لومړۍ 200 کرښې.
ارائه اي از اولين انجمن حرفه اي و اختصاصي در زمينه سريال >
...بعد از گذشت اين همه سال
.معلوم نيست چقدر گرسنه اي...
.واي خداي بزرگ
!ببين
!ما پولدار شديم
.خون مايه ي زندگي ـيه
.همه ي مهمونا رسيدن
عکاس هم اومد؟
.همونطور که ترتيب داده بودين
و نمونه ي ازمايشي؟ ...طبق برنامه واسه
نمايش آمادست؟...
.آمادست قربان
.طبق برنامه
از امروز به بعد .شما يه صنعتگر آمريکايي هستين
امريکايي مثل خدا ، اسلحه و "بربن"
. طبق برنامه - .عالــيه قربان-
.عصر بخـــير
.اينجانب "آلکساندر گريسن" هستم
.چـه مهموني باهيجاني ـيه
مگه باهيجان نيست؟
هيچي نشده از "گريسن" خوشم اومده- .ممنون-
اين ليوان از درآمد يه هفته ي .من با ارزشتره
."تابلو نکن"جاناتان
در ضمن...از درآمد يه ماه ـتم .با ارزش تره
"لوسي"
.يه کوچولو شوخي کردم
ناراحت که نشدي؟مگه نه؟ .اگه ناراحت شدي عذر بخوام
.معلومه که نه .شما بيش از حد جذابين
هستم؟ نه؟
.من ميرم
حالا قولتو يادت مياد ! مگه نه؟
من امشب مهمان افتخاري هستم نه يه روزنامه نگار
يجورايي عزيزه ! نه؟
الستر" عشق من"
کجا قايم شده بودي؟
...لوسي" عزيزم"
.اين کاملا يه گروه منتخبه
تازه پولدار ، از قديم پولدار و هميشه پولدار
فکر ميکني "آلکساندر گريسن"کدوم باشه؟
مطمئنم خودشو با .يه نمايش بزرگ نشون ميده
.هميشه تو مهمونيا کارش همينه- .اهم-
...چطور بهت اجازه دادم بامن هم صحبت بشي
.يکي بايد تورو از اون آزمايشگاه بيرون مياورد
...حقيقته
...تو ترجيح ميدي بعدازظهرت رو با من بگذروني
يا با يه قورباغه تو الکل؟...
...ام...قورباغه
...چون آخرش يه احتمالي هست
.که بوسه ي من اونو شاهزاده کنه...
خب...زيادي سخت نگرفته؟
.ديوارا رو با پوند کاغذ ديواري زده
.چــه آمريکايي هاي محنت زده اي
انصافاً حيرت زده شدم وقتي ديدم اين همه آدم جمع شده
...چطور ميتونيم درست و حسابي مسخرش کنيم
وقتي جمعمون کامل نباشه ؟
.خانم ها و آقايون ...باعث افتخارمه که به شما
...صاحب خونه ي اين کاخ بزرگ ...ميزبان شما
.جناب "آلکساندر گريسن" رو معرفي کنم...
.خودشـه- !.خودشـه-
.به خونه ي من خوش اومدين
شما آزادانه اومدين ...و با خيال راحت ميرين
خواهشم از شما اينه که مقداري از اون حس شـاديتونو .واسم بذارين
همه چي روبراهه؟
.بله- مطمئني؟-
.بله
.يهــو قلبم ريخت .فکر کنم
.هممم
.اون زنــه .ساتن آبيه و توريه
...ميخوام همه چي در موردش بدونم
. و اون مردي که همراهشه... .حتما قربان-
اوه...آقاي "گريسن"ـه مرموز .بالاخره همديگه رو ملاقات کرديم
از ديدنم خوشحالي؟
...تو يه حموم گرم بودم
ولي خيلي راحت اومدم ببينم .اين همه سرصدا براي چيه
"جين وتربي"
لُرد "وتربي"؟
!اوه !شکرخدا ! نه
...اين ممم .همراه من واسه امشب بود
."دوست خيلي عزيزم آقاي"کروگر
.موفق باشيد
.ها
"کلايو داوز"
."الکساندر گريسن"
اجازه بده همسرم رو معرفي کنم "بانو "هپ
،چه سالن رقص چشمگيري ."جناب "گريسن
."معرفي ميکنم جناب لرد"داونپورت
..."و بانو "لورانت
"و لُرد "لورانت
"لُرد "لورانت
.باشکوه ...اگر اشتباه نکنم
شما و آقاي "کلايو" هيئت مديره .شرکت بزرگ بريتانيايي مواد خنک کننده هستين
ما عضو هيئت مديره هاي زيادي هستيم "جناب"گريسن
البته که اينطوره
...امپراطوري انگليس حق امتياز خودشو نگه داشته
...اختراع ثبت شده در ماده ي سردکننده با راندمان بالا...
