لومړۍ 200 کرښې.
تــــــلاطــــم
زیرنویس shine021
بفرمایید، آقای کلیبورن.
واقعاً متاسفم.
اشکالی نداره، به شرطی که جوهر پخش نشه.
قربان.
اِم...
فقط میخواستم بگم چقدر سپاسگزارم.
با این همه تعدیل نیرو، انتظار نداشتم اینجا باشم.
شما جوونی.
لیاقتش رو داری.
داری زندگی مردم رو نابود میکنی.
فکر کردم رفته بود.
و حتی نمیتونی بهم نگاه کنی، مگه نه؟
همه ما رو کنار گذاشتی.
همه نیروهای قدیمی رو.
اینطور نیست.
من کمک کردم این شرکت رو از صفر بسازی.
این زندگی منه!
اگه حقوقم رو کم کنم چی؟
خواهش میکنم، التماست میکنم.
چرا بعداً، فقط خودمون در موردش حرف نزنیم؟
بعداًی در کار نیست.
آروم باش. فقط آروم باش.
میتونیم در موردش حرف بزنیم، قول میدم.
قول میدم. - خب؟
فقط اون رو به سمت من نگیر. - لطفاً عقب بایست.
داری دروغ میگی!
فقط اون رو به سمت من نگیر. - داری دروغ میگی.
خواهش میکنم.
بس کن و لطفاً فقط به کاری که داری میکنی فکر کن.
این آدما، دوستات هستن.
تو ازدواج کردی.
تو ازدواج کردی، درسته؟
منم همینطور. باشه.
اون برای من همه چیزه.
اون یه معلم مهد کودکه و بچهها رو دوست داره،
و خودمون هم ناامیدانه یکی میخوایم.
ولی اون تازه سقط جنین داشته،
که قراره دوباره تلاش کنیم و...
لطفاً، لطفاً اون رو ازش نگیر.
عصر بخیر، لس آنجلس.
این کانال هواشناسیه.
امروز، آفتاب جای خودش رو میده
به مقداری بارون... - اوه.
چون مقداری
هوای خنکتر در راه داریم.
دماها کمی سرد هستن
- هی، عزیزم، چطوری؟ بین ۵۰ تا ۶۰ درجه.
آره، خوبم.
فقط...
میخوام بگم متاسفم که
زودتر زنگ نزدم
و، میدونی، فقط میخواستم مطمئن شم حالت خوبه.
و تو، ماشین هنوز خوب کار میکنه.
و مطمئنی هنوز یه ماشین جدید نمیخوای؟
و...
آره، صبر کن، صبر کن، صبر کن.
آرومتر.
چی شده؟ حالت خوبه؟
آره.
آره، میدونم باید بیشتر در تماس میبودم
تا حالا.
فقط الان واقعاً باید ببینمت.
میدونم، عزیزم.
ولی فردا میبینمت.
فرودگاه دنبالم میای دیگه؟، درسته؟
آره، البته.
ببین، باید برم.
ولی بعداً بهت زنگ میزنم، باشه؟
دوستت دارم.
دوستت دارم.
چی؟
چطور میتونی منو فراموش کنی؟
من همیشه همین لباسها رو میپوشم.
این لباس شانس منه.
ولی، ببین، من همیشه میام اینجا، باشه؟
متاسفم.
من تا حالا شما رو ندیدم.
بده به من.
فقط یکی.
باید یه نوشیدنی بخری.
گفتم یه نوشیدنی میخرم.
چرا نمیتونی فقط زیتونها رو بهم بدی؟
این قانون هتله.
کجا؟
نشونم بده.
کجا نوشته که زیتون رو نمیشه بدون نوشیدنی خورد؟
متاسفم،
ولی اگه به مانعتراشی ادامه بدی،
مجبورم ازت بخوام که بری.
من مانعتراشی نمیکنم.
من نه تهدیدت میکنم نه صدامو بالا میبرم.
