لومړۍ 200 کرښې.
تمامی اسامی شخصیتها و سازمانها>> <<خیالی بوده و واقعیت ندارد
سلام، آقای کیم مین جون
مدیر تیم رسیدگی به درخواست بیمه
چویی کانگ وو هستم
پرسیدم اینجا چکار میکنی
به عنوان مدیر این تیم باید چکار کنم؟
مسلماً بازرسی مطالبات بیمه
بازرسی مطالبات بیمه؟
...گفتی یکی بهت گفته
دنبال اصل بیمه نامه بگردی
خدای من
...حتماً بیمه تهیانگ خیلی بهت اعتماد داره
که پستت رو بدون هیچ تردیدی بهت برگردونده
چی بگم
بهم اعتماد دارن؟
منم باید به بیمه تهیانگ اعتماد داشته باشم؟
کیم مین جون
چی تو کلهته؟
جایی وایستا که رادار جواب بده
نذار مردم متوجهت بشن
برای اینکه نشون بدم چقدر بهت اعتماد دارم
باید توجه مردم رو به خودم جلب کنم
اگه دوباره بگیرنت
هیچکی نمیتونه نجاتت بده
آقای چویی، نگرانمی؟
چرا باید نگران یه کلاهبردار باشم؟
میگم گند نزن به برنامه ام
امر بفرمایید
ای خدا، بزمجه
هفته دیگه مجمع عمومی فوقالعاده تشکیل میشه
پس هفته دیگه
رئیس جو هیونکی میشی؟
همهاش به لطف و عنایت شماست، رئیس چا
مراسم جانگپیل کیه؟
فکر میکنم همین جمعه
میتونید بیاید؟
...تمام سیاستمداران و بیزینسمنها میدونن
رفقای گرمابه و زمستون بودید
باید بیاید و کمی آه و ناله راه بندازید
نگران نباش
...هیون کی، فقط چون بابات مُرده
کلهات باد نکنه
...تا وقتی مجمع عمومی تموم نشده
دردسر درست نکن
نگران باشید
...دو سال طول کشید
تا بالاخره بتونم از پدرم دل بکنم
...بعد از حادثه پرواز 801 همینجا غش کرد
و دیگه هم بهوش نیومد
نه؟
بگذریم، هنوزم دارینش، نه؟
اونو
تو چی؟
البته
...به خاطر همون
برای جانشینی کمکم کردین
...بعد از مجمع
همونطور که قول دادی بیارش
اون وقت منم بهت میدم
...هونگ جو
تا آخرشم نباید رازمون رو بدونه
...فقط دلم براتون میسوزه
که چیزهای زیادی رو از هم مخفی میکنین
...ممکنه بقیه فکر کنن
من و شما پدر و پسریم
بازم چرت و پرت داری بگی؟
نه، تموم شد
...بابا، کانگوو
سلام، معاون چا
چرا انقدر آشفتهای؟
چیزی شده؟
باید بری
میخوام بدونم راجب چی میخواین حرف بزنین
اما منو در این بحث شرکت نمیدین
چرا کانگوو رو دوباره استخدام کردین؟
من اینکارو نکردم
خودش برگشت
خودش؟
بازم، چرا گذاشتین برگرده؟
تو شرایط خیلی بدی هستیم
خودت گفتی موشین به اندازه کافی خوب نیست
دنبال یه مدیر جدید بودی، اینطور نیست؟
...با کانگوو، تو ده سال گذشته
تو حوزه کاری خودمون نامبر وان بودیم
...خوب نبود حالا که میخواست برگرده
دست رد به سینهاش میزدم
...اگه نگرانشین
...من مراقبشم
خیلی خودت رو اذیت نکن، هونگجو
...کانگوو
تا همین اواخر دنبال لی میران بود
هونگجو، چرا انقدر نگرانی؟
مشکلی درباره سقوط هواپیما هست؟
فکر نمیکنم اینطور باشه
نه؟
