L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

L A s Finest S02E04 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
په خپور شو: 2022-06-07
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جلسه‌ی خوبی بود؟

‫مثل همیشه، نیکو. ‫به طرز دردناکی مثل همیشه

‫خب تراکم استخوانت به نظر خوب میاد

‫دستت هم مو برنداشته

‫تبریک میگم. می‌تونی بری

‫- نیازی به گچ گرفتن نیست ‫- خیلی‌خب

‫محض احتیاط یه چیزی واسه ورم دستت...

‫برات می‌نویسم، ولی غیر از اون...

‫مشکلی نیست و می‌تونید برید

‫نیازی به پیگیری نیست. ‫داروخونه انتهای راهروئه

‫ممنون. میرم می‌گیرمش و توی ماشین می‌بینمت

‫خیلی‌خب. مرخصت می‌کنم

‫ممنون که اومدی

‫- نه بابا ‫- می‌دونم که خیلی سرت شلوغه و...

‫نه بابا، اشکالی نداره. کارمه. ‫خوشحال میشم انجامش بدم

‫حالا که صحبت از کار شد، ‫تو در چه حالی؟

‫سرت شلوغ بوده؟

‫آره. نسبتاً سرم شلوغ بوده

‫می‌دونی، زندگیم با کار و این چیزا ‫پیچیده شده و...

‫- می‌دونی ‫- به نظر...

‫روزمرگی غم‌انگیز پلیس‌ها میاد

‫ولی حقیقتاً یادم نمیاد...

‫بقیه‌اش چی بود. میشه یادآوری کنی؟

‫- یه جور... ‫- می‌دونی...

‫من در واقع هر روز جونمو به خطر می‌اندازم

‫- عه ‫- آره

‫- و چیزای وحشتناکی می‌بینم... ‫- وحشتناک

‫- که نمی‌تونم از ذهنم خارجش کنم ‫- شرمنده

‫نمی‌تونم درک کنم چی میگی. ‫من توی اورژانس کار می‌کنم و...

‫آخه معمولاً اینجا فقط توله‌سگ و ‫کیک فنجونی دور و برمونه

‫یه چند ساعتی باهاشون سرگرم میشیم...

‫- بعد کار رو تموم می‌کنیم ‫- خیلی‌خب

‫کار تو هم به اندازه‌ی کار من آسیب‌زاست

‫- ممنون ‫- راضی شدی؟

‫من...

‫مثل ساعت کوکی باید برم ترتیب اینو بدم

‫شرمنده. یه مسئله‌ی...

‫- کیک فنجونی و بچه گربه‌ست ‫- آره. دقیقاً

‫به زودی دوباره می‌بینمت، کارآگاه؟

‫صحیح

‫نوار جن

‫کیفیتش بد بود، واسه همین به فلچر گفتم...

‫جادوش رو به کار بندازه

‫چقدر برات خرج برداشت؟

‫بلیط تیم لس‌آنجلس داجرز. ‫جایگاه پشت ضربه‌زن

‫سعی کرد سر بردن تو به یه رستوران ‫مذاکره کنه

‫روش فکر کردم

‫خب از بلیط‌ها ارزون‌تر بود

‫فلچر تمام قسمت‌هایی از ویدیو ‫که میشد رو...

‫برگردوند و دیجیتالی کرد

‫سلام

‫اگه داری اینو می‌بینی، ‫پس حتماً متوجه شدی که من نمردم

‫مطمئنم کلی سوال ذهنتو مشغول کرده...

‫و بذار فقط...

‫صبر کن ببینم، چی گفت؟

‫- و من... ‫- مطمئن نیستم

‫ای کاش می‌تونستم همه‌چیو بهت بگم ولی...

