Master of None

Master of None

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

master of none s03e04 1080p web h264-glhf track3
د لخوا تبصره emad_se7en
@Emad_se7en ترجمه از

تګونه

web
1080
په خپور شو: 2021-06-19
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫"استاد هیچی" تقدیم می کند :

‫لحظه های عاشقی

‫قسمت چهارم

‫"کِیت فوربز"؟

‫خوشم نمیاد اینجوری ‫درباره واژنم صحبت کنه

‫خیلی پرافاده اس

‫-سلام ‫-سلام

‫بفرمایید بشینید

‫ممنون. سلام. من آلیشا هستم

‫من هم دکتر پِرکینز هستم ‫راحت باش

‫خب آلیشا، چی باعث شده امروز بیای اینجا؟

‫من میخوام بچه‌دار شم

‫من میخوام خودم حامله شم ‫ترجیحا در سریع ترین زمان ممکن

‫بسیار خب، خوشبختانه ما میتونیم ‫ در این زمینه بهت کمک کنیم

‫باروری یک زن در دهه 20 سالگی ‫ به اوج خودش میرسه

‫و بعد از اون به تدریج ‫ شروع به کاهش یافتن میکنه

‫وقتی حدودا 37 ساله میشه ‫سرعت این کاهش بیشتر میشه

‫و بعد از 40 سالگی، باردار ‫شدن بسیار مشکل هست

‫حتی با تهاجمی‌ترین ‫روش‌های درمان باروری

‫شانسش کمتر از 5 درصده

‫-تو 37 سالته ‫-بله

‫پس تو، در قسمت نزولی این نمودار هستی

‫پس "زمان" عاملی هست که

‫باید در هر تصمیمی که ‫ میگیری مد نظر قرار بدی

‫باتوجه به سوابق پزشکیت،

‫لقاح خارج رحمی (IVF) ‫بهترین گزینه‌ات هست

‫با IVF، هدف اینه که ‫بدن رو تحریک کنیم

‫تا بیشترین تعداد تخمک ‫ قابل رویش رو تولید کنه

‫سپس ما اون تخمکها ‫ رو خارج میکنیم

‫اونها رو با اسپرم بارور میکنیم، ‫ و جنین‌ها رو رشد میدیم

‫و سپس بهترین جنین‌ها رو انتخاب میکنیم ‫تا در رحِم تو بکاریم

‫به امید اینکه به بارداری برسیم

‫اطلاعات زیادی بود

‫خیلی خب، ‫شانس موفقیتش چقدره؟

‫با سن و مشخصات تو،

‫به‌طور متوسط بین 30 تا 40 درصد

‫ولی بدن هر خانم فرق میکنه ‫و ما توی هر سنی ممکنه به موانعی برخورد کنیم

‫-باشه ‫-یک مورد که باید مدنظر قرار بدیم هزینه‌اس

‫آره

‫شرکت بیمه‌ی شما، IVF رو پوشش میده

‫اما روند پیچیده‌ای داره

‫ما باید ثابت کنیم که شما نازا هستید

‫و اینکه شما با یک شریک به مدت ‫6 ماه برای بارداری تلاش کردین

‫با توجه به من و گرایش جنسیم، ‫این موضوع چی میشه؟

‫خب، شرکت بیمه، ‫در این مورد تدبیری نداره

‫چی.. ‫اونا واسه‌ی افراد همجنسگرا تدبیری ندارن؟

‫شرکت بیمه برای پرداخت بیمه به ‫یک چارچوب تشخیصی نیاز داره

‫اکثریت شرکت‌های بیمه‌ی آمریکایی

‫برای «همجنسگرا بودن و قصد ‫ حاملگی» برنامه‌ای ندارن

‫همچنین «مجرد بودن و قصد حاملگی»

