لومړۍ 200 کرښې.
یه ستاره و یه کشتی بلند بالا
تنها نیاز سفرم با این خانم زیبا
یه ستاره و یه کشتی بلند بالا تنها نیاز سفرم با این خانم زیبا
یه ستاره و یه کشتی بلند بالا
تنها نیاز سفرم با این خانم زیبا
کافیه؟
آره
چون ریچارد نویسندهشه میشه پیش خودم نگهش دارم؟
میخوام اینو قاب بگیرم، میشه؟
آره
!سلام، پرنسس
وحشیگری محض
"این قطار به مقصد استراتفورد اینترنشناله"
"ایستگاه بعدی سیلوِرتون غربیه"
!ولم کنین! دست از سَرم بردارین
!خواهش میکنم اینکارو نکنین
!یالا، بُکُنش! زودباش
الان مثل یه جنده میکُنمش
انتقام
من الان برمیگردم، باشه؟
اسمتون "دونا"ست؟- کریسی-
اوه! پس شما مادرش نیستی؟
نه! من قبلاً به شما گفتم که من یه دوست هستم
اوه! خوب، کریسی
...بدون یه توضیح دقیق از مهاجمان
ما نمیتونیم وارد مرحله دوم بشیم
امّا فکر میکنم شما گفتی که میشناسیشون؟
ما نمیتونیم کسی رو بدون مدرک متهم کنیم
بنظر شما این دختر بره مشاوره بهتر نیست؟
ببین، مدیسا! میخوای بری مشاوره؟
مدیسون، اسمش مدیسونه- خوب-
پس اگه نظرش عوض شد از شماره ش.م استفاده کنین
چی؟- ببینین، پُشتشه-
شماره مرجع پرونده
شما بنظر خسته میاین
میخواین یخورده بخوابین؟
اون یکم به خواب احتیاج داره
!شب بخیر
الان ساعت موسیقی هست و ما " "...میخوایم در پخش زنده به
نیل درینکواتر از گروه رِد استریپ بپیوندیم
انگار قبلش ما باید اخباری رو" "...به سمع و نظر شما برسونیم
چون الان داریم گزارشاتی رو از یه" "...حمله تهاجمی دیگه دریافت میکنیم
"امشب از شهر کَنینگ"
"...باورنکردنیه! واقعاً این هفتمین گزارش"
"از شهر کَنینگ هست"
"ببخشید! تهیه کننده میگه هشتین گزارش"
"در اون منطقه در ده روز اخیر"
"...همه ما میدونیم که پلیس و شهردار لندن"
"سخت در تلاشن که اوضاع رو کنترل کنن"
بنابراین به گمونم ما باید" "...این سؤال رو از خودمون بپرسیم
"...آیا کسی هست که بتونه"
"نظم رو به خیابونای ما برگردونه؟"
آقای ویلیامز؟- بله-
چی؟
الان چه احساسی داری، عزیزم؟
!هیچی
اَلو؟
اِریک؟
بله، شما؟
سلام، اِریک، کریسی هستم
وای خدا، کریس! خیلی وقته ازت خبری ندارم
ببین، امیدوارم تحمل شنیدنشو داشته باشی، اِریک
بهت احتیاج دارم یا بهتره بگم ما بهت احتیاج داریم
قضیه درمورد دخترته
!عبدالله
!سلام، برادر
اوضاع چطوره؟
خوبه- وضع ماهیگیری خوبه؟
گوش کن! از صبح تا الان دنبالت میگردم
میخوام بِهِم یه لطفی بکنی
یه مشکلی برام پیش اومده
باید برم فرانسه
شهر شمالی کاله، فوراً
مشکلی نیست- جدی؟-
!برات جبران میکنم، نگران نباش
!مواظب خودت باش! ممنون
!بسیار خوب
اِریک؟- آره-
به موقع رسیدی
بریم
ما به هیچ وجه در جایگاه قاضی نیستیم، مدیسون
وظیفه من اینه که ترا در مراحل قانونی کمک کنم
آیا قبل از شروع سؤالی داری؟
!آره
تا حالا بهت تجاوز شده؟
-درک میکنم که عصبانی هستی، مدی
از نظر شما تجاوز یه کلمهست این اطراف یه ورزش بحساب میاد
-شاید همینطوره، ولی
فیلمها رو دست به دست میکنن
سراسر لندن
هرچه کثیفتر، بهتر! اصلاً تا حالا دیدی؟
مدیسون، حوزه کاری من --در این مورد مسئول نیست
!البته که نیست
خدا نکنه کسی مسئول باشه
اصلاً هیچکس تا حالا برای چیزی مسئول نیست
...شما
همهتون از یه قماشین تنها کار شما فقط حرف زدنه
حرف، حرف، حرف، ولی !عملاً هرگز چیزی نمگین
اِریک ویلیامز؟
دیو آلن هستم رونی منو فرستاده تا شما رو ببرم پیشش
!سلام، دیو- توی ویلای لاکچری چه حسی دارین؟-
!عالیه! فقط دوتا رقاصه کم داره
خیلی خوب! رونی برای شما یه اُتاق در هتل رزرو کرده
!یا خدا
این همه ساختمون از کجا اومده؟
"...آیا باید بذاریم این خانم برگرده یا ما باید"
