لومړۍ 200 کرښې.
نباید بهش اعتماد کنی
چرا؟
تو چند روز قبل از نابودی سیتادل با منتیکور همکاری میکردی
پیش تو، من خودمم؛ فقط هم جلوی تو اینطورم
باهام ازدواج کن
جواب سؤالم رو میدی
میسون خبر داشت؟
بهخاطر تو این کارو کردم؛
میخواستم ازت محافظت کنم
خداحافظ، میسون
یه اتفاقی افتاده
باید بزنم بیرون
وقتی به سیتادل پشت کنی،
با کین میخوای چیکار کنی؟
میسون هیچوقت نباید بفهمه
تو تمام اون مأمورها رو کُشتی
همهشون قاتل و جنایتکار جنگی و جاسوس بودن
البته نمیتونم همش رو به اسم خودم بزنم
یکی از مأمورهای خودتون اومد سراغم
یه جاسوس سیتادل که به ذات سازمانتون پِی برده بود…
و به همهتون خیانت کرد
والنسیا چه خبره؟
من یه دختر دارم
باید مخفی نگهش میداشتم
چون فقط اینطوری در امان میموند
- اون…؟ - آره
کایل کانروی
خیلی وقتـه که مشتاق بودم باهات حرف بزنم
یه جایی توی اقیانوس آرام یه زیردریایی هست
یه چیزی داخلشـه که دنبالشم
تو هم قراره کمکم کنی گیرشون بیارم
چرا باید همچین کاری بکنم؟
چون دخترت دست منـه
« صربستان، ۳۰ سال قبل »
:دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:
« اورگن، ۶ ماه بعد »
خب، یالا
پاشو دیگه
اگه قراره تو خونهی مامانبزرگت باشی،
نباید تا لنگ ظهر بخوابی
بابات ساعت ۲ ظهر تازه بیدار میشد
جغدی بود برای خودش
دلم براش تنگ شده
من هم همینطور
هر روز، دلتنگش میشم
مامانم به این زودیها برنمیگرده؟
اون…
طبق آخرین خبری که ازش دارم، توی سفره
تمرکزتو نذار روی چیزهایی که نمیتونی عوضشون کنی
روی چیزهایی بذار که میتونی
تولد دوباره دردناکـه
وقتی پُلی پشت سرت نمونده
بهتر نیست به جلو بری؟
زندگیِ دوباره
اینکه از صفر زندگی جدیدی رو شروع کنی
جوری که همیشه میخواستی
یه فرصت دوباره نصیبت میشه
اصلاً دل کسی برات تنگ نمیشه، بد میگم؟
جلالخالق
پشمام، واقعاً چطور این کارو میکنید؟
دکتر، شاهکار کردی
دست مریزاد
آهسته و آروم
میدونی من واسه چی جاسوس شدم؟
۵ سالم بود که
بابام مُرد؛ مامانم هم گذاشت رفت،
انگار نه انگار که میسونی وجود داره
سیتادل بهم یه هویت داد
برگ برندهی من این بود که وجود خارجی نداشتم
اونها منو دیدن
بعد با تو آشنا شدم… و خودم رو شناختم
یالا، پسر، بریز بیرون
دلیلی نداره خجالت بکِشی
« مراکش، هماکنون »
میبرنتون توی یکی از آشیانههای اطراف شهر فاس
اونجا تحت نظارت ما در جریان مأموریتتون قرار میگیرید
اگه زرنگبازی دربیارید،
مجبور میشیم دختره رو بکُشیم
باید دختره رو ببینیم
شما در جایگاهی نیستید که مذاکره کنید
اگه میخوای به درخواستت فکر کنیم
نشونمون بده که دختره صحیح و سالمـه
خیالتون جمع که هست
داره دیر میشه، برای همین خلاصه میگم
تا یک ساعت آینده، جت مخفیمون شما رو میبره بالای اقیانوس آرام
مأمور من، داویک، همراهتون میاد
شما زیردریایی رو هک میکنید تا روی سطح آب قرار بگیره
کایل و داویک از جت میپرن پایین
و بعد از ورود به زیردریایی و استخراج ۵ تا هستهی اتمیِ
موشکهای دست مُرده، اونها رو برای معاوضه با بچه
میبرن والنسیا پیش کریستوف
اون دختر خودمـه. خودم عملیات رو دست میگیرم و از جت میپرم پایین
نمیشه
کایل آمادگیش رو نداره
مأمور اسپنس، میشه واقعیت ماجرا رو
به همکارت بگی؟
میسون باید بره
مأموریت سلول سرخ خودش بود
کِی مأموریت سلول سرخش رو انجام داد، کارتر؟
وقتی تو رفته بودی
ببین، اطلاعات میسون ثبت شده؛ خودش پرید روی زیردریایی،
قفل بیولوژیکیش رو برخلاف دستورات…
نصب کرد
جز اون کسی به زیردریایی دسترسی نداره
میخوای بهم بگی مأموریت سلول سرخ چیه؟