‫اونا برای «مورد حمله‌ی "نهنگ ‫ قاتل" قرار گرفتن» برنامه دارن

‫و اونا برای «مکیده شدن به ‫ درون موتور جت» برنامه دارن

‫اما برای «همجنسگرا بودن و قصد حاملگی» نه

‫اما مطب من، چند باری به این موضوع ‫رسیدگی کرده. ما تمام تلاشمون رو میکنیم

‫این موضوع که لوله‌های فالوپ شما، مسدود شده،

‫میتونیم از این موضوع برای استدلال ‫ در برابر شرکت بیمه استفاده کنیم

‫ولی ممکنه انها بخشی از ‫هزینه‌های جنین رو متقبل نشن

‫و ممکنه بخشی از هزینه‌های ‫ داروها رو هم متقبل نشن

‫پس، شما همچنان با هزینه‌ی شخصی ‫ بین 7 تا 10هزار دلار روبرو خواهید شد

‫این موضوع که من از دوستم به عنوان ‫اهدا کننده‌ی اسپرم استفاده میکنم چی؟

‫این کار، هزینه رو کمتر نمیکنه؟

‫نه، این کار، هزینه رو بیشتر میکنه

‫چون ما مجبور خواهیم شد که اسپرم ‫اون رو آزمایش و غربالگری کنیم

‫اگر از یک اهداکننده‌ی ‫ناشناس استفاده میکردی،

‫در اونصورت، این مراحل از قبل طی شده بود

‫خب اگه من دگرجنسگرا باشم و ‫با پارتنرم سکس داشته باشم

‫اون‌موقع مجبور نیستن اسپرمش رو آزمایش کنن؟

‫نه نیستن، چون در اینصورت شما از قبل، ‫ با هم مقاربت داشتین

‫و در نتیجه شانس انتقال بیماری‌های ‫ عفونی رو از قبل داشتین

‫هدف غربالگری همینه ‫کاهش این شانس

‫مسخره‌اس... خیلی غیرمنصفانه‌اس

‫مسخره‌اس

‫من تمام موضوعاتی که درباره‌شون ‫ حرف زدیم رو مینویسم،

‫و برات میفرستم تا آماده داشته باشی

‫تا بتونی سر حوصله بخونیش و مرورش کنی

‫توی وبسایت، اطلاعات موجوده

‫و میتونی هر وقت که سوالی ‫ داشتی به مطب زنگ بزنی

‫پس فکر میکنی دیگه ‫نخوای انجامش بدی؟

‫ مطمئن نیستم، نمیدونم. ‫ بعد از تموم اون ماجراها...

‫راستشو بخوای، یکم ترس برم داشته

‫اینکه، گرونتر از چیزیه که فکرشو میکردم

‫پیچیده‌تر از چیزیه که فکرشو میکردم

‫و با همه‌ی اینها، ممکنه جواب نده ‫ممکنه از این داستان یه بچه هم گیرم نیاد

‫خیلی تنده! خیلی تنده!

‫نمیتونم بخورمش. خیلی تنده ‫نمیتونم بابا

‫فهمیدم که خیلی تنده ‫اما تو نمیتونی توی یه رستوران جیغ بزنی

‫نمیتونم بخورمش!

‫کامرون! لطفا!

‫من دلم همچین چیزی رو میخواد

‫تو... این، چیزیه که میخوای؟

‫-یه بچه که نمیتونه غذای تند رو تحمل کنه ‫-آره

‫یه بچه میخوام که نتونه غذای تند رو ‫ تحمل کنه، خیلی دوست داشتنیه

‫فقط... ‫نمیدونم. نمیدونم

‫خیلی خب، پس، فرضا

‫خب

‫-اگه انجامش بدی ‫-اوهمم

‫نقش من همون قبلی میمونه؟ ‫فقط یه سر بیام خونه‌تون؟

‫اینجوریه که.. ‫خب، فرضا، اگه قرار شد انجامش بدم

‫این دفعه، باید بیای کلینیک

‫پس من فقط باید برم بیمارستان ‫ و توی یک ظرف جق بزنم؟

‫آره، شاید بهتر باشه آروم تر ‫اینو توی رستوران بگی، ولی آره

‫و میدونی ‫اونا برات فیلم‌هایی میذارن...

‫احساس میکنم پورنی که توی بیمارستان‌ها ‫ دارن، همیشه یه جورایی عجیب باشه

‫-عه؟ ‫-موبایلمو میارم

‫تو زیاد میری بیمارستان و ‫ پورن‌هاشون رو بررسی میکنی؟

‫خب، میدونی..

‫خنده دار بود

‫خب ببین من هنوزم باعث افتخارمه ‫که بخشی از این کار باشم

‫تو یه آدم فوق‌العاده‌ای ‫و یک مادر فوق‌العاده خواهی شد

‫خوشحال میشم اگه به هر ‫طریقی که میتونم کمک کنم

‫ممنون

‫میخوای که من بیشتر از ‫ اهدا کردن بهت کمک کنم؟

‫میخوای به ویزیت‌ها بیام؟

‫یا مثلا توی تزریق‌ها یا چیزهای ‫ دیگه بهت کمک کنم؟

‫نه. نه. فکر میکنم از پسش برمیام ‫میدونی؟

‫اگه قراره انجامش بدم، ‫ میخوام که تنهایی انجامش بدم

‫تو فقط لازمه که کارت رو توی اون ظرف انجام ‫ بدی و بعدش من همه چیز رو ردیف میکنم

‫هرجوری که تو بخوای من کمکت میکنم

‫ممنون

‫آره . فک میکنم ...

