لومړۍ 200 کرښې.
تصادف
دلایل
ما هممون دلایل خودمون رو داریم که کارهای دیوانه وار بی پروا در زندگیمون انجام بدیم
بیشتر اوقات اونا کمکی به شما نمیکنن
شما هیچ کس رو ندارید که تکه ها رو براتون جمع کنه
ولی اگر هدف عشق باشه
شاید زیاد احمقانه نباشه
چون مردم به عشق باور دارن
میدونی اون دنیا رو به حرکت درمیاره
و همین الان ..
اون تنها چیزیه که منو زنده نگه داشته
دو برابر
آمریکایی هستی ؟
اینقدر واضحه ؟
نه نه نه من شنیدم توی بار حرف میزدی
منظورم اینه که این سرنوشته درسته ؟
منظورم اینه که دو تا آمریکایی وسط یه معرکه توی آلمان
تو به سرنوشت اعتقاد داری ؟
این یه دروغه ؟
اون سرد بود
با دروغ هایی مثل این بهتره انتظارش رو داشته باشی
من میخوام دوباره شروع کنم
اوه سلام !
هی
تو به سرنوشت اعتقاد داری ؟
فکر نکنم چون جذابیت همه چی رو از بین میبره میدونی ؟ نه
اگر هیچانش رو بیشتر کنه چی ؟
تو زیاد زدی ؟
نه نه ببین حرف من اینه که
هر اتفاقی که میفته قبلاً اتفاق افتاده
اون بدلیه
اوه و این هیجانش بیشتره چون ؟
تو شماره تلفنت رو به من دادی پس چه فرقی میکنه ؟
من میدونستم این یه دروغه
این توی مغزم بهتر جواب میده مثل اینکه همه چی رو قبلاً میدونم
من کار مغزت رو ستایش میکنم ممنونم آره
من کیسی هستم
جولیت
جولیت چی ؟
اگر سرنوشت این باشه که ما باهم بخوابیم تو باید اسم فامیل منو بدونی
چی ؟
صبر کن
خوب تو اینجا چیکار میکنی ؟
تو این محل ؟ نه توی آلمان
تو یه حقیقت دیگه میخوای ؟
ترجیح میدم
خوب من یه مشکلات بدی توی آمریکا داشتم
چیز جدی نبود فقط جوانی و حماقت و ...
و بعد تصمیم گرفتم پولی که داشتم بردارم و برم دنیا رو ببینم
تو میخوای برگردی ؟
نه چیزی ندارم که به خاطرش برگردم
تو چطور ؟
در اصل برای درس خوندن و فاصله گرفتن از پدر و مادرم
اونا مواد زیادی مصرف میکردن و زیاد دعوا میکردن و پدر و مادر خوبی نبودن
تو .. هنوز درس میخونی ؟
نه مطمئن نیستم دارم چیکار میکنم
خوب ..
تا وقتی که مطمئن نیستی میخوای یه مدت با من باشی ؟
با تو ؟ آره
خوب من ...
ممنونم که تو اینو ازم خواستی و تو جذاب و مودب و همه چی هستی اما ..
ولی من تو رو اینجا دیدم میدونم تو چیکار میکنی
من هیچ اعتراضی ندارم ما هممون دوست داریم خوش باشیم
فقط با تجربه من مردهایی که همچین زندگی دارن اونایی نیستن که من دنبالشون میگردم
و .. نه من یه ادم معمولی .. نه
نه من .. فکر نمیکنم تو باشی
و اگر یه موقع تصمیم گرفتی اینو رسمی کنی ...
بهم بگو که بدونم
وای !
به هر حال از دیدنت خوشحال شدم
آره من هم همینطور
میبینمت
چه پسری !
چه خبر شده چرا ولش کردی ؟ این شرم آوره !
جدی میگم زود باش باید بریم
به این نگاه کن
تو از جان تراولتا خوشت میاد ؟
میبینی این فیلم با جیمی لی کورتیس عالی شده
در مورد آیروبیک هست
فیلم خوبیه
ولی تراولتا ..
لعنت مرد تو باید اسکار بگیری
این کیه ؟
من کیسی هستم
چی ؟ من 6 ماهه که برای شما کار میکنم
چی ؟
کیسی
اوه آره کیسی
مواد .. من دوستشون دارم اونا برای چشم مفید هستن
اون دزد بزرگ ماشین آمریکائیه
بهش بگو چند تا ماششین دزدیدی
نمیدونم ..