‫دوستت دارم، اِما

‫دلم هم برات تنگ شده

‫خیلی دلم برات تنگ شده

‫جن، جن

‫جن، چی مصرف کردی؟

‫جن، تمرکز کن

‫- به من نگاه کن، جن ‫- دارم بهت نگاه می‌کنم، اِما

‫فقط به اون دوران خوشمون ‫توی سنت کروی فکر کن

‫ویدیو، اِما، سنت کروی؟

‫می‌دونی اینا یعنی چی؟

‫نه

‫بله؟

‫سلام، یه جنازه پیدا کردیم

‫خیلی‌خب. الان میام

‫باید برم

‫مطمئنی حالت خوبه؟

‫آره. جن...

‫جن یه بار به من گفت اِما

‫نعشه بود و منم روحمم خبر نداشت ‫چی داره میگه...

‫ازش هم نپرسیدم

‫نمی‌تونی سر این قضیه خودتو سرزنش کنی

‫از کجا باید می‌دونستی که اصلاً ‫معنی خاصی داره؟

‫نه، موضوع این نیست که نپرسیدم

‫موضوع اینه که...

‫جن دوست من بود و منم ‫حتی به ذهنم خطور نکرد ازش بپرسم

‫خب به طور خلاصه، میری یه نوشیدنی بخوری...

‫که با شوهرت دعوات نشه...

‫با یه یارو توی بار آشنا میشی ‫که هم بامزه‌ست، هم دکتره...

‫و مشکلی هم نداره با این مسئله ‫که بدون هیچ چشم‌داشتی باهات معاشرت کنه

‫تو هم یه طوری خودتو قانع کردی ‫که این چیز بدیه

‫آخه قبل از اینکه بدونم اسمش لوکاست...

‫و یه دکتره، کمتر حس گناه می‌داد

‫از شوک بیا بیرون، مک‌کنا

‫داری زیادی بهش فکر می‌کنی. ‫یه رفیق مشروب‌خوری پیدا کردی

‫چقدر مهم

‫چی اینجا داریم؟

‫قتل با وسیله‌ی نقلیه

‫یه همسایه دیشب سگش رو برده بوده بیرون...

‫یه شاسی‌بلند رو می‌بینه که ‫عین فشنگ داره میره

‫شاسی‌بلند از جدول میاد بالا، ‫چمن رو رد می‌کنه...

‫و می‌زنه به مقتول و گازشو می‌گیره میره

‫شاهد ماجرا تونسته مدل ماشینو ببینه؟

‫نه، خیلی تاریک بوده

‫سنش پایینه. نوجوونه

‫اسمش شان مور‌ـه. توی کارت دانشجوییش...

‫نوشته که به دانشگاه ‫هایلندز کالیفرنیا می‌رفته

‫جونم تیم بولفراگ

‫- به خانواده‌اش اطلاع دادید؟ ‫- داریم روش کار می‌کنیم

‫گوشی نداشت، واسه همین واسه ‫پیدا کردن پدر و مادرش...

‫به زحمت افتادیم

‫یه نوجوون بدون گوشی؟ یه ذره مشکوکه

‫خب این قطعاً حادثه نیست

‫- کارآگاه واکر هستم ‫- اینم هست

‫این یک تماس با هزینه‌ی مخاطب ‫از کانون اصلاحات زنان...

‫- سن جاسینتو می‌باشد ‫- رولکس. ایول

‫- آره ‫- با تماسی از طرف...

‫به گمونم دستش بوده. ‫وقتی زدن بهش باز شده افتاده

‫اگه اشتباه نکنم ‫این یه رولکس 15 هزار دلاریه

‫منم هیچوقت اشتباه نمی‌کنم

‫زیپت بازه

‫شلوار امروزم زیپ نداره

‫آخه این خیلی گرون‌قیمته...

‫حتی واسه یه بچه پولدار

‫اینطور نیست؟

‫امروز گوشیت حسابی سرش ‫شلوغه ها، نه؟

‫عمه‌ات سرش شلوغه

‫امروز هیچکدوممون شوخی سرمون نمیشه

‫خب، اون یه بازیکن واترپلوئه

‫ظاهراً باید برگردیم مدرسه

‫رفتید اونجا، حتماً یه سر به ‫دیوار افتخارات هم بزنید

‫ممکنه یه قاب جام با چندتا ‫جام فوتبال باشه که برنده‌اش...