‫یکی از مواردی که نگرانشم پوله

‫میدونی، مثلا

‫میتونم یکم پول از مادرم ‫قرض کنم یا یه وام بگیرم

‫پس انداز هم دارم، اما...

‫وای خدا، اون روز، این ‫مغازه‌ی حیرت‌انگیز رو دیدم

‫یه جورایی..

‫هنوز تو فکر بازکردن عتیقه فروشی خودت هستی؟

‫آره، چون غرفه فروشش خیلی خوبه

‫و اینکه یک مکان ثابت و دائمی ‫داشته باشی، عالی میشه

‫کجاست؟

‫-توی "بروم هیل" هست ‫ محله‌ای در نیویورک

‫یکم کار داره تا درست بشه

‫اما اگه بشه، عالی .. ‫نمیدونم

‫می‌تونی از پس هزینه‌ی این دوتا بر بیای؟

‫فکر کنم

‫اما مسئله همینه که من میتونم ...

‫میتونم تمام پولم رو

‫ و تمام وقتم و تمام انرژیم رو بذارم

‫و در نهایت هیچی نصیبم نشه

‫واسه همین... نمیدونم ‫تو کسی رو میشناسی که IVF رو تجربه کرده باشه؟

‫یکی از دوستام قبلا انجامش داد

‫هفت‌خوانی بود

‫واقعا؟ چطور؟

‫تمام فکر و ذکرش شده بود

‫طاقت‌فرسا بود. گرون بود

‫آسون نیست

‫"کوریوگونادوتروپین" ‫ داروی محرک تخمک گذاری در درمان ناباروری

‫خیلی خب..

‫"تزریقات باید 3 بار در روز صورت بگیرد"

‫"تمام دارو پس از آماده شدن باید ‫حداکثر تا دو ساعت بعد تزریق شود"

‫و اینگونه ....

‫خیلی‌خب. دو ساعت

‫دو..

یا خدا

‫خب

‫حالا، اینو درمیاری

‫خب. تکونش میدی

‫و بعد، وارونه‌اش میکنی

‫وبعد، دوباره سرنگ رو میکشی

‫و از شر تو(سوزن) خلاص میشیم

‫چون خیلی بلندی

‫و بعد..

‫این خودشه؟

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫فک کنم باید اینو برداری و بزنیش

‫اینجا...

‫خدای من. خدای من

‫خیلی‌خب. توی شکمت می‌زنیش

‫خدای من

‫کیر توش، کیر توش، ...

‫باشه

‫خیلی خب

‫یالا "لیش"

‫خیلی خب، خیلی خب

‫تو ...

‫تو باید زنگ بزنی ..

‫به مامانت

‫-الو؟ ‫-سلام، مامان؟

‫سلام، عزیزکم چطوری؟

‫من ... دارم سعی میکنم اینکارو انجام بدم ...

‫همین تزریق رو ... و اینجوریه که ..

‫خیلی سخته

‫کسی از بیمارستان نمیتونه ‫ بیاد پیشت و انجامش بده؟

‫نه، مامان، اگه ازشون بخوام که بیان اینجا،

‫باید هر نوبت دویست دلار بدم

‫به‌طرز مسخره‌ای گرونه

‫دیوونه‌بازی در نمیارم ‫ولی به نظر میاد...

‫کلی مشکل هست

‫انگار، دنیا میخواد بهم بگه که ‫توی تقدیرم نیست که بچه‌دار بشم

‫نمیدونم از کجا قراره پول دربیارم ‫تا هزینه مهدکودک این بچه رو بدم

‫دیگه لباس و پوشک و این کوفتی‌ها رو نگم

‫ببخشید که فحش دادم

‫ببخشید مامان، ولی…

‫ببخشید

‫-ببخشید ولی خیلی سخته ‫-خیلی‌خب

‫ببین. بیا اول یه نفس عمیق بکشیم ‫چون تو از همین الآن داری به من استرس میدی

‫و هنوز بچه هم به دنیا نیومده

‫-خب؟ ‫-باشه

More Farsi Persian subtitles for Master of None

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left