Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Marvels Agents of S H I E L D S04E19 HDTV XviD-FUM
د لخوا تبصره Ki@rash
►► IranFilm.Net l رضـا و کـیــارش

تګونه

HDTV
hdtv
XviD
TS
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
په خپور شو: 2017-04-26
ډاونلوډونه: 37
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫انچه گذشت...

‫ما تو چارچوب گیر افتادیم

‫لطفاً بگو یک در پشتی برای خروج گذاشتی

‫- گذاشتم. ‫- بگو کجا برم

‫یک دوربین جاسوسی قدیمی داشتم

‫- چند تا عکس تو آزمایشگاه گرفتم. ‫- عکس از چی؟

‫دکتر روی یک پروژه‌ی سری کار می‌کرد

‫مردم اون دنیا می‌خوان چیزی که ما ساختیم رو نابود کنن

‫برای همین انقدر مشتاق بودی پروژه‌ی لوکینگ گلس رو تموم کنی

‫ساختمون قرنطینه آتیش گرفته

‫دوربین بدنی فعال شد. دارم می‌رم داخل

‫- بیارش بیرون. ‫- هیچ کس تکون نخوره!

‫دیوونه شدی؟ ‫داره جون یک بچه رو نجات می‌ده

‫درسته که تو یک ناانسانی؟

‫آره، اونقدر قوی که می‌تونم کل این ساختمون رو خراب کنم

‫امیدوارم

‫فصل چهارم، قسمت نوزدهم ‫"تمام افراد مادام"

‫صبح بخیر

‫من سونیل بکشی هستم

‫و لمروز راجع به عدالت حرف می‌زنیم

‫دیروز شاهد یک حمله‌ی بی جهت و ویرانگر

‫به مرکز آموزش و روشنگری هایدرا بودیم

‫مرتکب این حمله... تروریست ناانسان

‫و رهبر گروه مقاومت که خودش رو "وطن‌پرست" صدا می‌کرد، بود

‫باز هم به صورت آشکار علیه ارزش‌های انسانی عمل کرد

‫ولی خوشحالیم که گزارش بدیم که وطن پرست مُرده

‫اون دیگه نمی‌تونه

‫سمبل شیطان و شرارت باشه

‫و همزما با خوشحالی

‫باید یادمون باشه که همیشه هوشیار باشیم

‫هیچ کس نباید فراموش کنه

‫که خطر می‌تونه در هر گوشه‌ای باشه

‫بهتر شدی

‫آره. ممنون

‫تا وقتی حالت خوب بشه، دووم بیار

‫- بعدش کجا بریم؟ ‫- آسانسور به سمت پارکینگ

‫منو پوشش بده

‫زود باش

‫اسلحه‌هاتون رو بندازید! حالا!

‫مامور می، جالبه

‫مهم نیست شرایط چی باشه،

‫هیچ کدومتون نمی‌تونه از ذات واقعیش فرار کنه

‫تو، یک مبارزی

‫مک، محافظه

‫و فیتز، خب... اون احساساتیه

‫و من چی؟ تو لیست نیستم؟

‫بریم

‫ترجمه از کیارش و رضا ‫DeathStroke & Ki@Rash

‫فکر نمی‌کنم یک دستگاه بتونه در خطر باشه

‫در خطر نیست. فقط دارم بعد

‫از یک بازخورد از چارچوب، تنظیمش می‌کنم

‫یکی از مهره‌هات از فرمان سرپیچی کرده؟

‫مامور می داستانی

‫رو که براش برنامه نویسی شده، زیر سوال برده

‫چقدر انسانیت به خرج داده

‫چیزی جز یک پیچیدگی جزئی نیست

‫پس برات از پیچیدگی خارجش می‌کنم

‫با من چیکار کردی؟

‫- چرا نمی‌تونم بکشمش؟ ‫- چون من تو رو ساختم

‫همون پارامترهایی که منو ‫محدود می‌کنه، تو رو هم محدود می‌کنه

‫اصل اصلیِ من می‌گه که از این افراد محافظت کنم

‫- پس ما قدرتی نداریم. ‫- نه کاملاً

‫اگه بخوان برای چارچوب خطرساز بشن

‫دیگه نیازی به محافظت ندارن

‫و در حال حاضر 2 مامور هستند ‫که شامل این دسته بندی می‌شن

‫جما سیمنز و دیزی جانسون

‫همون ناانسان

‫اون چارچوب رو هک کرده

‫جفتشون با حافظه‌ی سالم وارد شدن و می‌خوان از کار بندازنش

‫پس الان مرگشون لازمه و آسون هم هست

‫- فقط کافیه که برام پیداشون کنی. ‫- با کمال میل

‫جفری میس از آزادی ما متنفر بود

‫و قسم خورده بود که کشور رو تغییر بده...

