د خپرونې معلومات

The Real Has Come E14 WEB-DL KoreanAngels
د لخوا تبصره shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2023-05-28
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

باید کیک رو آورده باشن

عزیزم هدیه رو گرفتی؟

هدیه ؟ برای یون دوو؟ چیه؟

وای خدا حلقه های الماسه

پدر چند قیراطه؟

چطور نگرانی نکنه از مال تو گرونتر باشه؟

اصلا گرون نیستن

انگار انگشتهاشون یه چیزی کم داشت

وقتی بعد از بدنیا اومدن بچه عروسی گرفتین

هر چی که دلتون خواست بخرین

بیا

چرا نگاه میکنی دست هم کنید

چی؟

چشم

- دستت رو میدی؟ - باشه

خدایا چقدر خوشگله

یون دو، تو هم همینطور یالا

باشه چشم

- اوه... خانم جانگ - وای ترسیدم

وای خدا

ببخشید که سر شام مزاحم شدم

ولی باید بهتون یه چیزی رو می گفتم

...من

نمیرم شعبه آمریکا

یعنی چی شعبه آمریکا نمیری؟

خیلی بهش فکر کردم، اما نتونستم این کارو بکنم

معذرت میخوام

فکر کردم بحثش تموم شده

دلیل این تصمیم ناگهانی چیه؟

یه مشکلی برا خانواده ام پیش اومده

مشکل؟ برا پدر و مادرت؟

دوباره مشکل مالی دارین؟

...فکر کنم

میخوان طلاق بگیرن

چی؟

طلاق؟

مادر و پدرت میخوان طلاق بگیرن؟

بله

چرا انقدر یهویي؟

عزیزم

رابطه شون مدتهاست که خرابه

به خاطر ازدواج من جلوی خودشون رو می گرفتن

وای خدایا

بخاطر به هم خوردن عروسیش با ته کیونگ اینجوری شده

ببخشید که بخاطر همچین چیزی نگرانتون کردم

درک می کنم

دیدن جدایی پدر و مادرت باید سخت باشه

گریه نکن

معذرت میخوام

حالا که پدر و مادرم دارن اینجوری می کنن

من دیگه کسی رو ندارم که بهش تکیه کنم

بخاطر همین یاد شما افتادم

گفتن نداره

...منم خیلی بدون تو

ناراحت و معذب بودم

حتما این روزها به شماهم سخت میگذره

وقتی دیدم خانم لی سرتون داد میزد از جلسه خانوادگی برید

واقعا جا خورده بودم

فکر کردی فقط همین بوده

حالا که قراره نوه دار بشه منو هیچ جاش حساب نمی کنه

خدایا

کی می دونست که من باید تو خونه خودم دست به عصا راه برم

خانم یون

یه چیزی هست که شما باید بدونی

چی؟

چی شده؟

خانم جانگ دیروز اومده بود ساختمون کوچکه

چی؟

گفت باید قبل از رفتن دنبال یه چیزی بگرده

گفت یه چیزی داره آزارش میده

احتمالا طلاق پدر و مادرش بوده

چرا به من نگفتی؟

من واقعا نمی خواستم بهت بگم

برا همین از دست من عصبانی بودی؟

لحظات پرتنشی داشتیم

من عصبانی بودم

حس میکردم از وقتی با تو آشنا شدم خیلی چیزا سرم اومده

من چی؟

فکر کردی من به خاطر تو چیزهای زیادی رو پشت سر نذاشتم؟

چی ...مثلا چی؟

فراموشش کن

چی؟ سه ماه؟

...بله دیروز وقتی اتفاقی

رفته بودم ساختمون کوچکه دیدمش

دختره قصد داره بعد از سه ماه تنها زندگی کنه

تنها زندگی کنه؟ پس ته کیونگ چی؟

نمیدونم نقشه اش چیه

نکنه داره ته کیونگ رو گول میزنه

منظورت چیه؟

یه کم بهم وقت بدین

خودم پیداش می کنم

...وقتی پیداش کردم

اوضاع رو بر میگردونم به همونطور که شما می خواستی

همونطور که من می خواستم؟

بله

همه اینها به خاطر خانم اوه اتفاق افتاده

وقتی اون زن رفت

خانم لی هم دوباره سر به راه میشه

من هم میتونم برگردم تا دوباره کنارتون باشم

درسته ، حتی از حرفشم خوشم میاد

باشه چطوری می تونم بهت کمک کنم؟

