لومړۍ 172 کرښې.
هشدار. دیدن این برنامه، اجباری میباشد.
هر متخلف ۵۰۰ یوبی جریمه خواهد شد.
خانمها و آقایان،
به یه نسخهی خیلی ویژه از اخبار عدن، خوش اومدین.
روزِ مجازات!
به همراه میزبانتون، ریمان!
ممنون! ممنون!
شما فوقالعادهاین! فوقالعاده! و این روز هم فوقالعادهـست.
چون که...
روز مجازاتـه!
آره. روز مجازات. بله.
دقیقاً ۳۰ دقیقه دیگه،
به صورت زنده، شاهد اعدام بولفراگِ تروریست خواهید بود!
بله، بله.
اساسینِ* بیرحم مسببِ کُشت و کشتار در ناحیهی کارگری. «اساسین: قاتل»
شریک جرم مارکوس هالووی و دالف لیزرهاک.
خیلی مزخرفی، عوضی!
میدونم، میدونم.
پس قبل اینکه برنامه رو شروع کنیم،
لطفاً جهت گرامیداشتِ قربانیان عملیات تروریستی به من ملحق بشید و یک دقیقه سکوت کنید.
ها؟
هشدار. ویروس شناسایی شد. هشدار. ویروس شناسایی شد.
اقدامات احتیاطیِ امنیتی اولیه رو جهت اجتناب از قربانیِ حمله شدن، در پیش بگیرید.
چه اتفاقی داره برام میافته؟
آلودگی جدی درحالِ کامل شدن. ۲۵ درصد و درحال افزایش.
منبع آلودگی رو پیدا کن.
منبع آلودگی...
درگاهِ بی-۲۴. دست چپ.
چی؟
نه.
زمان آلودگی...
- نه. - امروز، ساعت ۸:۴۶.
فیلمگرام ، دستیار فیلم باز شما ربات تلگرامی : @Filmgrambot
بسیار خرسندم که اعلام کنم، شهروندان گرامی عدن،
این اعدام، فقط گام اولـه.
میدونید که امروز روز مجازاتـه، درسته؟
خب، اینم یه غافلگیری بزرگ برای شما.
هم اکنون، گروه نیجی ۶ و سربازان شجاعمون
تو راهـن تا ضربهی نهایی رو به اون هیولاها وارد کنن!
فیشر!
آره! آره!
پس با ما همراه باشید، چون امشب فوقالعادهترین برنامه رو داریم.
بعد از یه وقفه، میبینمتون.
مـــتـــرجـــم: مانی "ThePianist"
باید به ندای دلم گوش میدادم.
تو هنوزم همون بچهی لوس شستشو مغزی شدهای.
واقعاً خوب سرمو شیره مالیدین. تو و اون بردهی کامپیوتریت.
نه، نه. لیزرهاک هیچ دستی تو این نداره.
فقط برای آلوده کردن پایگاهِ واقعیت مجازی عزیزت، بهش نیاز داشتم.
متأسفانه، بدنـش جون سالم از ویروس به در نمیبره.
اما نیمهی پر لیوان اینه که خیلی زود اینجا تحت کنترل من میشه.
هوم؟
اوه، مارکوس.
بامزهاس، ولی غیرضروریه.
مارکوس، دلیل اینکه داری نفس میکشی الان
اینه که چون من میخوام.
برات یه پیشنهاد دارم.
برو گورتو گم کن، سارا کوچولو.
باشه. میخوای بازی کنی؟
پس بیا بازی کنیم.
به نظر میاد یه چیزی رو فراموش کردی، کثافتِ عدنـی.
شاید تو دروغ گفتن و تقلب کردن بهترین باشی، اما منم تو کاری که میکنم بهترینم.
از ویروس مسخرهات خداحافظی کن، عوضی.
من... بابت این مطمئن نیستم.
تنها راهشه، مرد.
اما هیئت مدیره همیشه باهامون منصف بوده.
من... مطمئنم میتونن منطقی باشن.
ما جایگزین شدیم. متوجهی حرفم هستی؟
نمیدونم چطوری، ولی جایگزین شدیم.
نیجی ۶ لعنتی رو فرستادن چون براشون یه خطر محسوب میشیم.
میفهمی چی میگم؟
اما... من زندگی قبلیمونو میخوام.
"زندگی قبلیمون؟"
میخوای نادیده بگیری و دروغهاشون رو با یه لبخند مسخره، پخش کنی؟
نه.
من دیگه نمیتونم نادیده بگیرم.
