لومړۍ 151 کرښې.
.نمایش عجیب الخلقهها پی تی صحبت میکنه
.عه سلام گاندرسون
،نه هنوز بین رو ندیدم
.اما آمادهایم
میگم، بهنظرت ناراحت میشن همه تو یه آکواریوم باشن؟
.خب، یه گراز دریایی هم توش هست
!سرتون رو بدزدید - دزد کو؟ -
حالا چطور میتونیم درک و خرس پسر رو نجات بدیم؟
.و فرکلز - .فرکلز یادت نره -
.بابا - .ببخشید -
.میتونیم از جلو بریم تو - .زیادی خطریه -
.میتونیم از سقف بپریم تو - .زیادی ترسناکه -
.میتونیم از زیر آب بریم
.عمقش زیاده
...مگر اینکه
.این ماهی الکتریکی رو بدزدیم
مطمئنی این یه تابوت رو آبی نیست؟
فقط رو آبی نیست. زیر آبم میره بس کن
.مورا، تو راننده فرارمون میشی
،از این دکمههای پر زرق و برق
...بیق بیق و بوق بوقش نترس
نه، این رو نزن. میخوای به کشتنمون بدی؟
خب وقتی همه عجیب الخلقهها .صحیح و سالم سوار شدن
و من و بابا پریدیم تو
.این دکمه خوشگل گنده رو سریع تکون میدی
.فکر کنم به چپ. شایدم راست باشه
!خیلی خب
این رو فقط مواقع اورژانسی بتابون. باشه؟
.این یکیه
.اوپس
.دوستش داشتم - .بعدا -
باید قبل راه افتادن .این جهتیاب مقصد رو تنظیم کنی
.لنگرگاه 33، سیرک عجیب الخلقهها اونجاست
سرزمین رویا. رو اینجا .تنظیمش میکنی ناخدا مورا
هان؟ هان؟ هان؟ هان؟
باید این صداهه رو دربیارم؟
.آره. راستش فهمیدم کمک میکنه
!وای
.فقط همینها رو لازمه بدونی، فکر کنم
،و اگه خوردی به خوک دریایی .مشکل خودشونه
.حقیقتش، اونا حقشونه
.بابا بشین
.به من دستور نده
.از اینجا خیلی آروم بهنظر میرسه
.تقریبا فراموش کردم که سه سال زندان من بود
.بیا اینجا رو بسوزونیم
.خیلی مهربونی
،لوسی، دختر تیکش .خدا رو شکر با جیغ رسیدم به شما
.گیجش کنید. جدا شید
چرا از من متنفره؟
چون تو بودی که به بین شمشیری رو دادی که سرش رو قطع کرد
.خدایا. چقدر کینهای هستی. بیخیال
.باشه. بیا صلح کنیم. بازی تمومه
!اون تو
.سلام. معمولا شب بهم سر نمیزنن
.یعنی کلا سر نمیزنن
یه کمی جری چاو میخورید؟
،برای استخونهاتون خوبه .چون بیشترش استخونه
.عالیه. خب یه چند متر دیگه
.خیلی خب. برو جلو. یه کم دیگه
.یه... یه کم دیگه. آروم. آروم
ساعت 3 صبحه. شما نفلهها هنوز اینجایید؟
صدای سرت را میشنوم اما نمیتوانی وارد شوی
.سلام. بین بیسر
.چه لطف کردی اومدی
دنبال کسی هستی؟
.کسی اینجا نیست جز ماها
!اون تو رو نگرد
.مطمئنم دیگه امنه
.باز کن جری
.گردنم. فکر کنم دوباره دارم میمیرم
.آره مردم
!جری - !جری -
.جری مرده بدبخت - .فقط احمقها جوونمرگ میشن -
!نمیدونم باید دنبال چی بگردم ولی... امنه
.تا برگردیم موتور رو روشن نگه دار
.و به هیچی دست نزن
.دست
.بیدار شو پیتی
،وقت جمع کردن غذاهای سطل آشغاله
