه نمی گفتین

‫نمیگین ولی

‫ولی انسان وقتی این کتاب رو میخونه

‫ناخواسته فکر میکنه

‫اگه شما رو نمیشناختم ‫ فکر میکردم که...

‫این سرد شد

‫تو وایسا

‫کادر میدونه چطوری خوشم میاد ‫اون درست کنه

‫یه زمانی خیلی خدمتکاری منو کرده ‫مگه نه پسرم؟

‫- بله ‫- بله چی؟

‫بابا ‫بله بابا

‫من اسم اینو انتخاب کردم

‫گفتم اسم تو کادر باشه

‫برای همین به من نمیگه سرهنگ ‫ بهم میگه بابا

‫این اولین بچه ام هست

‫همه فکر میکنن تو قاتل سگ هستی

‫فکر کردن برادر کادر رو هم تو کشتی ‫ برای همین افتادن دنبالت

‫این فرق داره

‫این توفیق خیلی بیشرفه ‫ باجگیری میکرد

‫حتما میخواست ازت پول تیغ بزنه

‫ولی نگران نباش ‫ من حلش کردم

‫چطوری منو پیدا کرده؟

‫الان دیدی چطور آدم هایی هستن؟

‫برای همین نمیشه زود بریم بکشیمشون

‫باشه

‫پرونده 17 نفر گمشده چی شده؟

‫همه شون به مرور زمان از اولویت خارج شدن

‫در ضمن فقط این نیست

‫یه عالمه پرونده های دیگه هم دارن ‫ خشونت، باجگیری و...

‫- ولی به اونا هم رسیدگی نشده؟ ‫- دقیقا

‫و میدونی کی... چی بود؟

‫یه قاضی که اسمش در دفتر خاطرات ریحان بود

‫- محمد یورتگیل ‫- آره همون یورتگیل

‫این کارها رو اون کرده

‫پرونده ها رو بررسی نمیکنه بعدش همه شون

‫به مرور زمان از اولویت میوفتن خب

‫- الان فهمیدم ‫چی؟

‫- از کجا به کجا ‫- چی؟

‫محمد یورتگیل به روزی یه نفر رو تهدید کرده تا ساکتش کنه

‫میدونی چطوری این کار رو میکنه؟

‫بهش نمیگه که خفه شو ‫تو رو از کار اخراج میکنم

‫نمیگه یه راهی پیدا میکنم به زندون میندازمت

‫با کشتن هم تهدیدش نمیکنه

‫با یه کلمه دیگه ساکتش میکنه حدس بزن چی؟

‫گفت این موضوع رو فراموش کن ه وگرنه گم میشی

‫بهش گفتم چطوری گم میشم؟

‫گفت همونطور که آدمها در این کشور گم میشن ‫تو هم گم میشی

‫اونموقع تو دلم گفتم چطور ممکنه؟

‫به این راحتیها میشه یکی رو گم و گور کرد؟

‫نگو کار مرتیکه ها همینه

‫چقدر عجیبه

‫تو سالها قبل محمد یورتگیل رو بخاطر ریحان کشتی

‫ببین دوباره سر راحت سبز شد ‫دنیا چقدر کوچیک هست

‫دنیا کوچیک نیست نورا جرم بزرگه

‫حق با تو هست

‫حتی جرم اونقدر بزرگ هست که ‫آتش رو هم برد

‫هنوز هم پیداش نکردم

‫این همه وقته میگردم ‫ولی هنوز هم نفهمیدم کار کی هست

‫خب الان من چیکار کنم؟

‫میخوای در مورد مسئله ی کادر چیکار کنم؟

‫قبل از هر چیزی میخوام آدم خوبی باشی

‫دیگه چی؟

‫من یه راهی پیدا میکنم و بهت خبر میدم

‫و اینکه نورا، یه چیزی بهت میگم

‫اگه یه روزی قاتل آتش رو پیدا کردی

‫برو، بهش شلیک کن و انتقامت رو بگیر

‫ولی اون آخرین قتلت باشه ‫بعد از اون کسی رو نکش

‫و لباس قاتل سگ رو...

