The Lovers of Montparnasse

The Lovers of Montparnasse (Les amants de Montparnasse)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Les amants de Montparnasse (Montparnasse 19) AKA Modigliani of Montparnasse 1958 BluRay
د لخوا تبصره 9B0DY
BluRay

تګونه

BluRay
TS
په خپور شو: 2022-11-21
ډاونلوډونه: 135
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫عاشقان مون‌پارناس

‫ نویسندگان این فیلم

‫ با اینکه از وقایع واقعی الهام گرفته‌اند

‫ ولی ادعا نمی‌کنند که فیلمی ‫تاریخی ساخته‌اند

‫ امروزه هر،

‫ موزه و کلکسیونری از سرتاسر جهان،

‫ بر سر به دست آوردن آثار مودیلیانی ‫جنگ دارند

‫ هر یک از نقاشی‌های او میلیون‌ها ارزش دارند.

‫ در سال 1919 ، هنگامی که او هنوز زنده بود، ‫هیچ کس نقاشی‌های او را نمی‌خواست.

‫ ناامید و مضطرب، "مودی" به نبوغ خود شک کرده بود....

‫چرا خشکت زده! ‫بابا یکم تکون بخور و طبیعی جلوه کن.

‫تو موافق نیستی؟ - ‫کارم تموم شد. -

‫براش امضاش کن.

‫ممنون، ولی باشه برا خودت.

‫چقدر بهت بدهکارم؟

‫تو هیچی بهم بدهکار نیستی. - ‫گفتم، حساب می‌کنم. -

‫به کی باید پول بدم؟

‫به گارسون. قبول کردی که ‫برای هنرمند،

‫و دوستاش، نوشیدنی میخری.

‫گارسون! - ‫اومدم قربان. -

‫چقدر بدم؟

‫هیچی، قربان.

‫میتونی بری.

‫بزار اون پول بده، آه در بساط نداریم.

‫فردا حساب میکنم.

‫این فردا کِی میاد، قربان؟. - ‫گفتم من حساب می‌کنم، چقدر شد؟ -

‫بزارید از خودتون شروع کنیم،

‫دو تا آبجو داشتید، درسته؟ ‫میشه 40 سنت.

‫خانم‌ها و آقایون چی داشتن؟

‫یه ساندویچ و دو تا قهوه.

‫یه ساندویچ و یه استکان مشروب.

‫مودی!

‫عصر بخیر. - ‫عصر بخیر. -

‫داری بدون من میری؟ - ‫آره، دارم میرم. -

‫کجا داری میری؟ - ‫نمی‌دونم. -

‫میتونم تنهات بزارم.

‫دوست داری برم؟

‫هر جور میلته. - ‫عالیه. -

‫پس، بیا بریم خونه من.

‫همه چی رو ول کن،

‫بیا بیرون... از اول شروع کن.

‫آفرین!

‫عشق چه قدر خوش سر و زبونت میکنه!

‫سخنانت منو تشنه میکنه.

‫خب...

‫دیگه شعار گفتنت تموم شده؟

‫نابغه تقلبی؟

‫اینو بگیر.

‫اگه فکر کردی با این، ‫میتونی نگهم داری،

‫در اشتباهی!

‫می‌نوشم تا بدون تو تنها زندگی کنم.

‫البته بدون من هم میمیری.

‫و یه جوری هم میمیری که ‫انگار اصلا هیچ وقت نبودی.

‫هیچ کی به غیر از متصدیان بار تو رو به یاد نمیارن.

‫البته اونم به خاطر اون همه، ‫پول نوشیدنی هستش که بهشون بدهکاری!

‫نمیخوای بهم چَک بزنی؟

‫بازم!

‫سلام آقای مودی. - ‫سلام ، کاترین. -

‫به به.

‫بالاخره رُخ نشون دادن.

‫حالت الان بهتره؟

‫اصلا بهمون توجه نکنید، روال کاریمون اینجوریه.