‫همونیه که می‌دونید

‫خدای من

‫فوتبال؟ چه جذاب

‫خدای من. خیلی خفنه

‫چرا سعی دارید حس بدی بهم بدید؟

‫- من راستش یه جورایی از فوتبال خوشم میاد ‫- منم همینطور

‫- طرفدار منچستر یونایتدم ‫- چلسی خیلی بهتره

‫احتمالاً مربی بوده

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫قلقلکت میاد؟

‫به چی نگاه می‌کنید؟

‫امروز صبح یه ایمیل ناشناس برامون فرستادن

‫- جدی؟ ‫- یه حامی دیگه داری

‫چی دستشه؟

‫یه پَر قلقلک

‫خیلی‌خب، اصلاً نمی‌پرسم ‫از کجا اینو می‌دونی، استیون

‫گفتی حامی منه؟

‫اون پوستر رو می‌بینی؟

‫عجب

‫ای‌اس‌ام‌آر

‫این توی گرفتن رأی ‫رأی‌دهندگان جوان کمکمون می‌کنه

‫خب هرچی که پیام منو ‫به مردم برسونه خوبه. نه؟

‫ذهنت رو آروم کن و...

‫گفتی اِی‌اس‌ام چی‌چی؟

‫- اِی‌اس‌ام‌آر ‫- من که قلقلکم اومد

‫بچه‌ها این روزا از این کارا می‌کنن

‫این زمان آروم توئه

‫آره

‫همگی ببخشید

‫این چیز خوبیه

‫توپ داره میاد. فرار کنید!

‫ریدی. حالا شکستت میدم

‫ریدی

‫- خبرا زود می‌رسه ‫- آره. یه نفر محل وقوع جرم رو دیده

‫خبر مرگ شان امروز صبح ‫توی اخبار دانشگاه...

‫پخش شده بود

‫مربی گیلبرت؟

‫بله

‫من کارآگاه مک‌کنا هستم

‫ایشون کارآگاه برنت هستن

‫ما از طرف پلیس لس‌آنجلس اومدیم

‫با مدیر بخش ورزشی‌تون صحبت کردیم. ‫تسلیت میگم

‫- ممنون. ضربه‌ی بزرگی به همه‌مون زد ‫- واقعاً؟

‫تیم که به نظر خیلی خوب ‫با این مسئله کنار اومده

‫خیلی زود بعد از خبر مرگ شان

‫خب امروز صبح یه جلسه‌ی تیمی داشتیم

‫شان قلب و روح این برنامه بود

‫و چه راهی از این بهتر برای گرامی‌داشتش...

‫و تخلیه‌ی احساسات اونا؟

‫به نظر بچه‌ی خوبی بوده

‫آره. خودم آوردمش توی تیم

‫اهل آیوا بود. پسر، اون بچه ‫یه روز هم از تمرینات جا نموند

‫حتی دیر هم نمی‌کرد

‫شنیدم زدن بهش و در رفتن

‫ما فکر می‌کنیم یه مقدار جدی‌تر از ایناست

‫مربی، ما مظنون به قتل هستیم

‫می‌دونید، شان هرگز...

‫توی دردسر نیفتاد؟ دشمنی نداشت؟

‫با کسی مشکلی نداشت؟

‫آخه تا جایی که من می‌دونم که نه

‫شان بچه‌ی خوبی بود. همه دوستش داشتن

‫- این وحشتناکه ‫- اگه مشکلی نباشه...

‫مایلیم با چندتا از هم‌تیمی‌های شان ‫صحبت کنیم

‫می‌دونید، یه سری از بچه‌ها که ‫از همه بهتر اونو می‌شناختن

‫البته

‫گوش کنید!

‫متوجه رفتار غیرعادی از شان نشدید؟

‫دیروز خوب تمرین نکرد

‫چندتا پاس رو نتونست بگیره

‫انگار حقیقتاً ذهنش پیش بازی نبود

‫به جز این هیچی

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left