‫اون رو هم نابود کن دیگه کسی نپوشه

‫حتی آتیشش بزن قول؟

‫- قول میدم ‫- خوبه

‫منتظر خبرم باش

‫- باشه منتظرم ‫- حله

‫برای دریافت آخرین اخبار و آدرس سایت عضو تلگرام شوید ‫..:: ClubMoviedl@ ::..

‫این چیه؟

‫بلیط پروازت

‫اگه زود وسایلت رو جمع کنی به موقع میرسی ‫امشب میری

‫تو رو ما میتونستیم برسونیم ولی

‫امروز عروسی یکی از آشناها هست ‫بهش قول دادم

‫کجا میرم؟

‫به خونه ات میری پسرم

‫ولی کار من اینجا تموم نشده هنوز

‫تموم شد ‫تو کار خودت رو کردی

‫باور کن اینطوری بهتره

‫برای کی اینطوری بهتره؟ - اول از همه برای تو

‫- چرا؟ ‫ببین پسرم

‫با این روند بلایی سرت میاد

‫ ‫چهل روز چیه پسرم؟ ‫مگه برای کشتن یه آدم 40 روز وقت لازمه؟

‫اینا رو از کجا درمیارین؟ ‫ بازی راه انداختی؟

‫تو حرفه ای هستی

‫برای شکنجه کردن مرتیکه آگاه که آلزایمر داره...

‫مگه میشه این کار رو کرد؟

‫ببین تیر هم خوردی ‫اصلا برازنده ات هست؟

‫خدا رو شکر من به فکرت هستم

‫گفتم این پسر اومده خودش رو رسوا کنه؟

‫آبروی بچه رو میبرن

‫حالا که سالم هستی برگرد به خونه ات

‫حله؟

‫یونس

‫تو خونه ماهی داری؟

‫الان کی از اونا مراقبت میکنه؟ ‫تو که اینجا هستی

‫سلام ساجان

‫چند بار بهت زنگ زدم ‫چرا جواب نمیدی؟

‫ساجان حالمون اصلا خوب نیست ‫برای همین جوابت رو ندادم

‫لطفا الان با دقت بهم گوش بده ‫دیگه به بابات دارو نده

‫- چرا؟ ‫- اتفاق خیلی بدی افتاد

‫- چرا؟ ‫ اتفاق خیلی بدی را افتاده

‫تمام آزمایش ها و همه چیز کنسل شدن ‫ دیگه دارو نیست

‫چرا؟

‫چون میمون دیوونه شد

‫چون میمون دیوونه شد

‫در جان می مونی

‫خیلی معذرت میخوام زوزو ‫ لطفا منو ببخش

‫ساجان یه لحظه وایسا ‫هیچی نمیفهمم

‫چیشد پس می گفتی این دارو اون مراحل وارد کرده؟

‫خانم یکم آرومتر صحبت کنین

‫باشه ببخشید

‫تو به من دارویی دادی که هنوز هم ‫روی میمون آزمایشش می کردین؟

‫ ‫آره بهت دادم چون همه چیز خوب پیش میرفت ‫ گفتن که میمون بهبود پیدا کرده

‫گفتن حافظه اش عالیه، آلزایمر بهبود پیدا کرد

‫کی اینو گفت؟

‫ولی بعدش میمون دیوونه شد ‫ الان هم میگن که دارو خیلی خطرناكه

‫- ساجان کی اینو میگه؟ ‫دوستت دارم زوزو

‫من این کار رو کردم تا بابات بهبود پیدا نکته

‫من الان چیکار کنم ؟ یعنی آسیبی به بابام رسونده ؟

‫من هیچی نمی دونم

‫یعنی چی نمیدونم؟ ‫مگه تو رئیس اون آزمایشگاه نیستی؟

‫مگه تو این دارو رو درست نکردی؟ ‫باید بدونی

‫همه اش اشتباه بود زوزو ‫من مرتكب اشتباه بزرگی شدم

More Farsi Persian subtitles for Persona

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left