لومړۍ 200 کرښې.
♥ ☺ ☻ B M Y 6 9 1 | ی . م م ا ر ـهـ بـ | ☻ ☺ ♥
بهرام م.ي| تقديم ميکند| Call Me 'Bahram My'
فصل دو قسمت پنجم "نیزه بازی سواره"
مدتی میگذره. آره
میبینم، هنوزم با سرت ور میری
هنوزم کرواتای مسخره میزنی، میبینم
ماشین دیگه رو میرونی
تو جزیرهای که سینیکیوانن مالکشـه وا موندی
اون باهوشترین کاری نیست که تا حالا انجام دادی
نه؟ چی باهوشترین بود؟
خب هنوز واسه گفتنش زودـه
ولی می تونم بهت بگم که احمقانترینش کدوم بود
کار من نبود. تو نکردی؟
تو بایستی زن و دخترم منو به یاد داشته باشی
این عکس قبلاً جاش روی میزم بود
حالا یه عکس جدید دارم, میخوای ببینیش؟
حالا این شکلی شدند
متأسفم
چرا اونا مجبورند (تاوان) بپردازند؟
دلیلت هرچی که هست واسه ،دنبال کردن سینیکیوانن
یا من, اونا بیگناهاند. کار من نبود
چرا اون کارو کردی؟ کارــــه مــــــــــــن نبــــــــــود
به اندازه کافی برات روشنه؟
پرده(نمایش)دوم
پرده دوم؟ پرده دوم دیگه چیه؟
پرده دوم اینه
من یه مأمور مخفی بودم, توسط آدمای خودم بهم خیانت شد
،صورتم(هویتم)رو ازم دزدیدند خاطراتم رو, زندگیم رو
تو گذشتهی من چیزی پنهانه که جون بشریت رو به خطر میندازه
من در حالی که نمی تونستم به چیزی تیکیه بکنم دنبال جواب گشتم
ولی خالکوبی که به اسم من مبدل شد
من '13' هستم
تو خوبی؟ آره...تشکر
فکر نمی کردی که ما تو رو آزاد میذاریم که با اون حرموزاده ها یکی بشی، مگه نه؟
صادقانه بخوام بگم، ینمه سورپرایز شدم
می خواستیم هر دوتاون رو در یه زمان بگیریم
شما محاصره(توسط ارتش)شدید به هرحال رسانه به ما تروریست میگه
تو هم بایستی سهمی ازش داشته باشه
آره, اینجا مکان خوبیه
ویل بایستی جیب پر پولی داشته باشه
خفه شو
ازت خوشم میاد. مضاح میکنی
کار طراحی اینجا با تو بود؟
خیلی دقیقه
معذرت می خوام که ما کار رو اونجوری که هستند ول میکنیم. نیازی به معذرت خواهی نیست
میفهم به چی می خواستید دست بیابید
با بمبگذاری سینیکیوانن
می تونم بفهم چرا ضروری بود
ترمز کن، ترمز کن. بهت گفتم من نبودم
خواهشاً. وقتی داشتی برنامه ریزیش می کردی اونجا بودم
چی بایستی باشه...حرکت بعدیمون؟
فکر نمی کنی دیگه از حد گذشته؟
هنوز به اونجاهاش نرسیدیم
مردم بیگناه مردند. اون مرد اون ...بیرون به یه صندلی بسته شد
زن و بچش تو بمبگذاری کشته شدند
دختر کوچولوش
هرچی که ما می خوایم بهش برسیم، ارزشش رو نداره
آره؟
بله, قربان. اونا می خوان باهاتون حرف بزنن
اونا؟ میدونید کیا رو میگم
کجایی برادر؟
چرا بهم زنگ میزنه؟ داری باهاش کار میکنی؟
ما باهاش کار میکنیم
کجاش خنده دارـه
نظرت درمورد یکی دیگه چیه؟ فقط تو اینور
یه شاهکار واسه همسازه دارم
خیلی خوب کردی که بلاخره به مهمونیم ملحق شدی, سیزده
حالا یه چندتا سوال دارم. تو به هیچکدوم از سولاتم جواب ندادی
