Upload

Upload

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Upload Season02 All Episodes 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Upload Season02 All Episodes 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Upload Season02 All Episodes 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-TEPES
Upload Season02 All Episodes 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Upload Season02 All Episodes 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Upload Season02 All Episodes 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-TEPES
Upload Season02 All Episodes WEBRip x264-ION10
Upload Season02 All Episodes WEBRip x265-ION265
Upload Season02 All Episodes 1080p WEBRip x265-RARBG
Upload Season02 All Episodes 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره Theo_S
█⫸ DigiMoviez.com | تمامی قسمت‌های فصل دوم

تګونه

webrip
web
x264
BRip
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
HD
1080
په خپور شو: 2022-03-18
ډاونلوډونه: 71
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت...

‫علائم حیاتیش دارن از بین میرن. ‫داریم از دستش می‌دیم.

‫ما واقعاً دلمون می‌خواد که آپلودش کنیم.

‫اونطوری می‌تونیم تا ابد با هم باشیم.

‫تو خیلی بی‌نظیری

.‫ولی تا ابد دیگه خیلی طولانیه

‫میشه یه‌لحظه دکمه‌ی توقف رو بزنیم؟

‫سلام نیتن. ‫به لیک‌ویو خوش اومدی خر شانس.

‫- آره. ‫- امروز اولین روز

‫زندگی بعد از مرگته.

‫(صدای اُردک)

‫هر وقت نیازم داشتی ‫من پیشت هستم.

‫چه نازه.

‫ممکنه پسر خوبی باشه.

‫می‌دونی، واسه یه لُس‌آنجلسیِ عوضی

‫تو بهترین عوضی لُس‌آنجلسی ‫هستی که باهاش آشنا شدم.

‫- تو چیکارها کردی؟ ‫- من و دوستم داریم

‫یه برنامه می‌سازیم به اسم...

‫اسم برنامه‌ی خودت یادت رفت؟

‫چرا حافظه‌ـم پاک شده؟

‫یه معامله‌ای چیزی کردی تا منو کنار بزنی ‫تا بتونی

‫- شرکت رو به فریاند بفروشی؟ ‫- اون کُدی که تو نوشتی

‫ما حاضریم فقط برای داشتن یه کُپی ازش

‫مبلغ بسیاری زیادی بهت تقدیم کنیم.

‫پس تو رو کُشتن.

‫من تصادف کردم.

‫آره، هر چی تو بگی.

‫زدی یه شرکتی که در سال 600 ‫میلیارد دلار در میاره رو تهدید کردی

‫- و اصلاً کسی هم تو رو نکُشته ‫- اون رویاش رو در عوض پول

‫فروخت و واسه اینکه ماست‌مالی شه ‫زدن کُشتنش.

‫- کمک! ‫- من دوستای کله گنده‌ای

‫توی جنبش لاد دارم. ‫می‌تونم توی کوهستان

‫توی یه خونه‌ای که کسی ‫ازش خبر نداره قایمت کنم.

‫ماشین، بریم سمت پوکونوس.

‫اینگرید؟

‫منم اومدم پیشت. ‫من برای تو

‫- آپلود شدم. ‫- چی؟!

‫نیتن؟!

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫از محققان پنرا یو پن خبر رسیده که

‫ ضمیر خودآگاه یک کبوتر

‫با موفقیت در یک کبوترِ ‫کلون جدید دانلود شده است.

‫آن‌ها اعتراف می‌کنند که به‌جای انسان

‫از همان اول باید با کبوتر این ‫تکنولوژی را آزمایش می‌کردند.

‫شور و اشتیاق همچنان برای ‫افتتاحیه‌ی بزرگ این هفته‌ی فریاند

‫زیاد است، به‌طوری که ‫مردم در هر 8 شعبه‌ی فیلادلفیا

‫صف‌های طولانی بسته‌اند.

‫پکیج رمانتیک آخر هفته رو می‌خوای؟

‫توش حموم آب گرم و کف‌بازی هم داره.

‫پس همونو بر می‌دارم.

‫فقط یه 500 دلار بیشتر فرقشه.

.این بَده

‫می‌خوای با بایرون خدافظی کنی؟

‫وای، نه‌بابا.

‫جدی این کاندومای کله‌ای لازم هستن؟

‫اگه نخوای یه پهپاد صورتت ‫رو شناسایی کنه، آره.

‫یه‌لحظه...

