The Rookie

The Rookie

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Rookie S01E19 1080p WEB h264-TBS
The Rookie S01E19 iNTERNAL 720p WEB h264-BAMBOOZLE
د لخوا تبصره Anakin_Skywalker
█► Skywalker | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

تګونه

web
1080
720p
720
په خپور شو: 2019-05-03
ډاونلوډونه: 78
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ 7آدام-15،

‫ آژیر مخفی، 801 هثروی شمالی

‫ پاسخ به کد 2

‫صاحب خونه رو شناسایی کردیم؟

‫نه، به عنوان یه شرکت هلدینگ ثبت شده.

‫پلیس!

‫"بیشاپ"؟

‫هی! سلام.

‫اوه، خدایا شکرت.

‫تقریباً یه ساعت میشه ‫این بالا گیر کردم.

‫مرکز، آتش نشانی ‫رو بفرست به موقعیتمون.

‫یه یارو داریم بالای درخته.

‫من سوالات زیادی دارم.

‫که با "چطور؟" شروع میشه ‫و با "چرا؟" تموم.

‫محدوده فرود رو خطا رفتم.

‫واضحه.

‫ببخشید.

‫شما تو ملک من چی کار می کنید؟

‫جواز دارین؟

‫یه تماس داشتیم.

‫آه، آژیر خاموش.

‫و تو رو درخت من چی کار می کنی، داداش؟

‫محدوده فرود رو رد کرده.

‫آره، واضحه.

‫راستش، هدفم خونه ی ‫"سلنا گومز" بود.

‫آه، "سلنا گومز" اینجا زندگی نمی کنه.

‫اون.. نمی تونم بهت بگم

‫- "سلنا گومز" کجا زندگی می کنه. ‫- صبر کن.

‫تو مزاحم "سلنا گومز" ای؟

‫مزاحمت واژه زشتیه.

‫فرود اومدن با چتر نجات توی ‫حیات پشتی یه نفر

‫یجورایی دیوانگیه، داداش.

‫اول ایمنی بعد کار.

‫یعنی نمی خواین ازش ‫شکایت کنین؟

‫نه، فقط هر چه سریعتر ‫از ملک من خارجش کنید.

‫حله.

‫خدایا اون "ویل آی ام" ئه!

‫خیلی باحاله.

‫یا حضرت عباس!

‫اصلاً هم ترسناک نبود.

‫رسید.

‫چی رسید؟

‫اوه، فراری؟

‫وی12، دوربین تک بالای ماشین.

‫0تا60 قبل اینکه ‫بتونی پلک بزنی.

‫اوه، نمی دونم ،مرد. ‫من خیلی سریع می تونم پلک بزنم.

‫باهام بیا بریم بگیریمش.

‫اوه، باشه.

‫اوه، یه ثانیه صبر کن.

‫تو فقط به آرم من احتیاج داری

‫که بتونی تو آزادراه تخت گاز بری.

‫نه! نه!

‫شرمنده، داداش ‫امکان نداره.

‫بعلاوه، من باید زود برم سر کار ‫یه سری به "بیشاپ" بزن.

‫فرداجلسه شین نون الف در مورد ‫خطا در پ سین شینشه..

‫- چی برای چی؟ ‫- اوه.

‫شورای نظارت انضباطی ‫برای حذف کردن برادر پرورشگاهیش

‫از پرسشنامه ی سوابق شخصیش.

‫در زمان استخدامش در دپارتمان.

‫یارو سابقه قضایی داشته.

‫موضوع مهمیه؟

‫خب، ممکنه بخاطر دروغ در ‫یه سند رسمی اخراج بشه.

‫اوه، سخته.

‫می تونم ببینم چرا ‫کلافه ای.

‫خب، چون "بیشاپ" میگه ‫کاری برای کمک بهش از دستم بر نمیاد.

‫- اون مشکل توئه، می دونی. ‫- اوه، خوبه.

‫امیدوار بودم بتونیم موضوع رو ‫به عدم کفایتم ربط بدیم.

‫نه، جدی دارم می گم.

