The Ninth Passenger

The Ninth Passenger

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Ninth Passenger 2018 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 15 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫کسی زنده مونده؟

‫منفیه

‫اون رو تکه‌تکه کنید و بسوزانید

‫هی بردی... آره ‫من دوباره حساب‌ها رو بررسی کردم

‫سلام... من در مورد یک پرداخت ‫عقب‌افتاده تماس گرفتم

‫خدای من... نمی‌تونم باور کنم با اون خوابیدی

‫کی نبوده؟ ‫من نبودم

‫همم... خوب تو با کی رابطه داشتی؟

‫هیچ کس ‫هیچ کس؟

‫باشه... حتی بوسه؟ ‫چیز دیگری؟

‫من الان فقط روی خودم تمرکز کردم

‫خوب، خوش شانسی که من اومدم شهر

‫چون قراره یک نفر رو پیدا کنم ‫که برای مدتی روی تو تمرکز کنه

‫نمیشه بریم یه فیلمی چیزی ببینیم؟

‫من در این مورد با تو بحثی ندارم ، مگه نه؟

‫من در مدرسه حقوق هستم ‫در هیچ موردی نمیتونی منو قانع کنی

‫وای خدای من

‫وای خدای من... درسته!

‫بیا بریم... اوه!

‫فقط خواستم بگم... هرچی که باعث بشه ‫تو بیای اینجا مرد!

