لومړۍ 200 کرښې.
1
لطفاً صاف بایستید
درها در حال بسته شدن اند
سلام - صبحتون بخیر -
لایلا هستم ، خوشبختم
خوشبختم
! خب ، چه هوای خوبیه بیرون
امیدوارم شگون خوبی داشته باشه
واسه پیدا کردن جا پارک که مشکلی نداشتی ؟
اُ ، نه اصلاً
این امکانات عالیَن
! نمیتونم صبر کنم که زودتر جاگیر شم
خب ما خیلی خوشحالیم که تو رو داریم
منظورم اینه که مدرسه ی قبلیت
با آبُ تاب درباره ی روشای تدریست حرف میزنن
بله
دلم براشون تنگ میشه ولی دیگه واقعاً وقت عوض کردنش بود
شانِن ، میخوام با خانوم کِندی آشنا بشی
ایشون جایگزین برای کلاسِ پالین میان
اگه چیزی نیاز داشتی خانوم جِیمز تو طول راهرو هستن
! عالیه
لایلا هستم ، خوشبختم
خب ، میبخشید منو
من یه جلسه اولیاء دارم که بهش برسم
! پس از اولین روزت لذت ببر
چشم ، ممنون خانوم مدیر گیبنی
! خب ، شما چه رفتار شیرینی دارین
اگه کارم داشتین
باشه
اگه میخوای تو اون مدرسه بمونی
باید نمراتتو بالا ببری
و باید تموم اون گوه کاریایی که
میخوای شروع کنی رو ول کنی
فکر کردی ما احمقیم ؟
میفهمیم
چی باعث شده فکر کنی میخوام تو اون مدرسه بمونم ؟
چرا ما باید پول خوب خرجت کنیم
اگه فقط میخوای بشاشی به شانست ؟
بعدشم ، ادای پول خرج کردنُ در نیارین
همهمون میدونیم کلیسا این کارُ میکنه
! هِی ، حرف دهنتو بفهم
چیه ، راست میگم دیگه
باشه ، خب این الان بدترش میکنه حتی
چون داری پولِ خدا رو دور میریزی ، جِیسن
! وای خدای من
دوست داری آخرش بشی مثه برادرت ؟
! من که مایکل نیستم
در واقع خودم اونجا کلی رفیق داشتم
یه جورایی اون مدرسه رو دوست داشتم
کوتاه بیا جِیسن ، نمیبینی اونا برات مناسب نیستن ؟
! باید ازشون فاصله بگیری
شما واقعاً هیچی نمیفهمین
! بسه
جِیسن ، ما فقط عاشقتیم
. و صلاح تو رو میخوایم
لطفاً ، فقط یکم تلاشتو تو مدرسه بیشتر کن
هِی
آره ، تو همیشه جاهاییو پیدا میکنی
که هیچ دوربین امنیتی ای نیست
نه ، میشه 50 تا
شوخیت گرفته ؟
! نرخ همینه
چی ؟
بابا یه جوری ادا نیا انگار پولشو نداری
میخوایش یا نه ؟
چرا قیمتو بردی بالا ؟
! تورم
! خوشحال شدم از معامله باهات
صبح همگی بخیر
اسم من خانوم کِندی هست
و معلم انگلیسی جدیدتون هستم
خیله خب ، آروم باشین
! بیاین شروع کنیم
! امیدوارم زیاد ننداخته باشنتون تو دردسر
شوخی میکنین ؟
نسبت به مدرسه قبلیم ، اونا یه رویا َن
اُ
آقای متیوس هستم
اَندرو صدام کن
لایلا
(: شمام میتونین منو خانوم کِندی صدا کنین
بله ، از ملاقات باهاتون مشعوف شدم
من خارج اینجا تمرین بسکتبال مربی گری میکنم
تو راهرو ها میبینمتون
حتماً
با این کیسه قهوه ایا
رو سرِ لعنتیش بذاریش
! جِیسن ، هوی ، زود باش دیگه
ساییدمت
! اَه ، لنتی
دارم سعی میکنم حال بدم بت پسر
! این چه کوفتیه
! فازت چیه بابا
ها ؟
هوی ، هوی ، هوی
این مدرسه جدیدش داره بزدلش میکنه آ
! برو بابا
! نه ، نه ، حاجی حاجی حاجی
باید این معلم جدیده که داریمُ ببینین
! لعنتی
نه ، داداش
انگار که کاملاً مناسبُ خجالتیُ ازین کوفتاس
! ولی اینا از همونان که یه چیز دیگهن پسر
ای سگ ، تو این چیزام میدونی
چیه ؟
من بیشتر از تو َم میدونم ، حمال
