لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت...
علائم حیاتیش دارن از بین میرن. داریم از دستش میدیم.
ما واقعاً دلمون میخواد که آپلودش کنیم.
اونطوری میتونیم تا ابد با هم باشیم.
تو خیلی بینظیری
.ولی تا ابد دیگه خیلی طولانیه
میشه یهلحظه دکمهی توقف رو بزنیم؟
سلام نیتن. به لیکویو خوش اومدی خر شانس.
- آره. - امروز اولین روز
زندگی بعد از مرگته.
(صدای اُردک)
هر وقت نیازم داشتی من پیشت هستم.
چه نازه.
ممکنه پسر خوبی باشه.
میدونی، واسه یه لُسآنجلسیِ عوضی
تو بهترین عوضی لُسآنجلسی هستی که باهاش آشنا شدم.
- تو چیکارها کردی؟ - من و دوستم داریم
یه برنامه میسازیم به اسم...
اسم برنامهی خودت یادت رفت؟
چرا حافظهـم پاک شده؟
یه معاملهای چیزی کردی تا منو کنار بزنی تا بتونی
- شرکت رو به فریاند بفروشی؟ - اون کُدی که تو نوشتی
ما حاضریم فقط برای داشتن یه کُپی ازش
مبلغ بسیاری زیادی بهت تقدیم کنیم.
پس تو رو کُشتن.
من تصادف کردم.
آره، هر چی تو بگی.
زدی یه شرکتی که در سال 600 میلیارد دلار در میاره رو تهدید کردی
- و اصلاً کسی هم تو رو نکُشته - اون رویاش رو در عوض پول
فروخت و واسه اینکه ماستمالی شه زدن کُشتنش.
- کمک! - من دوستای کله گندهای
توی جنبش لاد دارم. میتونم توی کوهستان
توی یه خونهای که کسی ازش خبر نداره قایمت کنم.
ماشین، بریم سمت پوکونوس.
اینگرید؟
منم اومدم پیشت. من برای تو
- آپلود شدم. - چی؟!
نیتن؟!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
از محققان پنرا یو پن خبر رسیده که
ضمیر خودآگاه یک کبوتر
با موفقیت در یک کبوترِ کلون جدید دانلود شده است.
آنها اعتراف میکنند که بهجای انسان
از همان اول باید با کبوتر این تکنولوژی را آزمایش میکردند.
شور و اشتیاق همچنان برای افتتاحیهی بزرگ این هفتهی فریاند
زیاد است، بهطوری که مردم در هر 8 شعبهی فیلادلفیا
صفهای طولانی بستهاند.
پکیج رمانتیک آخر هفته رو میخوای؟
توش حموم آب گرم و کفبازی هم داره.
پس همونو بر میدارم.
فقط یه 500 دلار بیشتر فرقشه.
.این بَده
میخوای با بایرون خدافظی کنی؟
وای، نهبابا.
جدی این کاندومای کلهای لازم هستن؟
اگه نخوای یه پهپاد صورتت رو شناسایی کنه، آره.
یهلحظه...
دوست پسر مُردهـت هنوز دنبالت میکنه؟
مترجم: امیر دلپسند
ماشین، 1 و نیم کیلومتر دیگه برو
و بعدش برگرد نیویورک.
بله، آقای پتکوپولیس.
آقای پتکوپولیس؟
پابهپام بیا دختر شهری.
یه نفس عمیق بکش.
هوای تازه، درختها.
مثل لیکویوـه منتها این واقعیه.
بجنب.
یادت باشه، جایی که داریم میریم تکنولوژی قدغنه.
وگرنه تلفنت رو میگیرن و ذوبش میکنن و ازش یهچیز
بهدرد بخور میسازن مثل مُهرهی شطرنج یا کِش مو.
آخرین بار که رفتی دکتر معاینه کِی بود بابا؟
با گوگلاِمدی باهاش تماس تصویری گرفتم.
امیدم رو بیشتر کرد.
ولی بعدش هی واسم تبلیغ مُردهشور خونه میومد.
- و منم با خودم گفتم... - بابا!
چیزی نیست. از خودمونه.
تکنولوژی همراهتونه؟
آخرین قطعهـم رو امروز صبح فروختم.
که اینطور...
تو چی؟
گوشیم رو توی ماشین گذاشتم اومدم.
نه، خودم میتونم بیارم.
تا دوساعت دیگه هنوز راه داریم دیو.
بیا ببینم.
با پای پیاده؟
دو ساعت راه پیاده؟
خانم کنرمن؟
من فرشتهی همیشگیتون نیستم.
فرشتهی خودتون امروز یهکم دیر کرده.
ولی تا جایی که بتونم سعی میکنم جاش رو براتون پُر کنم.
وای نه، امروز یهکم استرس داری؟
برو ولمون کن...من مُردم، خیلیخب؟
- من برنده شدم. - معلومه...
ببخشید
یهلحظه، تماس دارم.
بله؟
راهی هست که بشه از دودکش در اومد؟
حوصلهـم سر رفت، دلم برای نیتن تنگ شده.
بیخیال بابا!
مرسی.
دیگه بهم زنگ نزن... سرم شلوغه.
فرشته؟
گفتی زنگ بزنم یا نزنم...؟
- نزن! - باشه، چشم.