قراره یه دو رگهی بیگناه دیگه رو زنده تو برنامهی من، سلاخی کنن،
با صورت من!
این اجازه رو نمیدم.
شاید بتونیم التماس کنیم.
یالا! بیا التماسِ بخشش کنیم. خیلی توش ماهریم، مگه نه؟
اون روزا تموم شدن.
حالا وقتش رسیده تا عدن با...
رامون آشنا بشه.
گوش کنید، مردم!
امروز، روز شکوهمندی برای عدنـه.
قراره پایگاه واقعیت مجازی رو از دست اون شورشیهای لعنتی پس بگیریم.
اگه هرگونه مقاومتی نشون دادن، ازتون میخوام فوراً شلیک کنین.
مقاومت؟ واقعاً؟
یه بچهی پنج ساله میتونه این زامبیهای لعنتی رو نابود کنه.
در رابطه با ترتیبِ ریمان رو دادن هم همین حرفو زدی،
ولی هنوز، فراریـه.
خفه شو! تو اونجا نبودی!
آره، میدونم. چون اگه بودم، اون...
بچهها، بچهها، وایسید. یه چیزی تو رادار دارم.
اوه.
چی؟ چه غلطی داری میکنی؟
آخی، هاک* کوچولو رو ببین از لونه افتاده. «هاک: شاهین»
چه بد. ناراحت میشم تو این وضع میبینمت.
بذار...
یه دستی بهت برسونم.
قرمز!
دستور اینه که مستقیم به پایگاه واقعیت مجازی بریم.
مدیرا گفتن که لیزرهاک دیگه تهدید به حساب نمیاد.
آخه، یه نگاه بهش بنداز! به زور میتونه وایسه رو پاهایـ...
اوه پسر.
هشدار. ظرفیتِ پلاسما، ناپایدار. هشدار.
هشدار. هشدار. هشدار.
واسه... واسه چی وایسادین؟
شلیک کنید!
- نه! - چی؟
اون مال منه!
بیا یکم مزهاش کن،
لیزرشاش!
همم. میدونی چیه، فیشر؟ کدگشاییـش سخته.
هرکی این ویروس رو ساخته...
باید بگم کارش خیلی خوبه.
اما... نه به اندازهی کافی.
هوم؟
این در رو باز کن، هالووی.
یا چی؟
میخوای هارت و پورت کنی...
هنوز فکر میکنی این یه بازیه، درسته؟
چی؟
اون کدوم گوریه؟
- فیشر، چیکار میکنی؟ - خب...
تفاوت بین من و تو، مارکوس...
فیشر.
اینه که من بازی نمیکنم.
نه. نه، نه، نه.
نه!
نه!
هیولای لعنتی!
پس قراره اینطوری بشه، مارکوس.
قراره بذاری ویروس کار خودشو بکنه، و اون در رو باز میکنی.
انتخاب خودته.
عوضی لعنتی.
اوه. این دوستت، تی-بونـه، درسته؟
نمیدونستم از جنگ ویستلند جون سالم به در برده.
اوه، خب.
بس کن!
خب...
درمورد اون پیشنهاد.
این محشره!
هوهو!
هنوز خسته نشدی؟
خب، امیدوارم همونقدر که به من خوش گذشته، به تو هم خوش گذشته باشه.
اما همه چیزای خوب باید بالاخره به پایان برسن.
پس، وقت خداحافظیه، کاپیتان.
- و... - دنیا رو مثل یه قهرمان ببین.
اوه. صبر کن.
درست به موقع.
آره، چه میشه کرد؟
خب. ما فقط چند ثانیه تا رویداد بزرگ امشب فاصله داریم.
آمادهاین؟
خب، آقای بولفراگ.
فکر کردی میتونی آدمای بیگناه رو بکشی
و سبک زندگی عدن رو تهدید کنی و قسر در بری؟
چقدر بد.
قبل اینکه اعدام رو شروع کنیم،
یه سوال آخرِ خیلی مهم برات دارم.
و خیلی با دقت بهش فکر کن،
چون قراره آخرین حرفات باشن!
خب سوال من اینه.
و چیزی واسه بردن نداری، شاید به جز نجاتِ روحـت.
آقای بولفراگ،
وقتی به کارایی که کردی فکر میکنی، پشیمونیای داری؟
من...
حقیقتاً، پشیمونیهایی دارم.
اوه.
بله، دستم به خون آلودهاس. درسته.
من مسیر اساسین رو دنبال کردم
No comments yet. Be the first to leave one.