لومړۍ 200 کرښې.
7آدام-15،
آژیر مخفی، 801 هثروی شمالی
پاسخ به کد 2
صاحب خونه رو شناسایی کردیم؟
نه، به عنوان یه شرکت هلدینگ ثبت شده.
پلیس!
"بیشاپ"؟
هی! سلام.
اوه، خدایا شکرت.
تقریباً یه ساعت میشه این بالا گیر کردم.
مرکز، آتش نشانی رو بفرست به موقعیتمون.
یه یارو داریم بالای درخته.
من سوالات زیادی دارم.
که با "چطور؟" شروع میشه و با "چرا؟" تموم.
محدوده فرود رو خطا رفتم.
واضحه.
ببخشید.
شما تو ملک من چی کار می کنید؟
جواز دارین؟
یه تماس داشتیم.
آه، آژیر خاموش.
و تو رو درخت من چی کار می کنی، داداش؟
محدوده فرود رو رد کرده.
آره، واضحه.
راستش، هدفم خونه ی "سلنا گومز" بود.
آه، "سلنا گومز" اینجا زندگی نمی کنه.
اون.. نمی تونم بهت بگم
- "سلنا گومز" کجا زندگی می کنه. - صبر کن.
تو مزاحم "سلنا گومز" ای؟
مزاحمت واژه زشتیه.
فرود اومدن با چتر نجات توی حیات پشتی یه نفر
یجورایی دیوانگیه، داداش.
اول ایمنی بعد کار.
یعنی نمی خواین ازش شکایت کنین؟
نه، فقط هر چه سریعتر از ملک من خارجش کنید.
حله.
خدایا اون "ویل آی ام" ئه!
خیلی باحاله.
یا حضرت عباس!
اصلاً هم ترسناک نبود.
رسید.
چی رسید؟
اوه، فراری؟
وی12، دوربین تک بالای ماشین.
0تا60 قبل اینکه بتونی پلک بزنی.
اوه، نمی دونم ،مرد. من خیلی سریع می تونم پلک بزنم.
باهام بیا بریم بگیریمش.
اوه، باشه.
اوه، یه ثانیه صبر کن.
تو فقط به آرم من احتیاج داری
که بتونی تو آزادراه تخت گاز بری.
نه! نه!
شرمنده، داداش امکان نداره.
بعلاوه، من باید زود برم سر کار یه سری به "بیشاپ" بزن.
فرداجلسه شین نون الف در مورد خطا در پ سین شینشه..
- چی برای چی؟ - اوه.
شورای نظارت انضباطی برای حذف کردن برادر پرورشگاهیش
از پرسشنامه ی سوابق شخصیش.
در زمان استخدامش در دپارتمان.
یارو سابقه قضایی داشته.
موضوع مهمیه؟
خب، ممکنه بخاطر دروغ در یه سند رسمی اخراج بشه.
اوه، سخته.
می تونم ببینم چرا کلافه ای.
خب، چون "بیشاپ" میگه کاری برای کمک بهش از دستم بر نمیاد.
- اون مشکل توئه، می دونی. - اوه، خوبه.
امیدوار بودم بتونیم موضوع رو به عدم کفایتم ربط بدیم.
نه، جدی دارم می گم.
تو یه نیاز بیمار گونه برای حل کردن مسائل مردم داری.
حتی وقتی که می دونی کاری از دستت بر نمیاد.
نه، ندارم.
من... خیلی خب، ببین من باور نمی کنم
هیچوقت هیچ راه حلی نباشه.
مثل ضرب کردن سه علامت منفیه.
پس بهم بگو آقای حلش می کنم...
"بیشاپ" اصلاً کمکت رو می خواد؟
- چرا نخواد؟ - چون تو یه تازه کاری...
کف زنجیره ی غذایی.
چیزی که فکر می کنی یا می گی داخل دپارتمان ارزشی نداره.
مخصوصاً برای فرمانده پلیس...
که شخصاً مجازات "تالیا" رو تعیین می کنه.
یکم بی رحمانه به نظر میاد.
با اینکه بی رحمانه است،
الآن باید حواست رو بذاری روی کار خودت.
هفته ی دیگه یه امتحان شش ماهه داریم.
و باید برای رفتن به مرحله ی بعدی تعلیم
بترکونیمش.
یعنی جایی که یه 7 ماه دیگه
رو با افسر های معلممون می گذرونیم؟
آره، اما آزادی بیشتری داریم.
و دیگه از ارزیابی روزانه هم خبری نیست
وگرنه، برمی گردیم به خط شروع.
و تو تازه کاری نیستی که برگرده عقب.
یا بدتر.
عینکه چی میگه؟
آه، فهمیدم که نیاز دارم تو کار تفریح بیشتری بکنم.
از این همه جدی گرفتن همه چی دست بردارم.
خیلی خب، گوش کنین.
چند تا خبر بد برای تازه کار هامون دارم.
صدقه سر بازپرس "جنکینز" که توی فهرست "بریدی" قرار داده شد،
اداره داره قوانین مربوط به آموزش میدانی رو
سخت گیرانه تر می کنه.
ختم کلام...
