The Stand

The Stand

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Stand 2020 S01E06 1080p/720p WEB H264-GGWP
The Stand 2020 S01E06 720p WEB H264-CAKES
The Stand 2020 S01E06 720p WEBRip XviD-RMX
The Stand 2020 S01E06 WEB x264-PHOENiX
The Stand 2020 S01E06 1080p/720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
The Stand 2020 S01E06 1080p/720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Stand 2020 S01E06 iNTERNAL 1080p/720p WEB H264-KOGi
The Stand 2020 S01E06 WEBRip x264-ION10
The Stand 2020 S01E06 HDR 2160p WEB H265-GGWP
The Stand 2020 S01E06 480p WEB x264-RMTeam
د لخوا تبصره Bahador18B
📌 𝑩𝒂𝒉𝒂𝒅𝒐𝒓 𝑲𝒂𝒛𝒆𝒎𝒊𝒂𝒏 📌

تګونه

web
720p
720
1080
webrip
BRip
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
HD
480p
480
په خپور شو: 2021-01-21
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫تو میخوای "استو ردمن"رو بکشی ، مگه نه ؟

‫- آره ‫- بقیه چطور ؟

‫- بقیه ؟ ‫- ساحره‌یِ پیر ...

‫و پنج نفر کوچولویِ انتخاب شده‌اَش

‫- ما آینده هستیم ‫- آره ، ما

‫تو میخوای دزدکی وارد خونه‌ی "هرولد" بشم ؟

‫آره و... و بگردیش

‫فکر میکنم ممکنه در حال ‫برنامه‌ریزیِ چیز بدی باشه

‫به نظر من میاد که باید یه فرد ‫یا افرادی رو به "وگاس" بفرستیم

‫جاسوس

‫- من هستم ‫- من قاضی "فریس"رو نامزد میکنم

‫البته که خطراتِش رو درک میکنم ...

‫و البته که قبول میکنم

‫هی ، من واقعاً فکر میکنم ما باید ‫"تام کالن"رو مَدِ نظر قرار بدیم

‫"تام"... سلام

‫"تام" ، از کجا میفهمی چه ‫زمانی وقتِ برگشتنه ؟

‫ماه کامل رو میبینم

‫م.ا.ه ... ‫"فرار کن"

‫بهت گفتم تا وقتي که از اون بالا جواب مثبت ‫نگرفتيم هيچ کاري در مورد "مرد تاريکي" نکنين

‫ما تقریباً دیگه رسیدیم

‫بعد میریم پیش اون

‫همه‌ی ما حق انتخاب داریم ، ‫تا اینکه دیگه نداریم

‫اون رفته

‫اون مارو ترک کرد

‫مادر "اِی"

‫متشکرم ، متشکرم

‫تطهیر(خالص سازی) ، این چیزیه که بهش میگن

‫از برخی جهات برتری داره ، اما نسبت به خیلی ‫از راههایِ دیگه در رتبه‌ی پایین تری قرار میگیره

‫خدا واقعیه

‫تو همون مردی هستی که من میخوام ...

‫کسی که آتش بزرگ رو برای من میاره

‫ببین چی بهت میدم

‫"دانِلد مِروین اِلبرت" ...

‫این چیه در موردت میشنوم که چکِ ‫بازنشستگی خانمِ "سِمپِل" پیر رو آتیش زدی ؟

‫هی زباله ، هنوز آلتِ خودت رو نسوزوندی ؟

‫نمیدونی بازی با آتیش ‫باعث میشه تخت رو خیس کنی ؟

‫کجا میتونم پیدات کنم ؟

‫غرب ، اون طرفِ کوه‌ها

‫زندگی من ، برای شما

‫ترجمه و زيرنويس : Bahador.Kazemian ‫Bahador_1470@Yahoo. Com

‫Instagram : Bahador.Kazemian ‫Telegram : Bahador_Kazemian

‫- مادر "ای" ‫- مادر "ابیگیل"

‫مادر "ای" ، مادر "ای" ، ‫صدام رو میشنوی ؟

‫مادر "ای" ، کجایی ؟

‫مادر "ابیگیل"

‫مادر "ای" مادر "ابیگیل" ، ‫میتونی صدام رو بشنوی ؟

‫مادر "ابیگیل" رفته

‫چی ؟ منظورت اینه که مرده ؟

‫رفته مثل رفتن

‫گمشده

‫فکر میکنی کارِ اون بوده ؟

‫در واقع اومدم اینجا تا از تو بپرسم

‫خب ، من از کجا بدونم ؟

‫خب ، به نظر میرسه تو یه راهِ ارتباطی با ‫دوستمون داری که من به اون راه مَحرَم نیستم

‫پس ، اون بهت چه چیزهایی ‫میگفته که به من نمیگه ؟

‫- "هرولد" ... ‫- اون افراد دیگه‌ای در "بولدر" داره ؟

‫نه

‫میدونی ، این احتمال وجود داره که ...

