The Order

The Order

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Order 2003 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-EPSiLON
The Order 2003 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA5 1-NoVA
The Order 2003 1080p BluRay x264 DD5 1-PiF4
The Order 2003 720p BluRay DD5 1 x264-NoVA
The Order 2003 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Order 2003 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Order 2003 1080p BluRay x265-RARBG
The Order 2003 1080p BluRay x264-aAF
The Order 2003 720p BluRay x264-aAF
The Order 2003 BRRip XviD MP3-XVID
د لخوا تبصره 9B0DY
Duration: 1h 42mn / BluRay / Frame rate: 23.976 fps

تګونه

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
x264
720p
720
x265
brrip
XviD
په خپور شو: 2023-02-04
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫همه چی یه معماس

‫جواب معمای من دانشی زاده شده از تاریکی ـه

‫البته همیشه اینطور نبوده

‫اولش هنوز سوالاتی داشتم

‫اون اوایل هنوز راز وجودم رو کشف نکرده بودم

"انجمن"

‫برادر دومینیک

‫محقق محرمانه ی ماتولیک

‫معتقد به کلیسای کثیف

‫کلیسایی که دیگه حتی خودش هم به خودش اعتقادی نداره

‫کلیسای شهودی

‫و جن گیری و شیاطین...

‫و ارواح خبیث...

‫و صد البته من

‫من به چیزای زیادی اعتقاد دارم

‫خوب منم دارم

‫الانم معتقدم که وقتشه

‫آماده ای که آخرین اعترافت رو انجام بدی؟

‫منو ببخش الکس

‫من در حقت ظلم کردم

‫خودشه ‫الکسه

‫جوونه ‫ولی خیلی سن داره کلایو

‫خیلی پیره

‫دعا به زبان لاتین

‫فراز اخر دعا

‫کورپوس کریستی؟ (اسم کلیساست) ‫آمین

‫کورپوس کریستی؟ ‫آمین

‫کورپوس کریستی؟ ‫آمین

‫باید باهات صحب کنم

‫همیشه دعا رو لاتینی می خونی؟

‫خوب اینجور یاد گرفتم ‫به سنت نمی خوره اینجور دعا خوندن

‫همینطور وقتی که پشتت رو به شوندگان می کنی

‫میدونی شیشصد هفتصد سال پیش...

‫اصلا آدمو نمی دیدن

‫دعا رو به زبان لاتینی و دسته جمعی می خوندی...

