لومړۍ 200 کرښې.
مهم نیست چه اتفاقی برات افتاده اما اتفاق های بدتر هم
برای افراد دیگه افتاده
هی بن
میخوای بریم شکار مار؟
چیکار کنم تا حالت بهتر بشه؟
خدای من با موهات چیکار کردی؟
چیه؟
اون مثل رنگ شاش گاو میمونه فیلکس نگاش کن
تو هم بلوند هستی
اره ولی تو نمایش یه بلوند بیشتر نباید باشه
مگه تو واقعا بلوند هستی؟ من که دیگه میدونم
فیلکس... میشه با دخترت حرف بزنی؟
به نظرت که خیلی خوشگل شده
به حرفهاش توجه نکن اون فقط ناراحته
درباره همه چیز اون همش بهم غر میزنه
نمیدونم برای چی باید تحمل کنم منم ناراحتم
چی خوشحالت میکنه خانم کوچولو؟
نمیدونم
دیگه از اینجا خسته شدم
کرلی و جاسپر دیشب رفتن
شنیدم
تو هم میتونی بری
برم؟ اره
یه جاده رو دنبال کن
کجا برم؟ هرجایی به جز تگزاس
هالیوود؟ خب شاید
تموم اتفاق ها اونجا میفته
همه با یه رویا میرن اونجا
و اونجا تبدیل به یه ستاره میشن
تو اینو میخوای؟
هر چیزی به جز اینجا
پس بهتره وسایلت رو جمع کنی
خانم ایریس؟
خانم ایریس... یه آقا اومده ببیندتون
بهش بگو الان میام
خانم کرو؟ از ملاقاتتون خوشوقتم
من تامی دولان هستم. برای رادیوی کیزیایکی در لس انجلس کار میکنم. من یه گزارشگرم
شما گفتین از وزارتخونه کالیفرنیا هستین من فقط میخواستم این خانم رو ببینم
دیگه دیدی حالا تا قبل از اینکه
من فقط میخواستم باهاتون حرف بزنم خانم
چی میخواید آقای دولان؟
من آخرین نفری بودم که برادرتون رو زنده دیدم
شما همونی هستین که داستانش رو تعریف کردی
درسته افسانه های واقعی
حالش چطور بود؟
یکم ریش دراورده بود اما سالم بود
بیرون کینگزبرگ با هم داشتیم مشروب میخوردیم
برادر من مشروب نمیخوره حتما اشتباه میکنم
الروى... اینم بذار اونجا بله خانم
چقدر نامه
مردم نگران برادرم هستند
اجازه هست؟
برادر جاستین عزیز ما داستانت رو تو رادیو شنیدیم
خانواده ما تحت تاثیر کار شما قرار گرفته
لطفا این هدیه رو از طرف ما برای کارتون قبول کنین
چقدر پول خداوند کاری کرده که مردم
در زمان نیاز غنی بشن امین
چطوره اینا رو ببریم تو اشپزخونه؟ مرسی بچه ها
فکر کنم خیلی خیریه جمع کردین احتمالا میشه باهاش یه کلیسا زد
این بستگی به برادرم داره البته
اما برادر جاستین بهم گفت...
مشکلات شما تو مینترن فراتر از پول
اون اینو گفته؟ بله خانم
افرادی که این شهر رو اداره میکنن میخواستن
به خاطر مهاجرها جلوی ما رو بگیرن
اینجا من میتونم کمکتون کنم
هیچ چیز بیشتر از یه خبرنگار نمیتونه سیاستمدارها رو اذیت کنه
نمیخوام بی احترامی کنم آقای دولان اما این چه نفعی برای شما داره؟
من فقط یه داستان خوب میخوام
یه داستان خوب شنونده بیشتر میاره و معروفیت هم بیشتر میشه
و پول بیشتری هم میاره
در واقع این خیلی چیزها به همراه داره
فکر کنم باید برین کلیسا آقای دولان
هرجایی شما بگین حاضرم برم خانم کرو
میرم ببینم تو اشپزخونه چه خبره
منو می بخشین فکر کنم خودتون راه خروج رو بلدین
به کمک احتیاج دارم
کمک کنین
خواهش میکنم
چرا داری دنبالمون میای؟ من دنبالتون نمیام
بقیه تون کجان؟
برید پدر مادرتون رو پیدا کنین
و بهشون بگین که من اینجام
بدجوری زخمی شدم و به کمک احتیاج دارم
مادرت کجاست؟ مادرم مرده
پدرت کجاست؟ پدرم مرد شیطانیه
صبر کنید... کجا دارین میرین؟
برگردین اینجا
برگردین اینجا
برگردین
مطمئنم مارها خودشون رو به این راحتی نشون نمیدن
مثل اینکه تا حالا ندیدی یه زن مار بگیره
مردها خیلی میترسن
اینجا مثل مار تو باغه
منظورم باغ بهشته
کریتین... متیو... لوک
مامانم هر شب داستانهاش رو برام میخوند واقعا؟
یه انجیل دارم اگه بخوای میتونی بخونیش
نه... به اندازه کافی خوندمش
یادت باشه باید دنبال یه مار خال خالی بگردیم
ممکنه نقش روی بدنشون گولت بزنه
یه بار یادمه اومدم...