‫دوست پسر مُرده‌ـت هنوز دنبالت می‌کنه؟

مترجم: امیر دلپسند

‫ماشین، 1 و نیم کیلومتر دیگه برو

‫و بعدش برگرد نیویورک.

‫بله، آقای پتکوپولیس.

‫آقای پتکوپولیس؟

‫پابه‌پام بیا دختر شهری.

‫یه نفس عمیق بکش.

‫هوای تازه، درخت‌ها.

‫مثل لیک‌ویو‌ـه ‫منتها این واقعیه.

‫بجنب.

‫یادت باشه، جایی که داریم می‌ریم ‫تکنولوژی قدغنه.

‫وگرنه تلفنت رو می‌گیرن و ‫ذوبش می‌کنن و ازش یه‌چیز

‫به‌درد بخور می‌سازن ‫مثل مُهره‌ی شطرنج یا کِش مو.

‫آخرین بار که رفتی دکتر معاینه کِی بود بابا؟

‫با گوگل‌اِم‌دی باهاش تماس تصویری گرفتم.

‫امیدم رو بیشتر کرد.

‫ولی بعدش هی واسم ‫تبلیغ مُرده‌شور خونه میومد.

‫- و منم با خودم گفتم... ‫- بابا!

‫چیزی نیست. ‫از خودمونه.

‫تکنولوژی همراه‌تونه؟

‫آخرین قطعه‌ـم رو امروز صبح فروختم.

‫که اینطور...

‫تو چی؟

‫گوشیم رو توی ماشین گذاشتم اومدم.

‫نه، خودم می‌تونم بیارم.

‫تا دوساعت دیگه هنوز راه داریم دیو.

‫بیا ببینم.

‫با پای پیاده؟

‫دو ساعت راه پیاده؟

‫خانم کنرمن؟

‫من فرشته‌ی همیشگی‌تون نیستم.

‫فرشته‌ی خودتون امروز یه‌کم دیر کرده.

‫ولی تا جایی که بتونم سعی ‫می‌کنم جاش رو براتون پُر کنم.

‫وای نه، امروز یه‌کم استرس داری؟

‫برو ولمون کن...من مُردم، خیلی‌خب؟

‫- من برنده شدم. ‫- معلومه...

‫ببخشید

‫یه‌لحظه، تماس دارم.

‫بله؟

‫راهی هست که بشه از دودکش در اومد؟

‫حوصله‌ـم سر رفت، دلم برای نیتن تنگ شده.

‫بیخیال بابا!

‫مرسی.

‫دیگه بهم زنگ نزن... ‫سرم شلوغه.

‫فرشته؟

‫گفتی زنگ بزنم یا نزنم...؟

‫- نزن! ‫- باشه، چشم.

‫خیلی‌خب، فهمیدم.

‫فرشته...

‫پاستای گیسو فرشته.

‫هی، اینجا چیکار می‌کنی؟

‫فقط داشتم می‌گفتم پاستای مورد علاقه‌ـم...

‫آهـا، حالا فهمیدم چی شد.

‫حقم بود.

‫اونجا جای شماست.

‫خدا رو شکر.

‫نونی، من میرم استراحت کنم.

‫نظرت چیه بری این اطراف گشت بزنی؟

‫حاضرید تکنولوژی

‫و تمام وعده‌های پوچش رو طرد کنید؟

‫حاضریم!

‫پس می‌تونید خاک رو دریافت کنید.

‫خاکی که برای سادگیه.

‫خاکی که تراشه‌های ‫کامپیوتری رو نابود می‌کنه.

‫تکنولوژی یک گناهه.

‫کدومش بیشتر حالِت رو به‌هم می‌زنه؟

‫مذهبی بازیش یا تبعیض جنسیش؟

‫فکر کنم از طرز نگاهم بد برداشت کردی.

‫من خیلی مشتاقم که بخشی از این...

‫دیوونه‌ خونه‌ی مردسالاری جنگلی بشم.

‫آره.

.کشیش راب‌ـه دیگه

‫ولی لادها همه اینطوری نیستن.

‫وای. اینا واقعی هستن؟

‫معلومه.

‫توی خونه یه گلدون پنجره‌ای داشتم ‫منتها دونه‌های مونسانتوـم

‫زیاد بدون کُد رشد نکردن.

‫آره، دونه‌های ما ارثی هستن

‫مال قبل از انحصاری‌سازی هستن.

‫من متئوـم

‫اسمم مثل مت می‌مونه منتها ‫توی بچگی خیلی کتک خوردم.

‫منم نورا هستم.

