Sight Unseen

Sight Unseen

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Sight Unseen S02E08
Sight Unseen S02E08 Dont Look Back 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-05-30
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

‫ایده آل نیست

‫ولی بحث مسئولیته

‫ده سال اون نشان رو زدم

‫هیچی عوض نشده

‫با احترام تس

‫همه چیز عوض شده

‫متاسفم ‫شما کی هستین؟

‫کارآگاه اوون کوپر ‫از بخش چهاردهم

‫بی ادبانه است ‫اگه بهتون دست بدم

‫اگه دستمو نمی بینین؟

‫دارم حس می کنم ‫یه حرکت رمانتیک در کاره؟

‫بیست و پنج درصد از مستاجرهامون ‫...روانشناس هستن، پس

‫شاید بتونی به یکیشون زنگ بزنی

‫سلام

‫قیافشو دیدی

‫وقتی پوکه فشنگ رو ‫نشونش دادی؟

‫یعنی یکی باید این کارو می کرد دیگه

‫بعد تو هم انگار گفتی

‫هی ما هنوزم تمام مدارک رو ‫توی صحنه جرم فهرست می کنیم

‫درسته؟

‫عینک تو بزن رفیق

‫اینقدر خودتو نشون نده

‫اینجا مسابقه ایندی 500 نیست

‫هی دلت میخواد ‫یه کم مرغ بگیریم؟

‫این وقت شب مرغ؟

‫آره مرغ مال آدمای موفقه

‫احتمال سرقت ‫در حال وقوع، پلاک 1176 پاین وود

‫اینجا پاین ووده ‫من الان نزدیکم

‫یادت باشه تو کارآگاهی

‫یه کارآگاه ‫گشت میتونه رسیدگی کنه

‫واحد هفتم قتل پاسخ میده ‫اوه خدای من

‫اطلاع میدم من لباس شخصیم ‫یک دقیقه دیگه میرسم

‫دارم برات مرغ سفارش میدم ‫یا نه؟

‫تو با من نمیای همکار؟

‫من پانزده دقیقه دیگه میرسم ‫پانزده؟

‫تا اون موقع من اینو جمعش می کنم

‫قدش یک و هشتاده کلاه تیره هودی آبی

....::::ترجمه : هـومـن رستـمـی::::.... telegram : @subforpersian

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس

‫سه سال پیش

‫چیزی از پرونده جاش بیکر ‫یادت میاد؟

‫همه چیزو

‫من و جیک رفتیم

‫ما یه قتل نزدیک اونجا رو جمع کرده بودیم

‫مظنون فرار کرد

‫و یه جفت نیروی یونیفرم پوش ‫بیست دقیقه بعد دستگیرش کردن

‫بر اساس توصیفات من ‫وقتی داشتم خونه رو بازرسی می کردم

‫چیز دیگه ای؟

‫بیکر سابقه داشت ‫دزد خرده پا، اتهامات مواد مخدر

‫دی ان ای اون توی صحنه جرم پیدا شد

‫داشت سعی می کرد از اونجا هم دزدی کنه ‫و صاحبخونه ها مقاومت کردن

‫زن قایم شد ‫شوهر کشته شد

‫اقدام به سرقت، قتل غیرعمد ‫پرونده بسته

‫دیگه نه

‫تامی لینمن درخواست تجدیدنظر داده ‫کی؟

‫لینمن؟

‫اون یارو یه مدرک آنلاینه ‫توی یه کت و شلوار پلی استری

‫به هر حال ‫دنبال لغو کردنشونه

‫به چه دلیل؟

‫درخواست ارائه مدرک جدید

‫ظاهراً جنبه هایی ‫از تحقیقات اولیه

‫پلیس ‫داره زیر سوال میره

‫فردا باید توی جلسه مقدماتی ‫حاضر بشی

‫قاضی تصمیم میگیره که آیا ‫دلایل کافی برای ادامه وجود داره یا نه

‫آقا این یه شوخیه

‫لینمن از این اداره بدش میاد

‫همیشه همینطور بوده

