لومړۍ 178 کرښې.
!بچه ها، صبحونه
بچه ها؟
فيل"، ميشه بري صداشون کني؟"
.آره، يه دقيقه وايسا
!بچه ها، بياين پايين
چرا داد مي زنين؟ .خب اس ام اس مي دادين
.خب، اينطوري که نميشه .واي، عمراً بزارم اينو بپوشي
مگه چشه؟ - ...عزيزم، نمي خواي به دخترت -
چيزي در مورد دامنش بگي؟...
ببخشيد؟ !آره، خيلي جيگر شدي، عزيزم
!ممنون - ...نه، اين خيلي کوتاهه. مردم ميدونن تو يه دختري -
.لازم نيست اينو بهشون ثابت کني...
.کله "لوک" دوباره لاي نرده ها گير کرده
.ميرم سراغش
روغن بچه کجاست؟ - ...روي پا تختيه -
.نمي دونم. پيداش کن...
!بس کن
.من خيلي بدون کنترل بزرگ شدم .اينو گفته بودم
من فقط نمي خوام بچه هام همون .اشتباهايي رو بکنن که من کردم
اگه "هيلي" هيچوقت بدن لختش رو توي .ساحل فلوريدا به نمايش نميزاشت...من کارمو کرده بودم
.کارمون - .درسته -
.کارمونو کرده بودم
!پنالتي بود
.گلوريا"، تو رو خدا يه کم آروم باش"
.ما خيلي با هم فرق داريم
.اون يه آدم شهريه .تاجر بزرگيه
،من اهل يه دهکده کوچک هستم .خيلي فقير، اما خيلي خيلي زيبا
.اونجا دهکده شماره يک شمال کلمبياست ...البته تا قبل از
بهش چي مي گفتن؟ - .کشتار ها -
.بله، کشتارها
!ماني"، جلوشو بگير"
!لعنتي
!يالا، مربي !بايد اون بچه رو بياري بيرون
مي خواي بياريش بيرون؟
چطوره من تو رو بکشم بيرون؟
...عزيزم، عزيزم
چرا تو نگران بچه ات نيستي؟ !کل نيمه اول دستش توي شلوارش بود
...شش هفته پيش مي خواستم اينو بهش بگم
."من "جاش" هستم، پدر "برايان - ...سلام، من "گلوريا پريچت" هستم -
."مادر "ماني... - .ايشون بايد پدرتون باشن -
پدرش؟ .نه، نه. خيلي باحال بود
!راستش نه. من همسرشم ...گول ظاهرمو نخور
.يه لحظه لطفاً
!چقدر نازه - .لطف دارين -
...سلام، عزيزم - .سلام -
ما اونو از ويتنام به فرزندگي قبول کرديم .و الان داريم واسه بار اول مي بريمش خونه
.اون يه فرشته ست !خدا خيلي تو و همسرت رو دوست داشته
.ببخشيد، ببخشيد .بزارين بابايي رد شه
خب، چي مي گفتيم؟
الان پنج ساله که ما با هميم...درسته؟
...و بالاخره تصميم گرفتيم که يه بچه داشته باشيم
بعد از يکي از دوستاي همجنس بازمون... ...خواستيم که يه حامل باشه
.بعد فهميديم که اونا بقدر کافي داغون هستن !تصور کن يکي از اونا حامله هم بشه
.نه، ممنون
ديديش؟ ...همه جذب "ليليان" شده بودن
...و بعد...
.من مي خوام يه سخنراني بکنم - .سخنراني نمي کني -
.بايد پنج ساعت ديگه رو با اين آدما بگذروني - .درست ميگي، ولش کن -
.عزيزم، ببين دارن به اين بچه کيک ميدن بخوره
،ببخشيد، اگه ما و اين کيک نبوديم ...الان اين بچه داشت توي يه پرورشگاه بزرگ مي شد
...و محض اطلاع همه تون بايد بگم...
