د خپرونې معلومات

Father I ll Take Care of You E35 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2018-11-22
ډاونلوډونه: 6
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

هرگونه استفاده ي مادي از اين

= قسمت 35=-

سلام کن

این پدرته

چرا وایسادی؟ سلام کن

وای بیچاره بچه هاش

آره والا بچه های بیچاره

ببخشید

چطوری تونست خودشو بکشه بچه هاشو ول کنه

!بابا

!بابا

- من باباتو تحقیر کردم - !بابا

!بابا

- !بابا - ...بخاطر اینکه

اون نه تحصیل کرده و نه ثروتمند بود

!بابا

چیزی جز یه الکلی نبود

- ...بخاطر همین نتونستم ببخشمش - !بابا

وقتی متوجه شدم همچین آدمی باعث آسیب دیدن بچه ها شده

!بابا

اون روز متوجه شدم

- برای اولین بار - !بابا

آدمهای بی سواد و فقیرم

خانواده و بچه دارن

...اونهام

بچه هایی با ارزشی مثل مال من دارن

کل زندگیم بچه هام برای من همه چی بودن

...می خواستم بهترین پدر براشون باشم

فقط برای بچه هام

...ولی

...منظورم اینه که

...این باعث شد آدمهای فقیر

با دید حقارت ببینم

تصمیم گرفتی هرگز کسی رو نبخشم

که باعث مرگ بچه هام بشن

...در ضمن نمی خواستم

اگه جنگ بشه پسرامو بفرستم ارتش

...می خواستم بچه هام

تو این دنیا تنها کسایی باشن که غذای خوب میخورن

...فکر میکردم یه پدر و مادر درست باید اینطور باشن

تا بتونن از بچه هاشون مراقبت کنن

من واقعا احمق بودم

بخاطر همین تورو آوردم پیش خودم

من تو رو از خانوادت دور کردم

فکر کردم اینطوری میتونم بهت یک خانواده بدم

با اینحال

شما باید در این مورد بهم میگفتی

...سونگ جون

...این راهیه

که ما 20 ساله توش قدم گذاشتیم

برای دو دهه

...اما

چطوری تونستی تا امروز ازم قایم کنی؟

متاسفم

من باید لعنت بشم

سونگ جون

!سونگ جون

!سونگ جون

تو واقعا آدم ترسناکی هستی

...تو باید

بری اینو به داییت بگی

...پس

یعنی الان خوشحالی؟

البته که نه

تازه الان شروع شده

تازه شروع شده؟

...دیگه میخوای چکار کنی

...همیشه پسرهای اول که با عشق والدین بزگ میشن

از همه بیشتر دردسر سازن

منظورت چیه؟

...بهت گفتم

از اینکه اینجا دنبالم اومدی پشیمون میشی

بخاطر همین بهت گفتم به داییت

همه چی رو بگو

چرا به حرف من گوش ندادی؟

باشه

از حالا به حرفت گوش میدم

این ارزشش رو داشت که دنبالت بیام

...حالا دقیقا میدونم

تو واقعا چطور آدمی هستی

اینها دیگه کین؟

امروز باید پیش من بمونی

الان باید برگردم سر کار

اونجا بشین و آروم باش

آقای هان

بالاخره میخوای امضا کنی یا نمیخوای امضا کنی؟

راستش من یه بار شکست خوردم

...ای بابا

شما که اینقدر ترسو نبودی چرا الان ترسیدی؟

...خب

...این نیست

خیلی خب پس ولش کن

...کلی آدم هست

که میخوان رو این کار سرمایه گذاری کنن

...من یه پیشنهاد خاص

به شما دادم اونم بخاطر گل روی رئیس لی

اما مثل اینکه شما تمایلی نداری

گوش کنید آقای کیم

لطفا بدیدش به من

...نمی خواستم اینو بگم

ولی این یه چیز محرمانه است

...اما این پروژه ممکنه

برنده ده میلیون دلار از دولت بشه

چی؟

ده ملیون دلار؟ - ..میدونی -

دولت بخاطر وضعیت فعلی نمی تونه اعلامش کنه

اما وقتی کنسر سیوم شروع بشه