من چرا به سوالات تو جواب بدم؟
من جواب دادم. فقط تو از جوابات خوشت نیومد
معلوم شد که من یه چندتا جواب دارم
توی که مسول ترکیدن بمب بودی
تو اون یکی خط داشتی با کی حرف میزدی؟
کی بود که جواب داد؟
تو از کجا دربارش میدونی؟ چرا برات اهمیت داره؟
تموم تفاوتها رو ایجاد میکنه
چونکه تو میدونی فردی که جواب تلفن رو داد
... همونیه که مسوله. اون چطور
تو بودی که جواب دادی, سیزده
می خوام واقعاً از اذیت کردنت لذت ببرم
تو دقیقاً تو موقیتی نیستی که بتونی تهدید بکنی
نیستم؟
بتی, میشه لطف کنی؟
... بتی, چی
چرا؟
چطور اینکارو کردی؟ سیزده, داره خیلی بهتر میشه
پرده سه
تازه شروع کردیم
من راه آسونو امتحان کردم
اعضای حیاتیش رو چک کنید
...یکم بیش از استانداده, ولی مشکلی نداریم؟
بله. پس خوش اومدی
...این چیزی نبود که ما دربارش حرف زده برو بیرون
وقتی لازمت اشتم خبرت میکنم... برو
برو
این چیه؟
بتی و موزومبیق کجاند؟
تو هرگز فرار نکردی
ما تورو از جزیرهی آریلا گرفتیم و مستقیم اوردیمت اینجا
چی؟
اطلاعاتی هست که دوستداریم ازت بگیریم
بنابراین توری بهت اقا کردیم که فکر کنی فرار کردی
همرا دوستانت. بتی و موزومبیق واقعی نبودند؟
نه, مغزن بشر مثل یه بوم نقاشی شگفت انگیز میمونه
،یه چندتا رنگ رو فوم نقاشیت گذاشتیم
و تو بهترین نفاشی زنده رو نقاشی کردی
ممنون
حالا ما درمورد بتی و موزومبیق میدونیم ،تو یه استعداد مخفی دیگه هم داری سیزده
شرط میبندم که نمیدونسی چه نقاش ماهری هستی
ولی تو کنترلشون کردی
خب, من یکمی قلم مو رو راهنماییش کردم
اگه آسیبی بهشون برسونی
خب بستگی داره. چرا سینیکیوانن هدف قرار داشت؟
تا به تو خانوادت آسیب برسونه این چیزیه کی می خواستی بشنوی؟
منو ترغیب نکن
نقشه بعدی ویل چیه؟ تا جایی که من میدونم اونا منحل شدند
تو جزیره چی پیدا کردی؟ مقدار زیادی علف(مواد)خوب
:حقیقت اینکه "تاریخ توسط مردان مستحکم ساخته شده"
ولی حتی اونا هم به کمک دیگران محتاج بودند
مردانی که براشون میکشند و ناپدید میشند. حتی میمیرند
من دیگه اون مرد نیستم
مزخرف نگو. سد راه مأمریت خودت شدی
تو بهترین شرایطت یه بدهی کار بودی
و حالا یه چوب بزرگ تو آستین منی, نه چیز دیگه
پس منو بکش
نه, حمله به سینیکیوانن عمل یه مرد با جر بزه بود
و اون تو نیستی. خودت دست ننداز
درمورد چی؟ هیچ دلیل شرافتمندانهای اینجا نیست
اینجا برات همه چی درمورد انتاقامـه
... بله
"با این همه, همه چی "آخرشه
... من پیدا کردم
اغلب کوچکترین بریدگیها غیرقابل تحملترین برای مردم هستند
جزیئات
بنال دیگه
میگن به کم قانع باش
همونی نیست که زنت قبلاً بهت میگفت؟
ما الان بخاطر تو آمادهایم
می خوایم هزینه یه داروی توان بخشی عصبی جدید رو متقبل بشیم
می تونی به چشم یه مسکن بهش نگاه کنی, فقط درجهت عکس
