The Truth Will Out

The Truth Will Out (Det som göms i snö)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Det som goms i sno S01E03 720p WEB H264 NESTED
د لخوا تبصره NESTED

تګونه

web
720p
720
1080
په خپور شو: 2024-04-27
ډاونلوډونه: 56
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 171 کرښې.

تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

.پدرت باید قبول کنه که برادرش خودش رو کشت

وقتی این کار رو بکنه .همه چیز خیلی بهتر میشه

چرا اون عادی نیست؟

اون چاقو... برداشتیش؟ - چی داری میگی؟ -

!یه نفر دزدیدش

تمو! چی شد؟ اون تو ماشین رولاند اکلتونده؟

.روی چاقو دی ان ای پیدا کردم. لارس-آکه وال

.اون مظنون اصلی قتل فریدریکا جنسن بود

.باربرو و من تو استکهلم کار میکنیم .تو به هالستاویک برو

.اون با سر فرو رفته تو خزه های آبی اینجا افتاده بود

.بعد با یه سنگ به سرش زد

.تا زمانی که همدیگه رو نکشن

.قاتل رو پیدا کن، و همه این قضایا تموم میشه

میتونیم سعی کنیم رسانه ها رو کنترل کنیم .اما پلیس رو نه

.قاضی ها هم اسم من هست

تنهایی رفتی تو آپارتمان؟ حتی با اینکه فکر میکردی قاتل اینجاست؟

داری چه غلطی میکنی؟

الو؟ پیتر؟

NESTED با افتخار تقدیم میکند

مترجم مرتضی راکی کانال تلگرام : @nestedsub

پیتر؟

.بهم بگو چه خبره

الو؟

داری میشنوی چی میگم؟

.چاقویی که رولاند اکلتوند رو کشت... مال منه

مال توئه؟ - .آره، یه دزدی داشتیم و یکی اونو برداشت -

یکی اونو برداشت و باهاش رولاند اکلتوند رو تو سینه اش زد؟

داری میشنوی چطور صدا میده؟ - .آره، میشنوم -

.دقیقا همون کاریه که دارم میکنم

!سلام - .سلام -

.سلام

.سلام

.آه، باشه

.این جاییه که لارس-آکه وال زندگی میکرد .پلیس چک کرد که تو خونه مرده نباشه

.دزدی های مختلفی اتفاق افتاده .اون تو دهکده خیلی محبوب نبود

چشه اون؟ .پسرعمه فریدریکا بود -

.با پدر و مادرش صحبت کرده

.بعد از اینکه تو رفتی خیلی ناراحت شدن

.داریم روی راه انداختن برق کار میکنیم

فکر میکنی چی پیدا میکنی؟ - .چیزی که بهمون نشون بده وال کجاست -

.قبض ها، آدرس ها، اسم ها... همه اون چیزا

در مورد قتل فریدریکا چی؟ - .الان تمرکز ما روی اون نیست -

دزدی رو گزارش دادی؟

پیتر؟ گزارش دادی؟ - - نه -

به جز چاقوت چیز دیگه ای هم دزدیدن؟

.نه، تا جایی که میدونم نه - ...یه چیز خنده داریه

.هیچ مدرکی از ورود اجباری پیدا نشد .در بالکن بسته نبود

رولاند اکلتوند یه روز قبل از اینکه با .چاقوی تو به قتل برسه بهت زنگ زد

وقتی اون به قتل رسید کجا بودی؟

.کار رو برای من راحت نمی کنی - .متاسفم. متاسفم -

.باید بهت میگفتم. 30 ساله همدیگه رو میشناسیم

دلیلی داری که به من اعتماد نکنی؟

.نه

.فکر میکردم دوستیم - .هستیم -

میتونی اینو درستش کنی؟ - .آره -