‫ماهی های دیگری هم داخل دریا هستن

‫این پیچیده ست ‫تو داری پیچیدش میکنی

‫ببین... من اومدم اینجا بهت کمک کنم ... ‫باشه؟

‫من تو رو دعوت نکردم ‫نه... رفقای خوب همدیگه رو دعوت نمیکنن

‫من دنبال ساختن جذبه برای تو هستم

‫سلام عزیزم... چطوری دختر؟ ‫حالت چطوره؟

‫ببین... این دوست منه... تازه ‫از دوستش جدا شده... غمگینه

‫پس... میخواستم بدونم... تو میتونی ... ‫میدونی... با اوه دوست بشی؟

‫امم... نمیخوام... ممنون

‫اوه... نمیخوای... ممنون؟

‫نمیخواد خوش بگذرونه ‫عالیه

‫پسر... دخترهای ونککوور باحال نیستن

‫جس... میشه اونجا بایستی؟

‫میخوام یک عکس از تو با زمینه آسمان بگیرم

‫از اینکه عکس منو بگیرن متنفرم

‫تنها کاری که باید بکنی اینه که لبخند بزنی

‫ولی من اینکارو خوب بلد نیستم ‫کدوم کار؟ خوش گذرونی

‫بله ‫بیا... خیلی خوشگل شدی

‫خانم ها... دوست دارید ‫از هردوتون عکس بگیرم؟

‫بله... لطفاً

‫اوه... باشه... اینجا ... ‫بیاین پیش هم... باهم راحت باشید

‫انگار دارید لذت میبرید ‫خوبه

‫خیلی خوشگله

‫شگفت انگیزه ‫بی نقصه

‫اوه... خوب... ممنونم

‫خوب... گوش کن... ما تازه به این شهر اومدیم ‫پس کسی رو نمیشناسیم

‫شما دو نفر اهل اینجا هستید؟ ‫اوه... قبلاً بودم

‫پس تصمیم گرفتم آخر هفته بیام اینجا

‫اوه... میبینی... ما تازه از دارت ماوس ‫فارغ التحصیل شدیم... لیگ آی وی... ها؟

‫آها

‫شما تابستان دور هم هستید؟ ‫نه، تابستان دور هم نیستیم

‫در واقع... دوست من تازه از دوستش جدا شده

‫پس من سعی دارم حالش رو بهتر کنم

‫اون غمگین و تنهاست

‫ممنون

‫من نیکول هستم و این جسه

‫خوب... این مارتیه ‫و من لنس هستم

‫احتمالاً بهتره برگردیم

‫فکر خیلی خوبیه مارتی ‫میدونی... مارتی یک قایق داره

‫چرا شما خانم ها به ما ملحث نمیشید ‫تا روی اون قایق یک نوشیدنی بخوریم؟

‫نه ‫قطعاً... به نظرم خوش میگذره

‫عالیه ‫چه فکر عالی بود مارتی

‫خانم ها... اگر ممکنه از ‫این طرف دنبالم بیاین

‫بهت گفتم دارم چیکار میکنم

‫تو دیوانه ای

‫زود باش ‫نه

‫نه ‫بیا

‫بعد از تو

‫اوه... کاپیتان

‫خیلی عالیه

‫و ما اینجا چی داریم؟

‫به نظر خوشمزه ست

‫آه... آره ‫من یک سرآشپز خیلی خوب دارم

‫پس... این قایق توئه؟

‫بله، مال منه ‫خوب. . بهتر نیست بشینیم؟

‫باید بشینیم

‫اوه... لعنت! ‫چیه؟

‫نه، هیچی... این یارو حسابی منو ترسوند

‫چی شده؟ ‫نه، هیچی

‫من میرم درو باز کنم ‫مشکلی نیست... نگران من نباش

‫من میخوام اینجا ارامش داشته باشم

‫تو اینجا چیکار میکنی؟ ‫سرویس هماهنگ شده

‫فقط یه کمی با موتور کار داریم

‫من واقعاً قرار نبود مهمان داشته باشم

‫گارد ساحلی به من اجازه حرکت داد

‫هی . .مرد... میشه یه لطفی به من بکنی؟

‫من این دخترها رو آوردم روی قایق ‫سعی دارم... میدونی ...

‫گرفتم چی میگی مرد ‫برو خوش بگذرون

‫ممنون مرد ‫تشکر میکنم

‫خیلی خب... کجا بودیم؟

‫این چیه؟

‫باید از جیب من افتاده باشه ‫ممنون

‫ممنون... شامپاین؟

‫بلدی چطوری اینو باز کنی؟ ‫آره... البته

‫این... میدونی... گیر کرده ‫کمک لازم داری؟

‫اونا ... ‫اونا الان اینجا نیستن

‫حباب های شخصی ‫بله... دقیقاً

‫چیکار داره میکنه؟

‫آه... داره بهش میگه بره قدم بزنه

‫فکر کردم سوار قایق اون میشیم

‫آه... اون پدرشه... میدونی ‫زیادی حساسه

‫پس... صبر کن... همون قایقه؟

‫اوه... آره

‫پس، اون یک درصد اینطوری زندگی میکنه

‫نه نه ‫یک دهم درصد

‫ها... با من بیا

‫زود باش

‫نقشه یه نفر جواب داد... هم؟

‫یه کمی شامپاین میخوری؟

‫فقط... یه کمی ‫باشه

‫من غذا نخورم ‫پس... فقط یه کمی

‫حتماً... خوبه ‫ممنون... عالیه

‫اوه... شروع شد... زیاده ‫خیلی خوبه

‫اوه... دست منو بپیچون ‫ممنون

‫اونجاست... ممنون ‫خواهش میکنم

‫اون کیه؟ ‫اون فقط ...

‫سلام بچه ها ‫هر مرد!

‫ما برگشتیم

‫چه خبر شده؟

‫اوه... انتظار نداشتم اینقدر زود برگردید

‫نه با یونیفورم؟

‫با این کت ها خوش تیپ شدید

‫ببخشید... شما میدونید که ایشون ‫کاپیتان هستن... درسته؟

‫دوستم

‫اوه... خوب اجازه میخوام ‫وارد کشیت بشم کاپیتان

‫اجازه داری ‫ممنون

‫خوب... از اونجایی که ما اومدیم اینجا ‫شاید بتونیم با شما به فستیوال ملحق بشیم

‫تینا ‫تینا

‫تو این آدم ها رو میشناسی؟

‫فقط چند لحظه بهم وقت بده... باشه؟ ‫آره

‫من حلش میکنم

‫هی بچه ها . واقعاً متاسفم

‫ولی من مدتیه که نقشه همچین شبی رو کشیدم ‫و میدونی ...