‫کجا بودی؟ ‫با بئاتریس میپلکیدی؟

‫من و بئاتریس دیگه به ته خط رسیدیم.

‫چرا؟ تریاکش ته کشید؟

‫آخه منم وقتی دیگه بهت نوشیدنی ندادم، ‫پرت کردی رفت.

‫برای خوابیدن با من، ‫باید مست باشی!

‫مزخرف حرف نزن روزالی.

‫یدونه از اون قرمزها رو بده - ‫اِه. -

‫هیچ مسئولیتی قبول نمی‌کنم.

‫باید یه چیزی بخوری.

‫پنیر میخوای؟

‫نه، گشنم نیست.

‫جایه تأسف داره!

‫حیف این مرد باهوش نیست! - ‫روزالی! -

‫اومدم!

‫هنوز سوپ دارید؟ - ‫میرم ببینم. -

‫بگیر بشین.

‫نه.

‫شراب محصول نجیبیه.

‫باید با احترام و ایستاده ‫نوشیدش.

‫اوه، یکی از دکمه‌هات افتاده.

‫خب، آره.

‫چه خوبی!

‫بیا کمک کن، کاترین.

‫صبح بخیر استاد. - ‫سلام پروفسور. -

‫بیدار شدی؟

‫عاشق صبح‌های پاریسم.

‫قشنگه.

‫مخصوصا با یه لیوان مشروب.

‫چرا بیشتر وقت‌ها، ‫نمیای آموزشگاه؟

‫جایه خوبیه برای کار کردن و ‫گرم هم هست.

‫دیوانه‌ای؟ - ‫کار جنابعالی سِرو کردن نوشیدنیه. -

‫و مال منم خوردنشه، ‫بیشتر میخوام.

‫نه، دیگه بسه، برو بیرون.

‫برو مودیلیانی بازی‌هاتو، ‫یه جایه دیگه کن. برو!

‫اون بطری رو بده بهم.

‫مست و پاتیل!

‫آقایان، حرفاشو باور نکنید.

‫سه تا لیوان هیچ وقت منو حالی به هولی نکرده،

‫و شک نکنید، من هر موقع خودم بخوام مست میشم.

‫آقای مودی!

‫آقای مودی!

‫لعنت، مجبورم برم طبقه بالا.

‫چه خبر شده؟

‫میبینی که، کلیدمو گم کردم.

‫پاشو، کف زمین چیکار میکنی؟

‫افتادم.

‫هیچی نشده، مستی؟

‫مودی، واقعا نگرانتم.

‫مودی اوضاع چطوره؟ - ‫سلام، میاوچا. -

‫همه چی توپه، عزیزم، توپه.

‫بعدا میبینمت!

‫به جای شکوندن در،

‫چرا از دربون نخواستی با کلیدش، ‫بزاره بیای تو؟

‫چون، اجارمو ندادم.

‫فهمیدم. - ‫منم. -

‫سلام، خانم سولومون. ‫نباید میومدید بالا، براتون بده.

‫صندلی بدم؟ - ‫نه، ممنون. -

‫یه هفته پیدات نبود، ‫حداقل میتونستی بهم سر بزنی.

‫شرمندم.

‫اینم لباست. ‫شسته و خشک شده.

‫خانم سولومون، واقعا فرشته‌اید. - ‫والا خودم که شک دارم. -

‫برای دربان بودن تو چنین مکانی باید شیطان باشی.

‫بیا اینم رسید اجارت.

‫ای بابا، من که یه قرونی هم ندارم.

‫نگفتم پول بده، ‫این آقای محترم، بدهیتو داده.

‫حالا دیگه لازم نیست، ‫مخفی کاری از کنار آلونک من رد بشی.

‫ممنون. نمی‌دونستم پولداری.

‫پوکر بازی کردم.

‫با 12 فرانک شروع کردم، ‫و آخر سر 350 تا گیرم اومد.

‫باز با بئاتریس به هم زدی؟

‫آره.

‫این دفعه، دیگه تمومه.