قراره هر ثانیهای(دردی) که برات میگذره رو حس بکنی
لازم که بپرسم
ویل دقیقاً امیدوار بود چه کاریو به انجام برسونه؟
امیدوار بودند مجبورمون کنند که سهاممون رو بیاریم پایین
یه کارگاه بیگاریمون رو تعطیل بکنیم؟
گمونم اونا از اشتراک حرص و طمع خسته شدند. اشتراک حرص و طمع؟
شمام ممکنه یه روزی از خوردن تَکوهای مکزیکی خسته بشی تَکو:نونی که از ذرت درست) (میشه و توش پره گوشت و لوبیاست
اشتراک حرص و طمع مسولیت مالیـه
منظورـه اونم همینه. اونا یه نمونه(کتاب مقدس که راهنما باشه) می خواند
یعنی میگم که, بله. ویل اونو ...می خواست ولی حقسقتش این
اونا پخمهتر'آزولد'هستند آزولد فردی که دولت گناه ترور جان اف کندی) (رو انداختن گردنش ولی مردم باور نکردند
پای یکی دیگه در میونه، مگه نه؟
یکی که به تشکیلات گره خورده
چونکه همهی اینا برای دشمنامون خیلی تصادفی به نظر میاند
سوال اینکه، کدومشون؟
نمیدونم، گوگول؟
داره از گوشه کنایههات حالم بهم میخوره
یبار دیگه ازت میپرسم
دوباره میپرسم. مارد به خطا
واسه کی کار میکنی؟
... اون متزلزله ... اون همزاد
اون دنبال نامههای تسلا می گرده
.. اگه تو مشارکت نداری از کجا درمورد نامهها خبر داری؟
... لازمه چکش بکنم... اگه که کداش نه ... هنوز
... نامههای تسلا ... اون چیزیه که اون می خواد
برای همین برام پاپوش درست کرد برات پاپوش درست کرد؟ بیخیال، سیزده
می تونم چندتا از انگشتات رو تو یه چشم بهم زدن لخت(قطع)کنم؟
هنوز روی پارمتر قرار دارم؟ استایپ، یه جواب بده؟
...ما تا اینجا که ورای پارمتر هستیم
بله. ما هستیم
... میبینی
من همچیم رو...باختم
... و همینطور اونم یه حس افتضاحییه
همینطورم یه رهاسازی کوچولو محسوب میشه
میدونی مشکل اساسی با 'ابو قریب' (زندانی در عراق)چیه؟
اونا عکس میندازند
این آخرین شانستـه
پس یه همزاد وجود داره؟ یه سیزده دیگه؟
حقیقت داره. حقیقت داره
چرا؟ اون که نمی تونه (کارـه) ارزون یه راحتی باشه
جراحی پلاسیک رو صورت. دوتا جراحی کامل
و با پول مالیت دهندهها
میبینی, آرزو می کردم که میدونستم چقدر نامید میشدی
اون زمانی بود که من هنوز به قدرت دولت اعتقاد داشتم
الانه من به قدرت تعاونیها معتقدم
تعاونیها رو راست هستند. پاک
اونا فقط یه هدف دارند... جور کردن پول
و به علت اون هدف واحد، دارای قدرت هستند
مهم نیست من چی میگم
تو فقط میخوای ببینی که خون از دماغ من بیاد
... این هیچ ربطی به تو نداره
خدایا! اون شناور(پا در هوا)مونده
اون چشتو گرفته
و بعد من جلوشو گرفتم, و تو رو سرپات کردم
...ولی ... لازمه نصیحتت بکنم
اون به این سادگیا پس نمی کشه
بهم دوا خوروندی؟
خدایا, بله. خیلی زیاد
باهام چیکار کرد؟
تو مقدار کامل درد رو احساس نمی کنی
No comments yet. Be the first to leave one.