Behind Her Eyes

Behind Her Eyes

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Behind Her Eyes S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Behind Her Eyes S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Behind Her Eyes S01E05 WEBRip x264-ION10
Behind Her Eyes S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Behind Her Eyes S01E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Behind Her Eyes S01E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Behind Her Eyes S01E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► Phoenix و آرزو Lkz مرتضی ◄

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
په خپور شو: 2021-02-23
ډاونلوډونه: 56
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تـرجـمـه از آرزو و مـرتـضـی Morteza_Lkz & arz_phoenix

!بالاتر! بالاتر، مامان

!هوراا

صبح بخیر

" قسمت پنجم از سریال پشت چشمان او " " این داستان: دومین در "

سبزیجاتت رو می‌خوری و مواد مغذی اصلیت رو به دست میاری

اسپاگتیت رو هم میگیری

آره، این بالایی واسه فکر کردنه این پایینی هم واسه رقصیدن

این مثبت نگری مطابق با چیه؟

...خب، متاسفانه در مورد این موضوع

...مثبت نگری من...

!سلام، عزیزدلم

!اوه، بیا اینجا ببینم عزیزکم

اوه، دلم برات تنگ شده بود - آره، می‌دونم -

یه چیزی برات آوردم - واقعا؟ چی هست؟ -

سوغات فرانسه‌ست

اوه، وای - "نوشته: "دوستت دارم -

چقدر خوشگله

عاشقشم. بیا بغلم ببینم

تو خیلی دوست داشتنی هستی اوه خدا، خیلی خوشحالم برگشتی، عزیزم

چطوره بری کیفت رو توی اتاقت بذاری

تا منم با بابایی خداحافظی کنم، باشه؟

باشه

به زودی می‌بینمت، سرباز کوچولو

خدافظ، بابا

بخدا پسرمون خیلی بزرگ شده - آره -

حال خودتم بهتره، لو

تازگیا کمی باشگاه میرم

حتی دیگه سیگار نمی‌کشم

ایول بابا - اوهوم -

پس گمونم اینو نخوای

دوتا دیگه هم اینجا هست - اوه، نه. نه -

قدمِ شراب که همیشه به روی چشمه

مرسی که گذاشتی آدام بیاد، لوئیز میدونم که برات آسون نبود

توی فکرش نباش

راستشو بگم، خوب شد که گذاشتم بیاد

لیسا چطوره؟

آره

حالش خیلی خوبه

خوبه

خب، بفرما دیگه

ایان

برات خوشحالم

!نه

برو، برو جلو

!برو جلو

!یه شوت بلند

!مامانی

!مامان

!آره

!نیازی به دوتا پاهام واسه این ندارم

...یک، دو، سه

!هورا

دلم واسه همچین روزایی تنگ شد

دلم واسه تو تنگ شد

از اینکه بدون تو به فرانسه رفتم حس بدی داشتم

حس بدی نداشته باش

دلت واسه بابایی تنگ میشه؟

گاهی وقتا

ازش متنفر نیستی؟ - نه -

پدرت مرد خوبیه

و اگه اون نبود، من تو رو نداشتم

و وقتی بزرگتر بشی، متوجه میشی که مشکلاتی پیش میاد

که فقط معنیشون اینه آدما دیگه نباید باهم باشن

اونا از خوب بودن برای همدیگه دست می‌کشن

بعدش بهترین کار اینه که قبل از حادتر شدن اوضاع، رابطه‌شونو تموم کنن

حادتر شدن" یعنی چی؟"

یعنی وقتی اوضاع به سمت خراب شدن میره

شاید یکمی زیادی سریع بود

!همچین چیزی نیست

...واقعا؟ داری با

!یه نفر پشت دره، مامان

اوهوم، میرم باز کنم

کیه؟

تا در رو باز نکنم که نمی‌دونم، مگه نه؟

سلام، غریبه - سلام -

!خاله سوفی - سلام -

...شرمنده، تازگیا

آدم مزخرفی بودم

مدتیه نگرانتم

خب، واقعا استعفا دادی؟

یا اینکه دیوید اخراجت کرد؟

چون راجع به تو و زنش فهمید

آره - لعنتی، لو -

من چی بهت گفتم؟

...ما قبلا توافق کردیم - که چی؟ -

برم دقیقا اونجوری که تو بهم گفتی باید زندگی کنم، زندگیمو کنم؟

"الان واقعا به شنیدن "من که بهت گفتم نیازی ندارم

من فقط به خاطر اینکه برام مهمی، اینجام لو

...و ببین

باید عذاب آور باشه، می‌دونم

ولی بهترین کار اینه که تمومش بشه

آره

چون تمومش کردی، درسته؟

من نگران زنشم

اوه، خدایا

...متنفرم از اینکه

اینجوری اینقدر شکننده ببینمش...

جداً ، لو، دیوید روان پزشکه

شاید زنش دیوانه‌س

مثل رمان "جین ایر" توی اتاق زیر شیروانی

که دلیلِ این رابطه‌هاش رو توجیه می‌کنه

اگه اینطوری بود، می‌دونستم

...خدایا، تمام حرفایی که می‌زنی

فکر نکنم حتی خودتم بدونی...

