لومړۍ 86 کرښې.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
«فراتر از شکاف آکوئیلا»
ترجمه از رضا کارگران
این صفِ پرتاب داره میکُشتمون
آره، خب، این خماری هم داره منو میکُشه
دفعه بعد، باید صبر کنی و حرکتِ موفقمون رو بعد از اینکه رسیدیم خونه جشن بگیری
حالا، لطفاً بگو تقریباً آمادهایم
پَرههای جلویی یه نَمه ناهماهنگ هستن
،ممکنه گذرِ سختی باشه ولی آمادهایم
سوزی، مسیرمون رو داری؟ - ،مسیر طرحریزی -
حاضر و آمادهست - خیلی ممنون -
ممکنه یه میانبُر هم واسه دور زدنِ ناحیهی کم تراکم کهکشانی پیدا کرده باشم
اینو نگاه کن
خوشم اومد. شاید واسه این مأموریت یه پاداش هم به جیب بزنیم
،«بلو گوس» مرکز فرماندهی «آرکاِینجل» صحبت میکنه
مشکلی برای ورود به نقطهی پرتاب ندارین
.دریافت شد، مرکز الان دارم الگوی هماهنگی رو آپلود میکنم
واسه تقویت کنندهی از راه دور آمادهایم، رئیس
دریافت شد
مرکز «آرکاِینجل». «بلو گوس» هستم
فرمون دستِ شماست. باهامون ظریف برخورد کنید
میخوای یه لالایی برات بخونم، تام؟
اوه، میشه، مرکز؟ میدونی که چطوری دوست دارم
گرم و آهسته
«خطای سیستم»
تأسیسات تعمیری؟
!لعنت
زودباش، سوزی. ترتیب ری رو بده
لعنت بهم
حس میکنم یه عَن شُل شدهم
کدوم قبرستونی هستیم؟ - هنوز سعی میکنم بفهمم -
این مرکز رو نمیشناسم
تام؟
گرتا؟
تویی؟
صحیح و سالم
چه اتفاقی افتاد؟
سفینهمون صدمه دیده؟ ما...؟ - تو طرحِ مسیریابیتون خطایی رُخ داده -
یه اشتباه تو کارِ من؟ عمراً
فکر نمیکنم تقصیر تو بوده
به نظر مرکز آرکاِینجل یه اشکالِ موقتی تو اجرای الگوهای هماهنگسازیش داشته
!این چه مزخرفیـه
چقدر فاصله گرفتیم، گرتا؟
خب، متأسفانه، خیلی فاصله
،اینجا ایستگاهِ «سائُملاکی»ـه «در ناحیهی «شدار
!ناحیه شدار؟ - اون چند سال نوری با مسیر ما فاصله داره -
امکان نداره یه خطا تو مسیریابی اینقدر دور آورده باشتمون
...باید لگاریتمهای سفینه و دادهها رو ببینم
ناخوشیِ مخزن پرتاب
اولین باری نیست که میبینمش
بهترین کاری که میتونیم بکنیم اینه که برش گردونیم داخل مخزنش تا بفهمیم چی کار کنیم
دوستت بهتره خواب باشه
مرسی، گرتا
،این وضعیت افتضاحه ولی دیدنِ یه چهرهی دوستانه خوبه
حالش خوب میشه، تام
فقط یه مدت وقت بهش بده - حتماً -
حالا، بیا
،اجازه میدیم مهندسها سفینهت رو بررسی کنن
،و از اونجا که واسه چند هفته گیر من افتادی
باید راحت باشی و از ایستگاه لذت ببری
از منظرهش خوشت میاد؟
اونجا رو میبینی؟
اون رشتهی ناحیهی کم تراکم؟
شکافِ آکوئیلا درست پشتِ اونه
متأسفم
فقط سعی میکنم تمام اینا رو هضم کنم
دوباره پیدا کردن تو... این همه راهِ تو اینجا
شاید تقدیره، تام
تو ستارهها نوشته شده
میتونم یه رازی بهت بگم؟
،از وقتی توی «تالینین» همدیگه رو دیدیم امیدوار بودم دوباره ببینمت
چیه، منظورت وقتیِ که اون خوش گذرونیِ کوچولومون رو داشتیم؟
که نزدیک سه سال پیش بود؟ - !چهار -
و فقط یه خوش گذرونیِ کوتاه نبود
یادت میاد اون تخته رو توی هتل شکستیم؟
هیچوقت نمیدونستم یه نفر میتونه تو جاذبهی صفر اینقدر سنگین بُکنه
میدونی، بعضی وقتا میگم کاش میموندم
...سفینهم، میدونی - اشکالی نداره، تام -
الان اینجایی
همهش همین مهمه
همیشه به نظرم مردها وقتی سعی میکنن فکر کنن جذابترین میشن
...تام
من کاملاً باهات صادق نبودم
،خطای مسیریابی
بیشتر از اونی که بروز دادم آوردتت
تو ناحیهی شدار نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.