Scorpion

Scorpion

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Scorpion - 03x07 - We're Gonna Need a Bigger Vote
د لخوا تبصره EISHEN
► ElSHEN | IRANFILM ◄

تګونه

other
په خپور شو: 2016-11-08
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫من رالف دنینم ‫و واسه پروژه‌ی مدنیم

‫می‌خوام با افراد رای دهنده در روز انتخابات ‫مصاحبه کنم

‫جناب، من دارم تحقیق می‌کنم

‫که چه مسائلی مردم عادی آمریکا رو نگران می‌کنه

‫من هنوز آمریکایی نشدم و اگه هم بودم

‫آی‌کیوم باعث میشه که بالاتر از مردم عادی باشم

‫شوخیت گرفته؟

‫مثلا می‌خوام نمره بیارم

‫آهان، خیلی‌خب

‫خب اگه من یه شهروند بودم

‫یکی از نگرانی‌هام این بود که ‫چرا اینقد ثبت اختراع

‫و ثبت شرکت طول می‌کشه

‫من مدت زیادی هست که

‫برای چندتا از اختراعاتم درخواست دادم

‫می‌دونید، من تونستم

‫وسایل زیادی رو اختراع کنم که می‌تونن

‫- با همدیگه در... ‫- هیچکس از اختراعاتت خوشش نیومده!

‫بیا اینجا رالفی

‫منو ببر جلوی دوربین

‫فیلمبردار، سوژه‌ی جدید

‫و اینجا کسی رو داریم

‫که نزدیک

‫نیم قرنه داره رای میده!

‫ربطی نداشت

‫چیزی که منو نگران می‌کنه

‫تکنولوژیه

‫مثلا

‫چندروز پیش می‌خواستم

‫ترموستات بی‌سیم هپی رو کار بندازم

‫یه بچه هم می‌تونه راش بندازه

‫غلط کردی

‫واسه همین به توبی زنگ زدم

‫که کمکم کنه

‫مجبورم کرد تا سطح 72

‫داد بزنم داخلش

‫اما اصلا روشن نشد ‫مگه نه دکی؟

‫چیه؟

‫ترموستات که با صدا فعال نمیشه

‫20 دقیقه پشت هم داشتم

‫توی اون بی‌صاحاب داد می‌زدم

‫همه‌چی رو نمیشه با تکنولوژی

‫بهبود بخشید رالفی

‫مهمترین مشکل من در روز انتخابات ‫نظارت بر مردمه

‫آدم بدا

‫تک‌تک حرکاتمون رو تحت نظر دارن

‫اما کی اونا رو زیر نظر داره؟

‫تو چیزی هستی که معلمم بهش میگه دیوونه!

‫اینو ببین

گهواره‌ی تیتانیومی ‫جک هیدرولیکی

‫چند دهتا سوراخ

‫واسه قرار دادن دوربین‌های مخفی ‫در چارچوب گهواره

سرشون رو به بیرون

نه به بچه ‫چیه، می‌خوای مراقب بابایی باشی؟

‫می‌خوام مطمئن باشم که نمی‌ندازیش زمین

‫واقعا نگران منی؟

‫جوری درمورد بچه‌مون حرف می‌زنی ‫انگار درخته

‫راستی حالا که حرف

‫بچه‌ای شد که دوست دارم زودتر بدنیا بیاد

‫زمان معاینه‌ی قبل از زایمانت کی بود؟

‫نبود، همین امروز عصره

‫هفته‌ی سومم توی چارچوب زمانی استاندارده

‫به‌نظر من که این بحثا شخصیه

‫می‌خوای دیگه فیلم نگیرم؟

‫خودم بهت میگم که کی فیلم نگیری

‫قانون مالکیت مطلق دولت

‫این منو نگران می‌کنه

‫همین حالا دارم درموردش تحقیق می‌کنم

‫دولت ما

‫قدرت تصرف وحشیانه‌ای داره

‫سوال دیگه‌ای نمی‌خوای بپرسی؟

‫حقیقتش شکه شدم که یه جواب درست‌حسابی گرفتم

‫دیشب

‫طی یه جلسه‌ی دلیرانه از فانتزی‌های بانشاط

‫یه بازی نقش‌آفرینی خیالی...

‫خاموشش کن

‫فرقه‌ی جادوگرهام...

‫شوالیه‌های آلتادینیای غربی

‫فهمیدن که کمیک بوک فروشی‌ای

‫- که داخلش جمع می‌شدیم... ‫- کتابخونه‌ی مرلین؟

‫وارلاک چست ‫ممنون که منو ضایع کردی!

‫مکان دوست‌داشتنی ما

‫به‌خاطر ساخت یه

‫ابزارفروشی خیلی بزرگ

‫باید خراب بشه

‫ایول ‫ابزار ارزون

‫هپی!

‫وارلاک چست

‫واسه افراد گریزان از اجتماع ‫یه پناهگاهه

‫بعضی افراد

به کسی رای میدن که وضع اقتصاد رو بهتر کنه

من به کسی رای میدم که !حامی کمیک‌بوک باشه

‫و من به هر سیاستمداری که

‫جلوی قانون مالکیت مطلق دولت رو بگیره ‫رای میدم

‫ببخشید

‫خیلی از افراد قبل از کار رای میدن

‫ممنون که مراقب رالف بودی

‫- پروژه‌ی مدنیت چی شد؟ ‫- خراب!

