لومړۍ 135 کرښې.
ببخشید
میشه لطفا یه عکس از من بگیرید؟
بله؟
میشه لطفا یه عکس از من بگیرید؟
اینجا؟
چطوری عکس بگیرم؟
دکمه پایینی رو فشار بدید
باشه
حالت خوبه؟
خوبم، ممنون
حاضر؟
...یک، دو
یک هفته قبل
چی میخونی؟
تو خیلی شجاعی
من اگه تو بچگی تو جنگل گم شده بودم مطمئنم که میمردم
امکان نداشت زنده بمونم
نه، امکتن نداشت
یه خط از کتابت رو خیلی دوست داشتم
تنها زمانی میفهمی چه کسی واقعا تو را دوست دارد که گم شده باشی
وقتی خوندیش... چه حسی بهت دست داد
احساس کردم باید از نویسندهش امضا بگیرم
کجا رو امضا کنم؟
اینجا که هستی انگار احساس میکنی خونهای
چون کنار توام
چون اینجا با همیم
خب، پس
بهتره همینجا کنار هم بمونیم
برای همیشه
ممنون
اگه آقای توو پرسید
میگم واسه یه سفر کاری رفتی کو چانک خودت تنهایی
مزرعه رونگراج
آقای توو خونهست؟ - هنوز از اسطبل برنگشته -
لازم نیست خودم میبرم
اگه کنار من احساس میکنی خونهای پس بیا تا ابد با هم بمونیم
خانم لیلی، وقتی شما خونه نبودید
از اسطبل فرار کرد و خورد به یکی از حصارها
حالت خوب میشه
باید از درد خلاصش کنیم
این براش بهتره خانوم
فعلا بهتره کار نکنیم
دوستم دامپزشکه بهش میگم بیاد ببینیم چکار میشه کرد
داره عذاب میکشه - کاری که بهت گفتم رو بکن -
چشم خانوم
شب بخیر قربان
خیلی بده
ملاقاتت با آقای هنرمند خوب پیش رفت؟
خیلی خوب پیش رفت
تو پول گذاشتی تو ماشین؟
چطور مگه؟
آخه رانندهت داره مثل ریگ پول خرج میکنه
چارت بهم خبر داد
فکر میکنم دستش کجه
میخوای سورن رو اخراج کنم؟
لازم نیست
آدم خوبیه
خودم بهش یه خورده پول دادم
واسه چی دادی؟
کارش خوبه - یعنی چی؟ -
حواسش به ماشین هست ماشین رو تمیز نگه میداره
یه خورده پول تو جیبی بود
من دیگه میرم
خلاصش کردم
اورن، به همین زودی برگشتی؟ فکر میکردم فردا میای
نه، امروز بود احتمالا روزها رو قاطی کردی
انقدر تو هواپیما نشستم که کل تنم درد میکنه
عکاسی چطور بود؟
خیلی قشنگ بود
جونم در اومد تا برسم
...ولی وقتی رسیدم اون بالا
چه منظرهای
ایول
باید یه بار هم با همدیگه بریم
باشه
راستی، اون ترجمه پرتغالی 1984 رو پیدا کردی؟
نه، پیدا نکردم
ببین چی پیدا کردم
چه خوب
انگار زیاد خوشحال نشدی
معلومه که شدم
چرا؟
تو بهتره بری یه دوش بگیری
من قبل از اینکه تو بیای رفتم
سلام. جایی میری؟
باید سه روز برم خارج از کشور
چرا هنوز استراحت نکرده یه کار دیگه قبول کردی؟
معمولا پشت سر هم کار نمیکنی
یکی از دوستهام کمک لازم داره
باید برم
میهمان امروزمون خودش یه میزبان معروفه
"و همچنین ویراستار مجله "نسلها
یکی از محبوبترین رسانههای آنلاین در سراسر کشور
ممنون که دعوت ما رو قبول کردی، اِیم میخوایم در مورد اولین کتابت باهات صحبت کنیم
یه کتاب خیلی موفق که خیلیها معتقدن خوندنش لازمه
و باعث شده زندگیشون از این رو به اون رو بشه
مشخصا دارم در مورد کتاب "گم شده و پیدا شده" صحبت میکنم
این کتاب بر اساس یه داستان واقعیه
یه اتوبیوگرافی بر اساس تجربه خودت در مورد گم شدن توی جنگل
اون موقع تیتر یک اخبار بودی - راستش اون موقع عذاب وجدان داشتم -
آخه... خیلیها به خاطر من به زحمت افتادن
ولی اینکه تنهایی تونستی تو جنگل دووم بیاری واقعا خارقالعادهست
برامون بگو اون موقع چه فکری تو سرت بود؟
این شجاعت رو از کجا به دست اوردی؟
یادمه که اون موقع
احساس میکردم بزرگ شدم
قبل از اون فقط یه بچه بودم که داشتم وقتم رو تلف میکردم
ولی وقتی دیدم تو جنگل تنها موندم
برام روشن شد که
باید... باید زندگی میکردم
البته خیلی ترسیده بودم
و خانوادهم.... به این فکر میکردم که الان چقدر نگران و مستأصل شدن
مدام به این فکر میکنن که من زندهم یا مرده
پس وقتی تصمیم گرفتم که هر طور شده دووم بیارم
کات - ایم، تلفن داری -
ممنون - ممنون از همگی -
الو، ایم هستم
سلام ایم
من آقای توو هستم
مالک مزرعه رونگروجی
بله
یادت باشه دنبال بقیه آثار هم بری - حتما -
این نقاشی امروز رسیده؟ - بله خانوم -
باید یه تابلوی بزرگ نصب کنیم اینجا
تابلوهای کوچیکتر هم میتونیم ببریم طبقه پایین
باشه؟ - متوجه شدم. خودم بهش رسیدگی میکنم -
این رو اون هنرمندی فرستاده که رفته بودی جزیره ملاقاتش؟
مگه نگفتی جلسه داری؟
جلسه اینجا برگزار میشه
میشه دفترت رو قرض بگیرم؟
از ملاقاتتون خوشوقتم - شب بخیر -
بهتره بریم طبقه بالا صحبت کنیم
همسرم رو که از قبل میشناسی
بله، درسته قبلا با لیلی مصاحبه کردم
مصاحبه خوبی بود خیلی خوشم اومد
No comments yet. Be the first to leave one.