The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

5 فصل

د خپرونې معلومات

The Handmaids Tale S05E05 WEB XviD-RMX
د لخوا تبصره Hitman007

تګونه

web
xvid
webrip
x264
brip
720p
720
x265
1080
hevc
2ch
web-dl
hd
په خپور شو: 2022-10-05
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت...

‫اون قرار نیست همسر بشه. ‫همچین اتفاقی نمیفته.

‫چطور می‌تونم از اینجا ‫از دختر کوچولوم محافظت کنم؟

‫ما می‌خوایم توی تورنتو باشی.

‫تا به بهترین شکل نماینده‌ی ‫جمهوری مقدس‌‌مون باشی.

‫خانم واترفورد، شما رسماً از

‫سرپرستی و مسئولیت ‫دولت آمریکا آزاد شدید.

‫به خاطر نداشتن جایگاه سیاسی، ‫فقط حق دارید...

‫در املاک متعلق به گیلیاد ‫تردد و اقامت داشته باشید.

‫ضوابط ساخت و ساز ساختمان

‫15 مورد تخلف پیدا کردم که ‫می‌تونه باعث محکومیت این ساختمون بشه

‫یا بهمون کمک کنی هانا رو پس بگیریم.

‫اگنس خوشحالـه. تعجب می‌کنم که ‫چرا هیچوقت واسه نجات دخترت

‫به گیلیاد برنگشتی.

‫یعنی، قطعاً خطراتی داشت

‫که همسرت به جون خریدشون

‫نزدیک خانواده من نشو

‫وگرنه دفعه بعدی که ببینمت

‫خودم شخصاً می‌کُشمت لعنتی.

‫قرار نیست اینجا رو هم بکنه گیلیاد!

‫زود باش. باید بریم.

‫کجا باید بریم؟

‫داریم روش کار می‌کنیم، ‫ولی اینجا امن نیست.

‫عقب بمونید!

‫این دفعه نکُشتمش

‫ولی قول نمیدم دفعه بعدی نکُشمش

‫منم نمی‌تونم قول بدم که نکُشمش

‫گمونم مجبوریم به‌همدیگه اعتماد کنیم

‫برای آنان که واقعاً صالح هستند،

‫گاهی خداوند برایشان پناهگاهی گسیل می‌دارد.

‫خانم واترفورد

‫من خانم رایان ویلر هستم

‫به خونه ما خوش اومدید

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫الو؟

‫بله؟

‫چیه؟

‫بله

‫چی شده؟

‫و لیلی هیچ جزئیات بیشتری بهت نگفت؟

‫نه

‫فقط گفت یه نگهبان داره میاد سمت مرز

‫و از مدرسه‌ی همسرها اطلاعات داره.

‫شاید از هانا. ‫باید بریم اونجا.

‫شاید اون بدونه هانا کجاست

‫این عوضی‌ها برگشتن؟

‫یا خدا

‫برگردید خونه‌تون، یانکی‌ها! ‫نمی‌خوایم اینجا رو هم به گند بکشید!

‫کانادا واسه کانادایی‌هاست، ‫مادرسگ‌ها!

‫این آشغال‌های عوضی!

‫گورتون رو از کشور ما گم کنید!

‫برید خونه‌، یانکی‌ها!

‫روز به‌خیر

‫صبح بخیر، خانم واترفورد. ‫روز قشنگیـه.

‫آره، همینطوره. ‫واقعاً همینطوره.

‫صبح بخیر، خانم واترفورد

‫روز به‌خیر، ازرا

‫یه آدم خیرخواه اینا رو برای شما گذاشته بود

‫ممنون

‫آقای ویلر هست؟

‫می‌خوام ببینمش

‫تا ازش بابت حمایت و سخاوتش تشکر کنم

‫بله. آم...

‫اون معمولاً سرش شلوغـه

‫ولی، ته و توشو در میارم

‫عالیه. سپاسگزارم. ممنون.

‫روز به‌خیر، خانم واترفورد. ‫چطور خوابیدید؟

‫روز به‌خیر. ‫خیلی عالی بود، ممنون.

‫لازم نیست این همه واسه من تدارک ببینید.

‫ساده هم باشه کافیه

‫واسه هر دومون

‫خب، نمی‌خوام بذارم ‫سرینا جوی واترفورد

‫توی خونه‌ی من کم و کسری داشته باشه.

‫خواهش می‌کنم. خونه ما خونه‌ی خودتـه.

‫ممنونم. شما... ‫شما خیلی مهربون هستید.

‫همین الانشم خیلی لطف کردید.

‫متأسفانه من و آقای ویلر ‫آن چنان هم کاری نکردیم.

‫آدم حس می‌کنه گیلیاد خیلی ‫از ما دوره. حتی توی دعاهامون.

‫وقتی قدرت و ایمان تو رو دیدم،

‫الان می‌فهمم چرا خداوند ‫نور الهیش رو در درونت قرار داده.

‫پناه دادن به شما کمترین کاری بود ‫که از دستمون برمی‌اومد.

‫دور کردنت از اون آدمای بد

‫خب، همیشه می‌دونستیم افرادی هستن

‫که در برابر پیغام ما مقاومت بکنن.

‫آدمای خودخواه و متعصب. ‫اونا همینطوری هستن.

‫خب، خیلی زود بازم اون ‫مرکز رو راه می‌ندازیم.

