Resurrection

Resurrection (狂野时代)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Resurrection 2025 720p WEB-DL
Resurrection 2025 1080p WEB-DL DDP5 1 H 264-HDSWEB
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم سینمایی رستاخیز

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-26
ډاونلوډونه: 170
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

تو یه دوره وحشی و بی‌رحم، آدما فهمیدن راز زندگی ابدی چیه...

تو رویا ندیدنه! آدمایی که خواب نمی‌بینن، مثل شمع‌هایی میمونن که...

نه می‌سوزن و نه تکون می‌خورن! انگار همیشه یه جا ثابتن!

اونایی که یواشکی به خواب دیدن ادامه می‌دن، بهشون می‌گن 'توهم‌باز'.

اینا به واقعیت زجر می‌دن، به تاریخ آشوب.

زمانو به هم می‌ریزن.

یه 'توهمی' هست که هیچ‌کس از قیافه‌ش خبر نداره.

چون تو دل تاریخ کهنه و دورافتاده قایم شده.

و اون هیچی نیست جز سینما!

اونایی که می‌تونن توهم‌ها رو ببینن و بفهمن، وظیفه‌شونه 'توهم‌باز' ها رو پیدا کنن.

تا این 'توهم‌ها' بتونن راحت‌تر نابود کنن،

اونا یه جایی توی قلب 'توهم‌باز' ها دارن، شکل عوض می‌کنن.

خشخاش! نکنه این 'توهم‌باز' تو آبمیوه‌گیری قایم شده؟

خدمتکار: زود باش! اربابا هنوز حال نکردن!

خدمتکار: اون هیولا رو بیشتر تحریک کن. باید یه کاری کنیم بیشتر گریه‌مون بگیره.

خطر!

'هذیونی' نمی‌خواد اذیتش کنه، فقط می‌خواد این گلا رو بهش بده.

ولی این توهم‌ها دارن از بین می‌برنش.

برای اینکه از شر توهم خلاص شه، از چشماش به عنوان آینه استفاده کرد.

'هذیونی' قیافه زشت خودشو دید و به خودش اومد.

خواب دیدن رو تموم کن، زندگیت خاکستر میشه.

آتیش همه‌جا رو می‌گیره.

'هذیونی': این توهم درد داره، ولی خیلی واقعیته.

نمی‌خوام تو اون دنیای الکی زندگی کنم! همونجا منو بکش!

اون نمی‌فهمید 'توهم‌باز' چی حمل می‌کنه. آروم‌آروم با خودش بردش.

اون اثرات مواد مخدر رو به بدن 'توهم‌زا' نسبت داد. داری سعی می‌کنی قلب پنهون هیولا رو پیدا کنی...

...و ببینی از چی ساخته شده.

یه دستگاه که 'هذیونی' ازش استفاده می‌کنه...

...باعث می‌شه احساس زنده بودن کنه، چیزی که خیلی وقته فراموش کرده بود.

این حسا شبیه حسیه که از تریاک میاد، ولی فرق داره! عجیب‌تره! خطرناک‌تره! آزادتره!

مثل یه خوابه!

واسه همینه، این تیکه‌های فیلم...

هیچی نیستن جز یه لحظه زودگذر.

ولی واسه این هذیون...

همین کافیه تا آروم آروم بمیره.

از شروع قرن بیستم...

به مدت 100 سال.

توهم‌باز به یه جای عمیق‌تر سقوط می‌کنه.

یه صدای وحشتناک بیدارش می‌کنه.

نمی‌تونی تشخیص بدی که...

اون هیولای گنده تو خوابش بود.

یا آدمی که همین الان داره تو آینه رو نگاه می‌کنه.

نمی‌فهمه چرا بدنش پر زخم‌های عمیقه.

حس می‌کنه که تو در خطر بزرگی هستی. چون هیچی یادش نمیاد.

اینم نت‌های موسیقی، آقا.

برش گردون.

یه ضربه به سمت چپ گردنش خورد.

یه شریان پاره شده.

از خونریزی مُرد.

چی به سر گوشاش اومده؟

هر دوتا گوشش زخمای عمیقی دارن.

مجراهای گوشش پاره شده.

پرده‌های گوشش به شدت آسیب دیده‌اند.

احتمالا خودکشی بوده.

پرونده قتل ایستگاه قطار: بررسی مظنون.

مظنون: 'چیو مو یون'، مرد، احتمالا اختلال روانی داره.

چخبر؟

شماره رو اشتباه گرفتی.

چیزی یادت اومد؟

ذهنتو خالی کن.

یه خونه.

چه جور خونه‌ای؟

یه خونه پر از آینه.

نمی‌تونستم تشخیص بدم...

کدومشون من واقعیمو نشون میده؟

'چیو مو یون'.

چرا فرستادیش؟

اون خونه مثل یه لابیرنت بود.

یه مدت طولانی توش گیر افتاده بودم.

