لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(سرقت پول: منطقه اقتصادی مشترک)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بعدا فهمیدم که پروفسور
تا همین چند سال پیش یه پروفسور واقعی بوده
موضوع اصلی تحقیقش تاثیرات اقتصادی اتحاد مجدد دو کره بود
بهم بگین که چرا تو یه کشور تقسیم شده زندگی میکنیم؟
چه چیزی بیشتر از ۷۰ ساله که
باعث عدم اتحاد ما شده؟
این موضوع پیچیده ایه و دلایل سیاسی فرهنگی و اقتصادی داره
برای فهمیدن پاسخش یه مدل مارپیچی ایجاد کردیم
گرچه، واضحه که این مدل محدودیت های خودشو داره
اجازه بدین تئوری خودمو باهاتون به اشتراک بذارم
اگه اتحاد رویای همه باشه
سریعا اتفاق میفته
خب اون رویا باید چی باشه؟
صلح در شبه جزیره؟ اجماع فرهنگی؟
باید یه آرمان باشه
آرمانی که هم کره شمالی و هم جنوبی رو
ثروتمند کنه
آرمان
عضو مجمع ملی) (کیم سانگ مان
سخنرانی تاثیرگذاری بود
منو کجا میبرین؟
دوست دارم به شخصی معرفیت کنم که میتونه ایده هات رو به واقعیت تبدیل کنه
ممنون که این همه راه تا اینجا اومدین من او جه یون هستم
البته قربان من میدونم شما کی هستین
خب پس، فکر کنم باید شما دو نفر رو تنها بذارم تا با هم صحبت کنین
قبلا اینجا اومدی؟
اوه، نه اولین بارمه
نظرت چیه؟
فکر نمیکنی این مکان بیشتر از اینکه تراژیک باشه ناکارآمده؟
میتونم بپرسم چرا میخواستین منو ببینین؟
خب، هنوز فوق سریه
اما کره شمالی داره یه سیاست با درهای کاملا باز رو برنامه ریزی میکنه
ولی برای رشد اقتصادی دو تا چیز نیازه
سرمایه و طرح
گروه ما سرمایه رو تامین میکنه و شما، پروفسور
طرح همکاری اقتصادی رو ترسیم میکنین
کار شما کلید اتحاد مجدد تو شبه جزیره خواهد بود
نظرت چیه؟ به ما ملحق میشی، پروفسور؟
لحظه ای که باهاش دست داد
پروفسور متوجه شد که اوپنهایمر شدن رو انتخاب کرده
شاید از خودتون بپرسین “اوپنهایمر کیه؟”
اون دانشمندیه که اولین بمب اتمی رو ساخت
یک خودروی فراری کوراندو سفید رنگ
که به سمت چهارراه پاجو میره
درخواست پشتیبانی فوری
در تعقیب یک شاسی سفید رنگ که به سمت تقاطع روبرو میره
!حرکت به جلو برای بستن راه فرار
!بکش کنار
!بکش کنار
!محکم بچسب
!توکیو
!دنور- !یه مزاحم داریم-
!باید همین الان به پروفسور خبر بدیم
!تکون بخور! برو کنار
پروفسور داخل ضرابخونه نیست
پارک چول وو، جواب بده؟
!پارک چول وو
!جواب بده
!پارک چول وو
من حواسم به راننده ی مرد هست، تمام
!تو تحت محاصره ای !مقاومت نکن، از ماشین بیرون بیا
!دستور رو اجرا کن
!وگرنه شلیک میکنیم
!تکرار میکنم! شما در محاصره این
!مقاومت نکن و از ماشین بیرون بیا
!محاصره شدی! تسلیم شو
!تمومش کن
…چی
هنوزم فکر میکنی بهم نیاز نداری؟ ها؟
ما باید حقیقتو بدونیم چه اتفاقی داره میفته؟
!اون اینجا نیست
چیکار کنیم؟- نمیتونه خیلی دور شده باشه-
منطقه رو بگردین و درخواست پشتیبانی کنین- بله-
!بازرس
تماس از مقامات بالا
قطعا اون بیرونه
ماشینو آتیش زده و تونسته فرار کنه
حتما یکی از اعضای …گروه پروفسور بوده یا
فکر کنم خود پروفسور باشه
همین الان، از داخل ضرابخونه صدای شلیک شنیده شد
سرنوشت گروگان ها نامعلومه
پلیس مکررا اعلام کرده
که در تلاش برای ارزیابی اتفاقاتی که تو ضرابخونه افتاده هست
در همین حال، خانواده های گروگان ها دسته دسته در اطراف ضرابخونه جمع شدن
و ناامیدانه منتظری خبری از طرف عضو خانوادشون هستن
من اومدم ببینم بچهم زنده اس یا مرده؟
فقط همینو میخوام بدونم
برای طوماری در وبسایت خانه آبی بیشتر از ۲۰۰ هزار امضا جمع شده
طوماری برای درخواست استفاده فوری از زور برای نفوذ
انتقادات عموم مردم در مورد
واکنش های ملایم پلیس و گروه ویژه داره بالا میگیره
اونا الان دیگه فقط دزد نیستن
اونا تهدید واقعی علیه صلح و آرامش شبه جزیره کره هستن