هر سرباز حالا باید
فهرست " یادگیری و تمرین" رو به عنوان افسر بالا دست
قبل از اینکه بهشون اجازه شرکت در آزمون 6 ماهه داده بشه رو کامل کنه.
شوخی می کنین دیگه.
من اجازه نمیدم تازه کار ها تا ماه دوم افسر بالا دست بشن.
اگه سرباز هامون با یه مسئله مواجه بشن،
مهم نیست بالا دست باشن یا نه.
- این برای اون ها یا ما منصفانه نیست. - موافقم.
اما الآن وقت "کلاهتو محکم نگه دار" برای دپارتمانه.
وقتی از شهر شکایت می شه، اولین خطی که بهش نگاه می کنن
تعلیم افسر و تجربه است.
اونا تصمیم گرفتن تجربه نمی تونه به معنی
" منم اونجا بودم" باشه.
نمی تونیم از دوره ی بعدی این رو شروع کنیم؟
اداره پلیس لس آنجلس یه مجموعه قوانین مزخرفه، افسر "بیشاپ".
آخرین چیزی که براشون مهمه یه مشت تازه کاره.
پس، از کجا بدونیم چند تا پرونده بدهکاریم؟
گوشت رو وا کن ببین چی میگم، افسر "چن"،
چون می خوام بهت بگم.
برای تکمیل کردن فهرستتون،
شما باید افسر اول توی یه سرقت اتومبیل،
ماشین ربایی، دو راهی اخلاقی، حمل شیشه،
هویت غلط، حمله به یه افسر حفظ آرامش،
و آسیب به اموال شهری باشید.
- اون... هفت تا مورده. - پس ما چی؟
افسر "وست" یه کنترل جمعیت با ریسک بالا نیاز داره.
حمل شیشه، سرقت ماشین،
آب خوردنه، رییس.
منظورم اینه که "قربان".
میشه بپرسم،
خب، افسر "نولان"، مواردی که شما نیاز دارین
توی فهرستتون...
صفر تاست.
شاید بخواین از افسر معلمتون
برای اینکه از روز اول افسر اولتون کرد تشکر کنید.
و، از اونجایی که دیگه بی حس شدین،
اینم باقی خبر های بد.
منابع انسانی مدرک تکمیل
لیست ها رو تا انتهای شیفت فردا می خواد.
وگرنه مدت موندن سرباز ها توی برنامه تمدید میشه.
که یعنی همه مون عقب می افتیم.
قربان، هیچ راهی برای کنترل کردن اینکه چه جور "تجربیاتی"
توی دو روز آینده می کنن وجود نداره.
مفهوم شد.
ببینید، می دونم دستور مشکلیه.
اما بهتون ایمان دارم.
من تماس های مورد نیاز رو به مرکز اطلاع دادم.
اونا اگه... وقتی پیش بیان تماس ها رو
به پاسگاه شما وصل می کنن.
تموم شد، باشه؟
موفق باشین، اون بیرون مواظب خودتون باشین.
افسر "نولان"، از اونجایی که آزاد و بی کاری،
برو بازپرس "ولف" رو ببین.
برای تو و "بیشاپ" یه کاری داره.
بله، قربان.
شنیدم برامون یه پرونده دارین.
آره، بیا تو.
به کمکت در رابطه با یه فراری احتیاج دارم.
"کریگ لاسون"، پارسال وقتی فهمید
بابت چند میلیون اختلاس از یه کسب و کار خانوادگی
قراره بازداشت بشه از شهر زد بیرون.
هفته ی گذشته، بابائه ریق رحمت رو سر می کشه.
فکر می کنید "لاسون" برای مراسم خاکسپاری بر می گرده؟
یا ختم بعدش توی خونه؟
من تا تو برای خدمت به "مالیبو" بری
این موضوع رو بررسی می کنم.
به نیرو های محلی هم اطلاع دادم.
بله؛ قربان.
هی.
"بیشاپ" چطوره؟
اوه، اون... خوبه.
بهش بگو شین نون الف کصشره.
اون برای نجات جون من جون خودش رو به خطر انداخت.
امکان نداره برای یه حذف کوچیک
از مدارکش اخراج بشه.
و به افسر ارشد هم این رو گفتم.
بهش می گم.
مطمئنم که خوشحال میشه.
به نظرت حرف زدن با افسر ارشد
فایده ای هم داره؟
- تو یه تازه کاری. - من یه تازه کارم، این...
عینک جدید؟
می تونم مسخره کردنتون رو بشنوم.
پس خوب گفتم، درش بیار.
من با دفترچه خدمت آشنایی کامل دارم،
و هیچ جاش ننوشته نمی تونم این رو بزنم.
پس اگه قانونی رو زیر پا نذارم،
چرا بهم گیر می دی؟
یا درش بیار یا بخورش.
بله؛ خانم.
7آدام7، تجاوز و ضرب و شتم
1501ملروز
اوه، باید بدنش به یکی دیگه.
چون من به تجاوز نیازی ندارم.
ما تماس ها رو رد نمی دیم.
7آدام7، ما رو در حال پاسخدهی نشون بده.
No comments yet. Be the first to leave one.