اون تنها کسی بود که منو پیدا کرد.

می‌تونستی منو ببری بیرون.

چی؟

بعدش اون دیوونه شد.

چی؟

قطار داره میاد.

نترس.

چی؟

نترس، 'چیو'.

نترس قطار داره میاد.

چی؟

میدونی چیه؟

شنیدن...

صدات.

شنیدنش...

من حاضرم کل دنیا رو...

خفه شو.

ساکت.

اون قبل از مرگش چه آهنگی رو زمزمه میکرد؟

خوب فکر کن.

یه عدد بود.

478.

گوش کنید، آقا.

هر شب صدای قورباغه میاد.

مسئله فوری هست؟

لطفا، آقا.

اون قاتل...

اون رو زنده از اینجا ببرین بیرون.

هر قیمتی قابل قبوله.

می تونیم یه بار دیگه با هم کار کنیم.

این ماموریت مخفی...

اسم رمزیش 'چیو' هست.

اون مهمونی از لحاظ روانی ثبات نداره.

واقعا ارزش این همه دردسر رو داره؟

فکر می کردم برای آدمایی مثل ما، پول از همه چی مهم تره.

یه یادآوری:

زنده نگهش دارید. دیگه تحقیق نکنید.

اینم بلیت قطارت.

شنیدم...

که درست مثل اون نوازنده خودمونه...

تو هم می تونی...

اون ساز عجیب غریب، 'ترمین' رو بزنی.

مدارک فیزیکی.

'بیا، مرگ شیرین، بیا آرامشی فرخنده' قطعه شماره بی دبلیو وی 478 از یوهان سباستین باخ.

- رمزگشایی کن و به من گزارش بده. - چشم.

چمدون رو به بندر برگردون.

بذارش زمین.

تو از کجا قربانی رو می شناسی؟

قربان.

نمی تونم توضیحش بدم.

اون گفت صدام...

حتی از... هم تاثیرگذارتره.

اون ساز خودشه.

اون یه چمدون خاص داشت؟

اون یه چمدونی بود که...

همه جا با خودش می برد.

چه شکلی بود؟

خیلی سنگین بود.

حدود شصت سانتی متر طول داشت.

یه نوار فلزی داشت.

و یه توری سیاه هم کنارش بود.

فکر کنم یه چمدون بود که...

از پشت باز می شد.

می خواستم بازش کنم.

ولی بعدش بمب افکن ها اومدن.

همه چی همونجا تو اون اتاق موند.

بلیت!

- یه بلیت می خوام. - سه تا بلیت!

دنبال چمدون می گردی؟

قربان.

می دونستی...

این یه جور قورباغه است...

که تمام شب قارقار می کنه...

تا یه جفت پیدا کنه.

هر چی بلندتر جیغ بزنه...

احتمال اینکه شکارچی شون، یعنی خفاش، پیداشون کنه بیشتره.

خب،

توی شب های بهاری.

خواستشون باعث میشه گریه کنن...

با اینکه میترسن خورده شن.

هر چی ترس بیشتر، خواستن بیشتر.

هر چی خواستن بیشتر،

بیشترشون میخوان بلند داد بزنن.

'چاو، چاو، چاو!'

توش چی بود؟

قربان.

انگار هنوز نمیفهمی چی دارم میگم...

سرنوشت ما...

یه برده...

میگن این چمدون...

آدمو دیوونه میکنه.

تو که علائم دیوونگی رو داری.

همینجوری ادامه بدی، آخرش مثل اون نوازنده میشی.

از این مه استفاده کن...

و یه راهی پیدا کن ببریش همون جای همیشگی.

زیر اون درخت سوخته.

برو به یه مهمونی.

چشم، قربان.

شب بخیر، قربان.

وضعیت قرمز! حمله هوایی!

- قربان؟ - دیوونه شدی؟

با این مه غلیظ، حمله هوایی غیر ممکنه!

مغازه آینه.

وای!

نکن.

بازش نکن.

این یه ترمیناله!

قربان.

'چمدون' یه اسم رمزیه، افسر ژاپنی بهم داد.

یه صدایی تو من بود.

اون صدا منو میترسونه.

میخواستم یه جا بمونم.

نمیخواستم کسی بشنوه.

تو واقعاً عضو کدوم سازمانی؟

من فقط مال خودمم.

برای شنیدن صدات...

حاضرم یه کاری بکنم...

دنیا باید ساکت باشه.

زمان داره خیلی زود میگذره.

بذارید به خوابیدن ادامه بده.

گوش های هذیونیش رو محکم میبنده.

زيرنويس از مهدي shine021

سی سال بعد،

توی فصلی که هیچوقت برف نمیاد،

هذیون هی تاب میخوره.

حالا مدام در حال تغییر هویته. دیگه عادت کرده به تغییر.

هی، عوضی!

از کدوم طرف؟

آ...

یک، دو...

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left