‫اسم یک آدم خوب رو لکه دار می‌کنن

‫کس دیگه‌ای از این شایعات خسته نشده؟

‫مثل سر کشیدن سم می‌مونه

‫هر روز یکم بخوری، اصلاً متوجه مرگت نمی‌شی

‫- باید به فکر انتقام باشیم. ‫- انتقام؟

‫نه، باید جون آدم‌ها رو به انتقام اولویت بدیم

‫ببین به اون افراد قول یک زندگی بهتر داده شده

‫حالا مردی که اون قولو داده مُرده

‫- پس باید باهاشون حرف بزنی و بهشون بگی... ‫- از پسش برمیان، می‌دونم

‫یا چطوره اون نقشه‌هایی که ‫از آزمایشگاه هایدرا دزدیدم رو بررسی کنیم؟

‫می‌دونی چون برای گرفتنشون داشتم می‌مُردم

‫ببین اگه اون بخواد یک دستگاه... ‫یک دستگاه مسخره برای درست کردن قیامت...

‫می‌شه از این کلمه استفاده نکنیم؟ ‫جلوی فکر کردنم رو می‌گیره

‫- اینجوری جنبش‌ها می‌میرن. ‫- اینجوری نگو

‫خب اگه تاریخ چیزی به من یاد داده باشه،

‫اینه که نیت خیر هیچ وقت

‫بدون بودن یک نفر که هدایتت کنه، عمل نمی‌شه

‫وطن پرست این همه آدم رو جمع کرد

‫- مرگش شاید اون‌ها رو پراکنده کنه. ‫- هنوز باورم نمی‌شه که مُرده

‫باید قبل از اینکه کس دیگه‌ای رو از دست بدیم، از چارچوب خارج بشیم

‫هِی، اینو ببینید

‫ما خبر یک حمله‌ی تروریستی به تریسکلیون رو دریافت کردیم

‫منابع می‌گن که یک ناانسان

‫قصد قتل مادام هایدرا رو داشته

‫خوش بختانه، رهبر دوست داشتنی ما سالمه

‫ولی متجاوزین فرار کردن

‫دیزی؟

‫خب چرا دقیقاً بهم کمک کردی؟ آخرین بار

‫زیاد به تیم ناانسان‌ها علاقه نداشتی

‫وقتی یک دشمن به خاطرت جونش رو فدا می‌کنه،

‫باید از خودت بپرسی که دارم برای سمت درست می‌جنگم یا نه؟

‫دیدن خراب شدن اون ساختمون روی وطن پرست...

‫صبر کن. وطن پرست مُرده/

‫می‌دونم چه اهمیتی برای جنبش مقاومت داشته؟

‫نه. فقط این نیست. اون...

‫- یک نفرو از دست دادیم. ‫- بعداً عزاداری کن

‫الان باید حواست جمع باشه

‫دارم سعی می‌کنم. هنوز اثرات تریجن نرفته

‫مثل یک سرگیجه می‌مونه که از کلی زنبور باشه

‫دیدم که تریجنسیس با مردم چیکار می‌کنه

‫چیزی که نمی‌فهمم اینه که ‫چطوری انقدر سریع کنترلش می‌کنی

‫- قبلاً... تمرین داشتم. ‫- این یعنی چی؟

‫یعنی...