عمراً بابا - مثه سارا کدینکسکی ، نه ؟ -
همون هرزه ی لنتی
برو بابا
من هیچوقت ... - ! معلومه تو بودی
! تو بودی
آره بیشترش همین بچه هان که بنظر بچه های خوبیَن
همَم اینکه مدرسهم خوبه
قطعاً دلم برای برِی بروک تنگ نمیشه ، اینو مطمئنم
خب تو قبلاً درباره ی برِی بروک گله نکرده بودی
ببین ، میدونم میخوای یه شروع دوباره داشته باشی
ولی یادت نره از کجا اومدی
نه ، میدونم
و این برِی بروک نبود که نیاز داشتم دور شم ازش
بلکه پیشرفت قطعیِ وِست بری بود
میدونی ، کاش دِیل هم میتونست به یه همچین مدرسه ای بره
نگران داداشت نباش
میتونه از خودش مراقبت کنه
سلام آبجی
سلام برسون بهش
آخ دلم براتون تنگ شده
هیچی قرار نیست عوض شه
اگه میخوای دورُ بر همون آدما بپلکی
اونا دوستامن ، مامان
نمیشه تو مدرسه جدیدت دوست پیدا کنی ؟
میشه شما آروم باشی ؟
ببین ، حتی داشتم کار اشتباهی انجام نمیدادم
آروم باشم ؟
من قبلاً یه پسرمو از دست دادم
شما دوتا ایندفه دارین سرِ چی دادُ بیداد میکنین ؟
هیچی ، بابا
فقط برگرد بخواب
من مایکل نیستم
اینقد بهم تحمیلش نکنین
من هنوز اون یادداشتُ از اولیات میخوام
باشه
خب حالا که قبولش کردن
خیله خب ، ممنون بخاطرش ، کیندی
جِیسن ، چه کاری از دستم بر میاد ؟
فکر کنم من یکم برای تکلیف
انشای شخصیم به کمک نیاز دارم
باشه
خب ، تا الان یه موضوع انتخاب کردی ؟
خب ، یعنی ، این یه انشای شخصیه
پس مشخصه که باید درباره ی
خانوادم یا خودم نوشته بشه ، درسته ؟
درسته
آره ، این همون چیزیه که بیشتر آدما دربارهش مینویسن
. یا تجربه ای که قبلاً داشتن
بیشتر آدما ازش به عنوان یه تمرینی
برای نامه درخواست پذیرش دانشگاه ، استفاده میکنن
ببین ، هدف انشا نوشتن
تمرین برای نوشتن یه ساختارِ مرتبه
ولی خب هم کمکم میکنه درباره ی
هر کدومتون بیشتر بدونم
اگه نگرانی که کسی قراره ببینتش
. من ضمانت میکنم که فقط منم
خب ، درباره ی شما چطور ؟
منظورت چیه ؟ درباره ی من چی ؟
منظورم اینه که شما میخواین همه چیو درباره ی من بدونین
! من حتی نمیدونم شما کی هستین
ینی خب من درباره ی شما چی میدونم ؟
خب ، چی میخوای بدونی ؟
فراموشش کنین
! آرومتر
! بچه ی مزخرف
ببخشید بخاطرش
تقصیر تو نبود که
ولی منو ببین ، وقتتو برای این یکی هدر نده
دونه ی خوبی نیست
منظورت چیه ؟
ینی اون اصلاً براش مهم نیست
دیگه بیشتر از این نمیتونه نسبت به مدرسه بی تفاوت باشه
قبل از اینکه 20 سالش بشه ، مُرده
اُ فک نمیکنی این یکم زیاده رویه ؟
باور کن
بچه های مالبِرگ هیچوقت دووم نمیارن
تو خودشون ندارنش
اونا نمیخوان یاد بگیرن
نه ، اشتباه میکنی
اون همین الان اینجا بود که برای تکلیفش کمک بخواد
حتماً براش مهمه
باشه ، وقتتو تلف کن
من بهش به عنوان وقت تلف کردن فکر نمیکنم
من یه معلمم
بهش به عنوان انجام وظیفهم نگاه میکنم
موفق باشی با این فکر
باید این مسومیت را از میان ببرم
شعله ها درد را میان میبرند
صیانت از خود ، تدبیرِ من است
. و آزادی ام که آن را باز خواهم یافت
ممنون نینا
از تشبیه ادبیت لذت بردم
ممنونم
جِیسن
No comments yet. Be the first to leave one.