‫همه‌ی اینا به‌نظر یه‌کم زیاده‌رویه.

‫با مافوق‌های دیوونه چطور ‫دست و پنجه نرم می‌کنید؟

‫خب، احتمالاً توی شهر نیاز ‫نبود راجع به این فکر کنی

‫ولی اینجا باید بکاریم، پرورش بدیم، ‫جمع‌آوری کنیم و غذا بپزیم.

‫برای همین...من خودم هر روز ‫24 ساعت فکرم پیش غذاست.

‫آره، حتی توی شهر هم خودم ‫همینطوری همه‌ـش تو فکر غذا هستم.

‫- همینه! ‫- مأموریت انجام شد.

‫کریس، این دفعه چیکار کردید؟

‫فریاند!

‫نمونه آزمایشی رو توی پخش زنده ترکوندیم.

‫دیگه خبری از افتتاحیه‌ی بزرگ نیست.

‫وایسا ببینم، چرا با فریاند یقه‌به‌یقه شدید؟ ‫اونا که آدم خوبا هستن.

‫آره...همه‌مون موافق زندگی ‫بعد از مرگ دیجیتالی هستیم.

‫ولی کشیش راب از همه‌ی آپلودها متنفره.

‫باید باهاش حرف بزنم چون ‫این دیگه خیلی مسخره‌ست.

‫باید سر همچین چیزایی رأی‌گیری کنیم.

‫گوشی ناخودآگاهی.

‫نترس، با نبودنش کنار میای.

‫خیلی‌خب، خانم معتاد تکنولوژی.

‫اینجا یاد می‌گیری چطوری ‫دوباره بتونی گل رُزها رو بو کنی.

‫سؤال دیگه‌ای نیست؟

‫آها راستی، اینجا از گوشی خبری نیست.

‫ولی این به این معنی نیست که نمی‌تونید

‫با آدمایی که دوستشون ‫دارید ارتباط برقرار کنید.

‫راستی، تا حالا از اینا دیدید؟

‫- یه پاکت نامه‌ست. ‫- اون دیگه چیه؟

‫اجدادتون اینطوری هرزنامه دستشون می‌رسید.

‫جمعه شب نامه‌هاتون رو تحویل بدید

‫تا فرداش یکی‌مون بره ‫تنرزویل اونا رو پُست کنه.

‫چه خوب.

‫بچه‌ها، ایشون متئوـه ‫یکی از رهبرای اجتماع‌مون.

‫به افتخارش دست بزنید.

‫ممنون. ‫سلام.

‫می‌دونم احتمالاً براتون سؤاله

‫که چه‌جور آدم خُلی اینجا رو می‌گردونه.

‫خب، من یکی از اون خُل و چل‌ها هستم. ‫اهل اوکلندم.

‫دیدم که شرکت‌های بزرگ تکنولوژی ‫چه بلایی می‌تونن سر اجتماع‌های کوچیک بیارن.

‫یا حتی بدتر، کُره‌ی زمین.

‫دروغ پخش کردن ‫استفاده‌ی بیش از حد از کربن

‫تفرقه افکنی ‫جیب پولدارها رو پُر کردن.

‫و همینطور سرکوب کردن قشر کارگر.

‫که به‌نظرم همه‌ی ما توی این اتاق ‫عضو طبقه‌ی کارگر هستیم.

‫برای همین، شما جای درستی اومدید.

‫جای خیلی خاصی اومدید.

‫خیلی خوشحالم که اینجایید. ‫اینجا قراره...

‫...یه فصل کاملاً جدید توی زندگی‌تون باشه.

‫خوش اومدید، من نورا هستم.

‫نگران نباشید، من اینجام ‫تا راهنمایی‌تون کنم.

‫خودم فقط چند هفته‌ست که اینجام

‫ولی حس می‌کنم که کُل عمرم اینجا بودم.

‫و نه، از تلفن یا تکنولوژی‌های ‫دیگه استفاده نمی‌کنیم

‫ولی هنوزم می‌تونید با کسایی که ‫دوستشون دارید ارتباط برقرار کنید

‫اونم با استفاده از یه جادوی باستانی.

‫خب تازه‌واردها، این

‫یه پاکت نامه‌ست.

‫درسته نورا.

‫پدربزرگ مادربزرگ‌هامون اینطوری

‫قبض فکس رو پرداخت می‌کردن.

‫این دیالوگ من بود.

‫ولی در هر صورت، ‫نامه‌هاتون رو تا جمعه بنویسید

More Farsi Persian subtitles for Upload

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left