Unseen Enemy

Unseen Enemy

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Unseen Enemy (2025) 720p WEB-DL YIFY
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم دشمن پنهان

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-12-31
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس shine021

دشمن پنهان

- سلام بیبی. - سلام.

سلام.

حاضری بریم پارتی؟

معلومه که هستم.

سوزی!

- چه غلطی کردی؟ - 'اِپریل'.

سیروس، چه گندی زدی!

'اِپریل'، باید دهنتو ببندی، فهمیدی؟

- چه گندی زدی! - 'اِپریل'، خفه شو!

برو گمشو تو دستشویی!

هی! هی، پاشو!

یالا.

وسایلتو جمع کن.

و باید از اینجا بزنی به چاک.

سیروس، چه گندی زدی؟

گندش بزنن.

'لِوی'!

منم!

'سالی'؟

آره.

ای خدا، 'لِوی'.

بیا.

آره، ببخشید بابت این چیزا دیگه...

باورت میشه یا نه، رفیق، ولی واقعا خوشحالم که میبینمت.

کاش منم میتونستم همینو بگم.

چطوری سر کردی؟

خب، میدونی که، من اونقدر

آفتاب و آب دیدم که تا یه مدت خیلی طولانی برام بسه.

الان دیگه...

آماده رفتنم.

دارم میرم.

و واسه همینه که تو امروز اینجایی.

هیچ سرنخ درست و حسابی وجود نداره.

هیچ شاهد جدیدی پیدا نشده.

هیچکدوم قابل اعتماد نیستن.

بابا، تو که میدونی قضیه از چه قراره.

آروم آروم پیش میره.

خب، نمیتونی بری یه تکونی به خودت بدی چند تا سرنخ پیدا کنی؟

میدونی، شروع کنی مردم رو چلوندن؟

ما باید طبق قانون پلیس پیش بریم، 'لِوی'.

از لحاظ آماری، این بهترین شانسه ماست

که تو رو از اینجا خلاص کنیم.

یعنی تو از اون سر دنیا از

کانادایی ها انتقالی گرفتی که فقط بیای اینجا هیچ پرونده ای رو حل نکنی؟

'لِوی'، بیخیال.

یه چیزی بالاخره پیدا میشه.

تو که از همه بهتر میدونی هیچکی نباید بفهمه من اینجام.

من میرم شما دوتا با هم یه کم خوش بگذرونید.

از دیدن تو هم خوشوقتم، 'لِوی'.

چطوری؟

'مریسا'، چی میخوای؟

'سالی' گفت داره میاد دیدنت.

واسه همین گفتم یه زنگی بزنم ببینم اوکی هستی یا نه.

آره.

آره، خیلی حال میده اینجا تک و تنها باشم.

خیله خب، خیالت راحت، من خوبم.

اوهوم. معلومه.

ببین، راستش خیلی امیدوار بودم بتونی یه کمکی بهم بکنی.

'مریسا'...

آخرین باری که بهت کمک کردم، کارم به اینجا کشید.

'لِوی'، اون یه کار دیگه بود. این فرق میکنه.

هرچی هست بیخیال شو.

پای 'سوزی' وسطه.

اون گم شده.

چی، 'سوزی' کوچولو؟

- صبح بخیر. - وای، شِت.

آقای کیانی.

من... من شما رو اونجا ندیدم.

راستی، حالتون چطوره؟

الان خیلی بهترم.

خوبه، خوبه.

اوم، این... این واسه منه؟

اون مشکل که تا الان باید حل شده باشه، درسته؟

واسه چی؟

نه، نه، بابا داشتم سر به سرت میذاشتم.

فقط یه شوخی بود.

آره، آره، همه چی ردیف شده.

خوبه.

واسه اینجور پولایی، بهتره خیال آدمو راحت کنین.

اوه، ببین، ببین، گوش کن، وقتی میگم

همه چی ردیفه، باشه؟ همه چی ردیفه.

و این تمام چیزیه که باید بدونی.

آخ، انگشتم! انگشتم!

نمیخوای بدونی اگه اشتباه ازت سر بزنه چه بلایی سرت میارم.

آره...

نمیتونین از من، پدرش، انتظار داشته باشین

که بشینم یه گوشه و هیچ غلطی نکنم.

تو داری یه کاری میکنی.

تو داری از خودت محافظت میکنی.

و با این کار، داری از خونوادت هم محافظت میکنی.

خب، اوم، 'آوا' چطوره؟

هوم، آره، داره چرت میزنه.

میخوای بیارمش؟

نه، نه، نه، نه، نه. تو، اوم، بذار بخوابه.