‫می‌دونی چیه؟ نمی‌خوام شروع کنم

‫فقط... فقط حرکت کن

‫جنبش مقاومت باید یک پایگاه داشته باشه

‫- کجاست؟ ‫- نمی‌دونم

‫تنها چیزی که می‌دونم یک آدرس و یک زمان برای برقراری ارتباطه

‫باید بریم اونجا

‫مطمئنیم که به هوش میاد قربان

‫ولی به هر حال باید نگران ستون فقراتش باشیم

‫می‌تونه راه بره؟

‫ضربه مهره‌های 4 و 5 رو نابود کرده

‫و هنوز داریم احتمالات قطع نخاع شدن رو بررسی می‌کنیم

‫- ولی به احتمال زیاد... ‫- بیرون

‫- ...روش‌های جدید... ‫- حالا

‫یک راهی برای کمک بهش پیدا می‌کنیم. شک نکن

‫ولی الان باید روی خائنینی که اینکارو کردن تمرکز کنیم

‫- کاری کردن که ضعیف به نظر برسیم. ‫- نمی‌تونم تحمل کنم

‫نه. پس باید چیکار کنی؟

‫- برای مردم یک پیغام بفرستیم. ‫- دقیقاً

‫- خیانت قابل تحمل نیست. ‫- این پسر منه

‫همه امیدواریم اوفیلیا زود خوب بشه

‫ولی در این حین، تو باید رهبری رو به عهده بگیری

‫تو رئیس جدید هایدرا هستی

‫آقای بکشی اومده ملاقاتتون

‫لئوپلد، در اسرع وقت اومدم

‫کدوم هیولایی اینکارو می‌کنه؟

‫ناانسان‌ها

‫تهدید همیشگی

‫- و اوفیلیا؟ اون... ‫- اون خوبه

‫خوبه. خیلی دوست دارم که امشب تو برنامه بیاد

‫چهره‌ی جذابش می‌تونه

‫- دلسوزی مردم رو شدیدتر کنه. ‫- مصاحبه‌ای در کار نیست

‫مردم دوست دارن که ببینن بعد از حمله رهبرشون سالمه

‫گفتم نه

‫البته

‫می‌تونیم از تصاویر قبلی استفاده کنیم و مردم رو آروم کنیم

‫اصلاً متوجه تفاوت نمی‌شن

‫نه، نمی‌خوام مردم رو آروم کنی

‫می‌خوام بترسونیشون

‫خب چیکار باید بکنم؟

‫الان می‌تونیم شخصیت

‫تروریست‌هایی که مسئول

‫حمله‌ی وحشتناک امروز ‫به تریسکلیون بودن رو تایید کنیم

‫این زن که بین متحدینش به اسکای معروفه

‫و عضو جنبش اول ناانسان‌هاست

‫هدفش... نابود کردن هایدرا از درون

‫به مخاطبینمون هشدار می‌دیم که این ناانسان

‫توانایی خرابکاری‌های بزرگ رو داره

‫و معروفه برای هدف قرار دادن مردم عادی

‫همدستش، ملیندا می، با وطن پرست

‫توطئه کرد تا مرکز روشن‌گری رو نابود کنه

‫از شما مردم می‌خوایم که ‫به وظیفه‌ی شهروندی خودتون عمل کنید

‫و این قاتلین رو به جزای اعمالشون برسونید

‫کسانی که اطلاعاتی بهمون بدن

‫که باعث بشه...

‫هی! آروم باش

‫حداقل می‌دونیم اسکای دیگه زندانی نیست

‫آره ولی اگه هایدرا قبل از من پیداش کنه

‫می‌برنش تو یک میدون

‫- و وسط شهر بهش شلیک می‌کنن. ‫- هی

‫جلوی دخترم نگو

‫چه بخوای چه نخوای، دنیای واقعی اینجوریه

‫باید پیداش کنم

‫واقعاً اسکای رو می‌کشن؟

‫نه فقط... اون یکم خسته شده

‫اسکای چیزیش نمی‌شه

‫اون یارو تو تلویزیون گفت که اسکای خطرناکه

‫به نظر مهروبن میومد

‫عزیزم، اخبار دست هایدراـه

‫فقط بهش توجه نکن، خب؟

‫همه چیز درست می‌شه

‫دارم یک تیم تشکیل می‌دم تا دنبال اسکای بگردم

‫اگه ملحق شی ممنون می‌شم

‫- سر نخی داریم؟ ‫- نه

‫ولی اگه الان شروع نکنیم، باید دنبال جنازه باشیم

‫بیا دوباره بهش فکر کنیم. اسکای می‌تونه هر جایی باشه

‫بدون سر نخ افرادمون در خطر میوفتن

‫اون در خطره. هایدرا دنبالشه، با تمام قوا!

‫بهم بگو دیوونه ولی فکر کنم بتونه از پس خودش بربیاد

‫حرکت هوشمندانه اینه که وایسیم تا ازش خبری بشه

‫ببین اینجا زیاد به گروه خونیت نمی‌خوره

‫مطمئنم که معلم خوبی هستی

‫- ولی... تو یک معلم مدرسه‌ای. ‫- شاید ولی...

‫یک بار یکی بهم گفت که می‌تونم بیشتر باشم

‫وقتی تازه مدرسه‌ام تموم شده بود

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left