.وال رو پیدا کن

.سلام .من تو محل کار پدرمم

خب، چرا مدرسه نیستی؟ - .بابا داره منو میرسونه -

.نمیخواد خودم برم - باشه. پس کجاست؟ -

.ازش بازجویی میکنن - بازجویی؟ -

دارن ازش بازجویی میکنن؟ چی شد؟

.روی یه روزنامه نگار پرید .بعد هم اون چاقو بود

.خدای من

.باید برم. باشه - .بعدا بهت زنگ میزنم

.باشه، خداحافظ - .سلام، ورا

اوضاع چطوره؟ - .خوبه

یه چیزی اشتباهه؟ - .چی؟ نه، نه -

همسر سابقت بود؟ - .اون دخترم بود -

.ببخشید که مزاحم شدم ..یه اتفاقی در مورد کلاس لِوِن افتاده

.صبر کن، صبر کن، صبر کن .بیا این بیرون صحبت کنیم

هی. بریم دیگه؟ - .آره، بریم -

.سلام - .سلام، آنته -

.همکارت کایسجا... دارم سعی میکنم باهاش تماس بگیرم

اطلاعیه ی یورمنا؟ - آره، میدونی کجاست؟ -

.جواب نمیده. اون و یورما تو هالستاویکن

با هم اونجا هستن؟ - .آره، با هم کار میکنن -

.باشه. بهش بگو به من زنگ بزنه. لازمه باهاش صحبت کنم

.باید با استلا صحبت کنم .استلا از مهمونی مرخصی استعلاجی گرفته

...آره، اما من فقط فکر کردم - .پیتر، نه. قرار نیست زنگ بزنی

.بابا، دارم میرم - .قرار بود من ببرمت -

.اشکالی نداره. اشکالی نداره .خودم میتونم برم مدرسه

...اگه چیزی عجیب به نظر رسید - .بابا، قول میدم -

.باشه، باشه. خداحافظ - .خداحافظ

امروز اوضاع چطوره؟ از دیروز تا حالا چطور پیش رفت؟ خوابت برد؟

.راستش یه ذره نگرانت بودم

اصلا چی مصرف میکنی؟ یه جور بنزو هست یا چی؟

دیروز به من زنگ زدی. یادت نیست؟ .نه، یادت نیست

.بهم گفتی نگران تمو نباشم

.خوبم. حرفای قشنگی زدی

اما چند تا از اونارو تو گلوت میکنی؟

.تنهایی چیزیه که هستی ...باید برنامه دوست یابی منو امتحان کنی

.آشپزی یا یه جور سرگرمی یا یه چیزی

.بیشتر از حد معمول برداشتم - .با این مشکلی ندارم -

.فقط از خودت مراقبت کن

.باید برم - میخوای چیکار کنی؟ -

.میرم یه چیزی رو چک کنم - من چی؟ -

.مصاحبه قدیمی تمو بیورکمن با کلاس لِوِن رو خوندم

.این از افتضاح ترین کارای پلیسیه که دیدم

.لِوِن چیزای اشتباه رو قبول میکنه، و تمو اونو اصلاح میکنه

.سعی میکنه تا اون رو به "یادآوری درست" واداره

اونا باور دارن که خاطرات قتل ها انقدر .آسیب زننده بوده که اون سرکوبشون کرده

.کاش میتونستی این کار رو بکنی - چی؟

چی گفتی؟ - هیچی -

.تقصیر تو بود - .منو سرزنش نکن

!من مست بودم، تو هوشیار بودی - !چی داری میگی هوشیار؟ من خواب بودم

.دیگه در موردش صحبت نکنیم

.سلام

چطورین؟ - .خوبم -

.میخواستم معذرت خواهی کنم - .اشکالی نداره -

وقتی من و اوربان بچه بودیم چی شد، به کسی گفتی؟

به کی میگفتم؟

...نه، اگه گفتی، اشکالی نداره، اما

.میخوام بدونم - .حتی آنته هم ازش خبر نداره -

قبلا این مرد رو دیده بودی؟

.نه

.باید بایستی، پیتر. داری میشکنی

