Citadel - First Season

Citadel - First Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Citadel S01E06 Secrets In Night Need Early Rains 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Citadel S01E06 Secrets In Night Need Early Rains 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Citadel S01E06 HDR 2160p WEB H265-CAKES
Citadel S01E06 WEBRip x264-ION10
Citadel S01E06 XviD-AFG
Citadel S01E06 WEBRip XviD-RMX
Citadel S01E06 WEBRip x264-XEN0N
Citadel S01E06 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
Citadel S01E06 Secrets In Night Need Early Rains 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Citadel S01E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Ali99
🔲⫸ Cardinal پـایـان فـصـل اول ⸾ علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

تګونه

other
په خپور شو: 2023-05-26
ډاونلوډونه: 68
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫نباید بهش اعتماد کنی

‫چرا؟

‫تو چند روز قبل از نابودی سیتادل ‫با منتیکور همکاری می‌کردی

‫پیش تو، من خودمم؛ ‫فقط هم جلوی تو این‌طورم

‫باهام ازدواج کن

‫جواب سؤالم رو میدی

‫میسون خبر داشت؟

‫به‌خاطر تو این کارو کردم؛

‫می‌خواستم ازت محافظت کنم

‫خداحافظ، میسون

‫یه اتفاقی افتاده

‫باید بزنم بیرون

‫وقتی به سیتادل پشت کنی،

‫با کین می‌خوای چیکار کنی؟

‫میسون هیچ‌وقت نباید بفهمه

‫تو تمام اون مأمورها رو کُشتی

‫همه‌شون قاتل و جنایتکار جنگی و جاسوس بودن

‫البته نمی‌تونم همش رو به اسم خودم بزنم

‫یکی از مأمورهای خودتون اومد سراغم

‫یه جاسوس سیتادل ‫که به ذات سازمان‌تون پِی برده بود…

‫و به همه‌تون خیانت کرد

‫والنسیا چه خبره؟

‫من یه دختر دارم

‫باید مخفی نگهش می‌داشتم

‫چون فقط این‌طوری در امان می‌موند

‫- اون…؟ ‫- آره

‫کایل کانروی

‫خیلی وقتـه که ‫مشتاق بودم باهات حرف بزنم

‫یه جایی توی اقیانوس آرام یه زیردریایی هست

‫یه چیزی داخلشـه که دنبالشم

‫تو هم قراره کمکم کنی گیرشون بیارم

‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

‫چون دخترت دست منـه

‫« صربستان‌، ۳۰ سال قبل »

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫« اورگن، ۶ ماه بعد »

‫خب، یالا

‫پاشو دیگه

‫اگه قراره تو خونه‌ی مامان‌بزرگت باشی،

‫نباید تا لنگ ظهر بخوابی

‫بابات ساعت ۲ ظهر تازه بیدار می‌شد

جغدی بود برای خودش

‫دلم براش تنگ شده

‫من هم همین‌طور

‫هر روز، دل‌تنگش میشم

‫مامانم به این زودی‌ها برنمی‌گرده؟

‫اون…

‫طبق آخرین خبری که ازش دارم، توی سفره

‫تمرکزتو نذار روی چیزهایی که ‫نمی‌تونی عوضشون کنی

‫روی چیزهایی بذار که می‌تونی

‫تولد دوباره دردناکـه

‫وقتی پُلی پشت سرت نمونده

‫بهتر نیست به جلو بری؟

‫زندگیِ دوباره

‫اینکه از صفر ‫زندگی جدیدی رو شروع کنی

‫جوری که همیشه می‌خواستی

‫یه فرصت دوباره نصیبت میشه

‫اصلاً دل کسی برات تنگ نمیشه، بد میگم؟

جل‌الخالق

‫پشمام، واقعاً چطور ‫این کارو می‌کنید؟

‫دکتر، شاهکار کردی

‫دست مریزاد

‫آهسته و آروم

‫می‌دونی من واسه چی جاسوس شدم؟

‫۵ سالم بود که

‫بابام مُرد؛ ‫مامانم هم گذاشت رفت،

‫انگار نه انگار که میسونی وجود داره

‫سیتادل بهم یه هویت داد

‫برگ برنده‌ی من این بود که ‫وجود خارجی نداشتم

‫اونها منو دیدن

‫بعد با تو آشنا شدم… ‫و خودم رو شناختم

‫یالا، پسر، بریز بیرون

‫دلیلی نداره خجالت بکِشی

‫« مراکش، هم‌اکنون »