...که ميتونه در پيشبرد يکي از مفيدترين...
.پروژه هاي تکنولوژيکي من مفيد باشه...
.من خيلي دوست دارم که .اون حق امتيازارو بدست بيارم
."جناب "گريسن ...شرکت سلطنتي بريتانيا
در صدد فروش محصولاتمون .به صنعت بريتانياست
نه واگذاري حق امتياز .به مستعمرين سودجو
.عزيزم
شايد دفعه ي بعدي آقاي "کلايو"رو .بذاري توي ليستت
.اون يه قماربازي قديميه ...نه ازون خوباش
.تا جايي که من فهميدم...
...جاناتان"کجا بودي تو"
."آلکساندر گريسن"- "جاناتان هارکر"-
و ايشون دوسته دوست داشتني بنده .خانم "مينا ماري"هستن
."معلومه که دوست داشتي هستن"مينا
...عذر ميخوام ..من فقط
...من قسم ميخورم- قبلاً باهم آشنا شديم؟-
.بله
.منم دقيقا داشتم به همين فکر ميکردم- پوزش منو بطلبيد قربان-
.وقتشه- .اوه بله-
.منو ببخشيد
"بگو ببينم "رنفيلد جاناتان هارکر" کيه؟"
اون يکي از گزارشگرهاي سمج هست
...مدبر ، سرسخت .و خيلي خيلي بلند پروازانست
و اون زنه؟
مينا ماري" دانشجوي پزشکي"
"پدرش دکتر "ويليام ماري
."مدير بيمارستان سلطنتي "بتلام
...خانم ها و آقايون
ازتون تقاضا ميکنم .در وسط سالن گرد هم جمع شين
جناب "هارکر" ،"آرم رنفيلد" هستم
شما کاملا ميدونين که دعوت نامه براي مطبوعات ممنوعه؟
مطمئن باشين .من صرفا به عنوان يه دوست اينجام
چه حيف
جناب "گريسن" ناراحت نميشن اگه
شما يکي دو کلمه بنويسين...
اگر علاقه مند هستين ...ايشون مايلند که
فردا براي مصاحبه تشريف بيارين
يه ... يه مصاحبه ؟
البته که علاقه دارم
پس ساعت 4:30
... و اکنون اقاي "گريسن" ميخوان که
آخرين شاهکار فني خودشون رو به نمايش بگذارن
... مهمانان افتخاري
وقتي يک پسر بچه بودم
پدرم داستانهايي از عصر تاريکي ميگفت
... زماني که فرهنگ و آموزش در خفاي
تشريفات مذهبي وحشيانه و جنگ بود
... طي ساليان متوالي من فکر ميکردم که
عصر تاريکي درواقع به پايان نرسيده
ترس از کينه و وحشيگري
... آفتي که نياکان ما را دچار کرده
هنوز با ماست
... امشب مفتخر هستم که
يک راه خروج معرفي کنم
خروج از تاريکي
چيزي که براي "توماس اديسون" يک خيال بود
چيزي که "نيکولا تلسا" نتوانست به سرانجام برساند
من آنرا امشب به شما ميدهم
قدرت مغناطيسي زمين
... همان منبع نامرئي که
سوزن قطبنما را وادار ميکند تا شمال را نشان دهد
مهارشده و تقويتشده توسط دانشمندان و متخصصان من
... من به شما برق مجاني
امن و بدون سيم را ميدهم
همين حالا ، فاز اول
! آماده
! فاز اول
! شروع
همچين چيزي ممکنه ؟ - از لحاظ تئوري آره فکر کنم -
... اما اگه به بازار برسه
چه اثري ميتونه روي سرمايههاي نفتي ما بزاره ؟
نابودش ميکنه - جاي نگراني نيست -
قدرت بيشتر
قدرت بيشتر
! فاز دوم
! شروع
"لوسي"
! لوسي" نگاه کن"
يه جور حقهـست بايد يه سيمي هم باشه
ترجمه و تنظيم : مرتضي ، حســـين و محـــــمد رضـــا 'S!CAR!O & htk2006 & Alex-Doom'
!خاموشش کن! همين الان
دچار مشکلات فني شديم قربان
فقط چند ثانيه ديگه
! يکي کمکمون کنه
!دارم ميسوزم! دارم ميسوزم
خنککننده نابود شده
خاموشش ميکنم
يه حقهـست - يه حقهـست -
خانمها و آقايان
ممنون که صبوري به خرج دادين
... معتقدم نمايش کوچک ما
درخشان بود
"لوسي وسترنا"
"خانم "وسترنا
چه زيبا
خانم "ماري" به نظر مبهوت شدهايد
مطمئن نيستم الان چي رو نظاره کردم
"آينده رو خانم "ماري
شروع دورهاي جديد
"آقاي "هارکر
تا فردا - بله -
بله ، البته
انگار مجذوب شما شده بود
! اووه
No comments yet. Be the first to leave one.