.اوربان خودش رو کشت، و دیگه اونو پس نمیگیری

،من تقریبا هر روز دلتنگشم اما چه اهمیتی داره؟

.زندگی ادامه داره

.به ورا فکر کن

!خب

چی شده؟

.بابا دوباره داشت می افتاد

.همه رو سوزوندم - چی رو سوزوندی؟ -

.پدرت مرده، و تنها کسی که اینو قبول نداره پدر منه

.مجبور بودم این کار رو بکنم .متاسفم

.فهمیدم

اون دوست پسر جدیدته، یا چی؟

.الان باید برنامه رو برای اخبار قطع کنیم - .همیشه همینطوره -

...قاتل سریالی کلاس لِوِن تمام اعترافاتش رو پس میگیره

.برای هشت قتلی که به جرمشون محکوم شده

این قتل ها بین سال های 1988 و 2004 اتفاق افتاده ...و به نظر می رسید برای مدت طولانی حل نشده باقی بمونه

زمانی که کلاس لِوِن، که در اون زمان در یه کلینیک .روانپزشکی قانونی بستری بود، اعتراف کرد

تحقیقات قتل هایی که به دنبال اون انجام شد

.لِوِن ر. نه تنها در سوئد بلکه در سطح بین المللی مشهور کرد

حالا لِوِن از طریق وکیلش اعلام می کنه که ...اوم دروغ گفته، نه تنها در دادرسی ها

بلکه در صحنه های جرم هم که .زیر نظر گرفته شده بود

...دلیلی که لِوِن اعترافات رو جعل کرد اینه که

او میخواست تا مخدرهایی رو که بهشون

.در بخش روانپزشکی بستری معتاد شده بود، تامین کنه

هی - پیتر. چیکار میکنی؟

.فقط داریم یه دوری میزنیم .میفهمم. بیرون اومدن خوبه

میتونی حرفمو قطع کنی و به تمو .بگی گم بشه. سلاممو بهش برسون

.حتما

.سلام، باربرو - .تمو، سلام -

حدس میزنم ناخوشاینده که رئیس شما در یه قتل دخیل باشه

بهت نگفتن؟ درسته؟

...بله، اما

.چاقوی پیتر وِندل بود که اِکلوند رو کشت

اون تقریبا سه ساله که به خاطر .بیماری روانی مرخصی استعلاجی داره

.یکم نگرانم

فقط میخوام... اگه دیدی پیتر داره کاری ...میکنه که مشکوک به نظر میرسه

یا اگه میترسی که اون میخواد برای تو ...یا کس دیگه ای کاری انجام بده

.خب، به من خبر بده - .باشه -

.فقط میخوام کمک کنم - .آره

.خوبه - .باشه -

.سلام - .سلام -

فکر کنم یه قدم کوتاه با ریکارد بزنم

.اون قبلا بیرون رفته

با کایسجا و یورما صحبت کردی؟ چیزی پیدا کردن؟

داری چه غلطی میکنی؟

.درمانگر لِوِن

.تو سالها درمانگر بودی .روان درمانگر، درسته

.روان درمانگر، ببخشید .و حالا تو مسیر دیگه ای قدم گذاشتی

،من در مورد مسیر دیگه ای چیزی نمیدونم ...من چند تا کتاب غیرداستانی منتشر کردم

اما این اولین تجربه ی من .به عنوان نویسنده ی داستانیه

لنا، درسته که تو به کلاس لِوِن مواد مخدر میدادی؟

،هیچ سوالی در مورد کلاس لِوِن .ما اینو قبل از شروع مصاحبه مشخص کردیم

.در مورد کتاب بیشتر بهم بگو

..."این کتاب به اسم "توهم‌لابیرنت ذهن

The Truth Will Out subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Truth Will Out

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left