بابا - خوب گوش کن، هونگجو -
اگه ما یادش نمیاریم
پس حقیقت نداره
باید کاری کنیم حقیقت نداشته باشه
هنوزم مرغتون یه پا داره؟
برای همین کانگوو رو لازم دارین؟
...اگه بهش چیزی رو که میخواد بدی
و تنهاش بذاری، میقاپه و میره
استعدادش همینه
اگه با شما هم همینکارو کنه چی؟
...چیزی رو که بعداً
نمیتونی فراموش کنی رو نپرس
فقط آماده شو که سگ رو بکشی
این دفعه، باید بذاری بره
...بهم میگین
معاون چا از بیمه تهیانگ
میخوای همیشه زیردست کانگوو بمونی؟
نمیخوای این مقام رو به دست بیاری؟
انتخابت رو بکن، هونگجو
این جایگاه به زودی خالی میشه
وقتی این جایگاه رو ول کنین
کجا میخواین برین؟
به جوهان؟
...گفتم
...چیزی رو که
بعداً نمیتونی فراموش کنی رو نپرس
اخبار رو دیدین؟
مدیر چویی کانگوو بعد از دو سال برگشته
سگ وحشی برگشته
دوباره اوضاعمون خوب میشه
آره - اسطورهایه برا خودش -
چویی کانگوو
...بابا، کانگوو
کانگوو
الو؟
!کجا میری؟ مگه چغندرم
...اونه که
لبخند به لب هونگجو میاره
بعد از 2 سال برگشته؟
بعد از 2 سال؟
...بعد از اون تلفنی
که سوالش رو نفهمیدم
چطور تونستی اینکارو بکنی بدون اینکه بهم بگی؟
...بین من و تو
منظورم اینکه
اگه به عنوان مقام بالاتر ازت نگرانمی
باید قبلش بهم میگفتی
متأسفم، معاون چا
...معاون چا؟ کانگوو، لطفاً
بذار یه چیزی ازت بپرسم
به عنوان یکی از کارمندام جواب نده
خودت باش
چیه، هونگجو؟
راستش رو بگو
چرا برگشتی؟
چون میخواستم
...خیلی از وقتی که خواستی به سگ وحشی
بیام نمیگذره
اما چرا انقدر غیرمنتظره برگشتی؟
دیگه دلیلی برای بودن سگ وحشی نبود
کو جینچول مُرده
نمیدونستی؟
...از کجا میدو
...بابام
میدونه؟
...دیگه دلیلی نداشتم
که سگ وحشی رو نگه دارم
برای همین بهش گفتم میخوام برگردم تهیانگ
فکر میکنم تو تهیانگ بیشتر به درد بخورم
تو ته یانگ بیشتر به درد بخوری"؟"
الان خیلی سطح تشخیص اومده پایین
میکشمش بالا
پس دلیلت اینه؟
همش همین؟
معلومه که نه
...تو بهم گفتی
زندگیم رو بکنم، به عنوان چویی کانگوو
گفتی که چنین چیزی نیست دیگه
آره، هست
یه جایی که انتظارش نمیرفت
تازه الان فهمیدم
اونجا کجاست؟
اینجا
بیمه تهیانگ
واقعاً؟
اینجاست؟
آره، همین فکر رو میکنم
مثل زادگاهمه
نه؟
...بازم کیمچی جیجگه نداری و
بازم کیمباپ مثلثی میلنبونی؟
...گفتی وقتی یونگسان بودی
هر روز همینو میخوردی؟
ازش حالت بهم نمیخوره؟
چرا حالم رو بهم بزنه؟ طعمش جدیده
گوشت خرچنگه
باید یه چیز سالم بخوری
بالاخره اومدین خونه
غذات چطور بود؟
اون اینجا چکار میکنه؟
برا خودش میاد و میره انگار خونهشه
هی، دکتر کیم
از رو صندلی آقای چویی برپا
...پنتیوم، دیگه باید
اسباب ردگیریت رو از روی وسایلم برداری
No comments yet. Be the first to leave one.