Carnivàle

Carnivàle

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Carnivàle(2003)-S01E07-TheRiver(1080pAMZNWEBRipx265Panda)
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

webrip
web
BRip
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x264
په خپور شو: 2024-02-22
ډاونلوډونه: 35
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫مهم نیست چه اتفاقی برات افتاده ‫اما اتفاق های بدتر هم

‫برای افراد دیگه افتاده

‫هی بن

‫میخوای بریم شکار مار؟

‫چیکار کنم تا حالت بهتر بشه؟

‫خدای من ‫با موهات چیکار کردی؟

‫چیه؟

‫اون مثل رنگ شاش گاو میمونه ‫فیلکس نگاش کن

‫تو هم بلوند هستی

‫اره ولی تو نمایش ‫یه بلوند بیشتر نباید باشه

‫مگه تو واقعا بلوند هستی؟ من که دیگه میدونم

‫فیلکس... میشه با دخترت حرف بزنی؟

‫به نظرت که خیلی خوشگل شده

‫به حرفهاش توجه نکن اون فقط ناراحته

‫درباره همه چیز ‫اون همش بهم غر میزنه

‫نمیدونم برای چی باید تحمل کنم ‫منم ناراحتم

‫چی خوشحالت میکنه خانم کوچولو؟

‫نمیدونم

‫دیگه از اینجا خسته شدم

‫کرلی و جاسپر دیشب رفتن

‫شنیدم

‫تو هم میتونی بری

‫برم؟ ‫اره

‫یه جاده رو دنبال کن

‫کجا برم؟ ‫هرجایی به جز تگزاس

‫هالیوود؟ ‫خب شاید

‫تموم اتفاق ها اونجا میفته

‫همه با یه رویا میرن اونجا

‫و اونجا تبدیل به یه ستاره میشن

‫تو اینو میخوای؟

‫هر چیزی به جز اینجا

‫پس بهتره وسایلت رو جمع کنی

‫خانم ایریس؟

‫خانم ایریس... یه آقا ‫اومده ببیندتون

‫بهش بگو الان میام

‫خانم کرو؟ ‫از ملاقاتتون خوشوقتم

‫من تامی دولان هستم. برای رادیوی کی‌زی‌ای‌کی در لس انجلس کار میکنم. من یه گزارشگرم

‫شما گفتین از وزارتخونه کالیفرنیا هستین ‫من فقط میخواستم این خانم رو ببینم

‫دیگه دیدی ‫حالا تا قبل از اینکه

‫من فقط میخواستم باهاتون حرف بزنم ‫خانم

‫چی میخواید آقای دولان؟

‫من آخرین نفری بودم که برادرتون رو زنده دیدم

‫شما همونی هستین که داستانش رو ‫تعریف کردی

‫درسته ‫افسانه های واقعی

‫حالش چطور بود؟

‫یکم ریش دراورده بود ‫اما سالم بود

‫بیرون کینگزبرگ با هم داشتیم ‫مشروب میخوردیم

‫برادر من مشروب نمیخوره ‫حتما اشتباه میکنم

‫الروى... اینم بذار اونجا ‫بله خانم

‫چقدر نامه

‫مردم نگران برادرم هستند

‫اجازه هست؟

‫برادر جاستین عزیز ‫ما داستانت رو تو رادیو شنیدیم

‫خانواده ما تحت تاثیر ‫کار شما قرار گرفته

‫لطفا این هدیه رو ‫از طرف ما برای کارتون قبول کنین

‫چقدر پول ‫خداوند کاری کرده که مردم

‫در زمان نیاز غنی بشن ‫امین

‫چطوره اینا رو ببریم تو اشپزخونه؟ ‫مرسی بچه ها

‫فکر کنم خیلی خیریه جمع کردین احتمالا میشه باهاش یه کلیسا زد

‫این بستگی به برادرم داره ‫البته

‫اما برادر جاستین بهم گفت...