‫چیزهایی هست که به تو هم نمیگه

‫نه ، اون همه چیزو به من میگه

‫اون به من نیاز داره

‫- اون به ما نیاز داره ‫- که اینطور ؟

‫پس بهم بگو ، این ماجرا چقدر ‫کارهای مارو به هم میریزه ؟

‫کاملاً

‫در واقع به صورت غیر مستقیم

‫میدونی کاراکترِ(حرفِ) چینی برای "بحران" ...

‫شامل کاراکتر چینیِ "فرصت" هم هست ؟

‫امشب قراره یه شب‌زنده‌داری باشه

‫در خونه‌ی مادر "ای"

‫و شرط میبندم هر موجودِ زنده‌ای در "بولدر" ...

‫اونجا خواهد بود ، ‫همه در شلوغی دورِ هم

‫چرا فقط کمیته رو بُکُشیم ...

‫وقتی که میتونیم همه رو بکشیم ؟

‫دختر باهوش به این میگن "ندین"

‫نظرت چیه ؟

‫بد نیست

‫یه کم باریک‌تَرِش کن

‫ممکنه بهترین مکان مناسب ‫برای قرار دادنِش رو بدونم

‫از این خوشت میاد ؟

‫از این خوشت میاد ؟

‫عاشق اینم

‫از دخترها خوشت میاد ؟

‫ممنون

‫شاید بهتره سعی کنی مهمون‌ها رو نترسونی

‫بوی بنزین و فضله‌یِ پرنده میدی

‫تو خواهی مرد

‫متاسفم

‫من کاملاً شبیه... به بقیه آدمها نیستم

‫خیلی وقته با این درگیرم

‫تو که اتفاقی چیزی در مورد ‫آتیش نمیدونی ، میدونی ؟

‫باشه

‫باید بذاری هوا وارد بشه

‫اوه هوا

‫هیچوقت به این فکر میکنی که ‫این موضوع چقدر عجیبه ، ها ؟

‫اینکه آتیش چرا برای روشن ‫موندن به اکسیژن نیاز داره ؟

‫فقط میسوزه ، همیشه در حال سوختن

‫و اونها اینو نمیدونن ، ‫امّا من میدونم

‫مرد زباله‌ایِ افسانه‌ای

‫"لوید" ، من معتقدم که ‫ما مردمون رو پیدا کردیم

‫من از این موضوع مطمئن نیستم

‫زندگی من برای شما ، ‫زندگی من برای شما

‫بزرگترین آتیش سوزی تاریخ چیه ؟

‫آتیش سوزیِ "سیبری"

‫ببخشید ، من باید مشخص‌تر میپرسیدم

‫بزرگترین آتیش ساخته ‫شده توسطِ انسان چی بوده ؟

‫و من در مورد یه دسته کوهنورد که در استفاده ‫از الکلِ ژله‌ای دقّت نکردن صحبت نمیکنم

‫در مورد کسی صحبت میکنم که ‫خودش آتیش رو درست کرده باشه

‫کسی که آتیش رو به فرمان خودش دربیاره

‫بمب "تِزار" ، سال 1961 ‫[نام مستعار بمب هیدروژنی AN602 و ‫قوی‌ترین بمب اتمی آزمایش شده تا به حال]

‫بمب "تزار" ‫[نام مستعار بمب هیدروژنی AN602 و ‫قوی‌ترین بمب اتمی آزمایش شده تا به حال]

‫سال 1961 ، آزمایش هسته ای شوروی

‫فرصتی برای تُف کردنِ آتیش به صورت خدا

‫اونها موفق شدن قدرتمندترین ‫آتیش از زمانی که انسان شروع ...

‫به سابیدنِ چوبها به همدیگه در بیابون ‫برای درست کردن آتیش کرد رو تولید کنن

‫خب ، حالا که صحبت از بیابون شد ...

‫اونجا یه تاسیسات نظامی وجود داره

‫در واقع چند تا وجود داره ، ​​اما ‫من یه مورد خاص رو مد نظر دارم

‫حالا ، من میخوام تو به اونجا بری ...

‫و آتیش رو برام بیاری

‫- بگیریدِش ، من بهش دست نمیزنم ‫- زندگی من برای شما

‫زندگی من برای شما

‫زندگی من... زندگی من برای شما

‫زندگی من برای شما

‫اوه ، تو آتیشِ خفنی درست کردی زباله‌ای ، پسرم

‫زندگی من برای شما

‫من معتقدم که تو برای من ‫خیلی خاص خواهی بود

‫زندگی من برای شما

‫"لوید" ، تو یه لحظه صبر کن

‫میتونم تصور کنم فرودگاه تا وقتی ‫که اون برمیگرده آماده خواهد بود ؟

‫اوه ، آره

‫آره ، آره ، درست طبق برنامه پیش میره

‫میتونم ازت چیزی بپرسم ؟

‫واقعاً ما به این دلقک نیاز داریم ؟

‫باشه ؟ چون هر کاری ‫که اون میتونه انجام بده ...