این پول قطعا پرداخت میشه

جدی؟

...این کار واقعا

قراره تبدیل بشه به یه کار با بودجه دولت؟

البته که میشه چرا اینقدر شک داری

بخاطر همین روزنامه نگارها هیچ وقت صاحبت ثروت نمی شن

شماها همیشه اخبار به مردم میرسونین

بخاطر همین از چالش می ترسین

باید دل و جرات داشته باشی تا بتونی پول بدست بیاری

راست میگی

باید ریسک کنم تا پولدار بشم

اما واقعا مطمئنی که قراره دولت در این مورد بودجه در اختیارمون بذاره؟

گفتم که

بیا بیا

فقط امضا کن و مهر بزن

باشه من بهت اعتماد میکنم

اینجارم مهر بزن

باشه

واقعا که تصمیم درستی گرفتی

تموم شد؟

...البته ، باید اعتماد به نفس داشته باشی

از همین اول باید به کاری که شروع کردی اعتماد کنی

باشه درست میگی

به هر حال کی قراره اولین باز پرداخت رو داشته باشی؟

چی؟

هزینه اولیه

... آهان درسته

به زودی براتون فراهم میکنم

لطفا در اسرع وقت بهمون اطلاع بدین

وگرنه قرار داد شما لغو میشه

باشه حتما

لطفا اینجا دراز بکشید

عروس

لطفا به خودت بیا

مادر

هه جو تو برو بیرون تو برو بیرون

واسه چی سر اون داد می کشی ...هان؟

نکنه فکر کردی اون دوست دخترشه

...مادر

فقط آروم باش

ما باید ازش بپرسیم موضوع چیه

آخه مگه میشه

میدونی من چند بار تا حالا بهش هشدار دادم

بهش گفتم مبادا همچین اتفاقی بیفته

مادر جون بهم گوش بدید

هی جو تو هم خبر داشتی یا نداشتی؟

...خب - جواب منو بده -

بگو ببینم تو هم از رابطه شون خبر داشتی یا نه؟

وای خدا

خداوندا

ای بابا

دونگ هوی چرا نمی شینی؟

ما الان خیلی شوکه شدیم

زیاد نگران جیغ و داد عروسم نباش

چرا با من حرف نمیزنی؟

...تو واقعا

به قول جوونهای حالا

با سونگ جون قرار میذاری؟

چرا جواب منو نمیدی؟

تو الان مرکز این مشکلی حداقل باید توضیح بدی

اگه حرف نزنی نمی تونیم این مشکل حل کنیم

نگاه کن دونگ هوی

متاسفم - چی؟ متاسفی؟ -

وای خدا - من اومدم -

دونگ هوی تو اینجا چکار میکنی؟

خانم اوه

فاجعه شده

حالا میخوایم چکار کنیم؟

اگه میدونستی چرا به من چیزی نگفتی؟

سریع باید جلوشونو میگرفتی

من سعی کردم جلوشونو بگیرم

ولی فکر میکنی جوونهای این دوره زمونه گوش شنوا دارن؟

چرا نتونستی؟ چطوری می تونن با هم قرار بذارن خیر سرشون فامیلن

منم اولش همین فکر و کردم

ولی الان دیگه فامیل بودن مشکلی نیست

چی گفتی؟ - منظورم اینه که -

اونها چون خیلی با هم وقت گذروندن بخاطر اسکریپت

بخاطر همین بین شون احساس پیش اومده

علت فاجعه اون اتاق بالا پشت بومه

چرا گذاشتی از اونجا به عنوان کارگاه استفاده کنن

...اولش اونجا برای مادر بزرگ و دونگ هوی بود

بعدش خانم بزرگ از مادربزرگم خواست بره پیشش

تقصیر تو بود دونگ هوی با خودت آوردی اینجا

پدر ازم خواست اونهارو بیارم

اصلا واسه چی خونه تو به باد دادی؟

پسر شما خونه مارو ویرون کرده مادر

حرف نزن ، به چه جراتی جواب میدی؟

تویی که نتونستی از دختر داییت محافظت کنی اونوقت واسه من بلبلی میکنی

...راستش مادر

چون سونگ جون همش میرفت پشت بوم این اتفاق افتاد

چی؟

...سونگ جون هر روز میرفت پشت بوم

از دونگ هی میخواست به سگش غذا بده

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left