Leverage

Leverage

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Leverage S01 E11
د لخوا تبصره Bahador18B

تګونه

other
په خپور شو: 2020-10-15
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

بيا بخواب ديگه

ساعت 4 صبح و توهم بايد 3 ساعت ديگه سر کار باشي

مي دونم تقريبا تمومه

دو ساعت پيش اينو گفتي

پنج دقيقه ي ديگه

مي شمرم

درس بسه

گلوريا

گلوريا

اِرنستو

اِرنستو

نه

نه

من کارمو کردم

گفتي مارو مي بري تو پِنت هاوس

اره با نقشه ي من پارکر

چي با نقشه ي من که کسي رو به خطر نميندازه

آسانسور گردنت رو قطع کرد؟

گردن تو رو چي؟

در واقع از اين زاويه

به نظر خيلي به گردن قطع شدن نزديکه

آ-چهار

بايد بري باهاش صحبت کني

بار اولش نيست که خُل بازي درمياره

پارکر؟ جدي ميگم

پارکر فکر مي کنم چيزي که همه احساس ميکنن اينه که

وقتي بيکاري اگه ميخواي ريسک هاي احمقانه بکني, بکن

اما وقتي با گروه کار ميکني

بايد حواست بهمون باشه

ببخشيد اين ماله من نيست

مال يه نفر به اسم اَليس وايتِ

آليس وايت تويي ديگه

يکي از اِسمهاي مستعارتِ برات درستش کردم

گياهخوار, دفتردار

زماني کاملا ماجراجويانه در عروسي خواهرش در فونيکس داشته

بايد فيس بوکش رو ببيني

اَليس وايت از اعضاي هيئت منصفست

لعنت من خوبم

آره خب تبريک ميگم

آليس ممنونتِ که از اين کار آورديش بيرون

نه نه

هيئت منصفه جايي که بايد مطابق دستورات عمل کني

جايي که بايد به نظرات مردم رسيدگي کني

بايد آدمهايي معمولي اونجا باشن نِيت نه نه نه

تو بيرون نميکشي

اِرنستو وارگاس يه شوهر بود

پدر دوتا دختر

مدير اَنبار گمرک

و به مدرسه ي شبونه مي رفت

پس انرژي زيادي لازم داشت

پس اينو خريد

" فست لايف "