.عشق هيچ محدوده اي نداره. نه مليت و نه جنسيت ...خاک بر سر شما آدماي کوته فکر کنن که
."ميچل" - چيه؟ -
.داره کيک رو مي گيره
!مي تونيم براي همتون هدست بخريم
پسر، واسه چي هميشه خودتو اينجا گير ميندازي؟
.اين دفعه رو مي تونم بيام بيرون
...فقط بايد بهتون بگم .يه متخصص بايد اونو معاينه کنه
!بفرما !آزاد شدي، اکسکاليبور
.يکي از دوستام امروز مياد اينجا - کي؟ -
.شما اون پسره رو نمي شناسين - پسره؟ -
يه پسر! مي خواي ببوسيش؟ - !خفه شو -
لوک"، "الکس" چرا نميرين بيرون؟" - بريم چي کار کنيم؟ -
.با يکي دعوا کنين، خيلي حال ميده !شوخي کردم
اون کيه؟ - ...اسمش "ديلان" ـه -
،بهتره بهش بگم نياد... .چون ميدونم شماها آبروي منو جلوش مي برين
.يه دقيقه وايسا، تو پانزده سالته ...اولين باريه که مي خواي يه پسر رو بياري خونه
...يه کم هيجان زده هستم، اما !قرار نيست مايه شرمندگيت بشم
.من ميرم دوربين رو بزنم به شارژ
!شوخي کردم! بي خيال داري با کي حرف مي زني؟
.من يه باباي باحالم. با بچه هام راه ميام
،وب گردي مي کنم .خنده) استفاده مي کنم) lol توي اس ام اس هام از
OMG
WTF
.رو هم بلدم High School Musical همه رقص هاي
!مامان! بابا - چي شده؟ -
.لوک به من شليک کرد - !نمي خواستم اينطوري بشه -
حالت خوبه؟ - !نه، اين حرومزاده به من شليک کرد -
!مؤدب باش .اين فقط يه گلوله پلاستيکيه
!يه حادثه بود
گفتم اگه براش تفنگ بخري چي ميشه؟ !حالا درستش کن
.پسر...جالب نبود
همين؟
نه، قرار شده بود که ...اگه به کسي شليک کنه
.تو هم بهش شليک کني...
جدي بود؟
.آره، و حالا بايد به قولت عمل کني
!غلط کردم - !دروغگو -
!برو - .اون مي خواد بره تولد دوستش -
الان چي مهم تره، بابا؟
.مي توني بعدش بهش شليک کني. ساعت دو مياد خونه - .من نمي تونم ساعت دو بهش شليک کنم، اون موقع بايد خونه رو نشون يه نفر بدم -
ساعت سه چطوره؟
...نه، ساعت سه يه مسابقه فوتبال داره و بعدش .ساعت پنج هم مي خوايم شام بخوريم
.چهار و ربع. مي توني 4:15 بهش شليک کني .آره، فکر کنم وقتم آزاد باشه -
.شليک به لوک - !شرمنده، ديگه رفت تو برنامه -
!بي خيال
،من مي خوام فوتبال رو بزارم کنار .فوتبال، بچه بازيه
،نخير. اگه اون موقع به اون دختر زل نمي زدي .مي تونستي جلوي اون گل رو بگيري
.اون که دختر نيست، يه زنه
مي دوني، گلوريا. چرا با اون يکي مادر اون حرکت رو کردي؟
...اگه يه نفر در مورد خانواده ام چيزي بگه
.مي تونستي يه کم آروم تر باهاش برخورد کني - ...آره، اما اين مال وقتيه که اونجا زندگي کني -
!ولي من دارم اينجا زندگي مي کنم...
،لازم نيست انقدر هميشه احساساتي باشي .من فقط همينو ميگم
ماني، با من موافقي؟ - .مي خوام به "برندا فلدمن" بگم که عاشقشم -
!خدايا
.عزيزم، اون شانزده سالشه - اونوقت ايرادي نداره که همه عاشق تو بشن؟ -
!مواظب حرف زدنت باش
.مي خوام به اون فروشگاهي برم که اون کار مي کنه
،اما اول بايد بريم اون تي شرت سفيدمو برداريم .همون ابريشميه
.باشه، هر طور ميلته
،ببين، من نمي خوام يه پدرخوانده بدجنس باشم ...اما اگه يه تي شرت سفيد بپوشي و عشقت رو به يه دختر 16 ساله ابراز کني
!همونجا از ميله پرچم آويزونت مي کنه...