‫مشکلات شما تو مینترن ‫فراتر از پول

‫اون اینو گفته؟ بله خانم

‫افرادی که این شهر رو ‫اداره میکنن میخواستن

‫به خاطر مهاجرها جلوی ما رو بگیرن

‫اینجا من میتونم کمکتون کنم

‫هیچ چیز بیشتر از یه خبرنگار ‫نمیتونه سیاستمدارها رو اذیت کنه

‫نمیخوام بی احترامی کنم آقای دولان اما این چه نفعی برای شما داره؟

‫من فقط یه داستان خوب میخوام

‫یه داستان خوب شنونده بیشتر میاره ‫و معروفیت هم بیشتر میشه

‫و پول بیشتری هم میاره

‫در واقع این خیلی چیزها ‫به همراه داره

‫فکر کنم باید برین کلیسا آقای دولان

‫هرجایی شما بگین حاضرم برم ‫خانم کرو

‫میرم ببینم تو اشپزخونه چه خبره

‫منو می بخشین ‫فکر کنم خودتون راه خروج رو بلدین

‫به کمک احتیاج دارم

‫کمک کنین

‫خواهش میکنم

‫چرا داری دنبالمون میای؟ ‫من دنبالتون نمیام

‫بقیه تون کجان؟

‫برید پدر مادرتون رو پیدا کنین

‫و بهشون بگین که من اینجام

‫بدجوری زخمی شدم و به کمک احتیاج دارم

‫مادرت کجاست؟ ‫مادرم مرده

‫پدرت کجاست؟ ‫پدرم مرد شیطانیه

‫صبر کنید... کجا دارین میرین؟

‫برگردین اینجا

‫برگردین اینجا

‫برگردین

‫مطمئنم مارها خودشون رو به این راحتی نشون نمیدن

‫مثل اینکه تا حالا ندیدی یه زن مار بگیره

‫مردها خیلی میترسن

‫اینجا مثل مار تو باغه

‫منظورم باغ بهشته

‫کریتین... متیو... لوک

‫مامانم هر شب داستان‌هاش رو برام میخوند ‫واقعا؟

‫یه انجیل دارم ‫اگه بخوای میتونی بخونیش

‫نه... به اندازه کافی خوندمش

‫یادت باشه باید دنبال ‫یه مار خال خالی بگردیم

‫ممکنه نقش روی بدنشون گولت بزنه

‫یه بار یادمه اومدم...