و بعد برای عجیب الخلقهها .دعای صبحگاهی میخونی
.آره خب، من هر روز برای مرگت دعا میکنم بابا
راستی زن جدیدت با مربی گلفت میخوابه
.چقدر هم که خوب
.امیدوارم یه هیولای مرداب بخوردت
بین؟ اینجا چیکار میکنی؟
.اگه واسه خندیدن به حقارت منه زحمت نده
.من دیگه حسی ندارم
.اومدم آزادت کنم
دوستت دارم برادر کوچیکه
.بالاخره این خانواده یه کم بهم محبت کرد
.میدونی من بچگی داغونی داشتم
ماجرای ماهیتابه چدنی گنده رو بهت گفته بودم؟
.میدونم. بعدا دربارهش حرف میزنیم
.فعلا خفه شو .این عملیات مخفیه
!درک! ستاره سیرک عجیب الخلقهها
.دستها بالا
.به به به، طرفدارهامم که تشریف آوردن
سطل گه؟
خب با این دیگه لازم نیست .چندین سال برم روانشناس
.ممنون خانم
وای! من تاحالا انقدر .به یه زن واقعی زنده نزدیک نبودم
باهام ازدواج میکنی؟
.فقط کمکم بقیه رو آزاد کن پسر بزرگ
.من پسر بزرگم - .عجله کن دیگه -
باید قبل بههوش اومدن پی تی تموم این عجیب الخلقهها رو از اینجا ببریم
وگرنه لنگرگاه باز میشه و میفهمن .دنیای بیرون هم همینقدر داغونه
!جری خوش برگشتی
.من که تو رو اینطوری خلق نکرده بودم
!آخ
حالا میشه پام رو ماساژ بدی؟
!بیا حسابم رو برس بین شرور
.اگه واقعا ازم متنفری. میای تو این لوله
.همینه
.میدونی که میخوای به قتل برسونیم
.یه کم جلوتر
.خوبه
.خب، اقیانوس رو هدف بگیر
مطمنید دگمار گفته اشکال نداره؟
.هوی، دگمار بهت حقوق نمیده که سوال بپرسی
دگمار به من حقوق میده؟
دقیقا چقدر باروت ریختی اون تو؟
همهش هم میزان حساب میشه؟
وای درک، بیشتر از چیزی که فکرش رو .میکردم دلم برات تنگ شده بود
حالت خوبه؟
.بله پدر
یه عامله صدف فروش نرفته .داشتیم که بخوریم
.یکی خوردم
.خیلی خب، بریم خرس پسر رو پیدا کنیم
باغ وحش خانوادگی .بدون اون تکمیل نیست
.باشه، یه بار دیگه تکرار میکنم
اگه مغناطیسی هستید لطفا موقع .پایین اومدن از نردبون دستکش دست کنید
.وگرنه راه همه رو میگیرید
آدوال؟ تو اینجا چیکار میکنی؟ تو که عجیب الخلقه نیستی
...تو.. یک دو سه .سه تا چشم داری. عجب ها
،ببخشید که اینطور میگم سرورم
میشه لطفا کونتون رو بجنبونید و زنجیر پام رو باز کنید؟
هی، تو اون زنه نیستی که ماهی بوس میکنه؟
!پری دریایی ماهی نیست .نمیدونم چیان
.پس ترجیح میدم بمونم اینجا
!با خودته. شترق
.خیلی خب. بهم بگو
چطور گذاشتی این دفعه بمیرم؟ .برام جالبه
.آروم باش جری
مگر مرگ، چیزی جز آغازی تازهست؟
.آغازی تازه
.از این چرت و پرتها تحویل من نده
،اول با چکس شانسم به قتل میرسم
بعد یهو میام این بالا ،بعد دوباره یهو برمیگردم زمین
،گردنم رو کج میکنن .و حالا دوباره فرستادنم اینجا
.تصمیمت رو بگیر خدا
No comments yet. Be the first to leave one.