‫مودی!

‫بیا اینجا!

‫اینم از لیوانت.

‫یه ساعته منتظرتم.

‫صبحی، یه دفعه غیبت زد.

‫یه آقا بدون خداحافظی ‫زن نیمه مرده رو رها نمی‌کنه.

‫فکر کردم عصبی بودی.

‫ناهار خوردی؟

‫نه.

‫لطفا یه تمبر دو سانتی بدید.

‫بئاتریس؟ - ‫جیه؟ -

‫دیشب... - ‫چی؟ -

‫راستشو بهم بگو.

‫واقعا زدمت؟

‫نه، فقط یکم با اون سیلی که بهم زدی، ‫نزدیک بود بکشیم!

‫ولی عشق بازی کردیم؟ - ‫آره، اون وسط مسطا! -

‫آها، خوبه.

‫آخه، ترسیدم واقعا ‫بهت صدمه زده باشم.

‫البته رفتارتم مثل یه آقای واقعی بود.

‫میری آموزشگاه؟

‫موندم چجوری میتونی با اون همه آدم دور و برت، ‫کار کنی؟

‫کار دنیا همینه دیگه.

‫اینجوری کار کردن رو دوست دارم.

‫اونجا، حداقل احساس تنهایی دارم!

‫چه نظریه جالبی!

‫عاشق این حرفای پارادوکس دارتم. ‫ولی اغلب تصورم اینه،

‫با این حرفات، ‫سوژه خنده ملت میشی.

‫مثلا کیا؟ - ‫مثلا خودم. -

‫همیشه گول حرفاتو نمیخورم.

‫باور کن، اگه یه کم آرامش میخوای، ‫بیا بریم مکان تو،

‫یا من.

‫میشم مدل نقاشیت.

‫میخوای ازم نقاشی کنی؟ - ‫نه. -

‫با احترامی فراوان.

‫زیاد مشروب نخوری! ‫حداقل میخوری هم، به فکرم باش!

‫هیچی نشده، خسته شدی؟

‫سلام، استاد!

‫برو اونجا بشین، همه چی حله!

‫مصطفی رحمانی رو دوست داری، مگه نه؟ - ‫آره، چرا؟ -

‫نه، مشکلی نداره.

‫میدونستی، میتونی برا مدل نقاشی ‫استفاده بشی؟

‫دختر اون وری...

‫به به!

‫طرف کیه؟ ‫مثل یه باکره کلیسایی به نظر میاد.

‫دختر خوبیه. ‫با باباش اومدن پاریس.

‫نقاشه؟ - ‫نه. - -

‫کارمنده یا رئیس بخش.

‫جدی، سخت گیر، فردی شایسته. ‫لژیون افتخار و خونه خوب داره.

‫برای دخترش، ‫هنری زیبا میخواد.

‫کلا برا تو نیست. ‫لقمه گنده‌تر از دهنته.

‫از جایی که من میام، ‫لقمه‌هایی میزارن دهنت که نگو.

‫حواستو جمع کن، ‫رسیدیم محلم.

‫حواسمو به چی جمع کنم؟ - ‫مردم، همسایه‌ها. -

‫چرا؟ من خجالت زدت میکنم؟ - ‫منو ببخش. -

‫معمولا اهل این کارا نیستم.

‫اگه ازت پرسیدن داری با کی ‫حرف میزنی،

‫میتونی بگی، با مودیلیانی، ‫یه نقاش،

‫و یه مست. - ‫حتی کُت هم تنت نیست، بیا اینو بگیر. -

‫الان شدم یه آخوند که عمامش از سرش افتاده!

‫داره بارون میاد.

‫عاشق بارونم.

‫اونجا زندگی میکنم، ‫طبقه سوم.

‫چه جای ترسناکی!

‫طرفدار چترها نیستم.

‫آسمون رو پنهون میکنن.

‫تمام چیزی که میتونم بهت بدم همینه، ‫شریک شدن زیر بارون.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left