‫باید برم این بی‌صاحاب رو ادیت کنم

‫این کلمه رو از کجا یاد گرفته؟

‫می‌بینم که لباست رو واسه

‫جشن سربازا گرفتی

‫با کت‌شلوار رالف

‫بازم ممنون که دعوتش کردی

‫بدون اونکه نمیشد رفت

‫راستش ممکنه که

‫یه مهمون دیگه هم داشته باشیم

‫جدی؟ کی؟

‫پدر...مادرم

‫واسه چندروز اومدن لس‌آنجلس

‫و می‌خواستن بدونن که میشه بیان به جشن یا نه

‫به...به مجلس رقص؟

‫آره

‫اگه عجیب غریبه یا...

‫- نه، عجیب غریب نیست

‫- اونا اومدن اینجا... ‫- نه، کاملا درک می‌کنم

‫خیلی...خیلی خوش می‌گذره

‫عالیه

‫خیلی‌خب، بهشون خبر میدم

‫تا اون موقع، بهتره برم توی ادیت فیلم ‫به رالف کمک کنم

‫اون رئیس خیلی قلدریه

‫عجب

‫معرفی کردن خانوم دنین ما به مامانی و بابایی

‫واسه تیموتی خان حرکت خیلی بزرگیه

‫خیلی هم بزرگه

‫من نیازی به تفسیرهاتون ندارم

‫من تا قبل از ازدواجم با مگان ‫اصلا پدرمادرش رو ندیده بودم!

‫حالا که حرف ازدواج شد

‫یکم با این آمار روانشناختی دست و پنجه نرم کن

‫می‌دونی، نصف بیشتر افرادی که بالای 29 سال سن دارن

‫و به‌صورت رسمی ‫با والدین طرف مقابلشون ملاقات می‌کنن

‫نامزد می‌کنن

‫و 82%

‫از اون افراد، ازدواج می‌کنن

‫ازدواج؟!

‫فقط یه رقصه!

‫یه رقص

‫به سمت محراب

‫و چون افراد متاهل

‫زیر 40 سال با شانس 66% بچه‌دار میشن

‫سوال این نیست که

‫«آماده‌ای با والدینش ملاقات کنی یا نه»

‫سوال اینه که ‫«آماده‌ی یه بچه‌ی دیگه هستی؟»

‫چی؟!

‫بچه‌ها، پیج باهوشه

‫نمی‌ذاره که یه چیز کوچیکی مثل رقص

‫آیندش رو رقم بزنه

‫بنابراین بهتره بکشید بیرون!

‫مرسی والتر

‫خواهش می‌کنم

‫درضمن، اصلا نمی‌دونیم که

‫پیج و تیم با هم رابطه‌ای داشتند یا نه

‫وای خدا

‫ببخشید

‫- کیب گالو اینجاست؟ ‫- خداروشکر

‫یه پرونده ‫امیدوارم دنیا در شرف نابودی باشه

‫تا از این مکالمه راحت بشم!

‫گالو منم

‫شما فدرالید؟

‫افسر بکهایم

‫ایشون هم افسر هارت و افسر گوولی هستند

‫کاخ سفید ما رو واسه یه مسئله‌ی اضطراری فرستاده

‫چی شده؟

‫متاسفم آقای اوبرایان، اما شما اخیرا

‫توسط سازمان مهاجرت

‫ایالت متحده به عنوان مظنون شناخته شدید

‫و به همین دلیل نمی‌تونید روی این پرونده ‫کار کنید

‫مزخرفه ‫والتر روی

‫چندین پرونده‌ی دولتی کار کرده

همشون قبل از این بوده که

به جرم جعل تابعیت، تحت بازجویی باشن

‫- لاینهان ‫- ما توی راه اومدنمون به اینجا

‫متوجه این موضوع شدیم

‫حقیقتش ما ترجیح میدیم که اسکورپین رو

‫با تمام اعضا داشته باشیم

‫اما وقت واسه مذاکره برای قبول کردن

‫آقای اوبرایان نداریم

‫باید راه بیفتیم...

‫- فورا ‫- شرمنده افسران

‫از کون، بگوز و بو بکش

‫بکهایم، هارت و گوولی

‫اسکورپین یه گروهه

‫بیتلز رو که نمیشه از هم جدا کرد

‫بنابراین برید درتون رو بذارید

‫رئیس‌جمهور شخصا گروه شما رو درخواست کردند

‫انتظار همکاری دارند

‫واقعا خود طرف نوشته!

‫اگه می‌خواید که درآینده هم

‫واسه دولت کار کنید

‫باید این کارو قبول کنید

‫بد نیست بدونیم که

‫کارش چیه

‫تا وقتی که آقای اوبرایان اینجاست ‫نمی‌تونم حرفی بزنم

‫و بیشتر از این هم نمی‌تونم وقتم رو هدر بدم

‫ما همین 90 دقیقه پیش

‫از این موضوع آگاه شدیم

‫و خیلی هم خطرناکه

‫مسخرست

‫کارو قبول کنید

‫- اشکالی نداره ‫- خوبه

‫مراقب خودت باش ‫افسر هارت اینجا می‌مونن

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left