گوه توش
عمراً از پسش بربیاد
عملیات دیوار درخشان بهعنوان مأموریت سلول سرخ تأیید شده
« مأموریت سلول سرخ، ۸ سال پیش » هدف زیردریایی دست مُردهی روسیهست
قراره یه زیردریایی هستهای خودکارو هک کنیم
میخوایم یه قفل امنیتی هوشمند روی زیردریایی نصب کنیم
تا اگه یه روز روسها به سمت هدف مستقلی
موشک هستهای شلیک کردن، مأمورهای سیتادل
به سامانهی زیردریایی دسترسی داشته باشن
نیروی نظامی روسیه تنها درصورتی متوجه
این عملیات نمیشه که توی بازهی زمانی کوتاهی انجامش بدیم
میسون، گوشِت با منه؟
- آره - پس حواستو جمع کن
اگه گزینهی بهتری سراغ داری،
با کمال میل مأموریت رو به اون میسپارم
شاید بهتر باشه به نادیا زنگ بزنی و برش گردونی
جدی میگم. باید خبرش کنی
من همچین اختیاری ندارم، ولی گمونم تو داری
جِت دوک برای گریز از رادار توی ارتفاع ۱.۵ کیلومتری میمونه
فقط چند صدم ثانیه
برای پرش فرصت داری
روی زیردریایی که فرود اومدی،
باید دنبال ماژول کنترل بگردی
روی بادبان کنار آنتنهاست
اینو باید بذاری بین رلههای اصلی و پشتیبان
از قبل با دستگاه درونریزت تنظیم شده
پس اگه لازم شد دوباره سراغ زیردریایی بری
میتونی سامانهی امنیتیش رو دور بزنی
در ازای این مأموریت یه چیزی میخوام
ببخشید؟
برخلاف تصورت،
ما اینجا در حال مذاکره نیستم
- این عملیات بدون من شدنی نیست - نادیا دیگه رفته
- با این قضیه کنار بیا - تو میدونی رفته کجا
- رفته برلین - اونجا نیست
- نادیا برلینـه - اون کجاست، گریس؟!
« مراکش، هماکنون » بعد از دسترسی به زیردریایی باید چیکار کنم؟
باید بهصورت دستی کنترل هستههای اتمی رو بهدست بگیری
بهصورت دستی کنترل یه سلاح هستهای رو بهدست بگیرم؟
مثل چرنوبیل؟ چرنوبیل رو دیدید؟
دمای محفظهی بمبهای هستهای روی ۴۱ درجه ثابت نگه داشته شده
اگه دمای پایینتری رو توی اتاقک تشخیص بده
درها رو برای همیشه روت میبنده
امیدوارم آماده باشی
خودم هم همینطور
« مأموریت سلول سرخ » « ۸ سال قبل »
جِت به ارتفاع بهینه رسیده
- آمادهای، میسون؟ - آمادهام
دارم فایروالِ دست مُرده رو هک میکنم
برای انجام مأموریت سلول سرخ توی موقعیتم
سرعت باد روی سطح دریا ۹۲ کیلومتر بر ساعتـه
بریم تو کارش
پرش تا پنج،
چهار، سه،
دو، یک ثانیه
الان باید دست مُرده رو روی سطح آب ببینی
زیردریایی رو میبینم. چترنجات رو باز میکنم.
چترنجات میسون باز شد
مشخصههای بیولوژیکیت ثبت شد
مأموریت انجام شد
وقت برگشتنـه
میسون، قطع شدی
میسون؟
« آغاز دورزدن سامانه »
وقفهی پروتکل ثانویه. فعال شد
کیلو، لیما، براوو، ژولیت، ۱۲۵
فرکانس مشکل پیدا کرده بود. صدام رو دارید؟
آره، الان صدات رو داریم
بیاید دنبالم
خیلیخب، برت میگردونیم
« اقیانوس آرام شمالی » « هماکنون »
زیردریایی دست مُرده رو پیدا کردم
الان فایروالش رو هک میکنم
لباست رو درست میکنم
چرا حقم بود از آشا بیخبر بمونم؟
الان وقتش نیست، کایل
- چرا؟ - چون باید روی پرش تمرکز کنی
راست میگه
بهنفعتـه آماده باشی
خیلیخب، الان به ارتفاع بهینه رسیدیم
کایل، آمادهای؟
آمادهام
وارد محدودهی پرش میشیم
شمارش معکوس رو شروع کن
پرش تا پنج، چهار،
سه، دو و یک ثانیه
توی همین موقعیت بمون. داری به ارتفاع بیشینه میرسی.
زیردریایی درست همونجا میاد روی سطح آب
خیلیخب، موقعیتت رو حفظ کن
بگید شما یه چیزی میبینید، چون من فقط آب میبینم
دارم روش کار میکنم
زیردریایی کجاست؟ « تغییر مسیر زیردریایی »
باید بیاریش رو سطح آب
دارم تمام تلاشم رو میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.