Ray Donovan

Ray Donovan

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

Ray Donovan S07E03 WEB h264-TBS
د لخوا تبصره highbury
█► Highbury| DayMovie.Org ◄◄

تګونه

web
په خپور شو: 2019-12-08
ډاونلوډونه: 25
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...آنچه گذشت

...دو

!سه

چه وضعشه؟

.خدایا

.جمعه‌های مرگبار

...میشه بهم بگی شب

هفتم نوامبر کجا بودی؟

.بابا میخواد بهش لطف کنی

.لعنتی

قهرمان در سرقت نافرجام

...لعنتی

.امیدوارم در آرامش ابدی باشه لعنتی

.به سلامتی

.ری، ری

:مترجم High bury

چرا من؟

چرا زنده موندم؟

.خیلی معرکه بود، ری

...دارم میگم

...دست خود خدا بود

.فکر کنم حتما خوشبخت شدم

نمیخوای بدونی چی شده؟

.نه

حتی کنجکاو هم نیستی؟

میدونی، بعد از ...همچین چیزی زنده بمونی و

به این فکر می‌افتی ...که واقعا چی اهمیت داره

.هدف زندگیمون چیه و از این مزخرفات

کجا میریم، ری؟

...پلیسایی که تیکه‌تیکه کردی

.سر یکی‌ـشون پیدا شده

.خدایا

میخوای چه کار کنی؟

براشون آسون میکنم .تا به تو ربطش بدن

.نمیخوام برگردم زندان

.نمیتونم برگردم، ری

.معلومه که نمیتونی

.مردی

.عجب گلدون قشنگی برام خریده بودی

در مورد اون شعله جاودان .چندان مطمئن نیستم

.نمیدونستم از اینا درست میکنن

...انتخاب عجیبی

برای آدمیه که تا .حد مرگ سوخته

...میتونی قبول کنی ناراحت بودی، ری

.وقتی شنیدی من مردم

.خیلی طبیعی ـه

چی؟ - .لازم نیست شرمنده باشی -

...هیچکس قضاوتت نمیکنه اگه

اگه برای پدرت .یکی دو قطره اشک بریزی

میخوام اونجا وایستی .و اثرانگشتت روی در باشه

.حتما، باشه

.همه جا میذارمش

.درست همینجا بود که بهش شلیک کردم

چی؟

پلیسی که بهش شلیک .کردم و جونتو نجات دادم، ریموند

.بیا

.بینی‌ـتو پاک کن

.حتما، خونمو میخوای

.اوووه، چقدر دی‌.ان.ای

.مهمونی بگیر

خب چرا دود نشدم برم هوا؟

.شبیه تایتانیک بود ...یادته در فیلم تایتانیک

...عقب قایق رفت رو هوا

و بقیه غرق میشدن؟

...همینطوری شد چون عقب اتوبوس

یه جورایی .بیشترین ضربه رو جذب میکنه

...پس در اتوبوس باز شد

.دریای سرخ فواره زد بیرون

.و من از در پرت شدم بیرون

...باید انفجار رو میدیدی، ری و

.شعله‌ها رو

...و من از پشت اتوبوس پرت شدم بیرون

.و انگار بال فرشته یا همچین چیزی داشتم

سوار کدوم قایق شدی؟

.یکی از قایقهای صید نهنگ

.طبیعی نبود، ری

یه چیز دیگه بود، میدونی؟

.اینجا رو امضا کن

.باشه

این چه کوفتیه؟

.با دستخط جور درمیاد

...کشتنن پلیس یه چیزه، ری

.اما اینکه من احمق جلوه ندی یه چیز دیگه

.آره

چند تا گلوله روی .یارویی که اونجا نشسته بود خالی کردی

.اثرانگشتت رو روی این بذار

نمیخواستی هیچ فرصتی بهش بدی، نه؟

.بریم - .یه دقیقه وایستا -

چی؟

...هرگز یه اسلحه رو نمیندازم

.مگر اینکه پاکش کنم

...اما

...به خاطر فشار زیاد قتل

...ممکنه تصادفی

یه اثرانگشت .گذاشته باشم که پاکش نکردم

.قابلی نداشت

.پناه بر عیسی مسیح

.روزنامه پست