خیلیخب، فهمیدم.
فرشته...
پاستای گیسو فرشته.
هی، اینجا چیکار میکنی؟
فقط داشتم میگفتم پاستای مورد علاقهـم...
آهـا، حالا فهمیدم چی شد.
حقم بود.
اونجا جای شماست.
خدا رو شکر.
نونی، من میرم استراحت کنم.
نظرت چیه بری این اطراف گشت بزنی؟
حاضرید تکنولوژی
و تمام وعدههای پوچش رو طرد کنید؟
حاضریم!
پس میتونید خاک رو دریافت کنید.
خاکی که برای سادگیه.
خاکی که تراشههای کامپیوتری رو نابود میکنه.
تکنولوژی یک گناهه.
کدومش بیشتر حالِت رو بههم میزنه؟
مذهبی بازیش یا تبعیض جنسیش؟
فکر کنم از طرز نگاهم بد برداشت کردی.
من خیلی مشتاقم که بخشی از این...
دیوونه خونهی مردسالاری جنگلی بشم.
آره.
.کشیش رابـه دیگه
ولی لادها همه اینطوری نیستن.
وای. اینا واقعی هستن؟
معلومه.
توی خونه یه گلدون پنجرهای داشتم منتها دونههای مونسانتوـم
زیاد بدون کُد رشد نکردن.
آره، دونههای ما ارثی هستن
مال قبل از انحصاریسازی هستن.
من متئوـم
اسمم مثل مت میمونه منتها توی بچگی خیلی کتک خوردم.
منم نورا هستم.
همهی اینا بهنظر یهکم زیادهرویه.
با مافوقهای دیوونه چطور دست و پنجه نرم میکنید؟
خب، احتمالاً توی شهر نیاز نبود راجع به این فکر کنی
ولی اینجا باید بکاریم، پرورش بدیم، جمعآوری کنیم و غذا بپزیم.
برای همین...من خودم هر روز 24 ساعت فکرم پیش غذاست.
آره، حتی توی شهر هم خودم همینطوری همهـش تو فکر غذا هستم.
- همینه! - مأموریت انجام شد.
کریس، این دفعه چیکار کردید؟
فریاند!
نمونه آزمایشی رو توی پخش زنده ترکوندیم.
دیگه خبری از افتتاحیهی بزرگ نیست.
وایسا ببینم، چرا با فریاند یقهبهیقه شدید؟ اونا که آدم خوبا هستن.
آره...همهمون موافق زندگی بعد از مرگ دیجیتالی هستیم.
ولی کشیش راب از همهی آپلودها متنفره.
باید باهاش حرف بزنم چون این دیگه خیلی مسخرهست.
باید سر همچین چیزایی رأیگیری کنیم.
گوشی ناخودآگاهی.
نترس، با نبودنش کنار میای.
خیلیخب، خانم معتاد تکنولوژی.
اینجا یاد میگیری چطوری دوباره بتونی گل رُزها رو بو کنی.
سؤال دیگهای نیست؟
آها راستی، اینجا از گوشی خبری نیست.
ولی این به این معنی نیست که نمیتونید
با آدمایی که دوستشون دارید ارتباط برقرار کنید.
راستی، تا حالا از اینا دیدید؟
- یه پاکت نامهست. - اون دیگه چیه؟
اجدادتون اینطوری هرزنامه دستشون میرسید.
جمعه شب نامههاتون رو تحویل بدید
تا فرداش یکیمون بره تنرزویل اونا رو پُست کنه.
چه خوب.
بچهها، ایشون متئوـه یکی از رهبرای اجتماعمون.
به افتخارش دست بزنید.
ممنون. سلام.
میدونم احتمالاً براتون سؤاله
که چهجور آدم خُلی اینجا رو میگردونه.
خب، من یکی از اون خُل و چلها هستم. اهل اوکلندم.
دیدم که شرکتهای بزرگ تکنولوژی چه بلایی میتونن سر اجتماعهای کوچیک بیارن.
یا حتی بدتر، کُرهی زمین.
دروغ پخش کردن استفادهی بیش از حد از کربن
تفرقه افکنی جیب پولدارها رو پُر کردن.
و همینطور سرکوب کردن قشر کارگر.
که بهنظرم همهی ما توی این اتاق عضو طبقهی کارگر هستیم.
برای همین، شما جای درستی اومدید.
جای خیلی خاصی اومدید.
خیلی خوشحالم که اینجایید. اینجا قراره...
...یه فصل کاملاً جدید توی زندگیتون باشه.
خوش اومدید، من نورا هستم.
نگران نباشید، من اینجام تا راهنماییتون کنم.
خودم فقط چند هفتهست که اینجام
ولی حس میکنم که کُل عمرم اینجا بودم.
و نه، از تلفن یا تکنولوژیهای دیگه استفاده نمیکنیم
ولی هنوزم میتونید با کسایی که دوستشون دارید ارتباط برقرار کنید
اونم با استفاده از یه جادوی باستانی.
خب تازهواردها، این
یه پاکت نامهست.
درسته نورا.
پدربزرگ مادربزرگهامون اینطوری
قبض فکس رو پرداخت میکردن.
این دیالوگ من بود.
ولی در هر صورت، نامههاتون رو تا جمعه بنویسید
No comments yet. Be the first to leave one.