...ولی فقط معنیشون اینه: "بیچاره لوئیزِ پیر

حتی نمی‌تونه یه معشوقه واسه خودش... ...نگه داره

"همیشه آخرش دلش می‌شکنه...

اونی که این وسط قربانیه، من نیستم سوفی باشه؟

هیچوقت هم نبودم

ادل هیچکسی رو نداره

نه واقعا

نه دقیقا

و من می‌دونم چه حسی داره

شاید بهتره بری

میخوای باز بمونه یا بسته بشه؟

بسته بشه

واقعا از دیدنت خوشحال شدم، آدام

باشه

و ایگور امتیاز می‌گیره - هی -

اووه، بوی گند میدی. بدو برو تو حموم

مجبورم برم؟ - بعله -

حالا برو داخل

سلام، لو، روبراهی؟

سلام. آره، آره خوبم

داشتم فکر می‌کردم و می‌دونم از قبل خبر ندادم

ولی میشه واسه چند ساعتی مراقب آدام باشی؟

کِی؟ - امشب -

ببخشید. یه کار دقیقه نودی پیش اومده باید کمک یکی از دوستام برم

چون من یه سری برنامه‌های جدی واسه امشب داشتم

با یه شیشه شراب شاردونی "و فیلم "ستاره‌ای متولد شد

خب، چطوره من شاردونی رو تهیه کنم

و شمام انیمیشن "شگفت انگیزها" رو ببینین؟

اصلا هم گریه‌ات نمی‌اندازه

قبوله. به هر حال دلم واسه اون مرد کوچولو تنگ شده

می‌تونه واسم از فرانسه تعریف کنه ده دقیقه بهم فرصت بده

تو فوق‌العاده‌ای

خیلی خب

زودباش دیگه

خب، باشه

خب، این یکی رو اشتباه کردی، کسکش

باورم نمیشه دزدیدیش

این برگه‌ها مربوط به ده سال پیشه

تماماً تا زمانی که توی وستلند بودین

همه‌شونو خوندی؟

نه. ولی، یعنی مجبور بودم نگاهی بهش کنم تا مطمئن بشم که خودشه

یه سری چیزا راجع به پلیس هست

...ماریان به دادگاه شکایت نمی‌کنه

اون نمی‌تونه همه‌چیز رو از خودش درآورده باشه، ادل

من که در مورد ماریان و رابطه‌شون بهت گفتم

...پس، آره

رفتم و به روش آوردم

تو بودی، نمی‌کردی؟

بعدش انگار من اونیم که دیوونه‌ست

اون این تصویر رو از من به نمایش می‌ذاره و مردم هم باور می‌کنن

حتی تو

داری بهم نگاه می‌کنی و با خودت میگی "یعنی تمام این مدت درموردش اشتباه می‌کردم؟"

در موردت اشتباه نمی‌کنم

دیدم که چطور باهات رفتار میکنه، ادل

...من فقط فکر می‌کنم تو باید

کنترل زندگی خودتو به دست داشته باشی

...در موقعیتی باشی که اگه لازم بود

از خودت مراقبت کنی، واسه خودت تصمیم بگیری

تو دقیقا عین راب حرف می‌زنی

آره، خب، با توجه به چیزایی که توی دفترچه خوندم

راب کاملا انتظارشو داشت

همه‌چیز به راه برمی‌گرده

متوجه نمیشم

این به راب چه ربطی داره؟

همه‌چیز به اون ربط داره

باهام بیا

باید یه چیزی رو نشونت بدم

اینا رنگ‌های جنگلی هستن که من اونجا بزرگ شدم

در املاک‌مون

...موقع بهار و تابستون، خیلی سبز

و سرزنده بودن

چیزی بیشتر از یه داستان افسانه‌ای

ما هیچوقت به اونجا برنمی‌گردیم

نه از وقتی که راب اومد بهمون سر بزنه

دیوید قبول نمی‌کنه بریم اونجا و موافق نیست که بفروشیمش

...اون مکان کلا

متروکه و فراموش شدست...

متوجه نمیشم چرا

من فکر می‌کنم دیوید، راب رو کشته

چی؟

فکر کنم دیوید به راب حسادت می‌کرد

چون به حرفش (راب) گوش می‌کردم

من فقط می‌خواستم باهم دوست باشن

هر دوتاشون مهمترین چیز توی زندگیم بودن

چه اتفاقی افتاد؟

...یه روز صبح

راب یهو رفته بود

دیوید گفت راب تصمیم گرفته بود از اونجا بره ...اما

اون هیچوقت بدون خداحافظی نمی‌رفت

تا حالا در موردش از دیوید سوالی نپرسیدی؟

می‌تونم از چهره‌ات بخونم

اینکه راجع بهم چی فکر می‌کنی

اینکه همچین چیزی بهت بگن، خب کافی نیست

فقط حرفه

مگر اینکه خودت اونجا باشی

More Farsi Persian subtitles for Behind Her Eyes

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left