!ماشينو نگه دار
کجا ميري؟
.به احساساتش ضربه زدي - ...خواستم يه کم حاليش کنم -
!بابا رفته گل بچينه
.ماني خيلي احساساتيه، درست مثل پدرش .شوهر اولم خيلي خوش تيپ بودم، اما خيلي هم ديوونه بود
فکر کنم ما دائم .فقط دعوا مي کرديم و ابراز عشق مي کرديم
،يه بار، شوخي نمي کنما .با هم از پنجره پرت شديم بيرون
کدوم يکي از کارها رو داشتين مي کردين؟
!اولين باره اينو مي شنوم
اين نگرانت نمي کنه؟
.توي هواپيما خيلي کم خوابيد و الان هم کاملاً بيداره - !نگران نباش -
توي اون پرورشگاه، همه زن بودن. شايد حتماً .بايد شکل يه زن رو حس کنه تا خوابش برره
.فکر کنم احتمالش باشه
خب آخه اين يعني چي؟
،بله، وقتي منتظر بچه بويدم .چند کيلو وزن اضافه کردم
.که خيلي هم سخت بود ...اما ظاهراً بدنت يه فعاليت هاي دروني انجام ميده
.تا نيروي تو حفظ بشه... .يه چيزاييه که به فيزيلوژي مربوط ميشه
.اما اين علمه، نمي توني باهاش بجنگي
.من هيچي نميگم
.تو همه چيزو ميگي
.تا سه بشمر - ...يک - .سه -
خداي من، خوشت مياد؟ - .آره -
اين ديگه چه کوفتيه؟
،به "آندره" گفتم زماني که ما نيستيم .اينجا رو درست کنه
اين ماييم؟
بال در آورديم؟
،ما بالاي اون شناوريم .هميشه اونجاييم و ازش محافظت مي کنيم
خيلي بهت قوت قلب داد، درسته ليلي؟ ...آره، ما تو رو از هر چيزي حفظ مي کنيم اما
.نگران نباش، اوضاع طبيعيه... !باباهات شبيه فرشته شدن
ميشه به آندره زنگ بزني؟ .بگو يه چيز بکشه که کمتر همجنس بازي بشه
ديگه نبايد دوستايي داشته باشيم .که اسماشون آندره ست
.باباي مو قرمزت، خيلي بدجنسه - .نه، نيستم - .چرا، هستي -
!حتي فلفل هم توي راه فرودگاه به تو اشاره کرد - !خب، اون يه فلفل ديگه بود -
باشه، چي شده؟
من هيچوقت به خانواده ام نگفتم .که مي خوايم يه بچه رو به فرزندي قبول کنيم
.ميدونم - ميدوني؟ -
.سرزنشت نمي کنم، من خانواده ات رو مي شناسم
.اگه بهشون بگي، در مورد قضاوت مي کنن
.دقيقاً - .بعد تو عصباني ميشي -
مي دونم، و بعد يه مسئله خيلي ساده .تبديل به يه دعواي بزرگ ميشه
کي يه همچين صحنه احساسي اي رو مي خواد؟
.ممنون، ممنون که درک مي کني
.امشب واسه شام دعوتشون کردم
چي؟ - !مجبور بودم -
.تا ابد که نميشد ازشون قايم کرد
.نه، الان بهشون زنگ مي زنم قرار رو کنسل مي کنم - !نه، زنگ نمي زني -
امشب به خانواده ات ميگي که يه .بچه رو به فرزندي قبول کردي
.وگرنه بازم مجبور ميشي ازشون قايم کني .بقيه حرفاتو هم نمي شنوم
الان يعني نمي شنوي چي ميگم؟
!جواب نده، خودم ميام
.سلام، تو بايد ديلان باشي - .ديلان. آره -
.من مادر هيلي هستم
.بيا بريم
.يه لحظه صبر کن
ديلان...تو هنوز ميري دبيرستان؟ - .بله، سال آخري هستم -
No comments yet. Be the first to leave one.