‫می‌برنتون توی یکی از آشیانه‌های ‫اطراف شهر فاس

‫اونجا تحت نظارت ما ‫در جریان مأموریت‌تون قرار می‌گیرید

‫اگه زرنگ‌بازی دربیارید،

‫مجبور میشیم دختره رو بکُشیم

‫باید دختره رو ببینیم

‫شما در جایگاهی نیستید ‫که مذاکره کنید

‫اگه می‌خوای به درخواستت فکر کنیم

‫نشون‌مون بده که دختره صحیح و سالمـه

‫خیالتون جمع که هست

‫داره دیر میشه، ‫برای همین خلاصه میگم

‫تا یک ساعت آینده، جت مخفی‌مون ‫شما رو می‌بره بالای اقیانوس آرام

‫مأمور من، داویک، همراهتون میاد

‫شما زیردریایی رو هک می‌کنید ‫تا روی سطح آب قرار بگیره

‫کایل و داویک از جت می‌پرن پایین

‫و بعد از ورود به زیردریایی ‫و استخراج ۵ تا هسته‌ی اتمیِ

‫موشک‌های دست مُرده، ‫اونها رو برای معاوضه با بچه

‫می‌برن والنسیا پیش کریستوف

‫اون دختر خودمـه. خودم عملیات رو ‫دست می‌گیرم و از جت می‌پرم پایین

‫نمیشه

‫کایل آمادگیش رو نداره

‫مأمور اسپنس، میشه واقعیت ماجرا رو

‫به همکارت بگی؟

‫میسون باید بره

‫مأموریت سلول سرخ خودش بود

‫کِی مأموریت سلول سرخش رو انجام داد، کارتر؟

‫وقتی تو رفته بودی

‫ببین، اطلاعات میسون ثبت شده؛ ‫خودش پرید روی زیردریایی،

‫قفل بیولوژیکیش رو برخلاف دستورات…

‫نصب کرد

‫جز اون کسی به زیردریایی دسترسی نداره

‫می‌خوای بهم بگی ‫مأموریت سلول سرخ چیه؟

‫گوه توش

‫عمراً از پسش بربیاد

‫عملیات دیوار درخشان ‫به‌عنوان مأموریت سلول سرخ تأیید شده

‫« مأموریت سلول سرخ، ۸ سال پیش » ‫هدف زیردریایی دست مُرده‌ی روسیه‌ست

‫قراره یه زیردریایی هسته‌ای خودکارو هک کنیم

‫می‌خوایم یه قفل امنیتی هوشمند ‫روی زیردریایی نصب کنیم

‫تا اگه یه روز روس‌ها به سمت هدف مستقلی

‫موشک هسته‌ای شلیک کردن، مأمورهای سیتادل

‫به سامانه‌ی زیردریایی دسترسی داشته باشن

‫نیروی نظامی روسیه تنها درصورتی متوجه

‫این عملیات نمیشه که ‫توی بازه‌ی زمانی کوتاهی انجامش بدیم

‫میسون، گوشِت با منه؟

‫- آره ‫- پس حواستو جمع کن

‫اگه گزینه‌ی بهتری سراغ داری،

‫با کمال میل مأموریت رو به اون می‌سپارم

‫شاید بهتر باشه به نادیا زنگ بزنی ‫و برش گردونی

‫جدی میگم. باید خبرش کنی

‫من همچین اختیاری ندارم، ‫ولی گمونم تو داری

‫جِت دوک برای گریز از رادار ‫توی ارتفاع ۱.۵ کیلومتری می‌مونه

‫فقط چند صدم ثانیه

‫برای پرش فرصت داری

‫روی زیردریایی که فرود اومدی،

‫باید دنبال ماژول کنترل بگردی

‫روی بادبان کنار آنتن‌هاست

‫اینو باید بذاری بین رله‌های اصلی و پشتیبان

‫از قبل با دستگاه درون‌ریزت تنظیم شده

