Flower of Evil (Akui Kkot / 악의 꽃)

Flower of Evil (Akui Kkot / 악의 꽃)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Flower of Evil S01 All Episodes - tvN WEB-DL & AppleTor
د لخوا تبصره WandaMax
Sync by Wanda - 💛 ترجمه پروموویز 💛

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2022-06-23
ډاونلوډونه: 49
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

لی

لی جون

لی جون گی

مون

مون چائه

مون چائه وون

سو جانگ

سو هیون جانگ هه

سو هیون وو جانگ هه جین

گل

گل شیطان

بهت بگم که....من چطور آدمی هستم؟

من از این به بعد بیشتر عاشقت میشم

واقعا باهات مهربون میشم

اون وقت، تو یه لحظه،همه چی عوض میشه

انگار که دروغــه

اوه،نه!ساعت 4 شده

الان وقت اینکارا نیس،دیرمون شده

ای خدای من،شرم و حیا نداره که این مرد

اگه مشتری بیاد تو،چــی؟

خودت بودی که با مودِ آهنگ جوگیر شدی

کارا مغازه رو زود تموم کن و برو بالا

بهترین لباس یون ها رو تنش کن

از اوناییکه مارکش قشنگ معلوم باشه

من باید برم خشکشویی لباسامونو بگیرم

داریم میریم یه شام خودمونی بخوریم چرا اینقدر برات مهمه؟

چی؟؟- اشکالی نداره دیگه؟-

من که نه،نگران توئم که معذب باشی

باید حداقل اینطوریم شده همدیگرو بیشتر ببینیم

ناسلامنی پدر و مادر شوهرمن

پدرومادربزرگِ یون ها هم هستن

من از مامان بزرگ میترسم

چرا از مامان بزرگ خودت میترسی؟

مامان تو خودتم ازش میترسی

من کِـی ازش ترسیدم؟؟؟

به بچه آداب معاشرت یاد ندادی؟

...اینطوری میکنه چون

یادشه دفعه قبل چطور در رو رومون بستی

خودتون با اصرار خودتون اومدین

راحت رسیدین؟ امیدوارم زیاد با زحمت پیداش نکرده باشین

مشکلی نداشت

یون ها،اون کاریکه قبلا باهم تمرین کرده بودیم رو انجام میدی؟

زود بـآش

مامان بزرگ،بابابزرگ

دوسِتون دارم

بریم تو دیگه،پاهام درد میکنن

مامان بزرگ از من بدش میاد

نـه،چیزی نیس

اگه چند دفعه دیگه تکرار کنی،جواب میگیری

اشکالی نداره

تـولـدت مبـارک- تـولـدت مـبـارک-

تـولـدت مبـارک- تـولـدت مـبـارک-

تولدت مبارک،بابای دوست‌داشتنیم- تولدت مبارک،همسر دوست‌داشتنیم-

تـولـدت مبـارک- تـولـدت مـبـارک-

فوت کن

یون ها

بابا،تـولـدت مبـارک

کادوت هم منــم،بک یون ها

جدی؟؟کادوی خیلی خوشگلی هست

اینم کادوی مـن

لازم نبود که

خوشم اومد،ممنون

حرف اول اسمت روش حک شده

دستت درد نکنه

مامان،دسشویی دارم

باشه،بریم دسشویی

مارو دعوت کردی،خودنمــایی بکنی؟

خب نمیومدین،چرا اومدین؟

میتونستین بهونه بیارین

جشن تولد پسرمم نمیتونم بیام؟

الان حس میکنی زندگیت کلا متعلق به خودته؟

نه بـابـا

هیچوقت حتی یه بارم متعلق به خودم نبوده

بخاطر همین اصن نمیدونم چه حسی داره

تو الان داری بهم طعنه میزنی؟

...اگه بخاطر من نبود،تــو

بسه

ما هممون تو یه قایقیم

اگه نمیخواین قایق غرق شه،بهم نَپَریـن

بریم بشینیم- باشه-

....هی سونگ،من باید

باشه،من برسونمت؟

نه،اشکالی نداره،تاکسی میگیرم

مادرجان،پدرجان،معذرت میخوام

یه کاری برام پیش اومده

...داری بخاطر پارسال که بهت خوش‌آمد نگفتم

اتنقام می‌گیری؟

نه،مادرجان

...من امروز واقعا دلم میخواس یه شام مفصل مهمونتون کنم

سرده،اینو بپوش حداقل

نه

چیکار کنم؟؟بازم ناراحتشون کردم

اشکال نداره

با اجازه