!مامان - .عزیزم -

.سلام

.دلم برات تنگ شده بود - .عزیزم -

.بذار ببینمت

خیلی وقته گذشته، ها؟

.به خاطر میکی متاسفم

...در مورد

این چیه؟

.داستان تغییر کرده

...باشه

.پدرم همه رو کشته

.از دیدنت خوشحالم

.چشمای قشنگی داری

مک بهت گفته این یارو .رد، ال و بیانکی رو کشته

اون؟

راستش روزای خوبم رو .ندیدی، عزیزم

مک کجای این جریانه؟

.پلیس‌کش نیست

.چه لطفی کردی، ریموند

.یهودیها بهش میگن میتزواه

چی؟

.حواست به این بیوه هست

.منظورم از هدف زندگی همین بود دیگه

.سلام، ری

.تماس بگیر. تلفنها رو نابود کن

سندی ـه؟

.لازم نیست بهم بگی

.تازه‌کار که نیستم

.بذار باهاش حرف بزنم

.تو مردی. با کسی حرف نمیزنی

سلام، خط اطلاعاته؟

.بله - .خوبه -

گوش کن، امروز ...داشتم آشغالا رو جمع میکردم

...و تو کوچه‌ی پشتی بودم

.خیابون آلتونا، 272

...دوست دارم داوطلب بشم

.و محله رو قشنگ کنم

...و یه چیز خیلی عجیب پیدا کردم

.یه پیرهن خونی و یه اسلحه

،پیرهن خونی و اسلحه اسمتون چی بود؟

.نه، عزیزم، اسممو بهت نمیگم

...انجیل بهمون میگه

هیچوقت کار خوبتون ...رو به همه نگین

وگرنه هیچ پاداشی از .طرف پدر آسمونی بهمون نمیرسه

...خب نمیگم که بیخودم

.آهان

.داریل داناوان

آره، چی شده؟

.کارآگاه پری، پلیس نیویورک

...چند تا سوال

.در مورد شب هفتم نوامبر دارم

هفتم نوامبر؟

یعنی هفتم نوامبر سال پیش؟

یادته اون شب کجا بودی؟

.بله

...خوب یادمه، رفته بودم

برای اولین بار .میدون میدسون گاردن

.کنسرت جی.دابلیو.اچ

.کنسرت جی.دابلیو.اچ

.جاناتان واکر هنسون

.و بله، معرکه بود

حتما از این آمار .جدید خیلی هیجانزده میشه

چی؟

کسی میتونه تایید کنه اونجا بودی؟

...آره، با برادرم

.برادرزاده و شوهرش رفتیم

.خانواده‌ـت، معلومه - .آره -

...و میدونی رفتیم پشت‌صحنه

.و جاناتان واکر هنسون رو دیدیم

و با تهیه‌کننده‌تش .آدام رین هم حرف زدیم

...از اونا در مورد تو بپرسم

یادشون میاد؟ - ...نمیدونم -

.خب گپ خوبی زدیم

...در مورد میدونی بیسبال حرف زدیم

.مثل داجرز و یانکیز و این چیزا

.راستی از سگها هم خوشش میاد

کی؟ - .جاناتان واکر هنسون دیگه -

.گفتم که - ...رسید، و ته بلیط -

با چند سلفی از خودت .و سگها میخوام

وگرنه دفعه بعدی .باید بازداشتت کنم

.باشه

.روز خوش

باشه، این دیگه چی بود؟

.مامان نمیدونم

خب، به نظرم که .مزخرفات داناوان داری تحویلم میدی

مامان، اصلا نگران نباش، باشه؟

.مشکلی نداریم

...داریل

.آخرش سر از زندان درمیاری

.لعنتی

خط اطلاعاته؟ - .بله، خانم -

...خب گوش کن

اون روز داشتم ...با یکی از رفقام حرف میزدم

طرف یه فروشگاه لوازم قایق اجاره‌ای .اطراف لانگ‌آیلند داره

ساحل شمالی یا جنوبی؟

آره، درسته نزدیک .جایی که سرها پیدا شده

یعنی هانتینگتون؟

.آره، درسته

و کدوم فروشگاه کرایه‌ای بود؟

.آهان

...نه - .فهمیدی -

.تری

More Farsi Persian subtitles for Ray Donovan

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left