L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

L A s Finest S02E05 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
په خپور شو: 2022-06-07
ډاونلوډونه: 12
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- اون دیگه چه کوفتی بود؟ ‫- بریم

‫آنجلا، داره ازت خون میره

‫- چیزیم نمیشه ‫- صبر کن ببینم، تیر خوردی؟

‫یالا. باید ببرمت بیمارستان

‫بیمارستان نه

‫دارمت، دارمت، دارمت

‫خیلی‌خب، رفتی؟

‫کجا بریم؟ آنجلا

‫آنجلا! ریدم توش!

‫ببین، کمک احتیاج دارم

‫این طرف

‫دهنتو

‫این دیگه چه کاری بود؟

‫گفتم بیمارستان نه

‫این چه جور میانبریه؟ فکر کردم ‫لس‌آنجلس رو عین کف دست می‌شناسی

‫واقعاً هم می‌شناسم

‫ولی دوست من، اینجا گولتائه

‫میری کمکش کنی از مسیر خارج بشه؟

‫عمراً

‫اصلاً نزدیکش نمیشم

‫ببین، باید بریم

‫آکادمی سنت کروی تنها سرنخ ‫توی پرونده‌ی جن‌ـه

‫خب بر اساس چیزی که اینجا نوشته...

‫گاوها می‌تونن تا 14 ساعت ‫یه جا وایستن

‫وای نه

‫نه، بیخیال

‫الان نیم ساعته اینجاییم

‫و بله، خوراکی‌هامون تموم شد

‫دهنتو، یه ذره آروم‌تر

‫- چیه؟ ‫- خیلی سریع داری جواب میدی

‫- فقط دارم پیام میدم دیگه ‫- نه

‫پاسخ دادن به پیام بعد ده ثانیه...

‫مال دختر کوچولوهای بانمکه

‫نوجوون‌ها اینطور پیام میدن

‫خدای من. دیشب عشق و حال کردی، مگه نه؟

‫چی؟ نه

‫چرا ذهنت همیشه انقدر کثیفه ‫و بدترین فکرا رو می‌کنی؟

‫نه، عشق و حال نکردم

‫خب می‌دونم چطور شروع میشه

‫آره. «سلام، بیا یه گیلاس مشروب بزنیم»

‫«می‌خوای یه کم مونوپولی بازی کنیم؟»

‫چشم که به هم می‌زنی...

‫دراز کشیدی روی ماروین گاردنز... ‫(بخشی از بازی مونوپولی)

‫اونم تا دسته کرده توی صندوق اجتماعیت

‫اولاً که ریدی به مونوپولی برام رفت

‫دوماً چرا همیشه انقدر ذهنت کثیفه؟

‫فقط با هم حرف زدیم

‫اگه می‌زدید نفت در بیاد بهتر بود

‫اونوقت واسه چی؟

‫چون بیشتر بهتون خوش می‌گذشت

‫- راست میگی ‫- کنجکاوم بدونم

‫بهونه‌ات چیه؟

‫واسه چی؟ بهونه می‌خوام چیکار؟

‫خیلی‌خب، اینو تصور کن. تو و لوکا...

‫توی بار نشستید و دارید مشروب می‌خورید

‫یکی از کارکنان کمپین انتخاباتی پاتریک ‫تو رو می‌بینه

‫چی بهش میگی؟ ها؟

‫بهش میگم: «ایشون لوکا هستن»

‫«رفیق عرق‌خوریم»

‫«جناب کارمند کمپین ناشناس»

‫خیلی‌خب، بینز میگه آهنگ بلند بذاریم

‫واسه چی؟

‫به گمونم بهشون اضطراب میده. ازش متنفرن

‫صبر کن ببینم، نه، نه

‫کسی بهت اجازه نداد به رادیوی من دست بزنی

‫در ضمن شرمنده، نه. موسیقی کانتری؟ نه

‫نه، نه، نه

‫چیه؟ یه گاوه. گاوها عاشق ‫موسیقی کانتری هستن

‫فعلاً کوچولو

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫آهای، به خیالت داری چیکار می‌کنی؟

‫اون ون منه، رفیق. کلید از کجا آوردی؟

‫چیزی نیست. فقط دارم ‫دستورالعمل‌ها رو دنبال می‌کنم

‫دستورالعمل‌ها؟ بزن به چاک رفیق

‫ببین، دنبال دردسر نیستم

‫- مک‌کنا ‫- چیه؟

‫خدای بزرگ

‫شرمنده که همه‌چی توی این مدرسه‌ی کوفتی ‫ماقبل تاریخه

‫این صندلی احمقانه و این سیستم بایگانی

‫هیچی دیجیتال نیست

‫منم جن رو توی هیچ یک از ‫این فهرست‌ها تا 15 سال پیش...

‫پیدا نکردم ولی چندتا اِما پیدا کردم

‫حتماً جن هم یه جایی همین‌جاهاست

‫بیا بازم بگردیم

‫نه

‫نه

‫یه اِمای دیگه پیدا کردم

‫اِما میچل

‫خب این عجیبه

‫جمله‌ای که گفته این بوده: «تا ابد ‫دلم برات تنگ میشه»

‫«روحت شاد»

‫ممکنه همون اِما باشه که دنبالشیم

‫به نظرم سرچ کن...

‫"مرگ اِما میچل"

‫یک قاتل سریالی به قتل...