‫اونم خارج از دید حضار که فقط اجازه داشتن گوش بدن

‫فکنم که از هم خوانی خوشت میاد الکس ‫چون تو با بقیه فرق داری

‫نخیر. من اینجام چون کلیسا نمیدونه باید با ‫من چکار کنه

‫خوب کلیسا حتی نمیدونه ‫با خودش هم باید چکار بکنه

‫ببین، نمیخوام وانمود کنم که نمیدونم ‫تو یه استعداد هایی داری

‫که تو رو از بقیه ی کشیش ها متمایز می کنه

‫بهر حال کلیسا در ایمان تو ‫به شدت دچار تردید شده

‫خوب تو چی از جونم میخوای؟

‫خبرای بدی برات دارم

‫دومینیک رییس انجمنت... ‫خودم میدونم دومینیک کیه

‫دومینیک امروز تو رم مرد

‫این مادرته؟

‫خداحافظی کن الکس

‫وقت دل کندنه

‫خدا نکهدار

‫غم و اندوهت رو همینجا رها کن و ‫فراموشش کن

‫الکس؟

‫الکس؟ الکس؟

‫چطوریه که یه کشیش کله گنده اونقدر وقت پیدا می کنه ‫تا بیاد و این رو به من بگه؟

‫چون دوستش داشتم

‫چون الهام بخش من بود

‫و شرایط مرگش هم بگی نگی یه کم مشکوکه

‫باید برم رُم

‫کلیسا ترتیب پروازت به رم رو میده

‫به نام خدا و نام عیسی مسیح ‫بهت دستور میدم برگردی به جهنم

‫وقتت تمومه

‫به نام خدا و نام عیسی مسیح ‫بهت دستور میدم برگردی به جهنم

‫به نام خدا و نام عیسی مسیح ‫بهت دستور میدم برگردی به جهنم

‫ریدم به خدات

‫فقط ادعا دارین شماها

‫کلیسات نابود خواهد شد کشیش

‫پاپ تاریکی ها قیام میکنه

‫سلام؟ ‫آه. توماس

‫هی شمارت رو می گرفتم رفیق ‫الکس

‫چطوری اسپاگتی؟

‫گوش کن دومینیک مرده

‫جدی؟ ‫اره

‫ن بابا؟

‫کی مرده حالا؟ ‫دیشب

‫کجایی الان؟ نیویورکی؟ ‫خیابون سنت انتونی؟

‫اره گوش کن ‫میخوام برم رم توماس

‫کِی؟ ‫فردا

‫تازه تو هم باید بیایی

‫فقط خودتو برسون

‫سلام

‫سلام

‫کِی آزادت کردن؟

‫امروز آزاد شدم

‫قبلنا یه خوابگاه بود واسه کشیش ها

‫حالا خالیه

‫هنوز اینجایی

‫اره

‫صبر می کنم بر گردی

‫ما دنبال الکس برنیر می گردیم

‫خودمم ‫چی شده؟

‫فقط محض اطلاع بگم پدر ‫شما شخصی به نام...

‫مارا ویلیامز؟

‫اره

‫وقتی توسط دادگاه احضار شده بود از بیمارستان روانی فرار کرده

‫تو راه برگشت در رفته؟ ‫خوب حالا این په ربطی به من داره؟

‫خوب بخاطر تلاش برای کشتن شما ‫زندانی شده بود دیگه

‫آره غلط نکنم بخاطر همین بود

‫گفتم شاید دلتون بخواد بدونین ‫که هنوز پیدا نشده

‫می تونم هر از گاهی با ماشینم یه سری بزنم به اینجا

‫نه نمی خواد ‫همون طوری ک گفتم فقط خواستم خبر بدم

‫میدونی، اینجا نوشته... ‫نمی تونم تو این نسخه درست بخونمش

‫نوشته که به شما در یک جلسه ی تمرینی شلیک کرده

‫تمرینی نه جن گیری

‫اوه دیگه بدتر

‫شب خوش

‫شمام همین طور پدر

‫دروغ گفتی مثل سگ ‫گفتی آزادت کردن

‫نه دروغ نگفتم

‫گفتم آزاد شدم ‫ولی نگفتم کی ازادم کرد

‫مارا؟ ‫الکس...

‫باهام خداحافظی نکردی چرا؟

‫اونا گفتن بهتره ی مدت نبینمت

‫یه مدتت چقدر طول کشید

‫نمیدونم

‫دوباره دارم نقاشی میکشم ‫جون من؟

‫اره بیشترم گل میکشم

‫میخوام گل افتابرگدون بکشم ولی ‫طاقتشو ندارم

‫فکر میکنی یه تخته ام کمه؟

‫نه

‫چرا اومدی اینجا؟

‫شنیدم که صدام میزنی ‫مارا تلاوت نکن

‫باشه بابا ‫یه حسی داشتم...