روی پاکسازی خیابانهامون متمرکز بشیم؟" "یعنی طبق درخواست مردم
بعد قصد داریم با خونوادهها، وکلا و" "خبرگزاریهای این حادثه، صحبت کنیم
قبلش براتون به مدت یکساعت" "بی وقفه آهنگ پخش میکنیم
حالا بزن بریم با آهنگ" "*دوباره پیدات کردم*
*چقدر خوب که پیدات کردم*
*چقدر خوب که پیدات کردم*
!سلام، کریسی
!اِریک
آه! خوشحالم که میبینمت، کِی رسیدی؟
رونی باهاته؟- همه چی به موقعش-
نوشیدنی میخوری برات بیارم؟
بعد از پنج سال فرار در نهایت به الجزایر رسیدم
من ۱۸سال توی یه زندان آفریقایی بودم چیز خوبی نیست
آزاد شدم و رفتم به ترکیه
من توی ویلای رونی تیلور بودم که تو بِهِم زنگ زدی
راهی شهر کاله فرانسه شدم سوار هلیکوپتر شدم
اومدم به انگلستان آخرین جا روی زمین که میخوام باشم
!حالا دست به کار احمقانه نزن
میخوام خیلی منطقی باشم و بی گدار به آب نزنم
خیلی وقته که از اینجا دور بودی، اِریک اوضاع الان فرق کرده
آره، اعتراف میکنم که اوضاع فرق کرده
مواد توی مدارس، چاقو توی خیابونا
مدام تیراندازی و تجاوز جنسی
خوب همهش زیر سر این بچههاست؟
چهار تا ازشون، سه تا پسر و یه دختر
دختره با تمسخر عکس و فیلم میگیره --و پسرا هم خوب
چجوری دخترم توی همچین وضع کثافتی گرفتار شد؟
من بخاطر تو نهایت تلاش خودمو در قبال دخترت انجام دادم، اِریک
دخترم چی ازم میدونه؟
پیچیدهست
!خوب، ساده برام بگو، کریسی
خوب، در ابتدا بهش گفتم که تو یه جای دور داری تجارت میکنی
تجارت؟
آره
خوب، الان چی فکر میکنه؟
فکر میکنه ترکش کردی
یه چیز دیگه هم هست، اِریک
تو بابابزرگ هستی
روبی اسمشه، سه سالشه
من بابابزرگم- آره-
تو در غم و شادیهای زیادی نبودی
چون در ساحل ترکیه عشق و حال میکردی
اینجوری نیست، کریسی
دقیقاً همینجوریه
تو واسه نجات بابای رونی به دیوید اَندرسون شلیک کردی و کُشتیش
حالا ببین این ماجرا به کجا ختم شده
...تو ۲۷ سال قبل مخفیانه اومدی اینجا و
سعی کردی اوضاع رو درست کنی و ...حتی در وسط همه اون شرایط تو
...زیپ شل بودی و
و مونده بودم بچه حاصل از گندکاریتو چجوری بزرگ کنم
!ببین
منظوری نداشتم
!مَدی دختر فوقالعادهایه
خیلی خوب و قوی بزرگ شده
!توهم نزن اِریک اون بدون تو اینجوری رشد کرده
رونی هواشو داره
چون میدونه که بخاطر جون باباش بهت مدیونه
-امّا به هرچی که دست میزنی، اِریک
خوب، این کاریه که من و دوستم میخوایم انجام بدیم
ما میخوایم نحوه ریختن یه پِک شراب رو بهت نشون بدیم
!ها! بریزش
!آهای شما! برین بیرون! حالا! جفتتون
اگه نریم چیکار میکنی؟
!پیر دختر
!دو راه بیشتر نداری، پسر ...یا همین الان گورتو گُم میکنی
وگرنه زنگ میزنم به پلیس
جرأتشو نداری! میدونی ما کی هستیم؟
!همیشه یه راه سوم هست، بچهها
امّا مطمئنم که گزینه دلخواه شما نیست، نه؟
هی، رِگ! بیا بیخیال شیم، باشه؟
باشه
!خوب، بریم دیو
اصلاً کی میخواد توی همچین جای کثیفی مشروب بخوره؟
اوه! تویی؟
نه
چرا؟
کجا؟
کجاست؟
!نه
من حرفی باهاش ندارم
چیه؟ من بی انصافم، آره؟
من کُلاً دارم اشتباه میکنم، آره؟
!اوه! آره
الان یادم اومد واسه قتلی که کرده فراری بود
و بخاطر یسری مزخرفات دیگه از کشور خارج شد
البته کاملاً بی گناه
آخرش به زندان میره، خدا میدونه کجا
!بله! اون یه قهرمان واقعیه !اون شایسته گرفتن جایزه نوبله
نه، کریسی! بهش بگو دست از سَرم برداره و تنهام بذاره
"یه شنونده پشت خطه، هازل از شهر کَنینگ"
سلام، هازل نظرت درمورد همه" "این مشکلاتی که داریم چیه؟
بنظرم مقصر مردم هستن" "که این وضع رو قبول کردن
"مشکل قبول وضع موجوده"
"...این بچهها هر کاری که میخوان میکنن"
No comments yet. Be the first to leave one.