‫یه افعی گرفتم

‫ولی یه دفعه نیشم زد

‫نزدیک بودم بمیرم

‫لعنتی

‫هک اسکادر بود که نجاتم داد

واقعا؟ آره

‫تموم شب که تب داشتم کنارم بود دستش رو روی صورتم گذاشته بود

‫من این قیافه رو قبلا دیدم

‫تو دوست نداری بهت دست بزنن ‫درسته؟

‫تو خانواده کسی ‫زیاد بهم دست نمیزد

‫چه بد

‫زیاد هم بد نبود

‫هالیوود؟

‫حالا میخوایم تو هالیوود چیکار کنیم؟

‫لیبی میخواد بره تو سینما

‫اون رقصیدن هم به زور بلده ‫فکر کردی تو کدوم فیلم راش میدن؟

‫اون دختر با مزه ایه ‫براش کار پیدا میشه

‫ما چیکار کنیم؟ ‫یه کاریش میکنیم

‫داری مثل لیبی حرف میزنی

‫من فقط میخوام از اینجا برم ‫ریتا سو

‫گوش کن... اگه بدون کار از اینجا بریم

‫باید تا اخر عمرمون گشنگی بکشیم

‫با هالیوود رفتن هیچی درست نمیشه

‫این خانواده باید پیش هم بمونه

‫امشب یه نمایش هست

‫و من یه شریک لازم دارم

‫اون نمیخواد دیگه اینجا بمونه

‫بهش میگن بلوند خوشم اومد

واقعا؟

‫انگار زیاد خوشت نیومده ‫نه اونقدر

‫مامان که خیلی غر زد ‫میدونم

‫اره اما برام مهم نیست

‫الان دیگه حس نمیکنم خودم باشم

‫اگه بخوای بری تو فیلم ها باید بلوند باشی

‫مثل جین هارلو ‫یا تلما تاد. اون برای خودش یه کافه زده

‫کافه تلما تاد ‫اون تو یه اپارتمان زندگی میکنه

‫میگن از پنجره اش اقیانوس معلومه

‫حالا میخوای چیکار کنی؟ ‫یه راست میخوای بری پیش تلما تاد؟

‫من نقطه مشترک باهاش دارم

‫با یه نقش خیلی کوتاه

‫میتونم یه ستاره تو هالیوود بشم

‫حالا نقطه اشتراکت چیه؟

‫ما تو یه روز بدنیا اومدیم... 29 جولای

‫خوبه ولی چطوری میخوای ‫بری هالیوود؟

‫فردا راه میفتیم

‫فردا؟

‫جدا؟

‫من دیگه نمیتونم اینجا بمونم

‫دیگه بعد از اتفاقی که افتاد ‫نمیتونم برقصم

‫مامان میگه میتونه ‫اما نمیدونم چطوری

‫وقتی از اینجا بری ‫حال و روزت بهتر میشه

‫میدونم

‫اینو مطمئنم

‫میدونم اوضاع خیلی بهتر میشه

‫میخواستم اگه بشه ‫اینده ام رو بخونی

‫میدونم مامانت از من خوشش نمیاد ‫البته

‫مثل بقیه مشتری ها دو دلار بیار

‫مامانم چیزی نمیتونه بگه

‫دو دلار؟ ‫بهت قرض میدم

‫مثل اینکه روتی میخواد ‫دوباره برنامه اجرا کنه

‫اون پسره خیلی قشنگ داره پرده رو نقاشی میکنه

واقعا؟

‫روتی خیلی دوست داشت این روز رو ببینه

‫مردها خیلی دوست دارن رقص باسنش رو ببینن

‫تو خیلی دوست داری از این ‫حرف‌ها بزنی

‫تو به کارت برس

‫ولی میخواستم درباره کارمون ‫باهات حرف بزنم

‫میشه به بابای کورت بگی که ‫من علاقه ای به حرف زدن ندارم؟

‫فکر کردی میتونی از

‫صحبت با لودز کور فرار کنی؟

‫شاید به حقیقت درباره روتی و اسکادر علاقه داشته باشی

‫توجهش جلب شد

‫بهت جریان نجات پیدا کردنش ‫از نیش مار رو گفته؟

‫اون کمکش کرده ‫همینقدر میدونم

‫واقعا؟ تحت تاثیر قرار گرفتم

‫حتما اینم بهت گفته که...

‫بعد از اینکه نجاتش داد

‫چطوری مثل بقیه افرادی

‫که کمکش کردند بردش تو تختش

‫فکر کنم آقا پسر تازه

‫دفعه اولشه که این حرفو میشنوه

‫داستان صبحت الکی بود ‫چی؟

‫تو و اسکادر مگه چیه؟

‫تو باهاش خوابیدی ‫چی؟

‫حقیقت داره... درسته؟

‫این به تو ربطی نداره

‫تو هر کی بیاد سر راهت ‫باهاش میخوابی؟

‫من جوابی به تو ندارم بدم ‫تموم این مدت داشتی بهم دروغ میگفتی

‫تو هیچی نمیدونی ‫تو یه درغگویی

‫گیب... بس کن

‫گیب... بذارش زمین

‫بذارش زمین... ادامه نده

‫بس کنید ‫چیکار داری میکنی؟

‫من تامی دولان ‫همراه با یک داستان دیگه هستم

‫من با ول تمپلتون و ‫همسرش کورین هستم

‫ما در خونه زیبا و بزرگشون

‫در مینترن کالیفرنیا هستیم

‫ول تو مینترن شخص مهمیه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left