نه، فقط یه زیتون بهم بده. - باید یه نوشیدنی بخری.
من برای خانم نوشیدنی میخرم.
حتماً، آقای کلیبورن.
آقا، چیز دیگهای میتونم براتون بیارم؟
سلام، من جولیا هستم.
زک.
میدونم عجیب به نظر میاد، ولی واقعاً دلم یه زیتون میخواد.
زیاد اهلش نیستم.
نه؟
خیلی خوب، قربان.
دزیره دوبویز.
دوبواست.
آیندهی درخشانی داره.
امیدوارم همینجا بمونه.
خب، کاری شما رو اینجا آورده؟
آره.
و اون چیه؟
چیز هیجانانگیزی نیست.
اوه، مطمئنم که هست.
بگو.
بیا در مورد کار حرف نزنیم.
اوه، همسرم.
اون داره از لسآنجلس میاد.
میخوام چند روزی رو تو دولومیتها بگذرونم.
ماه عسل با تأخیرمونه.
خیلی رمانتیکه.
آره، یه پکیج کامل لوکس برامون رزرو کردم.
میدونی، همه چی داره.
اسپا، بالنسواری، و هرچیزی که فکرشو بکنی.
آره.
و اون زیتون دوست داره؟
نه. چرا؟
میگن تضادها همدیگه رو جذب میکنن.
سفرتون عالی به نظر میاد.
آره. ممنون.
ما دوران سختی رو گذروندیم، واسه همین...
چرا؟
اوه، متأسفم.
خب، شما چطور؟
اوه، من هنوز دنبال آدم مناسبم.
منظورم این بود که چی شما رو اینجا آورده؟
اوه، من فقط منتظر یه دوستم.
هوم.
وای.
به سلامتی اینکه فردا با همسرتون حسابی خوش بگذرونید.
اوم.
اوه.
میدونی چیه؟
مثل اینکه دوستم نمیاد.
ببین، نمیدونم فکر میکنی این قضیه قراره به کجا برسه.
خیلی پررو شدی!
من همسرم رو دوست دارم.
اون دنیای منه.
ممنون که گفتید.
یادم میمونه.
چرا این کارو کرد؟
واقعاً فکر میکردم میخواد منو بکشه.
اما تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم تو بودی.
و من اینو بهش گفتم.
خودتو اذیت نکن.
تقصیر تو نیست.
خیلی خوشحالم که اینجایی.
منم همینطور.
گردنبندمو دوست دارم.
خیلی ممنون.
کمی بعد میتونید
قلههای ترهچیمه رو در سمت چپتون ببینید.
و ۲۰ دقیقه دیگه
به کورتینا میرسیم.
هیچوقت از این منظره خسته نمیشم.
میدونی؟
آره، حق داری.
داری همه اینا رو از دست میدی، زک.
چی؟
آه، آره.
اون چیه؟
آه، نه، هیچی.
فقط، میدونی،
دارم کارای قرارداد رو جمع و جور میکنم.
چیزای خستهکننده قرارداد.
باید آروم باشی.
آره. نمیتونی کارو ول کنی
برای چند روز؟ - نه، نه.
فقط بذار اینو تموم کنم
بعدش کاملاً مال توام.
عالیه.
بفرمایید.
باید بگم که کلی سرآشپز رو راضی کردم
تا قبول کنه.
آقا؟
آره.
واو. ممنون.
هی، عزیزم. - خدای من.
خدایا.
ببخشید، خاموشش میکنم.
خوبه.
خیلی عصبی هستی. - حالا تو مهمتری.
ممنون.
باید کمتر به خودت فشار بیاری.
نمیخوام سکته قلبی کنی یا یه همچین چیزی.
قول میدی؟
قول میدم.
چی برام گرفتی؟
خب، برخلاف میل
مردم ایتالیا،
پیتزا آناناس داریم.
نه. - آره، میدونم.
No comments yet. Be the first to leave one.