Alien Psychosis

Alien Psychosis

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Alien Psychosis 2018 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 13 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫اوه... مراقب باش

‫خیلی متاسفم

‫فقط دلم برات تنگ شده بود

‫خیلی بزرگ شده

‫خیلی بی‌ادبی!

‫می‌دونی که منظورم چیه

‫نمی‌تونم باور کنم بچه من ‫داره اونجا رشد می‌کنه

‫بچه ما

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫تو قرار بود امشب برسی اینجا

‫سورپرایز

‫بازوت

‫واقعاً به اون بدی نیست

‫دلم برات تنگ شده بود

‫من هم دلم برات تنگ شده بود

‫خوب اوضاع بچه چطوره؟

‫عالیه

‫تنها چیزی که گم شده تو هستی

‫من اومدم

‫می‌بینم که برادرت اینجاست

‫آره

‫خوبه

‫بس کن

‫خوش اومدی

‫میدونم دلت برای من تنگ شده بود

‫من حسابی از هردوشون مراقبت کردم

‫بابت این تشکر میکنم

‫خوب، حالا بزار ببینیم تو چطور اینکارو میکنی

‫تونی!

‫فقط نگران خواهر کوچولوی خودم هستم

‫چرا من برای خودمون ناهار درست نکنم؟

‫خیلی خوشحالم که برگشتی

‫من هم همینطور

‫خونه خود آدم

‫بفرمائید پسرها

‫خوب... میخوای به ما بگی چه اتفاقی افتاد

‫تونی!

‫عیبی نداره استف...

‫آره، اونجا یک تک تیرانداز بود

‫قبل از اینکه بفهمیم چه خبر شده ‫نصف جوخه رو از پا در آورد

‫گلوله ها از همه طرف میومدن

‫قبل از اینکه بفهمم... گلوله خورده بودم

‫اطراف رو نگاه کردم... تنها چیزی که میتونستم ‫ببینم جسدهایی بود که همه جا افتاده بودن

‫خون خیلی زیادی ریخته شد

‫بعدش...

‫بوم!

‫خیلی بی ادبی

‫خوشبختانه به شانه من خورد ‫و یک زخم سطحی بود

‫آدم خوش شانسی هستی ‫ممکن بود بخوره توی سرت

‫میدونی که چی میگن... چیزی که تو رو نمیکشه ‫تو رو قوی تر میکنه

‫خوب... تو حالا اومدی خونه

‫پس قراره یک شوهر و یک پدر باشی

‫از پس این برمیای سرباز؟

‫با تمام اون اتفاقاتی که اونجا برات افتاده

‫انجام اینکار خیلی سخته

‫تونی، وقتشه بری

‫مشکلی نیست

‫باشه، من میرم

‫اگر چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن

‫ازشون مراقبت کن

‫نگران نباش

‫من خیلی متاسفم

‫عجب احمقیه

‫خدمت و حفاظت... چقدر مضحک

‫من میدونم که تو ممکنه بعضی وقت ها ‫زیادی احساس محافظت کنی

‫بعضی وقت ها!

‫اون کمک زیادی به ما کرده

‫آره، فکر کنم

‫ولی هنوز یه حماله

‫من واقعاً خوشحالم که اومدی خونه

‫من هم همینطور

‫رایان

‫رایان بس کن... داری اذیتم میکنی

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫نمیدونم

‫رایان

‫هی ‫خدای من!

‫هیچی، نتونستم بخوابم

‫به هوای تازه نیاز داشتم

‫باشه

‫هوا سرده ‫بیا برگردیم به رختخواب

‫آره

‫شب به خیر عزیزم

‫اگر چیزی لازم داشتی بهم بگو ‫من اینجا پیشت هستم

‫میدونم

‫دوستت دارم

‫من هم دوستت دارم

‫بابا اومده خونه

‫آره، اومده

‫بازوت چطوره؟ ‫خوبه

‫مامان جذاب!

‫چی درست میکنی؟

‫تخم مرغ با نون داغ ‫مثل همیشه

‫این اطراف خیلی ساکته ‫اینطور فکر نمیکنی؟

‫جرا این حرف رو میزنی؟

‫نمیدونم... خیلی ساکت به نظر میاد

‫فکر کنم ‫اینجا محله ساکتیه

‫من اینجا رو ساکت یادم نمیاد

‫معمولاً یه عوضی اونجا هست ‫که بهمون بگه خیلی باسرعت رانندگی میکنی

‫اوه... تو داری در مورد ‫آقای دریپر حرف میزنی

‫اون پیرمرد چاق کجاست؟

‫در واقع نمیدونم

‫چند هفته میشه که اونو ندیدم

‫خوبه

‫خوب... ما در وسط ناکجا آباد هستیم

‫و این چیزیه که برای یک محیط آرام گیرت میاد

‫من عاشق اینجا هستم

‫این تنها چیزیه که مهمه

‫خوب... قرار تو چه ساعتیه؟

‫ظهر

‫میخوای عوضش کنم؟ ‫نه، مشکلی نیست

‫تو فقط اینجا بمون استراحت کن

‫استراحت برای بچه خوبه

‫اگر تو اینطوری میگی

‫خوب، تو باید بری دوش بگیری

‫و من برای خودمون صبحانه درست میکنم

‫بله خانم

‫دو تا تخم مرغ! ‫ما سه نفر هستیم

‫استپ...