‫من میتونم بهتر انجام بدم ، ‫دارم بهت میگم

‫و من حتّی فکر نمیکنم نیاز به ‫آتیش راه انداختن داشته باشیم

‫"لوید"... گل با ارزشِ من

‫حسادت بهت نمیاد

‫حسودی نمیکنم

‫آتیش برای مقاومت‌هاست

‫یکی دیگه از جاسوس‌های ساحره تو راهه

‫در مرز کویر مخفی شده بوده ...

‫منتظر بوده

‫اوه ، این احتمالاً به این دلیله که اونها ‫می خواستن ورودِشون رو پراکنده کنن ...

‫که ما نتونیم ارتباط اونهارو به هم پیدا کنیم

‫من اینو خودم تنهایی فهمیدم

‫زنده نیازِش دارم

‫آره ، امّا چیزی که هست ‫اینه که مرزبان‌هایِ من ...

‫اونها خیلی ظرافت به خرج نمیدن

‫اونها بیشتر لگد پَرونهایِ گُنده ‫و سطحِ پایین هستن ...

‫- اونها یه کمی زیاد علاقه به شلیک کردن دارن ... ‫- زنــده

‫اون به من خواهد گفت ‫که سوّمین جاسوس کیه

‫هنوز نمیتونی اونو ببینی ؟

‫من بودم نگرانِش نمیشدم

‫مطمئنم که اونم رسیدنِش به ‫اینجارو با فاصله از بقیه انجام میده

‫احتمالاً به همین دلیله که نمیتونی ببینیش ...

‫- چون هنوز به اینجا نرسیده ‫- نه

‫حتی قبل از اینکه بتونم اون عجوزه‌یِ ‫پیر رو در مسافرخونه ببینم ...

‫من... میتونستم احساسش کنم

‫اما این... این آخریه ، هر وقت ‫سعی میکنم دقیقاً یه چیزه

‫تنها چیزی که میبینم ...

‫ماهِه

‫م.ا.ه ...

‫هی

‫گُنده ، بی‌سیمِت همراهته ؟

‫در طبقه بالا بهت نیاز دارن ، ‫یکی دوباره در آبنما بالا آورده

‫آ... آه ، ببخشید خانم ؟

‫می... میتونید... اه ...

‫میتونید بهم بگین این کلمه چیه ؟

‫- چی میخوای پسر ؟ ‫- میشه بهم بگین این چه کلمه‌ایه ؟

‫"راه انداختن" ؟ ‫(فرار کردن ، دویدن)

‫- تو نمیتونی "راه اندازی"رو بخونی ؟ ‫- "راه اندازی" ؟

‫- منظورت اینه مثل ... ‫- مثل دویدن

‫آره ، دویدن ، باسنِ گنده‌اَت رو ببر طبقه بالا ...

‫و استفراغ رو از آبنما پاک کن ، باشه ؟

‫بدو ، بدو

‫حالا بدو ، بدو

‫بدو "فارست" ، بدو ‫

‫ـ متاسفم ‫ـ نباش ، زیبا بود

‫- فکر میکنی اون از ما باهوش‌تره ؟ ‫- میدونم این بیشتر از همه‌ی ما رو تو تاثیر میذاره

‫خب ، تو به مادر "ابیگیل" ‫نزدیکتر همه‌‌‌ای ، تو و "نیک"

‫اوه آره ، یکی‌مون از دست از گشتن بر نمیداره

‫اون یکی حتّی شروع به گشتن هم نمیکنه

‫تنها زمانی که بیرون میاد ...

‫برای پیوستن به جستجو نیست ، ‫بلکه برای آوردنِ من به داخله

‫آره ، من یادداشت رو خوندم... ‫من کسی هستم که پیداش کردم

‫من به اندازه کافی استراحت کردم

‫تمام قوایِ ذهنیم رو بازیابی ‫کردم ، قوایِ مشاهده‌ام رو

‫میدونین ، فکر میکنم برای نمایندگان انتخاب شده ‫توسط شخصِ مادر "ابیگیل" مناسب باشه که ...

‫فقط یه کم بیشتر نگران باشن که اون رفته

‫"ری" ، این منصفانه نیست... میدونی ‫که همه‌یِ ما تمام شب اینجا بوده‌ایم

‫آره

‫شما خیلی سخت در حال کار بودین ...

‫تقریبا خسته شده‌این

‫خدارو شکر که تونستین ‫خودتون رو با دوره‌های ...

‫استراحت اجباری پروفسور "بیتمن" شارژ کنید

‫"ری" ، به من گوش کن ، ‫ما داریم دنبالش میگردیم

‫خب ، اون حتی نمیخواد ما دنبالش بگردیم

‫ما فقط داریم هوشمندانه عمل میکنیم ، همین

‫اون یه زن 108 ساله‌ست

More Farsi Persian subtitles for The Stand

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left