‫به هر حال خودتو آماده کن

‫کارآگاه کوپر ‫از بخش چهاردهم منتقل شده

‫ازش خواستم ‫که کمک کنه

‫دادستان تا جلسه دادرسی ‫خیلی سرش شلوغه

‫و اوون قبل از اینکه به نیرو بپیونده ‫حقوق خونده

‫نه آقا نه من به هیچ کمکی نیاز ندارم

‫من تمام پرونده هایی که داشتم رو ‫یادمه

‫و من میتونم یه پرونده رو بخونم ‫مثل هر کس دیگه ای

‫اوم، خب ‫نه دقیقا مثل هم

‫فقط فکر کردم میتونستی از ‫یه نیروی کمکی استفاده کنی

‫چی، یه جفت چشم اضافه؟

‫...یه جفت دست

‫هی من کروسان آوردم

‫تو هیچ حساسیتی ‫به گلوتن نداری، درسته؟

‫خب حالا ‫تو وکیل شدی؟

‫قرار بود بشم

‫امتحان وکالت خیلی سخته البته

‫من توی امتحان های کتبی ‫خیلی خوب عمل نمیکنم

‫من بیشتر یه یادگیرنده لمسی هستم

‫خب تو از یه برنامه استفاده میکنی که ببینی ‫یا؟

‫آره یه همچین چیزی

‫چی، یه آدم کوچولو داره ‫یه ویدیو نگاه میکنه و توصیف میکنه

‫همه اینا رو برات، یا--؟

‫چرا من باید ‫یه آدم "کوچولو" باشم؟

‫یا اینکه مثل یه ربات ‫یا هوش مصنوعیه یا..؟

‫باشه، اون یه آدمه ‫و اسمش سانی هست

‫خیلی جالبه

‫هی سانی

‫بگو اونم سلام برسونه

‫اون سر کار معاشرت نمیکنه، باشه؟

‫من نه؟

‫میتونم یه سوال دیگه بپرسم؟

‫نه اگه در مورد چشمام باشه ‫یا اینکه چطوری کارمو انجام میدم

‫ .فهمیدم ‫حرف اضافه ممنوع

‫نظرت راجع به این چیه؟ ‫این پرونده ضعیفه

‫بیکر مشتری اش بود

‫توی آرایشگاه یه زن بیوه

‫که دلیل وجود دی ان ای اونه

‫یه سری سابقه داشت، درسته ‫ولی چیز خشونت آمیزی نبود

‫به علاوه زن بیوه ‫نمیتونه تشخیص هویت واضح بده

‫معمولا خیلی بیشتر از اینا لازمه ‫تا کسی رو بندازن زندان

‫بیکر یه دزد معروف بود ‫که دیدم داشت از صحنه فرار می کرد

‫اون پشت میله هاست ‫چون این کارو کرده

‫و من نمیگم که نکرده

‫ولی این وکیل میخواد ‫هر سوراخی پیدا کنه و ازش استفاده کنه

‫بنت گفت قبلا باهاش ‫یه سری مشکل داشتی

‫آره کل نیروی پلیس مشکل داشتند

‫لینمن از پلیسا متنفره ‫و عاشق توجهه

‫چرا در مورد شب حادثه ‫برام توضیح نمیدی؟

‫افسرانی که به صحنه رسیدن

‫اونها هم بیکر رو دیدن ‫یا فقط تو بودی؟

‫هی میدونی چیه؟ ‫چیه؟

‫کروسانت هات ‫خیلی بیات شده

‫من قهوه میخوام

‫خیلی خب چی شده؟

‫نگاهتو از توی گوشیم حس می کنم

‫هیچی

‫من فقط... اینجام که خدمت کنم

‫چیزی هست که بخوای ‫در موردش حرف بزنی؟

‫اوهوم آره ‫باید وضعیت قهوه‌مون رو بهتر کنیم

‫این مزه ای میده که انگار ‫یه بچه شش ساله درستش کرده

‫تس پرونده بیکر ‫با جیک بود

‫و اون مدتیه که ‫ماموریت مخفی رفته

‫دلتنگی براش اشکالی نداره

‫زندگی شخصی من یه طرف

‫و کارم یه طرف

‫این کار منه

‫درسته و این دو تا ‫هیچوقت با هم قاطی نمیشن

‫به قول معروف

‫میدونی، اوون خوشتیپه

‫یه جورایی مثل ‫"گلدن رتریور"