‫خیال می‌کردم قراره واسه همیشه ببندنش

‫نمی‌تونیم اجازه بدیم چندتا قانون ساده ‫سر راه خواست الهی قرار بگیره

‫می‌تونیم؟

‫اونم همینطور

‫بهتره همگی بشنوید

‫چرا؟ چی شده؟

‫دوستمون دقیقاً اون طرف ‫توی منطقه بی‌طرفـه،

‫ولی نمی‌تونه رد بشه.

‫گشت مرزی کانادا بدجور دست به کار شده،

‫نمی‌خواد خطر کنه و دستگیر بشه.

‫کانادا می‌خواد ما از اینجا بریم

‫دارن کاملاً واضح میگن که

‫دیگه‌ زیاد موندیم و مهمون ناخونده‌ایم.

‫پس فقط همین؟ کارتون تمومه؟

‫ما هیچوقت دست از جنگیدن برنمی‌داریم

‫جاهای دیگه‌ای واسه ما ‫هست که بریم مستقر بشیم

‫ولی شرمنده‌ام که این همه راه ‫واسه هیچ و پوچ اومدید

‫همین الان پرچم رو بالا برد

‫اگه زودتر بالا می‌بردش، ‫لغوش می‌کردم.

‫من از مرز رد میشم

‫چی؟

‫ببینید، هرچیزی که ‫می‌خوایم درمورد هانا بدونیم

‫همونجاست.

‫کجاست، چطور میشه پیداش کرد.

‫من نمیرم خونه که بازم توی تلوزیون

‫هانا رو با سرینا ببینم.

‫من... همچین کاری نمی‌کنم. ‫از مرز رد میشم.

‫من میرم.

‫باشه

‫می‌تونم به یکی خبر بدم که داری میای

‫خیلی‌خب

‫یه محل ملاقات توی منطقه بی‌طرف ‫هست که ازش استفاده می‌کنیم

‫رسیدن بهش از اینجا نباید زیاد سخت باشه

‫اگه خوش‌شانس باشی

‫منم باهات میام

‫- جون... ‫- تنها نمیری، پس...

‫منم میرم

‫ماشالا این کیف‌ها رو تا خرخره پر کردید

‫احتمالاً تا یه مدت این...

‫آخرین تبادل ما با گیلیاد باشه.

‫بیا

‫- ریتا حالش خوبه دیگه؟ ‫- آره، خوبه.

‫نیکول خوابـه. ‫بهش گفتم زود برمی‌گردیم.

‫خیلی‌خب. از وسط این بوته‌زار رد بشید.

‫منطقه بی‌طرف درست همونجاست.

‫دیگه تا صبح می‌رسید به محل ملاقات

‫بهترین مسیر رو روی نقشه مشخص کردم

‫باید بتونید از چشم هر گشتی دور بمونید

‫مستقیم می‌برتتون به محل قرار و برمی‌گردونه

‫و قراره با کی ملاقات کنیم؟

‫اسم در کار نیست. ‫اسامی خطرناکن.

‫دنبال اون یکی پرچم بگردید. ‫محل ملاقات اونجاست.

‫کلمه رمز رو می‌دونید دیگه؟

‫«برت» ‫

‫از پسش برمیاید.

‫بیا اینجا

‫بهتره راه بیفتید. ‫به زودی هوا تاریک میشه.

‫فقط حواستون باشه که برگردید

‫- با مامانی برو ‫- تو چی؟

‫نه نه، مشکلی نیست. تو برو! ‫بدو! فرار کن! بدو!

‫بدو!

‫آهای. می‌خوای یه استراحتی بکنی؟

‫خواهش می‌کنم! نبرید!

‫نه، نه

‫واقعاً... فقط فکر کن به... ‫من یه‌کم استراحت می‌خوام.

‫یه استراحت بد نیست

‫من ردیفم، جدی میگم. ‫زود باش، باید بریم.

‫جون...

‫اونا نقشه رو دنبال می‌کنن

‫مشکلی براشون پیش نمیاد

‫بیا

‫این دو تا چه مرگشونه؟

‫اونا دست بردار نیستن

‫در طول تمام مصیبت‌هایی که داشتن

‫مدام واسه همدیگه جنگیدن.

‫این خیلی خوبه

‫که همچین کسی رو داشته باشی

‫آره

‫خب، شماها قراره کجا برید؟

‫مین؟

‫مونترآل؟

‫- شاید ‫- دیتروید؟

‫- دیتروید؟ ‫- آره

‫من حتی اون قدیما هم اونجا نمی‌رفتم!

‫چرا نه؟

‫دیتروید چی داره؟

‫اوه! نه، گور بابای دیتروید

‫- شهرهای خیلی... ‫- گور بابای دیتروید!

‫شهرهای خیلی بهتری هست!

‫من اهل دیترویدم

‫اوه! جدی میگی؟

‫آره!

‫وای لعنتی ‫

‫وای خدا

‫این... این کار گیلیاده؟

‫گیلیاد کلمه نمی‌نویسه

‫زود باش

‫لوک، زود باش.

‫وای خدا

‫اونا منتظرت هستن

‫ممنون

‫خانم‌ها

‫خانم سرینا جوی واترفورد

‫- روز به‌خیر ‫- خدا یارتون

‫- خدا یارتون ‫- خدا یارتون

‫من خیلی وقته که دارم تلاش می‌کنم. ‫خیلی وقته.

‫می‌دونم، اَبی. می‌دونم. ‫همه‌مون همینطوریم.

‫ولی دیدن خانم واترفورد بهم امید میده

‫ایمانم رو قوی‌تر می‌کنه

‫اوه! لگد زد

‫میشه دست بزنم؟

‫خواهش می‌کنم، بله

‫- میشه منم؟ ‫- البته

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left