منظورم اینه که فردا مدرسه داره، درسته؟

آره، باید خودمو براش آماده کنم.

خب، چه خبر؟

خب، صمیمی ترین دوست دوران مدرسه ات امروز اومد پیش من.

منظورت صمیمی ترین دوست خودته؟

چی کار داشت؟

خواهر کوچیکترش 'سوزی' رو یادت میاد؟

- آره. - آره.

خب، ظاهراً که گم شده.

اوه، نه.

میخوای چیکار کنی؟

من میخوام چیکار کنم؟

هیچی.

بابا، عزیزم، گوش کن.

ما خودمون هزار تا مشکل داریم، فهمیدی؟

ما اینجا جامون امنه، 'لِوی'.

تو باید همون کاری رو بکنی که همیشه میکردی.

میدونی که عاشقتم، عزیزم، درسته؟

آره.

یه ماچ گنده از طرف من بکن 'آوا'، باشه؟

آره، حتماً.

منم دوستت دارم.

بیا تو.

'لِوی'.

سلام.

ممنون که اومدی. من...

میتونم یه قهوه برات بیارم؟ چایی؟ یا...

نه، نه، نه. من خوبم. مرسی.

یه نگاه به خودت بنداز.

- آره. - آره؟

حسابی مشغول بودی.

بفرمایید بشینید.

آره.

خواهرت چه مرگشه؟

مشکلی چیزی داره؟

با 'سوزی' هیچوقت نمیشه فهمید.

چرا؟

فقط میتونم بگم بچه دردسرسازی بود.

مدرسه رو ول کرد.

تو دانشگاه هم گند زد.

دخترایی که باهاشون میگشت، آدمای درستی نبودن.

سعی کردم نصیحتش کنم.

سعی کردم هدایتش کنم به یه راه درست

ولی فکر میکنی اون به حرف من گوش میداد؟

اون خواهر کوچیکترته.

اون ذاتا به حرف تو گوش نمیده.

دقیقاً.

واسه همینه که اینجام دیگه.

مسئله اینه که، یه مدتیه هیچکی ازش خبر نداره

و من یکم نگران شدم.

ببین، 'مریسا'، میفهمم نگرانی، ولی بیخیال.

من نمیتونم الان خودمو قاطی این ماجراها کنم،

میدونی، بیام این اختلافات خونوادگی رو حل کنم.

'لِوی'، بیشتر از یه ساله که گذشته.

آره، ولی مشکل که حل نشده، درسته؟

ببین، من فقط ازت میخوام یه سرنخ رو پیگیری کنی.

یه سرنخ.

خودم این کارو میکردم، ولی فکر کنم

فقط بیشتر از این میره رو اعصابش.

و میتونی بهم قول بدی که فقط یه سرنخ باشه؟

آره. آره، فقط میخوام پیداش کنی.

خواهش میکنم، تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم.

خیله خب، ببین.

اطلاعاتتو بده ببینم چه غلطی میتونم بکنم.

عالیه.

ممنون.

خیله خب. این اطلاعات به روزه، درسته؟

اوهوم. آره. آره.

خیله خب.

ببینم چی از دستم برمیاد.

عالیه.

هی، 'لِوی'.

این عالی میشه.

برای هر دومون.

آره.

هی. اوه، عزیزم.

- هی. - هی.

چطوری؟

اوم، این 'لِوی مِلی' هست. یه... دوست قدیمیه.

اون میخواد کمکم کنه 'سوزی' رو پیدا کنم.

مثل اینکه من کارآگاه شخصیشم هستم.

ولی همه چی اوکیه، داداش.

من اینجا نیستم که مچتو بگیرم.

- خوشبختم. - منم همینطور، داداش.

خیله خب. من باهات در تماس میگیرم.

باشه.

آره.

اون اینجا چیکار میکنه؟

بهت که گفتم.

راستی، این ماه میشه یه سال که با همیم.

من کلاً یادم رفته بود.

خب، من که یادم نرفته.

واقعاً غافلگیرم کردی، عزیزم.

هوم.

قرارمون پنجاه پنجاه بود.

نمیدونم، 'اِیپریل'. چی بگم؟

- هزینه های مدیریته. - کافی نیست.

من یه سری کار دارم که باید انجام بدم، باشه؟

ببین، چیزی نیست که نگرانش باشی.

من میتونم اون پولو راحت دو برابر کنم.

فقط واسه همینی که گیرت اومده خداروشکر کن، باشه؟

ولی من باید از اینجا برم.

من دیگه از این کثافت کاریا خسته شدم، 'دین'.

لعنتی.

Unseen Enemy subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left