‫"نوجوان گمشده، مالری میچل اعتراف کرد"

‫خدای من

‫- جن‌ـه ‫- اسم واقعی جن، مالری میچل‌ـه؟

‫اِما هم خواهرشه

‫ولی یه قاتل سریالی که جن رو نکشت

‫به زودی این پرونده‌ی محله‌ی کره‌ای‌ها رو ‫حل می‌کنیم

‫چی میگی واسه خودت؟ ‫وینزلو هرگز وا نمیده

‫داریم نزدیک میشیم

‫عملاً یه کلمه هم حرف نزد. بیا

‫ببین، متوجه‌ام. خودم اونجا بودم

‫اون روبن و چوی رو کشته و ما هم ‫هیچی نمی‌دونیم

‫خجالت‌آوره

‫خیلی‌خب، ببین. کاری که داره می‌کنه...

‫همون روش بی‌محلیه

‫حله؟ می‌خواد بره روی مخمون و کاری کنه ‫تسلیم بشیم

‫ولی این که اینجاست...

‫این مکان امن ماست

‫این جنگ‌افزار ذهنی ماست

‫اون درست همونجاییه که می‌خوایم

‫- نذار بره رو مخت ‫- نذاشتم

‫فقط مسئله اینجاست که ‫هیچ سرنخی نداریم

‫گوش کن. تنها راه شکست وینزلو...

‫توی بازی‌های ذهنیش ایستادگیه

‫می‌ذاریم توی اون سلول بپوسه ‫تا مُقُر بیاد

‫آهای، دوتا نامه‌ی تأییدشده دارید

‫ها؟

‫- چی هست؟ ‫- چه می‌دونم

‫تو اول مال خودتو باز کن

‫خیلی‌خب

‫بلیط کنار رینگ بوکسه

‫- یعنی درست کنار داورها ‫- چی؟

‫آره

‫- بخش... ‫- داورها؟

‫پسر، میریم کنار دریک می‌شینیم

‫- ریکی لیون بهمون حال داده ‫- وای. خیلی‌خب

‫بازم هست

‫یه نوشته برامون فرستاده؟

‫"کارآگاه‌ها، شما قهرمانان واقعی ‫لس‌آنجلس هستید"

‫"بی‌صبرانه منتظرم شب شنبه ‫گوشه‌ی رینگ ببینمتون"

‫"یه چیز اضافه هم گذاشتم که..."

‫صبر کن ببینم. این یه جور رشوه‌ست؟

‫نه، به این میگن قدردانی

‫قاتل روبن رو دستگیر کردیم. این تشکره

‫آره، آره. مثل تشکر می‌مونه

‫حاجی

‫- کارت ورود به پشت صحنه ‫- چی؟ نه!

‫وای نه

‫- وی‌آی‌پی، عشقم! ‫- خدای من

‫وای، به همه نشونش میدم

‫صبر کن ببینم، حاجی من ندارم

‫- وای، به همه نشونش میدم ‫- من ندارم!

‫اون داخل با اون پلاستیک حبابیه

‫نه، همه‌ی پلاستیکای حبابی رو گشتم

‫من... بین...

‫وای، بوی گاو میده

‫به گفته‌ی گزارش پلیس گولیتا...

‫مالری سال 2006 ناپدید میشه

‫بعدش حدود یه سال بعد...

‫یه قاتل سریالی محکوم‌شده، ‫توی زندان، لئونارد ایوری...

‫به قتل مالری اعتراف می‌کنه

‫واسه همین پرونده‌ی مالری رو مختومه می‌کنن

‫ولی تا اون موقع مالری تبدیل شده بوده به ‫جن استرایکر و توی لس‌آنجلس زندگی می‌کرده

‫می‌دونی، برام سواله که...

‫شاید اِما یه چیزی بدونه

‫آره، اگه بتونیم پیداش کنیم

‫ظاهراً بعد از مختومه شدن پرونده...

‫میچل‌ها از گولیتا رفتن

‫اون چیه؟

‫ها؟

‫اونجا روی زمین

‫نمی‌دونم

‫اتفاقاً می‌دونی

‫البته که می‌دونم. ولی مهم نیست

‫پس چرا اونجاست؟

‫می‌دونی، خودمم برام سواله...

‫- چون نباید اینجا باشه ‫- به خاطر چهارتا پیام...

‫به رفیق عرق‌خوریم کلی کسشر بهم گفتی...

‫بعد کالووی باهات اومده زیر یه سقف

‫نه، نه، اون اینجا زندگی نمی‌کنه

‫کشوی بالایی کمد مال اونه یا پایینی؟

‫می‌دونی چیه؟ این گفتگو دیگه تمومه

‫وسایلت رو بردار بریم. بریم

‫بعدش می‌خواید یه توله‌سگ بگیرید؟

‫به نظرم بهتون می‌خوره خانواده‌ای باشید ‫که یه سگ دوبرمن دارن

‫پشمام، ریکی بهت نارو زد داداش

‫ببین، ریکی می‌دونه که من ‫طرفدار پر و پا قرصشم. حتماً اشتباه شده

‫ببین، در واقع احتمالاً ‫این کارت عبور واسه منه

‫خیلی‌خب، گوش کن واکر

‫اگه مال تو بود...

‫توی پاکت تو به آدرس تو بود

‫آهای!

‫شب مبارزه‌ی ریکی لیون!

‫اگه گفتید کی توی جایگاه وی‌آی‌پیه؟

‫حاجی‌تون بینز توی وی‌آی‌پیه!

‫واقعاً اون کارت رو نمیدی بهم؟

‫نه داداش. شرمنده. می‌دونی چیه؟

‫بیا مال تو. ایسگاهتو گرفتم

‫- شوخی می‌کنم ‫- ایسگاه گرفتی؟

‫نه!

‫این شوخیه؟ همه‌تون با هم نقشه کشیدید؟

‫یه نفر داره با ترس‌های من ‫شوخی می‌کنه، واکر

‫- آها، اون قضیه‌ی دلقک ‫- بگیرش، واکر!

‫خیلی‌خب، چیزی... خیلی‌خب

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left