!اونا تروریستن
ادامه مذاکره باهاشون بی معنیه
الان زمان اقدام جسورانه اس !بدون هیچ تردیدی برای اجرای خشونت
با خانواده ی دانش آموزا داخل ضرابخونه مصاحبه کردی؟
چطوری تونستی بدون اطلاع من اینکارو بکنی
قضاوت نادرست و آینده نگری نداشتن تو !یکی از مامورای ما رو به کشتن داد
چیزی برای گفتن ندارم
جدی؟ پس چیزیم برای گفتن به خانواده مامور پارک نداری؟
چرا اینکارو کردی؟ من فکر میکردم ما یه تیمیم
فکر میکنی منو انتخاب کردن؟
خب پس
هنوزم بهم شک داری؟
اگه تو واقعا جاسوس بودی
وقتی سعی می کردی تعقیبش کنی انقدر خشم تو چشمات نبود
فرمانده، من متوجهم تو این شرایط چاره ی دیگه ای نداری
ولی از الان به بعد ما دو نفر باید به هم اعتماد کنیم
میفهمم
…امیدوار بودم آخرین روزای سرکارمو با آرامش
!اومدی
من در مورد وضعیت اخیر میدونم- …خب چیزه-
بیاین اول مشکلات زمان حالمونو حل کنیم باشه؟
مظنون ها دارن تلاش میکنن مرگ مامور پارک رو پنهان کنن
چرا باید اینکارو کنن؟
واضح نیست؟
اگه مرگش تایید بشه مجبور میشن قبول کنن که قاتلن
میتونستن بگن اون یه مامور پلیس بوده
ولی ساعت ها گذشته و هیچ واکنشی ندادن
برای همین خیلی عجیبه
تو یه پرونده سرقت مسلحانه
تقریبا همیشه تو موقعیت گروگان گیری چند کشته وجود داره
و اونا دلیلی برای ترید نداشتن چون اون یه مامور مخفی بود
و این نشون میده اونا میخوان تا جایی که میشه ادامه بدن
آره، ولی این هر بانکی نیست اونا ضرابخونه رو گرفتن
یک موسسه بزرگ ملی
و چه اتفاقی افتاد؟
چند روز بدون هیچ تلفاتی گذشته
و وقتی مدیر تیر خورد چطوری رفتار کردن؟
اونا گذاشتن یه تیم پزشکی بره نجاتش بده
میخوان مثل رابین هود بنظر بیان؟
خب، شاید
یچیزیو مطمئنیم
و اونم اینه که اونا خیلی به افکار مردم اهمیت میدن
ما دو تا کارت تو آستینمون داریم
یکیش اینه که افکار عمومی رو تحریک کنیم
اون یکی چیه؟
الان میدونیم
پروفسور داخل ضرابخونه نیست
برای همین باید از هر دو کارتمون برای گرفتن دست بالا تو مذاکرات استفاده کنیم
باشه، ولی چطوری؟
من باید خودم شخصا برم داخل ضرابخونه
خبرنگارا رو چیکارشون کنیم؟
اونا یکسره بیرون واستادن
بهشون بگین در عرض دو ساعت یه جلسه توجیهی میذاریم
و از الان بیاین سه جلسه توجیهی در روز بذاریم
با زمانی که از قبل مشخص میکنیم
یکمی زیاده رویه
اگه به اصول پایبند باشیم و در حد لزوم بهشون اطلاعات بدیم
عموم مردم آخرش میفهمن که
خشمشون رو نه به سمت ما
بلکه به سمت اونا باید نشونه بگیرن
!لعنتی اه- تحمل کن نی نی-
!بسه، بیخیال
نگفتی متخصص مبارزه ای؟
هی، اون حمله یهویی بود
اگه واقعا حواست بود این اتفاق نمیفتاد، لعنتی
ببخشید تموم شد
ولش کن
اون چیه رو پیشونیت؟ شکسته یا چی؟
اینجا- !آی-
!نکن! درد میکنه
الان این حمله یهویی بود
خب چی گفتم مگه
لعنتی
ها؟- ها؟-
هی، سرورم، چه خبر؟
اینجا چیکار میکنی؟
چرا قیافت داغونه؟
توکیو؟
تقصیر تو نیست
تقصیر اون پلیس عوضی بود که گروگان هارو تو خطر انداخت
اینطوری فکر میکنی؟
نمیدونم
هعی
دارم دلداریت میدم
حداقل وانمود کن حالت بهتر شده
اینجا بودی
پروفسور زنگ زد
ماشین چی؟ سرو سامونش داد؟
اوهوم، گفت همون کاری رو کرد که توکیو گفته بود
دیدی
شانس آوردیم میدونستی اون دلالای ماشین کلاهبردار بودن
اگه بخاطر تو نبود هممون به فنا میرفتیم
موافق نیستی؟
و جوری که اوضاع رو با میسون درست کردی
یه دلیلی داره که پروفسور بهت اعتماد داره
حالا برو
صاف وایستا
اگه من دخالت نکرده بودم
قضیه فقط با مرگ توکیو تموم نمیشد
درسته …برای همین
فکر میکنم برلین دوباره باید لیدر باشه
چی؟ اگه دوباره اتفاق بدی بیفته
هر چی پیش اومد مسئولیتش با من بود
شاید طبق حرف برلین
ترسوندن گروگان ها بهترین راه
No comments yet. Be the first to leave one.