لومړۍ 44 کرښې.
ترجمه و هماهنگی از سروش قائمی 1993_Soroush
همه این مختصات اشتباهه
هیچ مفهوم خاصی ندارن
یه بطری دیگه
نه تا وقتی که قبلی هارو حساب کنی ، عوضی
خب ایتنم آخرین دورت
مواظب باش ، مردک آشغال مست
اون قدری که به نظر میاد مست نیستم
دهنتو سرویس میکنم ، پیرمرد
برن به چاک، نوریس
نه تا وقتی که کارم باهاش تموم بشه
ولش کن
همین الان و گرنه با من طرفی
هه بیخیال ارزششو نداره بیا مال خودت
خوبی؟
منو ببر ، همین الان منو ببر
خب ، به نظر می رسه که یه جای جدید باز شده
....من می خواستم ببینم
آلانا
آلانا، عشقم
آدام ، تاناگاریان.. اونا
همه چی درست میشه
نه. عزیزم، این بار حتی تو نمیتونی رن را نجات بدی
آلیا کجاست؟ دخترمون کجاست؟ اون زندس؟
...اون
آلانا
آقای استرنج
آقای استرنج صدامو می شنوی؟
ولش کنید
ما باید کمکش کنیم
اون دیگه کارش از کمک گذشته
بلندش کنید و ببریدش به پناهگاه
اینجا جایی برای ضعیفا نیست
پس شاید من و میرا هم اینجا را ترک کنیم
منظورم این نبود
اونم یه انسانه، پدر
من کار دارم
قبلا تا این عمق نیومده بودیم
عجیب نیست اگر امن نباشه
اگر دنبال امنیتی ، شغل اشتباهی انتخاب کردی ، احمق
انقدر حاشیه نرید ، باید طبق برنامه پیش بریم
اونجا چه خبره؟
موجوداتی که مثلشونو تا به حال ندیدیم
...دارن از معدن خارج میشن، به سمت شهر میرن ، اونا
No comments yet. Be the first to leave one.