‫که میگفت باید با تو باشم

‫شاید یکیمون غزل خداحافظیو بخونه

‫قبلا نرفتم رُم

‫تعجب آور نیست؟

‫حتما هست ‫منو می ترسونه

‫این ترس از بچگیم باهامه

‫در ضمن تو هم اینجا می مونی

‫نه نمی مونم ‫نمی تونم اینجا بمونم

‫چه خودت بدونی چه ندونی ‫به من احتیاج داری

‫دیگه چی؟ ‫دیگه صدای پرنده نمی شنوم

‫جدی؟ ‫اره

‫عین تو یه ساله که از پیشم رفتن

‫الکس منو نگاه کن

‫فقط خودمم و خودت

‫تا ته دنیا خودمم و خودت

‫قول بده دوباره سعی نمی کنی منو بکشی

‫به جون بچه ی نداشتم قسم میخورم

‫همینجاست

‫سلام

‫مارا

‫اونا چین دیگه ‫بچه یتیمن

‫ننه باباشون چی بودن دیگه ‫روحم هم خبر نداره

‫من بدتر از اینجاهاشم بودم

‫فقط یکمی تاریکه ‫همین

‫اونا چین دیگه؟

‫آرامی ‫زبان عیس مسیحه

‫حالا چی نوشته؟

‫Barath-mae Blood in

‫اون پایینم هست ‫barath-sec Blood out

‫اینجا باید جایی باشه که جنازه ی دومینیکو پیدا کردن

‫الکس تو چه فکری هستی؟

‫یه مراسم (مذهبی) اینجا برگزار شده

‫شواهد موحود خودکشی رو نشون میده

‫قرص های خواب آور ‫سیانور

‫خودشه؟

‫آره

‫ممنون

‫بهت پول ندادم که فقط صورتشو نگاه کنم

‫اگه مشکلی نداری کارمو بکنم

‫اینا چین دیگه؟

‫بسه دیگه بیا بریم. بجمب ‫نه نه نه گفتم اینا چین؟

‫میدونی اینا چی هستن؟

‫نمی دونم من که دکتر نیستم ‫این یه علامت مادر زادی نیست

‫کی جنازه به کلیسا تحویل داده میشه؟ ‫نمیشه

‫وقتی کارمون باهاش تموم بشه یه راست میره به ایالت

‫برای تدفین در مراسم رسمی

‫خیلی خوب دیگه بسه ‫باید بریم

‫لطفا بیا بریم

‫همیشه دیدن یه کشیش خوشاینده

‫دیدن یه کارولنژی (فرقه و خانواده ای اصیل در اروپا) هم همین طور ‫کس خاصی نیومده اینجا؟

‫مثلا شاید دومینیک سوزا؟

‫کارولنژی ها...

‫حتی وقتی یهودیا بطور افراط آمیز ‫در جستجوی دانش هستن بازم شما پیداش می کنین

‫به هیچ وجه از محدوده خارج نشو

‫کدوم محدوده؟

‫ازین طرف

‫اونا همون نشونه هان

‫دومینیک چه غلطی داشتی می کردی؟

‫نان و نمک از روی جنازه خورده می شوند...

‫گناهان مرد مرده توسط دیگری بلعیده می شود

‫یک گناه خوار

‫اگه هیتلر یکی ازینا تو بساطش داشت ‫الان تو اسمونا سیر میکرد

‫البته، گناهخوارا ها...

‫یکی دو قرنه که دیگه منقرض شدن مگه نه؟

‫دومینیک ازت چی خرید؟

‫خیلی چیزا

‫اخرین بار یه نسخه ی خطی به زبان ارامی ‫رو خرید که روی پوست اهو نوشته شده بود

‫خوب چی توش نوشته بود؟

‫من به باهوشی دومینیک نیستم...

‫اون محقق اسرار آمیزی بود

‫به دانش های عمیق و تاریکی دست پیدا کرده بود

‫همیشه دنبال دانش بود

‫فکنم روحش رو در قبال دستیابی به دانش ‫فروخته باشه

‫ن بابا؟ ‫حالا روحش رو داده یا یه چیز خیلی با ارزش رو؟

‫زندگیت چقدر میرزه؟

‫منظورت چیه؟

‫گاهی وقت ها برای کشیش ها ‫ندونستن بهتره

‫دانش دشمن ایمانه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left