اين يه منبع انرژي زاِ کاملا طبيعيه

که توسط اون مرد توليد شد

ويليام کوينت

ما اين " فست لايف" رو نشون ميديم چون اِرنستو وارگاس بخاطرش سکته ي قلبي کرد

و آقاي کوينت به خطرات محصولش

وقتي به بازار عرضه مي کردش, آگاهي داشت

همه ي چيزي که اِرنستو مي خواست زمان بيشتر بود

و اين تنها چيزيه که نمي تونيم بهش بديم

اُميدوارم آخر ماجرا هم به اين خوبي باشه

صبحانه چي خوردي؟

بوي آبگوشت ميدي

رعايت کنيد

آقاي لوئيس براي بيانيه ي شروع حاضريد؟

بله سرکارخانم قاضي

خانم ها و آقايون

همونطور که باهم تمرين کرديم عمل کن هنري

اين براي هيئت منصفه سفارشي بوده

ما مي خوايم باور داشته باشيم که ديگه اين حادثه غمناک براي کسي ديگه تکرار نميشه

اگه جلوي يه نفر رو بگيريم يه نفر مسئول

ارتباط چشم تو چشم رو حفظ کن

داري نفر چهارم هيئت منصفه رو از دست ميدي

اما عقل سليم بهتون ميگه

نميشه از همه ي حوادث غمناک پيشگيري کرد

و وقتي زود قضاوت ميکنيد

زندگي ها خراب ميشه

و مي تونه زندگي کاريِ يه بازرگان درستکار رو خراب کنه

اون کيه؟

به چي زُل زده؟

اَليس وايت دفتردار

از اول صبح هر چند وقت يکبار زُل زده به دوربين ها مي تونه گيج شده باشه

هيچي از گيج شدن خطرناک تر نيست

وقتي فکر مي کنن يه چيزي فهميدن

خب, مانيتور من به اضافه ي بليط ماهواره ي فوتبال يکشنبه با وضوح بالا

غيرقابل باورِ چي فکر ميکني؟

عاليه درسته

آره درسته؟

جالبه

مي دونيد, يه مقدار منو ياد راگبي ميندازه

بجز, خب شما آمريکاييها

شما کلاه ها و دستکش ها و بقيه چيزارو مي پوشيد

پس آسيبي نمي بينيد

اوه تو اينکارو نکردي چي؟

پارکر نفر ششم هيئت منصفه بودن امروز چطور بود؟

خوب, بسيارخب اينه توپ رو از دست داد

من فکر مي کنم با اين دادرسي کار کثيفي درحال انجامه

و زني که شوهرشو از دست داده وضعش وخيم ميشه حتي بدتر از اون

و ما بايد مي دونيد ديگه بايد دست بکار بشيم

دست بکار شيم؟ منظورت چيه

نه نه نه متوجه نيستيد

اونا دوربين هاي مخفي داشتن

و وکيل هاشون تجهيزات ارتباطي داشتن درست مثل تجهيزات ما

اولا برو کنار

دوما

هيچ کس تجهيزات ارتباطي ِ مارو نداره

پارکر گوش کن هيچ توطئه ي شيطاني درکار نيست

دستهاي پشت پرده جرياني کاملا عادي براي فعاليت هاي اجتماعي ِ

من ارتباط بِينمون رو برقرار مي کنم من اونارو مي سازم

هيچکي ديگه نمي تونه

خب جريان اينه تو عضو هيئت منصفه ي يه دادرسيِ ِ خسته کننده ي

بسيارخب؟ ... . الان مي توني

... . پارکر فقط

مي دوني قبلا اين کارو نکرده بود

چي از عصبانيت داد زدن؟ يالا

نه

کمکمون رو خواستن

چيه؟

ببين يه دليلي هست که گذاشتيمش تو اين دادرسي

مي دوني, مَرد, وقتي بچه بودم

وقتي بچه بودم حدود 8 سالم بود

يه مادر نا تني داشتم که عضو يه فرقه ي مذهبي بود

لباس مخصوص با پاپيون تَنَم مي کرد

و منو خونه به خونه مي گردوند تا کلمات رو بگم

همسايه هاي سياه و سفيدپوست مهم نبود

من بايستي دست وپا مي زدم بايستي جيغ مي کشيدم و هرکار ديگه ي

اما اون مي گفت

اَلِک بايد ياد بگيري چجوري با مردم صحبت کني

ببين همه چيز درباره ي مردم ياد گرفتم

... . ياد گرفتم زنگ درهارو بزنم و.

و پاپيون زده باشم

پارکر هيچ وقت مثل من نبوده

منظورم اينه که از روي آسمون خراشها مي پره و اون هنوز خونسرده

اما يه مکالمه ي کوچيک درست کردن؟

مثل يه ترور تميز مي مونه

فقط زياد بهش سخت نگير

درباره ي اين گاوچرونا چي فکر مي کنيد؟

چيرواز دست دادم؟

هيچي

اِليوت

بايد بري با پارکر يه چيزي رو چک کني

باشه

همين الان

همين الان؟ آره همين الان درسته

الان؟ آره

برو پيش پارکر

براي آبجو ممنون

بهت ميگم چيه اصلا فکرشم نکن رِفيق

چيزي از آبجوهاي من برنميداري

من پشت درم

دير کردي

من هشت ساعت روي صندلي پلاستيکي نشستم

زمانيکه چند تا وکيل فاسد, قاتل صِدام مي زدن

من پولشو دادم

اگر خوشت نمياد ؛ برو بشين خونه کارهاي هيجان انگيز بکن

هميشه لذت بخشه خانم اِرنشاو

اِرنشاو کيه؟

هارديسن؟

دارم روش کار ميکنم

فکر کنم شايد بهتره تو اين پرونده کوتاه بيام و کارمو تموم کنم

ديگه حق انتخابي نداري

ميخواي شرکت منو بخري

خب بخرش

نميخواي نَخَر

اما اونا با من سروکار دارن

تنها چيزي که الان باهاش سروکارداري

يه معامله ي غيررسميه

مي تونم همه چيز رو ببازم

پيروز شدن تنها گزينه ست

بخواي زيراب بزني

کوتاه بياي

دفنت مي کنم

روشنه؟

مثل اينکه هيئت منصفه رو خريدن

تو دادرسي اونا گفتن شرکت کوينت خيلي کوچيکه

الان ما چيزي رو که

اونا مي بينن, مي بينيم

لعنتي

اونا سيستم امنيتي اتاق دادگاه رو هک کردن

و دوربيناشون رو کار گذاشتن

کاري که من بايستي مي کردم

اونا اول اونجا بودن

بسيار خب ما يه مشتري جديد داريم

ظاهرا, توطئه ي مخفيانه ي شيطاني درکارِ

خارج از کارهاي روزمره

... ... و

گلوريا وارگاس از ويليام کوينت

بخاطر مرگ شوهرش شکايت کرده

الان ديگه بايد ساده باشه

قمارکردن روي شکايتي براي مرگي نادرست

اما کوينت پشتيبان داره

توبي اِرنشاو

از داروسازي اِرنشاو

پدرش شرکت رو تاسيس کرده و هنوز مدير اجرايي ِ

چرا وارثش بايد نگران شکايت از

يه شرکت کوچيک باشه؟

چون بدون اينکه به باباجون يا مقام اجرايي بگه

اِرنشاو 20 ميليون دلار به اِسم تحقيقات و توسعه به محصولات "فَست لايف" اختصاص داده

تا براي خريد شرکت, از رقبا سبقت بگيره

پس اگه شرکت "لايو هِربالي" اين دادرسي رو ببازه

More Farsi Persian subtitles for Leverage

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left