‫تو یه نیاز بیمار گونه ‫برای حل کردن مسائل مردم داری.

‫حتی وقتی که می دونی ‫کاری از دستت بر نمیاد.

‫نه، ندارم.

‫من... خیلی خب، ببین ‫من باور نمی کنم

‫هیچوقت هیچ راه حلی نباشه.

‫مثل ضرب کردن سه علامت منفیه.

‫پس بهم بگو آقای حلش می کنم...

‫"بیشاپ" اصلاً کمکت رو می خواد؟

‫- چرا نخواد؟ ‫- چون تو یه تازه کاری...

‫کف زنجیره ی غذایی.

‫چیزی که فکر می کنی یا می گی ‫داخل دپارتمان ارزشی نداره.

‫مخصوصاً برای فرمانده پلیس...

‫که شخصاً مجازات "تالیا" رو ‫تعیین می کنه.

‫یکم بی رحمانه به نظر میاد.

‫با اینکه بی رحمانه است،

‫الآن باید حواست رو ‫بذاری روی کار خودت.

‫هفته ی دیگه یه امتحان ‫شش ماهه داریم.

‫و باید برای رفتن به ‫مرحله ی بعدی تعلیم

‫بترکونیمش.

‫یعنی جایی که یه 7 ماه دیگه

‫رو با افسر های معلممون می گذرونیم؟

‫آره، اما آزادی بیشتری داریم.

‫و دیگه از ارزیابی روزانه هم خبری نیست

‫وگرنه، برمی گردیم به ‫خط شروع.

‫و تو تازه کاری نیستی که ‫برگرده عقب.

‫یا بدتر.

‫عینکه چی میگه؟

‫آه، فهمیدم که نیاز دارم ‫تو کار تفریح بیشتری بکنم.

‫از این همه جدی گرفتن همه چی ‫دست بردارم.

‫خیلی خب، گوش کنین.

‫چند تا خبر بد برای تازه کار هامون ‫دارم.

‫صدقه سر بازپرس "جنکینز" ‫که توی فهرست "بریدی" قرار داده شد،

‫اداره داره قوانین مربوط به ‫آموزش میدانی رو

‫سخت گیرانه تر می کنه.

‫ختم کلام...

‫هر سرباز حالا باید

‫فهرست " یادگیری و تمرین" ‫رو به عنوان افسر بالا دست

‫قبل از اینکه بهشون اجازه ‫شرکت در آزمون 6 ماهه داده بشه رو کامل کنه.

‫شوخی می کنین دیگه.

‫من اجازه نمیدم تازه کار ها ‫تا ماه دوم افسر بالا دست بشن.

‫اگه سرباز هامون با یه مسئله مواجه بشن،

‫مهم نیست ‫بالا دست باشن یا نه.

‫- این برای اون ها یا ما منصفانه نیست. ‫- موافقم.

‫اما الآن وقت ‫"کلاهتو محکم نگه دار" برای دپارتمانه.

‫وقتی از شهر شکایت می شه، ‫اولین خطی که بهش نگاه می کنن

‫تعلیم افسر و تجربه است.

‫اونا تصمیم گرفتن تجربه نمی تونه ‫به معنی

‫" منم اونجا بودم" باشه.

‫نمی تونیم از دوره ی بعدی ‫این رو شروع کنیم؟

‫اداره پلیس لس آنجلس یه ‫مجموعه قوانین مزخرفه، افسر "بیشاپ".

‫آخرین چیزی که براشون مهمه ‫یه مشت تازه کاره.

‫پس، از کجا بدونیم ‫چند تا پرونده بدهکاریم؟

‫گوشت رو وا کن ببین چی میگم، ‫افسر "چن"،

‫چون می خوام بهت بگم.

‫برای تکمیل کردن فهرستتون،

‫شما باید افسر اول توی ‫یه سرقت اتومبیل،

‫ماشین ربایی، دو راهی اخلاقی، ‫حمل شیشه،

‫هویت غلط، ‫حمله به یه افسر حفظ آرامش،

‫و آسیب به اموال شهری باشید.