انگار خیلی احمقـه

همسرتو میگم

...این یعنی ما نمیدونستیم که

همچین ازدواج موفقی خواهی داشت

ما نیمه گمشده همیم

من و جی وون

چی؟؟

تو سابقت خرابه و اون هم پلیسه

و میگی نیمه گمشده همین؟؟

خوب بلدی آدمو بخندونی

عین این آدمای نرمال شدیــا

صادق باش

این برای ما موضوع مهمیه

...بچه دار شدنتون

باعث شده حس خاصی نسبت بهش پیدا کنی؟

جی وون هر چی ببینه همونو باور میکنه

منم فقط همون جیزی که دلش میخواد رو بهش نشون میدم

بخاطر همینم

بنظرم جی وون خیلی سهل الوصوله و آسونه

....بخاطر همین

لازم نیست نگران ما باشین

امروز حدود ساعت سه بعد از ظهر ...یه پسرو بی هوش

با اسیب جدی سر ،توی

راه پله های اضطراری به آپارتمان توی سوکین دونگ سئول پیدا کردیم

اسمش کیم این سوعه‌.12 سالشه

این سو- این سو-

خوبی؟

...اولین حرفی که بعد یه مدت ساکت بودن گفت

بابا

بابا بود

میخواست منو بکشه

"بابا.بابا بود"

...با توجه به گفته های بچه هه

برو پایین

بابا خیلی خسته شدم

واسه امروز بسه

برو پایین- سختمه-

این چیه ها؟این چیه؟

خودت حالت از خودت به هم نمیخوره؟

بب...ببخشید

کیم این سو- بله؟-

من هربار نگات میکنم از عصبانیت عین دیوونه ها میشم

نمیتونم باور کنم همچین بچه ای، پسر منه

دروغ میگه. دروغه

این سو داره بهتون دروغ میگه

...پس دارین میگین

...یه پسر بچه ی 12ساله داره به ما دروغ میگه که

باباش برای اقدام به قتل بره زندان

"اقدام به قتل؟"

...یه پسر بچه توی یه راه پله که

نه دوربین مدار بسته داشته نه شاهدی بوده آسیب دیده

باباشم که یهویی غیب میشه

بچه هه هم ادعا میکنه باباش مقصره

واسه ما طبیعیه که فرض کنیم شما سعی کردین بکشینش

میدونین نه؟

افرین ادامه بده

این درسته که مجبورش کردم از پله ها بره بالا

افرین

ولی با چیزی که این سو گفت فرق داشت

میتونی این سو. تقریبا رسیدیما

افرین همینه

بله اون سوک

الان؟باشه میام

این سو برو خونه

من بعد شام میام

نرمش یادت نره ها

همش همین بود

دوستم زنگ زد و گفت اومده اونجا

...و یکم باهم مشروب خوردیم

تا اینکه زنم بهم زنگ زد

کاراگاه

چجوری یه پدر میتونه با بچه ش اینکارو کنه؟

پسر یکی دونه م

وحشتناکه

واقعا با عقل جور در نمیاد

دارین چیکار میکنین؟

با دوستات کالبی و سوجو

خوردی؟

بله

فکر میکنین واقعا به بچه ش صدمه زده؟

خیلی ادم شریفی به نظر میاد

هشتاد درصد کودک آزاریا توسط والدینشون انجام میشه خنگول خان

جی وون، تو چی فکر میکنی؟

فکر میکنم بی گناهه و این کارو نکرده

هرکی بازجویی میشه ادعا میکنه بی گناهه

داری ناامیدم میکنی

اینجوری نیست.دمپاییاشو ببینین

دمپایی؟دمپاییاش چشه مگه؟

با توجه به لباسش،فکر نکنم دمپایی خودش باشه

مال رستورانه

یعنی وقتی شنیده پسرش آسیب دیده شامو ول کرده‌ دوییده اومده

بعدشم فقط یه جورابش کثیفه

دمپاییا حتی اندازه شم نبودن

پس وقتی میدویده از پاش درومده

فکر نمیکنین این یعنی اینکه بی گناهه؟

واقعا که محشری

اون...مشکل توعه

چی؟- به شواهد زیادی اعتماد داری-

قبل مدرک باید به طرف نگاه کنی

...راستشو بگو

دمپاییارو ندیدی،نه؟- ببند-

پس باور میکنی که واقعا میخواسته بچه شو

بکشه؟

گوش بدین

...همین که وارد اتاق بازجویی شدم

باهاش چشم تو چشم شدم و

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left