...خب موضوع اینه که

یون دوو به خاطر خانم جانگ حتی نتونست شمع هاشو فوت کنه

این همه وقت چی دارن به هم میگن؟

حتما مادر بزرگ داره بهش دلداری میده

بیچاره خیلی نارحت بود

رئیس گونگ ، خانم لی

خانم یون کارتون دارن

معذرت میخوام که امشب مزاحم شدم

با اجازه مرخص می شم

قراره برگرده، مادر؟

میخوای بذاری خانم جانگ برگرده دفتر منشی؟

خودش ازتون خواست؟

نه ، من بهش گفتم

خانم جانگ گفت نمیخواد اما من ازش خواستم

خانواده اش به خاطر ما نابود شده

...به نظرت این بهترین راه

برا بخشش این ظلمی که بهش شده نیست؟

نه آخه ، این مسئله فرق داره

اینجوری ته کیونگ و یون دو معذب میشن

بعدشم، ما به اندازه کافی بهش غرامت دادیم

چرا وقتی خودش نمی خواست شما اصرار کردی؟

زخم های قلب با پول درمان میشه؟

!مادر

بخاطر اینکه من خودم بهش احتیاج دارم

تو بعد از استعفای خانم جانگ از من مراقبت کردی؟

...تو که فقط مثل

یه پیرزن به درد نخور باهام رفتار کردی

...مادر من کی

به هر حال بهتون گفتم

اگه نمیخوای تو دفتر برات کار کنه بذار واسه من کار کنه

وگرنه از این خونه میرم

چی؟

ما یه راهی پیدا می کنیم ، مادر

باشه

من روز به روز پیرتر می شم لطفا بذار به آرزوم برسم

من بهت اعتماد دارم، پسرم

ما نمی تونیم اجازه بدیم خانم جانگ برگرده شرکت

باید یه جوری جلوش رو بگیری

سه جین تو شرایط سختیه

نمی تونیم بذاریم اطراف ما بچرخه

منظورت چیه تو؟

...آدمی که حتی در مورد نازا بودنش

به ته کیونگ دروغ گفت تا باهاش ازدواج کنه

چی؟ نازا؟

من حتی نمی خوام در موردش حرف بزنم

اگه میخوای بیشتر بدونی برو از مادر بپرس

خودش از همه چی خبر داره

...جلوی برگشتن خانم جانگ رو بگیر

قبل از اینکه یون دو در موردش بشنوه

وگرنه من دست رو دست نمیذارم تماشا کنم

نگاه کن این دوست پسر سابق من جی ـه

میدونی که اگه همزادها همو ببینن می میرن

اگر با جی روبرو بشی، میمیری مراقب باش

وای مامانم اینها ، خیلی ترسیدم

فکر کردی این منو می ترسونه؟

به عنوان یه ترسو خوب فیلم بازی کرد

حقش بود تا دیگه به من نگه استالکر

نگاه کن این دوست پسر سابق من جی ـه

آقا

این صورت منه، مگه نه؟

من اوه دونگ ووکم، نه؟

خیلی کوفت کردی

کم مشروب بخور پاشو برو خونه

من باز تو مصاحبه شکست خوردم

...من

از بس احمقم

تقصیر این کفش هاست

تقصیر شوهر خواهرمه

"اوه دونگ ووک؟"

چرا دونگ ووک بهش پیام میده؟

ازت خواستم یه کفش رو انتخاب کنی

من باز تو مصاحبه رد شدم

اگه وجدان داری

برام تو شرکت بابات کار پیدا کن

"برام کار پیدا کن؟"

خاک تو سر

این چیه؟

کی گروه زدن؟

داره"o"دوتا good

دوتا داره"God "ولی

من متولد سال اسبم نه بز

بعدشم من از طالع بینی متنفرم

من چی؟

فکر کردی من به خاطر تو چیزهای زیادی رو پشت سر نذاشتم؟

منظورش این بود؟

مامان زده به سرت؟

کاری که میگم بکن

همین الان کاری رو که گفتم بکن

این چیه؟

"کانگ بونگ نیم چت روم را ترک کرد؟"

چرا همه با هم رفتن؟

نکنه جواب ندادم ناراحتن؟

چه بهتر

من فردا نمیرم افتتاحیه

تو هم مجبور نیستی بری

چرا یهو نظرت رو عوض کردی؟

چند روز پیش قول دادی با هم بریم

مامان گفت تو سرت شلوغه اذیتت نکنم

باشه؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left