‫شاید همه بتونیم دور هم باشیم ‫خوش بگذرونیم

‫میدونی... اگر مشکلی نباشه

‫اوه... کاپیتان... کاپیتان من ‫ممنون برادر

‫هی مرد... تو اینو گزارش نمیکنی... مگه نه؟

‫بعداً در موردش حرف میزنیم

‫عالیه

‫اینا کی هستن؟

‫آه... اونا برای من کار میکنن ‫پس ...

‫اوه، اونا برای تو کار میکنن... ها؟ ‫آره... من بهترین رفیقش هستم

‫کوکائین؟

‫آره

‫بفرمائید

‫وای خدای من ‫خیلی متاسفم

‫ببخشید... نمیخواستم تو رو بترسونم

‫خوب... نظرت در مورد این کشتی تفریحی چیه؟

‫آه... قطعاً راحت نیست

‫خنده داره

‫در واقع پدر به فکر افتاده ‫که یک کشتی بزرگ تر بخره

‫وای... پدرت کیه؟

‫مارتین هتفیلد سینیور

‫مارتین هتفیلد سینیور پدر توئه؟ ‫مدیرعامل ترینتون؟

‫آره ‫ما برای یک قرارداد اومدیم اینجا

‫باورنکرنیه ‫پدر تو واقعاً داره این سیاره رو نابود میکنه

‫تو اصلاً میدونی چقدر خون روی دستاشه؟

‫ببین... پسر مارتین هتفیلد بودن ‫کار ساده ای نیست... باشه؟

‫فکر میکنی اولین نفری هستی ‫که این حرف ها رو به من زده؟

‫آره، متاسفم ‫بی ادبی کردم

‫نه، مشکلی نیست ‫عادت کردم

‫مارتی؟

‫ببخشید

‫کریستی!

‫کریستی... لطفاً ‫اصلاً شبیه چیزی که فکر میکنی نیست

‫میدونم که میتونم همه چی رو توضیح بدم ‫فقط بیا طبقه بالا

‫نمیتونم باور کنم اون ‫لعنتی رو دعوت کردی پسر!

‫لنس ‫تو بهتره بری

‫کریستی... لطفاً

‫تمام مزکال ها رو نخورید ‫و البته من اینکارو میکنم

‫بعد من اون کرم رو خوردم... و اون قش کرد ‫منزجر کننده ست

‫و بعد اون اسب اومد و من جیغ کشیدم

‫میشه حرف بزنیم؟ ‫چند لحظه صبر کن جس

‫میخوام بقیه داستان رو بشنوم

‫داستان خوبیه

‫بعد مجبور شدم جلوی اسب بایستم

‫اون اسب تو صورتم نگاه کرد و گفت ...

‫خدایا!

‫بعد افسارش رو کشیدم عقب ‫و چرخیدم و با سیلی زدم توی صورتش

‫کریستی... لطفاً

‫از من دور شو لعنتی

‫کریستی... خواهش میکنم ‫بیخیال شو

‫من برای رانندگی خیلی خسته هستم ‫امشب رو اینجا میمونم

‫برگرد به گروه خفن خودت... یا هرچی

‫من فردا صبح میرم

‫بیخیال... من اونا رو دعوت نکردم

‫لنس این دخترها رو دیده ‫همیشه کار لنسه

‫و اگر اونو سرزنش نمیکنی ‫اون پدر توئه

‫تو اجازه دادی از روی تو رد بشن

‫با هزینه خودمون

‫میدونی... در واقع فکر کردم ‫بهتره امشب پیشت بمونم

‫من خیلی احمقم

‫میدونی چیه... فراموش کن... من میرم دوش ‫بگیرم تا حواسم جمع بشه... بعد میرم

‫بیا

‫قهرمان پیداش شد ‫نفر چهارم کیه؟

‫به من هم بده ‫اون درخت ها رو نگاه کن

‫خیلی خنده داره

‫وای خدای من ‫داریم حرکت میکنیم!

‫وای وای وای وای!

‫بیا بریم با مارتی حرف بزنیم

The Ninth Passenger subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left