‫پس این یه دیوار دفاعی پیشگیرانه است؟

‫جلوگیری از رابطه پلیس با پلیس ‫قبل از شروع؟

‫من دیگه این کارو نمی کنم

‫و هی من دقیقا نمیتونم بگم

‫که اون خوشتیپه ‫حالا میتونم؟

‫ببین اگه من حالت دفاعی دارم

‫به خاطر اینه که از ‫پروژه های سرگرم کننده خوشم نمیاد

‫آدمای بی گناه ‫از صحنه قتل فرار نمیکنن

‫یعنی من کردم

‫منظورم این نبود

‫خیلی خب، من برای امروز تموم کردم

‫بیاید تمومش کنیم ‫و فردا صبح دوباره جمع بشیم

حتما

‫سانی؟

‫متوجه شدم که توی یه ساختمون زندگی می کنیم

‫ولی شما درخواست ‫جلسه آنلاین دادین

‫دلت میخواد در موردش حرف بزنی؟

‫چیز مهمی نیست

‫...من فقط ‫از بیرون رفتن خوشم نمیاد

‫شما توی فرم پذیرش تون ‫"نوشتین "آگورافوبیا

‫ من؟

‫امروز بیشتر از همه دوست دارین ‫در مورد چی حرف بزنین سانی؟

‫حافظه تصویری ‫چقدر ذهنیه؟

‫یعنی چقدر پیش میاد که ‫ما چیزی رو میبینیم که میخوایم ببینیم

‫برخلاف ‫چیزی که واقعا اونجاست؟

‫آقای لینمن؟ ‫میتونین شروع کنین

‫ممنونم

‫جناب قاضی

‫خب تو از پسش برمیای تس

‫کارآگاه اوری

‫متاسفم "خانم اوری

‫نقش فعلی شما چیه؟

‫در اداره پلیس مترو؟

‫من یه مشاورم

‫با بخش قتل و ‫جرایم سنگین کار میکنم

‫ولی هجده ماه پیش ‫شب دستگیری آقای بیکر

‫شما کارآگاه بودید ‫درسته؟

‫همینطوره

‫آیا میگی ‫که پلیس خوبی بودید؟

‫این چه سوالیه؟

‫من میگم ‫که برای این کار به دنیا اومدم

‫و میشه بهمون بگید ‫که چی شد

‫طی تماسی که منجر به ‫دستگیری آقای بیکر شد؟

‫من اول به صحنه ‫رسیدم

‫اولین نفر

‫آقای بیکر رو دیدم ‫که از خونه فرار می کرد

‫جایی که متعاقباً پیداش کردم

‫ساموئل ترنر

‫که خفه شده بود ‫و تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود

‫حدود بیست دقیقه بعد

‫افسران یونیفرم پوش ‫آقای بیکر را دستگیر کردند

‫و او را بازداشت کردند

‫برای روشن شدن قضیه

‫آقای بیکر دستگیر شدند

‫بر اساس ‫توصیفی که شما دادید

‫از شخصی که دیدید ‫از خانه می دوید

‫درسته

‫میشه اون شخص رو ‫برای ما توصیف کنید؟

‫مرد قد یک و هشتاد و کمی لاغر

‫یه کلاه تیره ‫شلوار تیره دستکش لاتکس پوشیده بود

‫و یه هودی آبی

Sight Unseen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Sight Unseen

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left