‫- اون... هفت تا مورده. ‫- پس ما چی؟

‫افسر "وست" یه ‫کنترل جمعیت با ریسک بالا نیاز داره.

‫حمل شیشه، سرقت ماشین،

‫آب خوردنه، رییس.

‫منظورم اینه که "قربان".

‫میشه بپرسم،

‫خب، افسر "نولان"، ‫مواردی که شما نیاز دارین

‫توی فهرستتون...

‫صفر تاست.

‫شاید بخواین از افسر معلمتون

‫برای اینکه از روز اول ‫افسر اولتون کرد تشکر کنید.

‫و، از اونجایی که ‫دیگه بی حس شدین،

‫اینم باقی خبر های بد.

‫منابع انسانی مدرک ‫تکمیل

‫لیست ها رو تا انتهای ‫شیفت فردا می خواد.

‫وگرنه مدت موندن سرباز ها ‫توی برنامه تمدید میشه.

‫که یعنی همه مون عقب می افتیم.

‫قربان، هیچ راهی برای کنترل کردن ‫اینکه چه جور "تجربیاتی"

‫توی دو روز آینده می کنن ‫وجود نداره.

‫مفهوم شد.

‫ببینید، می دونم دستور مشکلیه.

‫اما بهتون ایمان دارم.

‫من تماس های مورد نیاز رو به مرکز ‫اطلاع دادم.

‫اونا اگه... وقتی پیش بیان ‫تماس ها رو

‫به پاسگاه شما وصل می کنن.

‫تموم شد، باشه؟

‫موفق باشین، اون بیرون مواظب ‫خودتون باشین.

‫افسر "نولان"، ‫از اونجایی که آزاد و بی کاری،

‫برو بازپرس "ولف" رو ببین.

‫برای تو و "بیشاپ" یه کاری داره.

‫بله، قربان.

‫شنیدم برامون یه پرونده دارین.

‫آره، بیا تو.

‫به کمکت در رابطه با یه فراری ‫احتیاج دارم.

‫"کریگ لاسون"، پارسال وقتی فهمید

‫بابت چند میلیون ‫اختلاس از یه کسب و کار خانوادگی

‫قراره بازداشت بشه از شهر زد بیرون.

‫هفته ی گذشته، بابائه ریق رحمت ‫رو سر می کشه.

‫فکر می کنید "لاسون" برای ‫مراسم خاکسپاری بر می گرده؟

‫یا ختم بعدش ‫توی خونه؟

‫من تا تو برای خدمت به "مالیبو" بری

‫این موضوع رو بررسی می کنم.

‫به نیرو های محلی ‫هم اطلاع دادم.

‫بله؛ قربان.

‫هی.

‫"بیشاپ" چطوره؟

‫اوه، اون... خوبه.

‫بهش بگو شین نون الف ‫کصشره.

‫اون برای نجات جون من ‫جون خودش رو به خطر انداخت.

‫امکان نداره برای یه حذف کوچیک

‫از مدارکش اخراج بشه.

‫و به افسر ارشد هم این رو گفتم.

‫بهش می گم.

‫مطمئنم که خوشحال میشه.

‫به نظرت حرف زدن با افسر ارشد

‫فایده ای هم داره؟

‫- تو یه تازه کاری. ‫- من یه تازه کارم، این...

‫عینک جدید؟

‫می تونم مسخره کردنتون رو بشنوم.

‫پس خوب گفتم، درش بیار.

‫من با دفترچه خدمت ‫آشنایی کامل دارم،

‫و هیچ جاش ننوشته ‫نمی تونم این رو بزنم.

‫پس اگه قانونی رو زیر پا نذارم،

‫چرا بهم گیر می دی؟

‫یا درش بیار یا بخورش.

‫بله؛ خانم.

‫ 7آدام7، تجاوز و ضرب و شتم

‫ 1501ملروز

‫اوه، باید بدنش به ‫یکی دیگه.

‫چون من به تجاوز نیازی ندارم.

‫ما تماس ها رو رد نمی دیم.

‫7آدام7، ما رو در حال پاسخدهی نشون بده.

More Farsi Persian subtitles for The Rookie

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left