یه افعی گرفتم
ولی یه دفعه نیشم زد
نزدیک بودم بمیرم
لعنتی
هک اسکادر بود که نجاتم داد
واقعا؟ آره
تموم شب که تب داشتم کنارم بود دستش رو روی صورتم گذاشته بود
من این قیافه رو قبلا دیدم
تو دوست نداری بهت دست بزنن درسته؟
تو خانواده کسی زیاد بهم دست نمیزد
چه بد
زیاد هم بد نبود
هالیوود؟
حالا میخوایم تو هالیوود چیکار کنیم؟
لیبی میخواد بره تو سینما
اون رقصیدن هم به زور بلده فکر کردی تو کدوم فیلم راش میدن؟
اون دختر با مزه ایه براش کار پیدا میشه
ما چیکار کنیم؟ یه کاریش میکنیم
داری مثل لیبی حرف میزنی
من فقط میخوام از اینجا برم ریتا سو
گوش کن... اگه بدون کار از اینجا بریم
باید تا اخر عمرمون گشنگی بکشیم
با هالیوود رفتن هیچی درست نمیشه
این خانواده باید پیش هم بمونه
امشب یه نمایش هست
و من یه شریک لازم دارم
اون نمیخواد دیگه اینجا بمونه
بهش میگن بلوند خوشم اومد
واقعا؟
انگار زیاد خوشت نیومده نه اونقدر
مامان که خیلی غر زد میدونم
اره اما برام مهم نیست
الان دیگه حس نمیکنم خودم باشم
اگه بخوای بری تو فیلم ها باید بلوند باشی
مثل جین هارلو یا تلما تاد. اون برای خودش یه کافه زده
کافه تلما تاد اون تو یه اپارتمان زندگی میکنه
میگن از پنجره اش اقیانوس معلومه
حالا میخوای چیکار کنی؟ یه راست میخوای بری پیش تلما تاد؟
من نقطه مشترک باهاش دارم
با یه نقش خیلی کوتاه
میتونم یه ستاره تو هالیوود بشم
حالا نقطه اشتراکت چیه؟
ما تو یه روز بدنیا اومدیم... 29 جولای
خوبه ولی چطوری میخوای بری هالیوود؟
فردا راه میفتیم
فردا؟
جدا؟
من دیگه نمیتونم اینجا بمونم
دیگه بعد از اتفاقی که افتاد نمیتونم برقصم
مامان میگه میتونه اما نمیدونم چطوری
وقتی از اینجا بری حال و روزت بهتر میشه
میدونم
اینو مطمئنم
میدونم اوضاع خیلی بهتر میشه
میخواستم اگه بشه اینده ام رو بخونی
میدونم مامانت از من خوشش نمیاد البته
مثل بقیه مشتری ها دو دلار بیار
مامانم چیزی نمیتونه بگه
دو دلار؟ بهت قرض میدم
مثل اینکه روتی میخواد دوباره برنامه اجرا کنه
اون پسره خیلی قشنگ داره پرده رو نقاشی میکنه
واقعا؟
روتی خیلی دوست داشت این روز رو ببینه
مردها خیلی دوست دارن رقص باسنش رو ببینن
تو خیلی دوست داری از این حرفها بزنی
تو به کارت برس
ولی میخواستم درباره کارمون باهات حرف بزنم
میشه به بابای کورت بگی که من علاقه ای به حرف زدن ندارم؟
فکر کردی میتونی از
صحبت با لودز کور فرار کنی؟
شاید به حقیقت درباره روتی و اسکادر علاقه داشته باشی
توجهش جلب شد
بهت جریان نجات پیدا کردنش از نیش مار رو گفته؟
اون کمکش کرده همینقدر میدونم
واقعا؟ تحت تاثیر قرار گرفتم
حتما اینم بهت گفته که...
بعد از اینکه نجاتش داد
چطوری مثل بقیه افرادی
که کمکش کردند بردش تو تختش
فکر کنم آقا پسر تازه
دفعه اولشه که این حرفو میشنوه
داستان صبحت الکی بود چی؟
تو و اسکادر مگه چیه؟
تو باهاش خوابیدی چی؟
حقیقت داره... درسته؟
این به تو ربطی نداره
تو هر کی بیاد سر راهت باهاش میخوابی؟
من جوابی به تو ندارم بدم تموم این مدت داشتی بهم دروغ میگفتی
تو هیچی نمیدونی تو یه درغگویی
گیب... بس کن
گیب... بذارش زمین
بذارش زمین... ادامه نده
بس کنید چیکار داری میکنی؟
من تامی دولان همراه با یک داستان دیگه هستم
من با ول تمپلتون و همسرش کورین هستم
ما در خونه زیبا و بزرگشون
در مینترن کالیفرنیا هستیم
ول تو مینترن شخص مهمیه
No comments yet. Be the first to leave one.