‫پس اگه لازم شد ‫دوباره سراغ زیردریایی بری

‫می‌تونی سامانه‌ی امنیتیش رو دور بزنی

‫در ازای این مأموریت یه چیزی می‌خوام

‫ببخشید؟

‫برخلاف تصورت،

‫ما اینجا در حال مذاکره نیستم

‫- این عملیات بدون من شدنی نیست ‫- نادیا دیگه رفته

‫- با این قضیه کنار بیا ‫- تو می‌دونی رفته کجا

‫- رفته برلین ‫- اونجا نیست

‫- نادیا برلینـه ‫- اون کجاست، گریس؟!

‫« مراکش، هم‌اکنون » ‫بعد از دسترسی به زیردریایی باید چیکار کنم؟

‫باید به‌صورت دستی ‫کنترل هسته‌های اتمی رو به‌دست بگیری

‫به‌صورت دستی کنترل ‫یه سلاح هسته‌ای رو به‌دست بگیرم؟

‫مثل چرنوبیل؟ ‫چرنوبیل رو دیدید؟

‫دمای محفظه‌ی بمب‌های هسته‌ای ‫روی ۴۱ درجه ثابت نگه داشته شده

‫اگه دمای پایین‌تری رو توی اتاقک تشخیص بده

‫درها رو برای همیشه روت می‌بنده

‫امیدوارم آماده باشی

‫خودم هم همین‌طور

‫« مأموریت سلول سرخ » ‫« ۸ سال قبل »

‫جِت به ارتفاع بهینه رسیده

‫- آماده‌ای، میسون؟ ‫- آماده‌ام

‫دارم فایروالِ دست مُرده رو هک می‌کنم

‫برای انجام مأموریت سلول سرخ ‫توی موقعیتم

‫سرعت باد روی سطح دریا ‫۹۲ کیلومتر بر ساعتـه

‫بریم تو کارش

‫پرش تا پنج،

‫چهار، سه،

‫دو، یک ثانیه

‫الان باید دست مُرده رو ‫روی سطح آب ببینی

‫زیردریایی رو می‌بینم. ‫چترنجات رو باز می‌کنم.

‫چترنجات میسون باز شد

‫مشخصه‌های بیولوژیکیت ثبت شد

‫مأموریت انجام شد

‫وقت برگشتنـه

‫میسون، قطع شدی

‫میسون؟

‫« آغاز دورزدن سامانه »

‫وقفه‌ی پروتکل ثانویه. فعال شد

‫کیلو، لیما، براوو، ژولیت، ۱۲۵

‫فرکانس مشکل پیدا کرده بود. ‫صدام رو دارید؟

‫آره، الان صدات رو داریم

‫بیاید دنبالم

‫خیلی‌خب، برت می‌گردونیم

‫« اقیانوس آرام شمالی » ‫« هم‌اکنون »

‫زیردریایی دست مُرده رو پیدا کردم

‫الان فایروالش رو هک می‌کنم

‫لباست رو درست می‌کنم

‫چرا حقم بود از آشا بی‌خبر بمونم؟

‫الان وقتش نیست، کایل

‫- چرا؟ ‫- چون باید روی پرش تمرکز کنی

‫راست میگه

‫به‌نفعتـه آماده باشی

‫خیلی‌خب، الان به ارتفاع بهینه رسیدیم

‫کایل، آماده‌ای؟

‫آماده‌ام

‫وارد محدوده‌ی پرش میشیم

‫شمارش معکوس رو شروع کن

‫پرش تا پنج، چهار،

‫سه، دو و یک ثانیه

‫توی همین موقعیت بمون. ‫داری به ارتفاع بیشینه می‌رسی.

‫زیردریایی درست همون‌جا ‫میاد روی سطح آب

‫خیلی‌خب، موقعیتت رو حفظ کن

‫بگید شما یه چیزی می‌بینید، ‫چون من فقط آب می‌بینم

‫دارم روش کار می‌کنم

‫زیردریایی کجاست؟ ‫« تغییر مسیر زیردریایی »

‫باید بیاریش رو سطح آب

‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left