فکر کنم خیلی زیاد بود
تو میخوای بیشتر دربیاری ؟
آره من به یکی مثل تو زرنگ نیاز دارم
که هیچ کسی نباشه
ولی باهوش باشه و یه نفر مثل تو که گوسفند باشه و هیچ کس نباشه و دیوونه باشه
وقتشه بلند بشی
اون چی ؟ یه کار ویژه
با پول زیاد تو هستی ؟
آره ما هستیم
صبر کن نه .. اون چیه ؟ خطرناکه ؟
این چه جور سوالی بود ؟
البته که خطرناکه
تو یه شغل امن میخوای ؟
برو در IKEA کار کن از من نپرس
اگر تو نمیخوای من اهمیتی نمیدم
تو میخوای این اطراف پرسه بزنی تا آخرش چاقو بخوری
این بستگی به تو داره من میتونم جایگزینت کنم
به همین سادگی
اگر من به کارمندهای خودم اهمیت میدادم
من یه کار بهتری میکردم
تو میخوای ؟ آره یا نه ؟
من رسمیش کردم ممنون
چی ؟
من رسمیش کردم . از کارم استعفا دادم حالا تو هیچ بهانه ای نداری که با من نیای بیرون
داری جدی میگی ؟
کاملاً
تو دیوونه ای
نه من فقط اهل ریسک هستم و تو بعداً بیشتر خواهی دید
زود باش فقط یک قرار این تنها چیزیه که من میخوام
تو میدونی که ما در ماه گذشته هر روز همدیگه رو دیدیم ؟
آره من هر روز تو رو تعقیب میکردم
ما باید باهم زندگی کنیم
موافقم
من عاشقتم
هی هی
حالت چطوره ؟
خوبم تو چطوری ؟
آره خوبم
تو یه نوشابه میخوای ؟
سلام بچه
بیا اینجا
تو داشتی چیکار میکردی ؟
دلم برات تنگ شده بود من هم همینطور
خوب ؟
خوب ؟
من باید برم سر کار
من جلوتو نمیگیرم
چرا میگیری !
فقط یه کمی
شاید من دیر کنم
بوران
هاگن
خوب .. ؟
خانوادت چطورن ؟
خوبن مال تو چطور ؟
من .. بیشتر اوقات پیش اسب ها هستم
اونا چیز زیادی نمیخوان !
آره .. تو چی میخوای ..
گوران ؟
و تو از من چی میخوای ؟
شراکت مساوی
که اینطور
ما خیلی وقته باهم کار میکنیم
خیلی وقته ؟
من هیچ وقت بهت خیانت نکردم
نه حتی یک بار ؟
من ریسک میکنم
میدونم
تو در برابر بیشتر درآمد رو برمیداری
البته
من محصول رو تامین میکنم
بدون اون چیزی وجود نداشت
من اینو قبول دارم من اینو قبول دارم
خوبه
خوبه
از نگاه تجاری گران ..
قدرت نفوذ من کجاست ؟
تا چیزی که تو میخوای بهت بدم ؟
نقطه نظر برابری
این باید یک درخواست برای طبیعت بهتر من باشه
این بده ؟
این یه کم سورپرایزه به عنوان یک روش درخواست پول بیشتر
نه
به خاطر پول نیست شراکت احترام داره
آره
من و محل کارم و تو و محل کارت
آدم هایی مثل من ما رو پابرجا نگه میدارن
من میدونم تو نه میگی قطعاً
من اینو میدونم
ولی من باید بپرسم
من باید اونو بشنوم
گارن .. کارهایی که تو انجام میدی ریسک هایی که میکنی
تو رو مستحق داشتن حداقل نصف درآمدی که داریم میکنه
ولی شخصیتی که تو داری در مقایسه با آدمی که من هستم
مجبورم میکنه اینو رد کنم
تا چیزی که تو میخوای قبول نکنم
این یک سوال تزکیه شخصیت هست
درباره ارزش .. فضیلت .. چیزی که ..
تو چیزی ازش نمیدونی
در جای خودت راحت باش
و همین گران ..
برای تو مناسبه
ولی ...
تو هیچ وقت نمیتونی یه شریک مساوی با من باشی
در هیچ شرایطی از کلمه
به این آدم ها نگاه کن
اونا در تعطیلات خودشون خوش هستن و فکر میکنن این برای همیشه ادامه داره
چی برای همیشه هست ؟ هیچی
No comments yet. Be the first to leave one.