‫میخوای بیای داخل تا روی ‫بچه شماره 2 کار کنیم؟

‫تبریک به تماس گیرنده شماره 12 ‫که گیفت کارت 50 دلاری ما رو برنده شدن

‫و چطوره در مورد آب و هوا بهمون بگی ، جان؟

‫خوب، فعلاً آسمان صاف با ‫درجه دمای بالای 12 داریم

‫بعد تا 6 درجه قابل توجه سردتر خواهد شد

‫با آسمان نیمه ابری

‫و احتمال 60 درصد رگبار در آخر هفته

‫خوب، بابت این اطلاعات ممنونم

‫چطوره از اخبار بشنویم

‫خبر جدید و هیجان انگیزی داریم؟

‫خوب... در واقع... تصادفاً...

‫دیشب اخبار میدیدم...

‫و آدم های زیادی حلقه های ‫محصولات رو دیده بودن

‫حلقه های محصولات؟

‫آره... آره... مثل داستان بیگانه ها

‫آره ‫آره

‫و آدم های زیادی میگفتن ‫که این چیزهای عجیب...

‫بچه های شیرینی داری

‫ممنون

‫رایان اونیل

‫بله، اینجا هستم

‫دنبالم بیا

‫دکتر به زودی میان پیش شما

‫صبح به خیر رایان ‫امروز حالت چطوره؟

‫متاسفم، عصر به خیر

‫صبح شلوغی داشتم

‫حالت چطوره؟

‫خوبم

‫به خونه خوش اومدی ‫ممنون

‫زخم بازوت چطوره؟

‫در واقع خیلی خوبه

‫خوبه... خوب... بزار یه نگاهی بندازم

‫میشه لطفاً پیراهنت رو دربیاری؟

‫حتماً

‫خیلی خب... میتونی شانه خودت رو بچرخونی؟

‫باشه... خوبه

‫شانه تو حسابی خوب میشه

‫خوب، بیا مطمئن بشیم همه چیز ‫اونطوری که باید کار میکنه

‫به نظرم خوبه

‫میشه یه دارو بهم بدی که ‫به خوابیدنم کمک کنه؟

‫یه جورایی... یه چیزهایی میبینم

‫منظورت چیه یه چیزهایی میبینی؟

‫نمیدونم... حس میکنم انگار...

‫توضیحش سخته

‫خوب... تو دوران خیلی ‫سختی از زندگی رو گذروندی

‫و این تو رو تغییر داده ‫خوب مقداری زمان میبره

‫تا همه چیز رو هضم کنی

‫این چیزیه که اونا مرتب میگن

‫حال همسرت چطوره؟ ‫خوبه

‫واقعاً اون نور توی صورتش افتاده

‫بچه شما به زودی به دنیا میاد

‫واقعاً برای هردوتون هیجان دارم

‫امیدوارم زودتر از دیر بیاد

‫به نظر میاد اضلاً در مورد این هیجان نداری

‫مساله این نیست

‫برای دیدن بچه هیجان دارم... فقط...

‫فکر کنم میخوام برگردم

‫همسرت میدونه؟ ‫نه، هنوز نه

‫در زمان تولد بچه اینجا خواهی بود؟

‫البته

‫من 6 ماه وقت دارم

‫باشه... خوب میتونی پیراهن خودت رو بپوشی

‫من واقعاً فکر میکنم باید این مساله ‫رو با همسر خودت درمیان بزاری

‫تا وقتی که هنوز میخوای اینکارو بکنی

‫تو واقعاً خوش شانسی که زنده موندی رایان

‫فقط مدتی زمان برای التیام نیاز داری

‫حال من خیلی خوبه

‫من در مورد جسم تو حرف نمیزنم

‫در مورد این بالا حرف میزنم

‫برای امروز کافیه

‫فقط مقداری به خودت زمان بده ‫و هنوز تصمیم نهایی رو نگیر

‫برای پدر شدن آماده باش

‫لازم نیست اینکارو بکنی ‫اسلحه رو بزار کنار

‫حله ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پسر

‫اونا گفتن پنجره های خودتون رو بپوشانید

‫اونا هرچی که باشن... میمیرن

‫اونا میمیرن

‫و بعد برمیگردن

‫و خانواده تو رو تکه تکه میکنن

‫رایان

‫تو هستی؟

Alien Psychosis subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left