لومړۍ 159 کرښې.
"شبح"
"آهسته برانید"
"آهنگ "آتش کجاست؟ "با اجرای "تیم فیهان
اون دیگه چیه؟
جورج، اون آدما کی هستن؟
چرا جلوم رو گرفتین؟ چی می خواهید؟
خوب، بذار ببینم عجب مالی همراهته.
اوه، خدا.
فراموشش کن، رفیق، به هیچ وجه.
من ممکنه فراموشش کنم من بچه خوبیم
اما اونها...
اونا فکر می کنن ماشینت
یه چیزی بیارزه
اخ!
من دارم اوج می گیرم، رفیق
آه! آه!
خیلی خب، رفیق. بگو این مسابقه رو باختی،
و تصمیم گرفتی ادامه بدی ...
بوس آه!
خب، وقتی کارمون با اون تموم شد،
فکر نکنم بخوایی دیگه برگرده
می دونی که چی میگم؟
مواظبش باشید، رفقا
آه!
باشه!
اولین کسی که از "آتش اژدها" عبور کرد برنده اس
مسابقه رو ببازی
ماشینت رو باختی!
آماده!
تنظیم!
برو!
"راز بازنده" "با اجرای "اوزی آزبورن
سلام، بچه ها، اون مال ماس... درست و قانونی
همه چی رو به راهه همه چی رو به راهه
حالت خوبه؟
خیلی خوب
من داشتم می بردم
تو با تقلب هلم دادی...
منو از جاده منحرف کردی
اون که مسابقه دادن نبود
تلاش برای کشتن یه نفر بود
تو باختی، رفیق چی می تونم بگم؟
حالا دختره رو ببر و قدم بزن
فکر کنم اینطوری امن تر باشه
شما هیچ چی نیستید جز یه مشت راهزن
تو با تقلب بردی
بیا بریم، جرج.
مواظب حرفات باش رفیق تا لبات رو از دست ندادی
آره، جورج. خداحافظ، جورج.
خداحافظ، جورج! خداحافظ، جورجی!
خیلی خب، بیایید تا دیتونا" یدکش کنیم"
و از این جهنم بریم
"دل در برابر عقل" "با اجرای "استن بوش
سلام، این راه به "سد کروافورد" می رسه؟
آره. این... یه مقدار باید بری
و بعدش می رسی به "رودخونه ی ویلو(بید)"
تشکر.
هی، صبر کن!
آه، تو این شهر تازه واردی؟
آره.
من، آه...
ام... هی، من راه رو نشونت می دم
بپر
خوب.
من جیک کیسی هستم.
من ها کری جانسون هستم.
اوه، عالی شد.
نمی تونم سوار بشم دوست پسرته؟
حرفشم نزن
کری
سوار شو
پسره کی بود؟
فقط داشتم بیرون خونه قدم می زدم
پیچید پشت سرم و در لحظه ی بعد
اینجا بود
تقریباً مثل جادو
واقعاً؟
آره، واقعاً.
واسم آشنا بود.
چی می خواست؟
هیچ چیز.
تازه وارده
می دونی ممکنه کشته بشی
با سوار شدن پشت موتور سیکلت ها، کری
ببخشید؟
تو مال منی
و من هر کاری لازم باشه می کنم
که هر جور شده نگه ت دارم
تو فکر می کنی صاحب منی...
که یه جورایی جزء امول خصوصیت هستم
تو هستی.هیچ کس به اندازه ای که من دوستت دارم دوستت نداره
این به این خاطره که همه ازت می ترسن
، اگر دوست دختر من نباشی
دوست دختر هیچ کس نمی شی
مینتی، ضد آفتاب رو بده.
بیا!
سلام، داداش.
پسر، امروز از اون روز های گرمه ها، نه؟
ببین، مشکلی نیست اگه حوله ام رو اینجا پهن کنم؟
اون ور ازم استقبال نمیشه
چرا که نه؟ - - چرا من اونور نمی رم؟ یا اینکه چرا اینجا پهن نمی کنم؟
میل خودته
هی، تو اینجا تازه واردی یا چی؟
اسمت چیه؟
جیک.
جیک، من بیلی هانکینزم .
من تو همبرگر فروشی بیگ کیز کار می کنم
گوش کن، هر وقت تو بروکس همبرگر خواستی
بهم زنگ می زنی، باشه؟
پسر، اون خیلی خوشگله، اینطور فکر نمی کنی؟
من و اون دوستای خیلی خوبی هستیم
خوب، در واقع اون...
با برادرم خیلی جور شده بود
اون به مشکلاتی بر خورد با اون دیوونه
هنوزم باهاشه
چه جور مشکلی؟
خب، پاکارد یه اشتباه خلقته...
ناگیری ژنتیکی داره.
اون چی داره؟
پاکارد جنون حسادت میگیره
حتی اگر کسی فقط به کری نگاه کنه
تو عینک تیره زدی
پس اون نمی تونه به این خاطر بهت گیر بده
اون برادرت هم به حساب میاد، درسته؟
برادرم جیمی؟
همون طرف که داری در موردش صحبت می کنی
اون مرده.
اون رو بالاتر از رودخونه به قتل رسوندن
اما هیچ کس نمی دونه کی اینکار رو کرده
متاسفم، مرد اطلاع نداشتم
اشکال نداره، داداش
اه!
آه!
اخ!
"سیگار کشیدن در اتاق پسران" با صدای "ماتلی کرو"
دخترا رو ببین
دور و بر صخره ها پخش شدن
به روز لباس تنشونه
خدا، پسر!
این گه چقدر تنده
چقدر اردک روغن مالی شده امروز اومده "دریاچه، نه، "پاک
!شهر هرزه ها، دارم میام
اون یارو رو می بینید که اونجاس؟
همون که با بیلی هانکینزه؟
چشه؟
به نظرم خنگ میاد
چقدر امروزا این خنگا زیاد شدن
همه... همه ی شهر پر شده از اینا
اونا از تو چوبا می خزن
خفه شو. باشه
اون موتور رو که اونجاست می رونی
، شما اون یا بیلی رو اطراف کلی میبینید
اه، گه، "پاک"، من ترجیح میدم ...رو ماشین کار کنم
"ما کارها رو به روش من انجام می دیم، "اسکانک
و این خیلی باحاله
می دونم که راحت فراموش می کنی که
با مغزت میشه "حریره ذرت" درست کرد
در واقع، عملکرد مغزم خوبه، رفیق
پس بیایید فقط کارا رو به روش من انجام بدیم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.